بسیج مدرسه ی عشق


بزرگ مرد تاريخ

 
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل
.:: اولین و کامل ترین صفحه حقوق بشر ::.


اساساً هرکشوری پایان جنگ ویا هر بحرانی را گرامی می دارد. مگر در پایان هشت سال دفاع مقدس ما پیروز مطلق میدان نبرد نبوده ایم؟که شروع جنگ که از تلخترین روزهای دفاع مقدس است را گرامی میداریم. در این مقاله ما سعی می کنیم که به این مساله بپردازیم که چرا هفته اول جنگ به نام دفاع مقدس نام گذاری شده است؟
و با تاکید بر این که بیش از نیمی از جمعیت کشور را جوانان زیر 30 سال تشکیل می دهند. و با توجه به اهمیتی که دوران دفاع مقدس در تاریخ معاصر ایران داردکه همواره در پي بروز هر جنگي، شاهد جدايي بخش هايي از اين سرزمين پهناور به دست بيگانگان بوده است.
به گونه اي كه مي توان گفت در دويست سال گذشته، يعني از زمان «فتحعلي شاه قاجار» به بعد، نزديك به يك ميليون كيلومتر مربع از خاك ايران جدا شده است. اما علي رغم پشتيباني قدرت هاي بزرگ از عراق، روند مذكور در جنگ ايران و عراق ادامه پيدا نكرد و سرفصل جديدي از تاريخ ايران را در صفحات تاريخي به ثبت رساند. در اين جنگ نه تنها يك وجب از خاك ايران در دست نيروهاي عراقي باقي نماند، بلكه عراق به عنوان كشور متجاوز به نظام بين الملل معرفي شد.پس چرا؟ بسیاری از جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب کمترین توجه را به آن دارند و کمترین خاطره های آن دوران مهم را با خود ندارند. با توجه به این که هنوز نسلی که مستقیم در دفاع مقدس حضور داشته است زنده و گواه تاریخی این واقعه عظیم است.(رزمندگان،آزدگان،جانبازان وخانواده معظم شهدا)
مقاله حاضر به چهار بخش تقسیم گردیده است: ابتدا وضعیت ایران قبل از جنگ ، در بخش دوم وضعیت ایران در شروع جنگ و بخش سوم پایان جنگ و بخش چهارم بعد از جنگ.
بخش اول:وضعیت ایران قبل از شروع جنگ
انقلاب اسلامی که ازجهات متعدد با سایر انقلاب ها متفاوت بود. ودرتعارض مستقیم با قدرتهای سلطه گر قرارداشت. و همین تفاوت وتعارض باعث شده بود که غیر پیش بینی باشد. وهمین موضوع موجب نگرانی قدرتهای بزرگ شده بود.لذا ازهمان ابتد با مقابله ی همه جانبه وجدی انان مواجه شد.وقدرتهای بزرگ برای اینکه کشورهای منطقه را همراه خودکنند.صدور اندیشه های انقلاب اسلامی برای کشورهای منطقه را خطرناک عنوان می کردند .ومدعی این بودند انقلاب اسلامی درصدد سرنگونی حکومتهای آنان است.
امام خمینی قدس سره درتشریح صدور انقلاب می فرماید « اين معني غلط را از صدور انقلاب برداشت نكنند كه ما مي‌خواهيم كشورگشايي كنيم. ما همة كشورهاي مسلمين را از خودمان مي‌دانيم. همة كشورها بايد در محل خودشان باشند... معني صدور انقلاب ما اين است كه همه ملتها بيدار شوند و خودشان را از اين گرفتاري كه دارند و تحت سلطه‌اي كه هستند و از اين كه همه مخازن آنها دارد به باد مي‌رود و خودشان به نحو فقر زندگي مي‌كنند، نجات دهند... ما مي‌خواهيم اين چيزي كه در ايران واقع شد، اين بيداري و اينكه خودشان را از ابرقدرتها فاصله دادند و دست آنها را از مخازن خود كوتاه كردند، اين در همه ملتها و در همة دولت‌ها واقع بشود، آرزوي ما اين است.»
دراین دوره کشوربا بحران و چالشهای فراوانی روبرور بود. از لحاظ سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی. که این فشارها عمدتاٌ ازسوی قدرت های بزرگ و کشورهای منطقه ای به ایران تحمیل می شد. تاشاید بتوانند ایران را به پای میز مذکره بکشانند.
در درون ایران گروه های سیاسی اعم از منافقین ، ملی مذهبی ها ، لیبرال ها و جریان های سیاسی دیگر که فکر می کردند بدون حمایت قدرتهای بزرگ نمی شود.کشور را اداره کرد.با ایجاد غائله گنبد ، کردستان ، ترور شخصیت ها و آدم های موثر انقلاب اسلامی با تلاش در حذف نیروهای انقلابی و وفادار به حضرت امام خمینی (ره) خواهان بدست گرفتن حکومت و جدائی دین از سیاست بودند. در حالی که حضرت امام خمینی (ره)تاکید بر پیوستگی دین وسیاست داشت.چرا که اندیشه دینی باعث استقلاق وعزت بود.درحالی که جدایی دین ازسیاست باعث همان وابستگی ها دوران طاغوت می شد. که تمامی این جریانها وابسته به حمایتهای قدرتهای سلطه گر بود.اتقافات دیگری هم دراین دوره رخ می دهد. تلاش برای کودتا توسط عوامل نظامی وابسته به خارج «کودتای نوژه» ،عملیات مستقیم نظامی (حمله به طبس) توسط آمریکا صورت گرفت.
از لحاظ ا قتصادی: مشكلات اقتصادي ايران در سالهاي 58 و 59 كمتر از مشكلات سياسي نبود، در سالهاي قبل از پيروزي به دليل اعتصابات انجام گرفته در بخشهاي اقتصادي كشور بويژه در شركت نفت كه اقتصاد ايران به فروش آن بستگي داشت، عملاً اقتصاد كشور فلج شده بود، تقریباً تمامی بنگاهای تجاری و کارخا نجات به علت وابستگی به خارج و بلوكه شدن دارائي‌هاي ايران در بانكهاي امريكا و تحريم اقتصادي ایران ازسوی امریکا تعطیل بودند. اگرچه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، به فرمان امام راحل(ره) كارگران و كارمنداني فعاليت خود را از نو آغاز كردند. لكن به دليل عدم انسجام سياسي در داخل و تحريك گروهكهاي وابسته حركت اقتصادي شكل مناسبي نداشت. کشور شدیداً در رکود اقتصادی بسر می برد.
ازلحا ظ فرهنگی هم دجار بحران بودیم زیرا درگذشته تقریباً فرهنگ غربی بر کشور حاکم بود.« متاسفانه هنوز آن نوع فرهنگ درجامعه ما جاری است» ولیکن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در حال گذر وتطبیق خود با جامعه بود. که خود این دوگانگی فرهنگ تاثیر بسزایی در مراحل مختلف انفلاب ودفاع مقدس داشت.
بخش دوم :شروع جنگ واوضاع نظامی ایران
اوضاع نظامي ايران در سالهاي 58 و 59 به مراتب بدتر از اوضاع سياسي و اقتصادي بوده است. ارتش جمهوري اسلامي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن سال 57 دچار تحولات عمده‌اي گرديد. زيرا ساختار ارتش متناسب با منافع شاه و اولويت‌هاي سياسي امريكا در منطقه بوده است و با آن ساختار نمي‌توانست در خدمت اهداف انقلاب اسلامي قرار گيرد. حضرت امام خميني(ره) ضمن تأكيد بر حفظ انسجام ارتش، فرصت لازم را در اختيار اين نيرو قرار داد تا ساختار جديد خود را بر مبناي معيارهاي ارتش مكتبي توسعه دهد، اما به دلیل اینکه سازمان و ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از قطع وابستگی ها که تا عمق استخوان ارتش طاغوت نفوذ کرده بود و خروج كارشناسان نظامي و فرار فرماندهان نظامي به خارج از كشور كه عمدة فنون و تخصص‌هاي نظامي را در اختيار داشتند. از ارتش و تصفیه امرای خائن و سرسپرده بخصوص بعد از کودتا نوژه و اقدامات دولت بازرگان مبنی بر كاهش نيروهاي ارتش ، به طوري كه در تاريخ 9/2/58 اعلام داشت كه ايران به ارتش 500 هزار نفري نيازي ندارد و تعداد ارتشيان كاهش خواهد يافت. و از سوی دیگركاهش مدت خدمت سربازي از 24 ماه به 12 ماه و اعزام كادرهاي ارتش به محلهاي سكونت و زادگاه خود،ودراقدامی مشكوك در زمينه لغو قراردادهاي نظامي، از قبيل لغو قرارداد خريد شش فروند زيردريايي از آلمان و لغو قراردادهاي نظامي امريكا، كه در مجموع كاهش توان نظامي و عدم امكان توسعة طرحهاي ساختاري ارتش هدف آن بوده است.از ديگر اقدامات دولت بازرگان است كه سازمان ارتش را دچار تزلزل كرد.وشعارها انحلال ارتش از سوي گروهكهاي مخالف هماهنگ با سياست كاهش توان دفاعي ارتش از سوي ليبرالها. و این موضاعات باعث نوعی از هم گسیختگی در مجوعه ارتش بوجود اورد. بدلیل شرایط خاص انقلاب اسلامی و مرحله دگرگونی و عبور ارتش از ارتش شاهنشاهی به ارتش اسلام به کندی پیش می رفت ولی بعدها با حذف بنی صدر با حاکمیت نیروهای خط امام بر ارتش این تحول با سرعت زیادتر انجام شد.« طارق عزيز وزير امور خارجه عراق سه ماه قبل از حمله طي تحليلي از اوضاع ايران مي‌نويسد: امروز ارتش ايران از هم پاشيده شده استـ»
سپاه نیز بطور دائم درگیر با ضد انقلاب بود و فرصت برپایی تشکیلات و سازمانی که بتواند جلوی تهاجمی نظیر حمله عراق را بگیرد پیدا نکرده بود و همچنین در همین شروع جنگ جریان های حاکم بر کشور (گروه های لیبرال) بیشتر درصدد تضعیف سپاه بودند تا تقویت، چون سپاه وفادار به امام (ره) و نظام جمهوری اسلامی بود.
وضعیت بسیج هم مبهم بود ، با وجود این که سپاه پاسداران تشکیلات بسیج را سازماندهی کرده بود تا مدت ها این کشمکش وجود داشته که بسیج وابسته به سپاه باشد یا نباشد
رژيم بعثي عراق با اطلاع کامل از وضعیت نظامی،سیاسی واقتصادی ایران در 31 شهريور 1359 با تصميم و طرح قبلي و با هدف برانداختن نظام نوپاي جمهوري اسلامي جنگي تمام عيار را عليه ايران اسلامي آغاز كرد. صدام حسين رييس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربين‌هاي تلويزيون عراق با پاره كردن قرارداد 1975 الجزاير، آغاز تجاوز رژيم بعثي به خاك ايران را اعلام كرد . جنگي نابرابر در شرايطي به ايران اسلامي تحميل شد كه از جانب استكبار جهاني بويژه آمريكا تحت فشار شديدي قرار داشت و در داخل کشور نيز جناح ‌هاي وابسته به غرب و شرق، با ايجاد هياهوي تبليغاتي و ايجاد درگيري‌هاي نظامي در صدد تضعيف نظام بودند.
امام خمینی قدس سره در مورخه 31 شهریور 1359، در پیامی به مناسبت باز شدن مدارس درباره ی آغاز جنگ تحمیلی فرمودند.
«این جنگ، جنگ با اسلام است به هواداری کفر و یک همچنین جنگی برخلاف رضای خداست. و خدای تبارک و تعالی نخواهد بخشید بر این کسانی که بر ضد اسلام قیام کنند به واسطه ی همراهی با کفر.» همچنین امام قدس سره اولین فرمان خود را درباره جنگ در تاریخ 1/7/1359، صادر فرمودند. ( 1)
در این میان، به دلیل حضور نیروهای لیبرال در رأس امور، از جمله وجود بنی صدر به عنوان ریاست جمهوی، تحریمی داخلی علیه مدافعان انقلاب، صورت گرفت. وبه شدت جلوگیری می کرد از حضور سپاه ونیروهای مردمی درجنگ وهمواره ادعا میکرد که این ها دخالت غیر تخصصی است.در امور جنگ.وهمین امر باعث شد که عراق موفق به تصرف شهرهای مرزی از شمالی ترین نقطه تا سر انجام خرمشهرگردید.سرانجام حضرت امام خمینی قدس سره با توجه به موضع منفی بنی صدر درقبال رزمندگان ارتش اسلام وی رادر تاریخ21/3/1360ود را از فرماندهی نیروهای مسلح عزل وبلافاصله مجلس عدم کفایت وی را تصویب کرد.
وقتی امام خمینی (ره) در مقام فرماندهی كل قوا بر لزوم شكسته شدن حصر آبادان تأكید كردند ماشین پیشروی ایران در مسیر بازپس‌گیری مناطق اشغالی شروع به حركت كرد. پس از عملیات ثامن‌الائمه كه به محاصره آبادان پایان داد در عملیات طریق‌القدس رزمندگان اسلام بستان را آزاد كردند. دهلاویه ، غرب شوش و دزفول در عملیات بزرگ فتح‌المبین آزاد شد و در نقطه اوج پیروزی‌ها در عملیات بیت‌المقدس خرمشهر نیز آزاد گشت. همه این عملیات‌ها به صورت مشترك و هماهنگ میان نیروهای ارتش و سپاه اعم از زمینی و هوایی اجرا می‌شد....
بخش سوم:پایان جنگ
جنگ هشت ساله که با تحریک و حمایت همه جانبه استکبار جهانی، توسط رژیم بعثی عراق بر مردم ایران تحمیل شد، تنها محدود به خطوط مقدم جبهه ها نبود، بلکه تمام سرزمین اسلامی ما اعم از شهرها و روستاها را در برگرفت.
تجاوز عراق به ایران که در31 شهریور 1359(سپتامبر 1980)، آغاز شد و به مدت 8 سال ادامه یافت، طولانی ترین و بی سابقه ترین جنگ متعارف قرن حاضر به شمار می رود، چرا که جنگ جهانی اول و دوم مدتی کمتر از هشت سال ادامه یافتند و جنگ های دیگر، مانند جنگ ویتنام شمالی و جنوبی نیز به عنوان یک جنگ متعارف همانند جنگ ایران و عراق شناخته نشده است. تاریخ از هشت سال جنگ برای ایران، شرف و آزادگی و مقاومت و ایمان به خدا را در صفحات خود ثبت کرد، اما از متجاوز و متحدان او که طی هشت سال او را یاری و تشویق کردند، جز به زشتی یاد نخواهد کرد.
امام خمینی قدس سره فرمودنند. هر روز ما در جنگ برکاتی داشته‌ایم که در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم. ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهان‌خواران کنار زده‌ایم. ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته‌ایم. ما در جنگ به این نتیجه رسیدیم که باید روی پای خودمان بایستیم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. ما در جنگ ریشه‌های انقلاب پربار اسلامی‌مان را محکم کردیم. ما در جنگ حس برادری و وطن‌دوستی را در نهاد یکایک مردم مان باور کردیم. ما در جنگ به مردم جهان و خصوصا مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها می‌توان سالیان سال دفاع کرد. (منشور روحانیت – اسفند 67)
جنگ با تمام فراز و فرودهای فراوانی که در طول هشت سال دفاع مقدس داشت .به اتش بس ختم شد. این آتش بس در هاله ای از ابهام قراردارد.تکلیف بندهای قعطنامه 598 چه شد.؟کدام یک از بندهای قعطنامه بطوری جدی پیگیری شد. این دفاع مقدس ازشروع تهاجم دشمن تا مقاومت و تنبه متجاوز های در طول هشت سال بیش از 90 عملیات کوچک وبزرگ را در خود جای داده است.تلخی ها وشیرنی های بسیاری را در یاد ها زنده میکند.
هر چند شروع جنگ تلخ بود. اما این تلخی شیرنیی را به این مردم هدیه داد وکه در حالت عادی برای رسیدن به آنها باید قرنها تلاش کرد.
برپایه فرمایش حضرت امام خمینی قدس سره که فرموند جنگ تا پایان رفع فتنه بنابراین ما نمی توانیم پایانی برای جنگ (دفاع مقدس)تصور کنیم.امام فرموند جنگ نعمت است.اثار این برکت نعمت شیرنیی ان همان آغاز جنگ(دفاع مقدس) است نه با پذیرش قعطنامه.چرا که علیرغم پیروزی قاطع رزمندگان اسلام(جمهوری اسلامی ایران)این پیروزی به ذائقه رزمندگان اسلام وملت ایران خوش وشیرین نیامد. زیرا حضرت امام خمینی(ره) پذیرش قعطنامه را به جام زهروتلختر از ان تعبیر کردند. و در قستمی دیگر ازسخنان خود خطاب به رزمندگان می فرماید«فرزندان انقلابی ام، ای كسانی كه لحظه ای حاضر نیستید كه از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم كه به شما سخت می گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم كه شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادم تان اینگونه نیست؟ ولی تحمل كنید كه خدا با صابران است.»درحالی که شروع جنگ وادامه ان را نعمت تلقی کردند.رزمندگانی که در طول دفاع مقدس حضور داشتند.به غیر تکلیف شرعی واحساس مسئولیتی که نسبت به دفاع مقدس داشتند.بعداز رضای خدا دوست داشتند رهبر و مولای آنها پایان دفاع مقدس را شیرین تلقی کرده تا آنها به این شیرنیی افتخار کنند.درضمن دفاع مقدس نه درجنگ بلکه درتمام عرصه های درون انقلاب خودرا نشان داد.حتی در عرصه های امروز کشور خودنمایی می کند.
حتی حضرت امام(ره) 3/12/1367هفت ماه بعد از پذیرش قعطنامهدرجمع طلاب می فرمایید. جنگ ما جنگ حق وباطل بود. وتمام شدنی نیست ،جنگ ماجنگ فقروغنا بود.جنگ ما جنگ ایمان ورذالت بود واین جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.
آیا با بیان این گفتار می شود پایانی برای دفاع مقدس را تصور کرد؟که برآن اساس بزرگ داشتی گرفت؟« هدف از نامگذاري روزها و هفته‌هاي خاص، بزرگداشت ارزش‌ها و شناسايي پيوندهاي ديني، ملي، فرهنگي، علمي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي در جامعه است كه منجر به نوعي همكاري عمومي مي‌شود.»ولی آغاز آن را چرا؟می شود به عنوان اولین گام برای دفاع از هرچه که بدست آورده ای جشن گرفت.
بقول شهید چمران وقتی شیپور جنگ نواخته می شود مرد از نامرد مشخص می شود.
نام گذری هفته اول شروع رسمی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یعنی از 31شهریورلغایت6 مهرماه به نام هفته دفاع مقدس به دلایل ذیل بهترین زمان می باشد.و ازچند منظر قابل توجه است.
1-اطاعت وفرمان پذیری از یک مجتعد دینی تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه.
2-ایجاد فضای امن براجرائی شدن شعارهای انقلاب در عرضه های داخلی وخارجی کشور
3-ثبیت انقلاب اسلامی وفراهم شدن زمینه های صدور آن.
4-پلایش عناصر ضد انقلاب از عناصر انقلابی.
5-ظهور ورشد روحیه استقامت،وحدت وپایداری در تمام سطوح جامعه ایرانی.
6-اعتماد به جوانان وظهور نخبگان جدید در اداره جنگ.درتمامی سطوح
7-رشد مهندسی دفاعی درفالب جهاد.
حضرت امام رحمت الله علیه میفرمائید لازم است ملت شریف ایران عموما وخصوصا دولتمردان وگویندگان ونویسندگان وشاعران وهنرمندان ازاین قشرهای فداکار هریک به سهم خود قدردانی نمایند ومراحل مختلف پیروزی این حماسه آفرینان را با گفتارونوشتار وکردار خود در معرض نمایش گذارند.ودر محافل\"هفته جنگ\"فواید ونتایج وپیامدهای آن را برشمارند ،وروح شجاع این رزمندگان بزرگ را هرچه بیشتر تقویت کنند.
این نگاه حضرت امام به هفته دفاع مقدس است .
ابراهیم رضاپور
1- صحیفه نور – مجموعه رهنمود های امام خمینی قدس سره – بهمن ماه 1362 – جلد 13 – ص 94.
برگرفته از سايت ساجد شهرستان كرج

   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



اشاره:رسانه هاي جمعي هم چون راديو و تلويزيون در جنگ تحميلي توانست تحليل و اخبار نادرست از جنگ را در دنيا در اختيار مردم قرار دهد.اين رسانه ها كه در اختيار دولت هاي بزرگ هم چون امريكا،انگليس و ... بود.در اين بخش به نقش رسانه و بازتاب هاي آن مي پردازيم.
بازتاب جنگ در رسانه ها
در پی پیدایش وضعیت جدید در جنگ و رکود حاکم بر جبهه ها ، از نیمه آبان 1359 رسانه های خارجی و صاحب نظران محافل سیاسی و نظامی درباره اهداف عراق و علل ناکامی این کشور به ارائه تحلیل پرداختند . روزنامه گاردین در مورد محاسبات غلط عراق نوشت :
نیروهای عراقی مجبورند خود را برای یک جنگ بلند مدت آماده سازند ، ولی این موضوع قسمتی از برنامه اولیه آنها نبوده است . آنچه می توان از برنامه های عراقی ها حدس زد ، نادرستی محاسبه آنها توام با نوعی فریب خوردگی است . به تدریج سرعت پیش روی عراق کاهش یافت و در پاره ای موارد متوقف ماند . صدام به اشتباه مبنای استراتژِی خود را شورش اعراب خوزستان قرار داده بود ،  در حالی که هیچ گونه طغیانی از جانب آنها مشاهده نشد . سوالی که باقی می ماند ، این است که آیا رئیس جمهور عراق می تواند بهانه ای منطقی برای توجیه شکست برنامه هایش ارائه کند ؟

رادیو لندن نیز طی تفسیری ، از نتایج ناکامی عراق گفت :
این که عراق موفق نشد به یک پیروزی سریع نائل گردد ، بسیاری از ناظران را به این نتیجه رسانده است که دولت صدام با مشکلات سیاسی بزرگی رو به رو خواهد شد . کارشناسان غربی معتقدند جنگ بسیار کند بوده و ارتش عراق کفایت و کار آیی چندانی از خود نشان نداده است .

روزنامه ستاره سرخ مسکو در مورد پیش فرض های غلط عراق نوشت :
رهبران عراق که تهاجم را در سطح وسیعی آغاز نمودند ، فکر می کردند که ارتش این کشور به سرعت پیشروی خواهند کرد . این محاسبات ظاهرا بر اساس تصوری که از ارتش ایران به سبب نداشتن فرماندهی و نزول انضباط و نداشتن قطعات یدکی سلاح های آمریکایی ، یارای مقاومت ندارد ، پایه گذاری شده بود . آنها همچنین تصور می کردند ، با شکست نظامی ، رژیم ایران نیز دوام نیافته و قطعه قطعه خواهد شد . از نحوه پیشرفت در جبهه ها کاملا روشن می گردد که نیروهای ایرانی همچنان به مقاومت سر سختانه بدون توجه به صدمات روزهای اول جنگ ادامه می دهند . هدف اعلام شده جنگ نیز در حال تغییر است ، ابتدا عراق مدعی بخش کوچکی از اراضی قسمت شرقی رودخانه شط العرب بود ، ولی اکنون مطبوعات عراق نقشه ای چاپ می کنند که در آن استان خوزستان ، که در بغداد ، عربستان نام داده اند ، جزء سرزمین عراق محسوب می شود .

سادات ، رئیس جمهور مصر نیز در مصاحبه ای با مجله اشپیگل در مورد علت و اهداف تهاجم عراق به ایران ، گفت :
جنگ ایران و عراق را صدام به دلیل سوء استفاده از روش تدافعی آمریکا آغاز کرده است . انگیزه صدام تسلط کامل بر شط العرب و رهبری کامل منطقه بود . ولی تصور می کرد که ارتش ایران از بین رفته و ارتش عراق می تواند ظرف یک هفته پیروز شود، ولی امروز متوجه شده که در لجن فرو رفته و سالها از آن بیرون نخواهد آمد . توازن خاور نزدیک بیش از پیش در مخاطره افتاده است .

رادیو آمریکا طی تحلیل درباره تاثیرات ناشی از پیروزی احتمالی عراق گفت :
محافل سیاسی اتفاق نظر دارند که اگر عراق به سرعت بر ایران پیروز می شد ، صدام تقویت شده و رویاهای او که رهبری جهان عرب است ، محقق می گردید . ولی اکنون احتمال پیروزی کمتر از پیش است و هر چه زمان بیشتر می گذرد ، احتماتل وقوع فاجعه در عراق بیش از پیش افزایش می یابد .
خبر گزاری رویتر نیز با بیان اهداف اعلام نشده عراق مبنی بر سقوط حکومت جمهوری اسلامی و تصرف منطقه نفتی خوزستان به عنوان مقدمه اهداف دراز مدت این کشور برای تسلط بر منطقه خلیج فارس ، گزارش داد .
پس از دوازده روز جنگ  و در گل ماندن ارتش عراق در خوزستان ، ایلام و کرمانشاه ، احتمال به دست آوردن این اهداف بعید به نظر می رسد .

خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز به نقل از روزنامه گاردین گزارش داد :
به نظر می رسد حمله عراق به ایران بر محاسبات غلط پایه گذاری شده است . یک مبارزه کوتاه و شدید می توانست بخشی از مشکلات عراق را فورا حل کند ، ولی درگیری طولانی مشکلات این کشور را بیش از پیش بر ملا خواهد کرد .
در رسانه های خارجی و تحلیل های اظهار شده از سوی صاحب نظران و کارشناسان  امور جنگ ایران و عراق هیچ امیدی به کسب برتری نظامی ایران بر عراق ( به لحاظ اوضاع سیاسی ) نظامی کشور وجود نداشت ، با این حال ، قابلیت نظامی عراق نیز برای ایجاد تحولی نظامی زیر سوال رفته بود و همین امر ، آینده روند تحولات نظامی را تا اندازه ای در پرده ای از ابهام قرار می داد .
 
منبع:ساجد

   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



نبايد گذاشت جنگي اتفاق بيفتد. اما اگر جنگي بر ما تحميل شد چه بايد كرد.لازم است با نگاهي به گذشته از عبرتهاي دفاع مقدس براي ساختن آينده كشور بهره گرفت و نگذاريم بار ديگر دشمنان جرئت حمله نظامي به اين مرز و بوم را داشته باشند. عبرتهايي كه نشانه هاي آن تماما در آيات قرآن كريم بيان شده و در هشت سال دفاع مقدس آن را به عينه ديده ايم.

1 - اجراي دكترين جنگ موانع يعني ايجاد موانع سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، بين المللي و نظامي در مقابل دشمنان، كاهش آسيب پذيري و نااميد كردن دشمن از حمله به كشور.

2 - نبايد دشمن را ناديده گرفت و بايد هميشه آماده دفاع بود زيرا دشمن با استفاده از اصل غافلگيري و استفاده از غفلتهاي ما با عمليات پيشدستانه ما را غافلگير كنند.

3 - نبايد به دشمنان اعتماد كرد و اسرار كشور را در اختيار آنها قرار داد و مراقب دشمنان داخلي و منافقين بايد باشيم.

4 - نيروهاي مسلح، خارج از هر گونه مذاكرات سياسي خود را هميشه بايد مهيا براي دفاع از سرزمين ايران كند.

5 - نيروهاي مردمي و حزب اللهي و خصوصا بسيج بايد با آمادگي كامل همدل و همزبان براي دفاع درازمدت در مقابل هجوم دشمن آماده باشند.

6 - از اقداماتي كه باعث سوءاستفاده دشمن و ايجاد اجماع جهاني دشمنان عليه ايران می شود جلوگيري كند.

7 - در صحنه داخلي با ايجاد اتحاد ملي در بين گروهها و اقشار مختلف جلوي هر گونه تهاجم داخلي و كودتا و شورش و اغتشاش را گرفت تا دشمن در طمع جنگ داخلي نباشد.

8 - بايد تمام توان كشور از جمله سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در مسير وحدت رويه براي دفاع از كشور بسيج شود.

9 - وحدت فرماندهي در نيروهاي مسلح و تبعيت آن از فرماندهي كل قوا رمز پيروزي در مقابل دشمنان است.

10 - هماهنگي، همدلي و همكاري قواي مقننه، مجريه و قضاييه با نيروهاي مسلح عامل اصلي وحدت در تمامي اقشار ملت خواهد بود.

11 - اعتماد و اتكا كردن به نيروهاي لايزال مردم عامل مهم براي دفاع از انقلاب، اسلام و كشور خواهد بود. 12 - هوشياري و آگاهي تمام مسئولان نسبت به نقشه ها و دسيسه هاي دشمن در تمام جبهه هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي، نظامي و اطلاعاتي عامل مهمي براي خنثي كردن دسيسه هاي دشمن است.

13 - بالا بردن ايمان مردم و باورهاي ديني و توكل بر خدا و مهيا بودن براي دفاع از كشور تا مرز شهادت يكي از عوامل مهم هستند.

14 - جلوگيري از تفرقه و تشتت مذهبي، قومي، قبيله اي، نژادي و تبعيت از قانون اساسي رمز استقامت و پايداري در مقابل هجوم دشمنان است.

15 – برنامه ريزي براي استقلال كشور در زمينه هاي اقتصادي و اتخاذ سياستهاي اقتصادي با رعايت صرفه جويي و ذخيره سازي ميتواند كشور را در مقابل تحريم ها و حملات نظامي مصون دارد.

16 - توجه ويژه به مناطق مرزنشين و عشاير و سلحشوران براي ايجاد هسته هاي مقاومت و اتخاذ و شيوه هاي جنگهاي پارتيزاني و چريكي باعث نابودي دشمن قبل از ورود به كشور خواهد شد.

17 - اتكا كردن به حمايتهاي مسلمانان جهان براي حمايت از جمهوري اسلامي در زماني كه دشمن به كشور هجوم ميآورد.

18 - آموزش دفاع غيرنظامي و سازماندهي و تجهيز تمامي مردم براي ايجاد آمادگي در دفاع شهري و كاهش آسيبپذيري و تلفات مادي و جاني.

19 - تقويت كشاورزي براي خودكفايي در زمينه هاي غذايي و سمت و سو دادن به منابع براي تأمين نيازهاي يك دفاع طولاني و جلوگيري از وضعيت بحراني اقتصادي.

20 - تهيه طرحهاي دفاعي و جنگ اقتصادي و اقتصاد جنگي و سازماندهي امكانات اقتصادي براي جلوگيري از فشارهاي اقتصادي به مردم

منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



ايستگاه راه آهن حسينيه يكي از ايستگاههاي بين راهي قطار است كه در بين راه آهن اهواز و خرمشهر قرار دارد.
اين ايستگاه قبل از هجوم عراق يك ايستگاه آباد و فعال بوده و در حد يك روستای تقریباً متوسط، ساختمان و تأسیسات داشته است و تأسیسات راه آهن و کنترل آن سالم و مورد بهره برداری بوده که در جریان هجوم وحشیانه دشمن، با بی رحمی تمام به تلی از خاک مبدل شد و حتی ریلهای ایستگاه مذکور هم از وحشیگری ددمنشان در امان نمانده بود.

در نزدیکی ایستگاه که در غرب جاده اهواز خرمشهر قرار دارد یک سه راه بسیار مهم به همین نام یعنی سه راه حسینیه واقع شده است که چند جاده را به هم مرتبط می سازد. سه راه حسینیه علاوه بر اینکه جاده اهواز خرمشهر را ادامه می دهد، به جاده زید به طرف مرز بین المللی و پاسگاه معروف زید عراق منتهی می شود. راه دوم هم موسوم به جاده شهید شرکت که به طرف غرب کارون و روستای دارخوین امتداد دارد و جاده اهواز خرمشهر را به جاده اهواز آبادان متصل می کند. همچنین جاده ساحلی غرب کارون موسوم به جاده امام صادق (ع) که جاده ساحلی بوده و روستاهای اطراف غرب کارون در کنار آن مستقر می باشند.
یکی از معبرهای ورود عراق به داخل خاک جمهوری اسلامی از طریق همین سه راه بوده است و راه وصولی آن تا زید و تا خطوط دشمن امتداد داشته و وصل می باشد.
ایستگاه و سه راه حسینیه همچنان در اشغال دشمن بود تا زمان انجام عملیات بیت المقدس و طی مرحله دوم این عملیات بدست پرتوان  رزمندگان اسلام آزاد و به عنوان یکی از محورهای اصلی عملیات مورد استفاده قرار گرفت.
در طول جنگ هشت ساله این منطقه از محورهای اصلی و مهم هم برای نیروهای خودی و هم برای نیروهای دشمن محسوب شده و روی آن حساب ویژه باز می کردند.
این منطقه در جریان عملیات رمضان یکی از اصلی ترین محورهای هجوم به دشمن بوده و در عملیاتهای کربلای 4 و 5 و 8 و بیت المقدس 7 هم به عنوان یکی از عقبه های مهم و فعال یگانهای خودی بود.
در سه راهی حسینیه یک ایستگاه صلواتی دایر بود که به صورت شبانه روزی از رزمندگان اسلام پذیرایی می نمود.
بعد از پذیرش قطعنامه توسط جمهوری اسلامی این منطقه دوباره توسط رژیم بعث  تصرف که با یورش سهمگین رزمندگان اسلام سه راهی حسینیه به قتلگاه نیروهای عراقی و تانکهای آنان تبدیل شد.
هم اکنون این یادمان به عنوان آثار دفاع مقدس توسط قرارگاه حفظ ابنیه و آثار سرزمینی دفاع مقدس خوزستان حفاظت می شود.

منبع: فرماندهی قرارگاه حفظ ابنیه و آثار سرزمینی دفاع مقدس خوزستان

برگرفته از سایت ساجد


   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



يادداشت هاي يك خبرنگار از سفر به مناطق عملياتي جنوب
مي گويند خرماپزان خوزستان است يعني در سخت ترين روزهاي خوزستان در گرماي طاقت فرساي 50 درجه روز پنج شنبه مورخه 11 مرداد ماه هشتاد و شش سفر به مناطق عملياتي جنوب جز و برنامه ما قرار گرفت . با تاخير 20 دقيقه اي پرواز راس ساعت 8 30 صبح هواپيماي ايران اير در باند فرودگاه اهواز به زمين نشست .

درهاي توپولف روسي وقتي به روي مسافران تهران ـ اهواز باز شد شرجي هوا دويد توي فضاي خنك هواپيما. معاون گردشگري و معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري استان خوزستان در سالن هواپيما براي استقبال به انتظار نشسته بودند با احوال پرسي مختصري خودمان را به ماشين هاي كولرداري كه پذيراي ما بودند رسانديم و بدون هيچ مقدمه اي با برنامه قبلي به سمت خرمشهر حركت نموديم . با همسفران هميشه همراه برادر آزاده عليرضا مقيمي ; دبير ستاد گردشگري جنگ سرهنگ بازنشسته سيدحسين ناصر طباطبايي حجت الاسلام علي لقمانپور سرهنگ ستاد حيدري ; جانشين حفظ آثار دفاع مقدس نيروي زميني ارتش كه هر كدام خاطرات بيادماندني از اين سرزمين پرخاطره دارند بي ترديد سفر بيادماندني خواهد بود. و اما قبل از رسيدن به پادگان حميد كه اولين نقطه يادماني است كه مورد بازديد ما قرار خواهد گرفت تاريخ خوزستان را از ذهن گذراندم . اين استان به علت داشتن ذخاير غني نفت و موقعيت مهم خود تاريخ پرماجرايي را پشت سرگذاشته است . بطوريكه قواي بيگانه تا زمان وقوع انقلاب اسلامي سه بار اين استان را مورد تعرض قرار دادند.
تاريخ خوزستان
نخستين بار در سال 1253 هـ . ق مقارن با 1837 ميلادي بخشي از خوزستان توسط قواي عثماني اشغال شد . اين وضعيت بيش از سه سال به طول انجاميد تا سرانجام بادخالت دو ابر قدرت وقت (روس و انگليس ) و انعقاد پيمان ارزنه الروم مناطق اشغال شده تخليه گرديد.
بيست سال بعد در سال 1273 هجري قمري قواي انگليس باحمله به خوزستان تا اهواز پيش رفتند كه با ميانجي گري فرانسه و انعقاد قرارداد صلحي در پاريس به اين مسئله پايان داده شد.
در جريان جنگ دوم جهاني نيز انگليسي ها بار ديگر با تعرض به خوزستان خرمشهر را به اشغال درآوردند تا بندر آن براي كمك رساني به روس ها مورد استفاده متفقين قرار گيرد. اين بار نيز چون گذشته عنصر تعيين كننده در آزادي خرمشهر توافق قدرت هاي بزرگ و اصطكاك و اشتراك منافع آنان بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران رژيم عراق تحركاتي را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي آغاز كرد كه جملگي در جهت كسب آمادگي هاي لازم براي مبادرت به يك جنگ گسترده بود.
عراق ابتدا برنامه هاي خودرا مخفيانه طراحي و اجرا مي كرد. اين رژيم علاوه بر تحركات مرزي اقدامات گسترده اي در داخل ـ به ويژه خوزستان ـ در پشتيباني از گروه هاي ضد انقلاب داخلي به عمل مي آورد. در اين ميان عرب زبان بودن بخشي از مردم اين منطقه دست آويز مناسبي براي طرح جدايي خوزستان از ايران شده بود. به همين جهت عراق باگردآوري عناصر گروه منحل شده خلق عرب و همچنين برقراري ارتباطات گسترده با برخي از سران عشاير عرب با آموزش تسليح و تحريك آنان براي راه اندازي درگيري هاي منطقه اي و ايجاد زمينه جداسازي خوزستان مبادرت ورزيد.
با گذشت زمان مواضع خصمانه رژيم بعث عراق در برابر جمهوري اسلامي تندتر وعلني تر گرديد. صدام حسين معدوم در تاريخ 1359 1 18 براي اولين بار اعلام كرد : « ايران بايد از سه جزيره عربي تنب كوچك تنب بزرگ و ابوموسي خارج شود. »
وي چندي بعد نيز تهديد كرد كه عراق آماده است با توسل به زور تمام اختلافات خود با ايران را حل كند. متعاقب آن تحركات مرزي ارتش عراق نيز افزايش يافت . تا اينكه بالاخره در روز 31 شهريور 1359 نيروي زميني ارتش بعث با حداكثر امكانات و تجهيزات با پشتيباني گسترده آتش توپخانه و نيروي هوايي ـ كه پايگاه هاي نظامي فرودگاه ها و باندهاي پرواز را بمباران كرد ـ يورش خود را آغاز كرد.
ارتش بعث در تهاجم خود كه متناسب با اهداف و موقعيت جغرافيايي مناطق مرزي بود تلاش اصلي خود را در جبهه جنوب با هدف تصرف خوزستان قرار داد.به همين منظور پنج لشكر مكانيزه زرهي و يك تيپ مستقل نيروي مخصوص باعبور از پاسگاههاي مرزي كه بانيروي اندك و تجهيزات ضعيف ژاندارمري و برادران سپاه پاسداران و ارتش جمهوري اسلامي حفاظت مي شدند از سه محور زير به خوزستان هجوم آوردند.
الف ـ محور شوش دزفول
ب ـ محور سوسنگرد اهواز
ج ـ محور خرمشهر ـ آبادان
پادگان حميد
ساعت 9 30 در 80 كيلومتري خرمشهر وارد پادگان حميد ـ يكي از پادگانهاي لشكر 92 زرهي اهوازـ شديم . از اين پادگان چيزهاي زيادي شنيده ام اما در اين چند سفري كه به خوزستان آمدم فرصتي دست نداد تا بتوانم از آن ديدن نمايم . احداث اين پادگان برمي گردد به قبل از پيروزي انقلاب اسلامي . به گفته سرهنگ حيدري زمين هاي اين پادگان مربوط بود به شخص عربي بنام حميد و به همين علت نام حميد بر روي اين پادگان نهاده شد. هم اكنون يك گردان سواره نظام لشكر 92 زرهي اهواز در آن مستقر است . در گوشه اي از پادگان مخروبه هاي دو ساختمان به چشم مي خورد كه در زمان تهاجم سراسري توسط لشكر پنج مكانيزه عراق كه در محور كوشك ـ پادگان حميد ـ اهواز وارد عمل شد در مورخه 1359 7 8 اين پادگان را به تصرف درآورد كه به اين روز در آمده است و تاكنون نيز از آن نگهداري شده و هر ساله در ايام عيد بعنوان يكي از نقاط يادماني خوزستان مورد بازديد قرار مي گيرد . لازم به ذكر است اين پادگان به مدت 19 ماه در اشغال عراقي ها بود تا اينكه در مرحله دوم عمليات بيت المقدس كه در ساعت 22 30 روز 1361 2 16 آغاز گرديد توسط رزمندگان اسلام آزاد شد.
بيمارستان صحرايي امام حسين (ع )
پس از بازديد از پادگان حميد براي بازديد از بيمارستان صحرايي امام حسين (ع ) در جاده اهواز ـ خرمشهر ادامه مسير مي دهيم . پس از گذر از ايستگاه حسينيه در 37 كيلومتري خرمشهر از راه فرعي سمت چپ جاده به سمت دارخوين مسيرمان را تغيير داده و پس از طي 7 كيلومتر به بيمارستان امام حسين (ع ) رسيديم . زماني كه وارد محوطه بيمارستان شديم يك ساختمان بتوني بزرگ را مشاهده نموديم كه كاملا بوسيله تلي ازخاك استتار شده بود. آنچه از اين بيمارستان در دست هست اين است كه وزارت مسكن و شهرسازي و قرارگاه مهندسي خاتم الانبيا (ص ) جهت پشتيباني و مداواي مجروحين عمليات كربلاي 5 و عمليات هاي بعدي همچون والفجر 8 ساخته شد . اين بيمارستان علاوه بر پذيرش مجروحين جنگي مصدومين شيميايي را نيز پذيرش مي كرد. بيمارستان امام حسين (ع ) كاملا مجهز بود بطوريكه داراي هشت اتاق عمل 25 تخت اورژانس براي مجروحين عادي و20 تخت اورژانس براي مصدومين و آزمايشگاه و 1450 نفر پزشك و كادر مرتبط پزشكي و 120 نفر كادر اجرايي بود . ICU شيميايي داروخانه بخش
اين بيمارستان با ارتفاع 1 5 متر خاك و نيم متر ماسه و قطعات بتوني كه قدرت تحمل بمب هاي 500 پوندي را دارد پوشيده شده است . پس از بازديد از داخل اين بيمارستان كه در ايام عيد محل اسكان كاروانهاي راهيان نور مي باشد و خوش وبش كردن با سربازان لشكر هفت ولي عصر(عج ) كه نگهداري آنجا را به عهده دارند براي بازديد از شلمچه آنجا را ترك نموديم . در 10 كيلومتري قبل از خرمشهر از كنار جاده شهيد صفوي گذشتيم مكاني كه حدود 12 سال پيش به سختي از دژبان هاي ارتش گذشته و وارد اين منطقه شديم . و امروز با ديدن سردر اين جاده خاطرات آن زمان از ذهنم گذشت . سينه زني و عزاداري در محل شهادت شهيد خان آقا جهانگرد; آن كسي كه پس از اعلام پذيرش قطع نامه 598 از راديو به همرزمان خود گفت : من نمي توانم به شهر برگردم آنقدر اينجا مي مانم تا به شهادت برسم و يا ما را به كربلا ببرند. و چه زود به آرزويش رسيد. ساعتي بعد خمپاره اي در كنارش به زمين نشست و او را برد به آن دورها كنار دوستاني كه در طول 8 سال آرام آرام از چند قدمي اش گذشتند و او را تنها گذاشتند . بسيار علاقمندم يك بار ديگر در اين سرزمين مقدس پا نهم و اميدوارم هر چه زودتر به آرزويم برسم .
خرمشهر
ساعت 11 5 وارد خرمشهر شديم . خرمشهري كه نامش با دفاع مقدس گره خورده است . خرمشهر مقاوم . شهر محمد جهان آرا بهنام محمدي و... شهر مسجد جامع ; سنبل مقاومت و پيروزي .
خرمشهر از هنگام تاسيس (1227 هـ ق مقارن با 1812 ميلادي ) تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي سه بار اشغال شد . نخستين بار در سال 1254 هـ ق (1837 ميلادي ) در حالي كه قواي محمدشاه هرات را به سبب خودداري حاكم آن از پرداخت ماليات محاصره كرده بودند علي رضا پاشا (حاكم بغداد) به تحريك انگليسي ها خرمشهر را اشغال كرد تا محمدشاه قاجار هرات را رها كند. با عقب نشيني نيروهاي ايران از هرات نيروهاي بغداد نيز خرمشهر را تخليه كردند. حدود 20 سال بعد در سال (1272 ق 1856. ميلادي ) نيز كه نيروهاي ايران براي تاكيد بر اين كه هرات جزيي از قلمرو ايران است وارد اين منطقه شدند. انگلستان با گسيل قواي خود به جنوب ايران خرمشهر را اشغال و تا اهواز پيش روي كرد . در پي آن « عهدنامه پاريس » در مارس 1857 ميلادي (1236 ه' ش ) ميان ايران و انگلستان منعقد شد كه در آن بر خروج نيروهاي ايران از هرات و نيروهاي انگلستان از خرمشهر توافق شده بود. اين عهدنامه در واقع به ابقاي بخشي از خاك ايران (خرمشهر) در برابر واگذاري بخش ديگر آن (هرات ) حكم كرده بود.
در جريان جنگ دوم جهاني نيز قواي انگلستان با اين بهانه كه حضور شماري كارشناس آلماني در ايران تهديدي عليه منافع آن ها و مغاير با سياست بي طرفي ايران است در بامداد سوم شهريور 1320 هجري شمسي با هجوم به خرمشهر آن را اشغال كردند. به اين ترتيب انگليسي ها علاوه بر حفظ امنيت مواضع خود در منطقه و مخصوصا ميدان هاي نفتي ايران وعراق ارتباط متفقين را از طريق خليج فارس با جبهه روسيه برقرار كردند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران خرمشهر براي بار چهارم در سال 1359 هجري شمسي اشغال شد اما اين بار اشغال آن به سادگي صورت نپذيرفت زيرا در مقابل يورش دشمن مجهز به انواع سلاح هاي سنگين و نيمه سنگين جواناني با حداقل تجهيزات به دفاع برخاسته بودند كه نه تنها براي دفع تجاوزگر از ميهن خود بلكه براي اعتلا و حفظ اعتبار و اقتدار اسلام و انقلاب اسلامي مي جنگيدند. آنان چه در دوران مقاومت و چه در دوران آزادسازي خرمشهر چنان حماسه آفريدند كه شايد با اين مشخصات (دفاع سرسختانه مردمي با سلاحي اندك در برابر هجوم هوايي و زميني انبوهي از لشكريان مجهز به انواع جنگ افزارها) همانند آن در پيشينه اين مرز وبوم يافت نشود. از خرمشهر و رشادت رزمندگان كه در اين شهر حماسه ها آفريدند مطالب بسياري مي توان نگاشت كه از حوصله اين نوشتار خارج است لذا نگارش آن را به زماني ديگر موكول مي كنيم .

پادگان تفحص لشكر 31 عاشورا
در ورودي شهر سري به پادگان تفحص لشكر 31 عاشورا مي زنيم . در محوطه اين پادگان سه ميدان كوچك ساخته شده است كه بر روي آن خمپاره ها و راكدهاي زمان جنگ را به صورت تزئيني قرار داده اند و همين آهن پاره هاي به جامانده از دوران دفاع مقدس كه شايد در نگاه بعضي ها معنايي نداشته باشد اما به محوطه فضاي معنوي خاصي بخشيده است .
همچنين يك سنگر بجامانده از دوران جنگ و ساختماني پر از گلوله و تركش هاي زمان جنگ خود بيانگر اين نكته است كه اين مكان نيز مورد تعرض ارتش بعث قرار گرفته . از آنجائيكه فضاي اين پادگان وسعت زيادي دارد مي توان با احداث اردوگاهي مجهز به استقبال كاروان هاي راهيان نور رفت تا محلي باشد براي اسكان همه كاروانها و زائراني كه از منطقه خرمشهرـ آبادان ـ شلمچه ـ اروند كنار ديدن مي كنند. آنچه بيان آن در اين بخش حائز اهميت است اين است كه مسئولين برگزاري كاروان هاي راهيان نور بايد بهترين فضا را براي زائرين مناطق يادماني و عملياتي دفاع مقدس فراهم نمايند چرا كه همين نكته در جذب زائر كمك شاياني خواهد كرد. پس از بررسي كامل پادگان به نيت شلمچه حركت نموديم و با ورود به ميدان مقاومت از سمت غرب وارد خيابان منتهي به شلمچه شديم . باورود به اين خيابان خاطرات سال 74 بار ديگر در ذهنم تداعي نمود . يادم آمد سمت چپ و راست خيابان بسياري از آثار بجامانده از دفاع مقدس دست نخورده باقي مانده بود كه هم اكنون جز چند ساختماني كه آثار تيرو تركش هاي دشمن بر روي آن خودنمايي مي كند چيزي به جاي نمانده است .
شلمچه
به شلمچه اولين خاكريز دفاع مقدس خوش آمديد. اين جمله اي بود كه بر روي طاق نصرتي كه بر روي « پل نو » نصب كرده اند ذهن هر بيننده اي را به سمت خود مي كشاند. جداي از مظلوميت و غربت خاص منطقه شلمچه كه هرچه از پايان جنگ مي گذرد بيشتر و بيشتر مي شود اين منطقه دروازه اي بود براي ورود به خرمشهر و بدون ترديد اگر در طول جنگ مقاومت در اين منطقه كم مي شد شايد چندين بار خرمشهر سقوط مي كرد. شلمچه حرف هاي زيادي در دل دارد. كاش مي شد از يك طريقي تمام عمليات ها و حوادثي كه در اين منطقه رخ داده است را با يك فيلم مستند و پخش آن براي زائران در همين منطقه و يا نصب تابلو نوشته هايي در قدم قدم اين خاك پاك اين منطقه را بيشتر به زائرانش بشناسانند. چرا كه اگر جوان نسل سوم جنگ نديده با آگاهي وارد اين منطقه شود و اين مكان پر از خاطره را بشناسد تاثيرگذاري آن نيز بيشتر خواهد بود.
ساعت 11 40 دقيقه بود كه وارد زيارتگاه شلمچه شديم . مسجدي كه توسط توليت آستان قدس رضوي بر سر قتلگاه 400 شهيد دفاع مقدس احداث شده است . پس از زيارت و خواندن فاتحه اي بر سر مزار 8 شهيد گمنام در كنار قتلگاه شهداي شملچه فرصت را غنيمت شمرده و براي اقامه جماعت ظهر و عصر شلمچه را ترك گفته و به سمت مسجد جامع خرمشهر حركت نموديم . در بين راه يك بار ديگر حوادث خرمشهر را در ذهن گذراندم .
همانطور كه در سطور گذشته ذكر نمودم شلمچه دروازه ورودي ارتش بعث به خرمشهر بود. از بعدازظهر روز 59 6 31 كه تجاوز سراسري عراق آغاز شد خرمشهر زير آتش سنگين عراق قرار گرفت . سپس دو تيپ زرهي ارتش بعث از سمت شمال شلمچه به طرف جاده خرمشهر ـ اهواز و يك گردان نيروي مخصوص براي پيشروي به سوي خرمشهر عمليات خود را آغاز كردند . در طول 45 كيلومتر مرز مورد هجوم دشمن در اين منطقه پاسگاه ها و دژها به تدريج سقوط كرد و يا تخليه شد. در اين ميان دژ مركزي بيش از ساير پاسگاه ها مقاومت مي كرد كه آن نيز در روز سوم اشغال شد. سپس پيشروي دشمن به سمت جاده خرمشهر ـ اهواز ادامه يافت و پس از انسداد جاده تانك هاي عراقي به سمت پاسگاه پليس راه خرمشهر ادامه مسير دادند.
در عين حال قواي زرهي عراق از سمت شمال غربي خرمشهر نيز به طرف شهر پيشروي مي كردند كه با مقاومت نيروهاي خودي در 5 كيلومتري شهر متوقف شدند . همچنين در محور شلمچه دشمن تا « پل نو » پيشروي كرد . به اين ترتيب در چهارمين روز هجوم دشمن از دو محور شلمچه و جاده اهواز به دروازه هاي شهر (پل نو و پليس راه ) رسيده بود و در پنجمين و ششمين روز طي چند حمله سعي كرد در شهر نفوذ كند ليكن هر بار با مقاومت مدافعين بومي و اندك عقب نشست .
همچنين شلمچه در دوران جنگ شاهد عمليات هاي بسياري چون رمضان كربلاي پنج كربلاي هشت بيت المقدس 7 و تك سراسري شلمچه بود كه شهداي زيادي در اين مكان مقدس به معراج سفر كردند .
مسجد جامع خرمشهر
صداي مكبر مسجد جامع خرمشهر ذهنم را به سمت خود كشاند. سريع از ماشين پياده شدم و تجديد وضو نمودم . نماز ظهر تمام شده بود و مكبر در حال خواندن دعاي ماه رجب بود. خود را براي نماز ظهر آماده نموديم و نماز عصر را در سجده گاه شهدا و مركز پشتيباني بچه هاي مظلوم خميني كبير (ره ) در 33 روز مقاومت خونين خرمشهر اقامه نموديم . بدون ترديد مسجد جامع خرمشهر نماد مقاومت و ايستادگي روزهاي سخت و طاقت فرساي نبرد است . اي كاش متوليان امر دفاع مقدس اين مسجد را بازسازي نمي كردند و بعنوان يكي از اسناد جنايت صدام معدوم براي نسل هاي آينده باقي مي ماند البته در حال حاضر هم اگر بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس در كنار اين مسجد تصوير بزرگي از گلدسته و گنبد مخروبه را نصب نمايد خود بيانگر همه چيز خواهد بود.
پس از اقامه نماز بار ديگر نقاشي هاي ديواري مسجد كه در زمان جنگ توسط هنرمند متعهد آقاي ناصر پلنگي روي ديوارهاي حياط مسجد منقوش شده بود و اخيرا نيز توسط خودش بازسازي گرديد را از نظر گذرانديم .
از همه چيز كه بگذريم . داستان زيباي آزادسازي خونين شهر و غريو الله اكبر رزمندگان پيروز در حياط اين مسجد در روز سوم خرداد سال 1361 خود حكايت پايان ناپذيري است كه در گوش تاريخ همچنان زمزمه دارد . حديث پايداري فرزندان مظلوم و پابرهنه آن آيينه دار جمال بقيه اللهي (عج ).

پادگان دژ
ساعت 13 به سمت پادگان دژ لشكر 92 اهواز حركت كرديم . پادگان دژ نيز از مكان هاي يادماني جنگ محسوب مي شود كه متاسفانه بخاطر نظامي بودن آن و استقرار يك تيپ لشكر 92 نمي تواند بعنوان يكي از مكان هاي مورد بازديد كاروانهاي راهيان نور قرار گيرد.
و اما پادگان دژ در ايام دفاع مقدس . در سپيده دم روز 1359 7 17 نيروهاي بعثي با اجراي آتش مستقيم تانك روي مواضع نيروهاي خودي و قرارگاه آنها (مسجد) سرانجام اين قرارگاه را تصرف كردند. در اين روز پادگان دژ نيز مورد هجوم قرار گرفت كه با دفاع نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي عراقي ها به عقب گريختند تا اينكه در مرحله سوم تجاوز عراق به خرمشهر از صبح روز 59 7 23 ارتش بعث براي بار دوم از سمت كوي طالقاني پادگان دژ و جاده كمربندي جنوب خيابان چهل متري و بندر وارد عمل شد و با پيشروي و استقرار در تعدادي از ساختمان هاي كوي طالقاني موفق گرديد مسير عبور ديگر نيروها به ضلع شمالي خرمشهر را هموار نمايد. سپس با سقوط پادگان دژ و تسلط دشمن بر جاده كمربندي قسمت اعظم ضلع شمالي شهر به اشغال درآمد.
ناهار را مهمان فرمانده پادگان دژ بوديم و بعد از استراحتي كوتاه از دو سوله كنار پادگان كه به گفته دوستان همراه براي استقرار دانشجويان دانشگاه افسري كه هر ساله ارديبهشت ماه توسط هيئت معارف جنگ شهيد صياد براي توجيه مناطق عملياتي به خوزستان سفر مي كنند آماده مي شود ديدن كرديم و پس از آن به مقصد آبادان از داخل شهر خرمشهر گذشت . در حدود 500 متري پل خرمشهر در نزديكي مركز فرهنگي تنديس ناوچه اي از نيروي دريايي خاطرات مقاومت رزمندگان و تفنگداران نيروي دريايي در مقاومت خرمشهر را كه قبلا از بازماندگان و فرماندهان اين نيروي پاكباز و دريادل شنيدم و خواندم در ذهنم زنده كرد. و به اين مهم تاسف خوردم كه در اين چند سال هيچ صحبتي از اين عزيزان و ايثارگريهايشان به ميان نيامد. بعد از پل نيز در مقابل پايگاه دريايي خرمشهر ميداني تحت عنوان ميدان نيروي دريايي احداث شده است اما مطمئنم قطعا بچه هاي نسل سوم خرمشهر هم از مقاومت تفنگداران پايگاه دريايي خرمشهر هيچ نمي دانند. همه اين ها وظيفه ما و وظيفه قلم به دستان دفاع مقدس را سنگين و سنگين تر مي كند تا با گفت و گو و مصاحبه با رزمندگان اين مقاومت جانفشاني هاي آن ها را در تاريخ نگاشته و ثبت نمايند.
آبادان
آبادان ; شهر مقاومت و افتخار است . اين جمله اي است كه از زبان رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي جاري شد و بي ترديد همينگونه است .
همه آبادان با خود خاطرات بياد ماندني دارد. در مقابل پالايشگاه آبادان مسجدي است بنام رنگوريها كه براي ديدن اين مسجد توقف مي كنيم . اين مسجد در سال 1300 ه' ش ميلادي ساخته شده است و سبك معماري آن شبيه به معماري شبه قاره هند مي باشد و در پيشاني بنا نقش كنده وجود دارد كه با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز و با ذكر نام خلفاي راشدين در قاب چپ خاتمه مي يابد. اين مسجد مربوط به كارگران هندي و بنگلادشي ساكن در آبادان بوده است .
داخل شدن ما به مسجد خود حكايتي داشت كه بيان آن از حوصله اين نوشتار خارج است اما پس از بازديد از نقش و نگارهاي زيبا و ديدني داخل مسجد به سمت مركز شهر آبادان حركت نموديم . مقصد ما كليساي معروف شهر آبادان و مسجد موسي بن جعفر(ع ) بود كه اين دو بناي عبادي در كنار هم احداث شده است . متاسفانه در كليسا بسته بود و ما را بر آن داشت تا از تماشاي اين بناها در خارج از محوطه اصلي رضايت دهيم . به گفته يكي از آبادانيها كه در آنجا به ما پيوست اين كليسا محل آموزش رزمندگان در زمان جنگ بود كه امروز متاسفانه در كنار يك مدرسه غيرانتفاعي قرار گرفته و هميشه درش بسته است . خوب بود تا متوليان امر اين مكان را بعنوان يكي از اماكن مهم دفاع مقدس محافظت مي كردند.
منطقه آبادان همچون خرمشهر از اهميت خاصي در دوران دفاع مقدس برخوردار است . اين شهر در طول سالهاي دفاع مقدس درگير جنگ بود و عمليات هاي مهمي چون :
1 ـ جاده ماهشهر (1359 8 3 )
2 ـ كوي ذوالفقاري (1359 8 9 )
3 ـ سه راهي آبادان (1359 9 19 )
4 ـ توكل (1359 10 20 )
5 ـ تپه هاي مدن (1360 2 25 )
6 ـ فرماندهي كل قوا (1360 3 21 )
7 ـ شهيد چمران (13260 5 4 )
8 ـ ثامن الائمه (ع ) (1360 7 5 )
9 ـ والفجر هشت (1364 11 20 )
10 ـ كربلاي 3 (65 6 10 )
در آن انجام شد.
آنچه بيان آن در اين بخش از نوشتار مهم به نظر مي آيد اين است كه يكي از اهداف ارتش بعث در جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران تسلط بر اروند رود بود كه اين هدف با تصرف جزيره آبادان تحقق مي يافت . با شروع جنگ تلاش اصلي ارتش عراق در جنوب مركز استان خوزستان بود ليكن پس از ناكامي در دستيابي به اين هدف محور اصلي هجوم ارتش عراق به سمت جزيره آبادان سوق يافت . بر همين اساس عراقي ها در تاريخ 1359 7 19 از كارون عبور كرده و با تصرف دو جاده آبادان ـ اهواز و آبادان ـ ماهشهر در ساحل رودخانه بهمنشير موضع گرفتند و سپس در تاريخ 1359 8 9 وارد جزيره آبادان شدند و در حالي كه سعي داشتند خود را به اروند رود برسانند با عمليات رزمندگان اسلام عقب رانده شدند و به اين ترتيب ارتش عراق از نفوذ در جزيره آبادان و تصرف آن مايوس شد و تنها به محاصره آن اكتفا كرد. در دوران محاصره نيز رزمندگان ايران طي شبيخون ها و عمليات هاي پي درپي بخشي از مناطق اشغال شده شمال آبادان را آزاد كردند و سپس با عمليات ثامن الائمه (ع ) در تاريخ 1360 7 5 پس از 11 ماه محاصره آبادان شكسته شد منطقه شرق كارون آزاد و پاكسازي شد و ارتش عراق به غرب كارون رانده شد.
اروندكنار (منطقه عملياتي والفجر هشت )
عقربه ها ساعت 6 بعد از ظهر را نشان ميدهد كه به سمت اروندكنار حركت مي نمائيم . پس از گذشت 1 ساعت ساعت 7 عصر به يادمان عمليات و الفجر 8 رسيديم و باز ياد آن شعر زيبا در دلم زنده شد .
باز بوي ياس دارد روح دشت
كي ز خاطر مي رود والفجر هشت
و باز هم ياد نورالله و محمد در ذهنم نقش بست . آنهايي كه هميشه با منند و با من هم كلام . منطقه اروندكنار و ابوفلفل كه نقطه رهايي عمليات والفجر هشت بود يكي از نقاط مهم يادماني است كه در ايام راهيان نور مورد بازديد زائرين قرار مي گيرد. از آنجايي كه عمليات والفجر هشت از مهمترين عمليات هاي دفاع مقدس به شمار مي رود انتظار اين است كه در اين مكان برنامه هاي خاصي انجام شود تا زائرين هنگام بازديد از آن كاملا از همه ابعاد عمليات والفجر هشت بخصوص عبور غواصان دلير و شجاع سپاه اسلام از رودخانه اي با اين عظمت آشنا شوند. اما عمليات و الفجر هشت .
اجتناب از جنگ در زمين مسطح تجربه اي كه در عمليات هاي رمضان و والفجر مقدماتي حاصل شده بودـ و در پي آن اجراي عمليات بزرگ ابتكاري در هورالهويزه (خيبر و بدر) ـ زمينه عمليات بعدي را بااستفاده از تجربه عمليات در هور فراهم نمود. تسخير منطقه مهم شبه جزيره فاو با تاكتيك ويژه عبور از رودخانه عريض و خروشان اروند هدفي بود كه در طراحي عمليات والفجر هشت دنبال مي شد كه سپاه پاسداران پس از طراحي اين عمليات با سازماندهي و آموزش 14 گردان نيرو آن را فرماندهي و اجرا كرد و براي فريب دشمن و پشتيباني از اين عمليات به طور همزمان دو عمليات محدود نيز در جزيره ام المرصاص و شلمچه باتلاش سپاه و ارتش به اجرا درآمد.
عمليات والفجر هشت در ساعت 22 10 روز 1364 11 20 با رمز مبارك يا فاطمه الزهرا(س ) در منطقه خسروآباد تا راس البيشه آغاز گرديد. رزمندگان باعبور از اروند رود در منطقه فاو پيشروي كردند و پس از حدود يازده شبانه روز درگيري بي وقفه و سنگين با قواي دشمن اين منطقه را به تصرف در آودند. اما اهميت منطقه براي دشمن چنان بو دكه بيش از 70 روز به پاتك هاي سنگين خود ادامه داد به اين اميد كه وجود اروند بعنوان مانع در حد فاصل منطقه عملياتي با عقبه مقاومت رزمندگان را به تدريج تضعيف نمايد.
اما چنين نشد و برعكس ارتش عراق به علت پافشاري براي بازپس گيري فاو تلفات بسيار سنگيني متحمل شد. نقش توپخانه در انهدام يگان هاي عراقي بارز بود. توپخانه ارتش و سپاه مشتركا در اين افتخار سهيم بودند ضمن اينكه نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران نقش تعيين كننده اي در پوشش هوايي منطقه و سرنگوني هواپيماهاي دشمن داشت . در نتيجه اين عمليات ايران بر سواحل اروند ساحل شمالي خور عبدالله و شبه جزيره فاو مسلط شد و راه ورود عراق به خليج هميشه فارس مسدود گرديد.
ناگفته نماند منطقه ابوفلفل كه دقيقا در مقابل شهر فاو قرار گرفته است خط حد لشكر ويژه 25 كربلا بود كه غواصان موج اول اين لشگر بعنوان اولين نيروهاي عمل كننده وارد فاو شدند و صبح روز عمليات پرچم متبرك حرم رضوي (ع ) توسط فرمانده قهرمان اين لشگر بر مناره مسجد فاو به اهتزاز در آمد.
پس از زيارت قدمگاه شهدا در منطقه ابوفلفل براي اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد شهداي روستاي سعدوني در كنار نهر سعدوني رفتيم . با ورود به حياط مسجد با پيرمردي روبرو شديم كه در حال آماده شدن براي جماعت بود. آقاي لقمان پور بي هيچ مقدمه اي سمت او شتافت . ظاهرا از قبل او را مي شناخت لذا پس از خوش و بش او را به ما معرفي كرد. آقاي سيد عبدالله . پدر دو شهيد روحاني . همچنين يكي از فرزندانش بنام سيد كاظم كه در قم مشغول تحصيل مي باشد در ايام تابستان (همگام با تعطيلي درس حوزه ) به زادگاهش يعني روستاي سعدوني مي آيد و اقامه نماز مسجد را به عهده ميگيرد. با سيد عبدالله گپي زديم و نماز جماعت را به امامت سيد كاظم اقامه كرديم . بين نماز مغرب و عشا بو دكه برق قطع شد و با خاموش شدن تك كولر مسجد گرماي طاقت فرسايي فضاي مسجد را فرا گرفت بطوريكه عرق از سرو روي نماز گزاران جاري بود. مسجد شهدا حال و هواي معنوي خاصي داشت . آدم را ياد ياران سفره كرده مي انداخت . پس از نماز در حياط تاريك مسجد گردهم آمديم . سيدعبدالله صاف و صميمي از مسئولين گله داشت . مي گفت : اگر مسئولين يك ترانس فشار قوي در اينجا نصب كنند ما براي خنك كردن مسجد مشكلي نخواهيم داشت . در حال حاضر فقط مي توانيم يك كولر روشن كنيم كه آن هم فايده چنداني ندارد. به نظر من اجابت خاصه پدر شهيدي كه آن هم براي خنك كردن مسجد چنين تقاضايي دارد نه تنها دشوار نيست بلكه اگر انجام نشود كمي بي معرفتي به حساب مي آيد. اندكي بعد سيد كاظم با يك خوشه پر خرما به جمع ما پيوست و ما پس از دقايقي گفت و گوي دوستانه رهسپار اهواز شديم .

ساعت 11 شب به اهواز رسيديم و شب را مهمان قرارگاه جنوب (ارتش ) بوديم . وارد ساختمان مهمانسرا كه شديم . فرمانده قرار گاه امير سرتيپ دوم بيضاوي در آنجا حضور داشت . كه متاسفانه علي رغم اينكه متوجه حضور ما شده بود به خود زحمت نداد تا براي احوال پرسي يا خوش آمدگويي مختصر به جمع ما بيايد. جاي بسي تاسف است كه انساني كه در جايگاه شخصيت بزرگواري چون امير سرلشكر شهيد مسعود منفرد نياكي نشسته است اينگونه با مهمانان خود برخورد نمايد. انتظار اين است كه چون فرمانده محترم كل ارتش امير سرلشكر صالحي كه در تواضع و فروتني زبانزد خاص و عام است براي نيروهاي تحت امرش الگو باشد نه اينكه با حضور ميهمان صحنه را ترك نمايند و يا در شان خود نبينند كه با چند خبرنگار ساده و يا كارشناس مباحث دفاع مقدس هم نشين و هم كلام شوند.
بعد از استقرار و صرف شام جلسه اي كوتاه جهت تعيين مناطق يادماني كه فردا بايد مورد بازديد قرار گيرد برگزار نموديم و پرونده اولين روز سفر به سرزمين طلاي سياه و سفيد را بستيم .
روز جمعه 86 5 12 دومين روز سفر ما به مناطق عملياتي كربلاي ايران بود . بعد از نماز صبح مشغول خواندن كتاب گردان گمشده ; خاطرات سرگرد عراقي عزالدين مانع از سري كتاب هاي ضد جنگي كه در كشورمان منتشر شده است شدم . خاطرات عجيبي بود يك بسيجي 18 ساله خرمشهري بنام شهيد عبدالرضا خفاجي يك لشكر مكانيزه و تا دندان مسلح عراق را وحشت زده كرد به گونه اي كه خواب را از چشمانشان ربود وآرامش را در بين آنها از بين برد.
سه راه جفير
ساعت 7 30 به سمت سه راهي جفير آخرين حدي كه عراق در هنگام هجوم سراسري خود اشغال نموده بود حركت نموديم .
لشكر 9 زرهي عراق در هجوم سراسري از جبهه مياني در دو محور تنگه چزابه ـ سوسنگرد ـ اهواز و طلائيه ـ جفير و اهواز با تصرف شهرهاي بستان و سوسنگرد و ارتفاعات الله اكبر به سمت اهواز پيشروي كرد و در همين منطقه زمينگير شد. در اين مكان هم چون مكان هاي يادماني ديگر استان خوزستان يادماني بنا نموده اند كه متاسفانه لوحي كه بر روي آن نصب شده است بيانگر همه واقعيت هاي اتفاق افتاده در اين مكان نيست و لازم است به طريقي همه آن رويدادها در اين مكان براي زائرين و بازديدكنندگان بيان گردد.
مشهد شهداي هويزه
مقصد بعدي ما مشهد شهداي هويزه بود. محل شهادت شهيد سيدحسين علم الهدي و دانشجويان پيروخط امام . نكته اي كه در زمان ورود به اين منطقه برايم جالب توجه مي نمود اين بود كه حداقل در 10 سال گذشته در اين منطقه تغييرات زيادي ايجاد شد كه آن را از حالت اول خارج و غير ملموس جلوه مي داد بعنوان مثال چند تانك بعنوان سند جنايت رژيم بعث در كنار اين مزار قرار داشت كه از آن تعداد 3 عدد باقي مانده و چيزهاي ديگر . با اين مقدمه كه توسعه دادن مكان يادمان كار بسيار شايسته اي است ولي نبايد به اصل يادمان و متعلقاتش آسيبي برسد كه متاسفانه اين موضوع در اينجا رعايت نشده است . حال آنكه حماسه هويزه بايد براي نسل هاي آينده تبيين گردد.
و اما از حماسه هويزه اينچنين ياد مي شود. به دنبال انتظارات عمومي مردم پس از چهار ماه تجاوز ارتش بعث به ميهن اسلامي ستاد مشترك ارتش طرحي تهيه كرد كه مبناي عمليات نصر (هويزه ) قرار گرفت . كه مرحله دوم اين عمليات مربوط به منطقه هويزه مي شد . اين مرحله از عمليات در ساعت 8 صبح روز 1359 10 16 آغاز شد و نيروهاي زرهي و پياده به سوي پادگان حميد و جفير حركت كردند. نيروهاي سپاه پاسداران حدود يك كيلومتر جلوتر از قواي زرهي و از دو سمت جاده پيش مي رفتند. ساعتي بعد آتش دشمن شدت گرفت طوري كه پيشروي متوقف شد. ساعت 14 دستور موكد پيشروي از بي سيم ها شنيده مي شد . اما بعد از حدود 500 متر پيشروي حملات هواپيماهاي دشمن نيروها را متوقف كرد . در ساعت 16 نيز دستورات صادره همچنان بر مقاومت و ايستادگي تاكيد داشت اما دقايقي بعد عقب نشيني نيروهاي زرهي آغاز شد در حالي كه نيروهاي پياده از عقب نشيني خبر نداشتند. به همين دليل در منطقه جا مانده و به محاصره دشمن افتادند و پس از درگيري با يك ستون تانك عراقي 140 تن از پاسداران و نيروهاي داوطلب ـ از جمله عده اي از دانشجويان پيرو خط امام ـ به همراه فرمانده شان حسين علم الهدي ـ در همين مكان مورد نظر به شهادت رسيدند و در ادامه نيز پس از چند روز عراق توانست در مورخه 59 10 27 شهر هويزه را كاملا اشغال نمايد و بدين گونه سكوت مرگ بر پهنه هويزه سايه افكند. تا اينكه در عمليات بيت المقدس اين شهر نيز چون شهرهاي ديگر ميهن اسلامي از چنگ بعثيان آزاد گرديد.
براي بازديد از هورالهويزه و منطقه رفيع بايد از شهر هويزه گذر مي كرديم . در بين راه روستاهاي محقر زيادي را پشت سر گذاشتيم و مردمي خونگرم را در قاب چشمانمان ديديم كه مشغول فعاليت روزمره بودند و دختركاني كه سوار بر الاغ به سمت صحرا مي رفتند تا در امر كشاورزي كمك كار پدر و مادر باشند.
ساعت 10 10 دقيقه وارد شهر هويزه شديم . شهري كه پس از جنگ در كنار مخروبه هايش ساخته شد . توقفي در هويزه نداشتيم و بدون هيچ مكثي به سمت رفيع حركت كرديم

به شهر مقاوم و مرزي رفيع خوش آمديد. اين جمله اي بود كه بر روي تابلويي با نقش چهار شهيد چشم هايمان را نوازش داد و به ما خوش آمد گفت رفيع شهر بسيار كوچكي است با خانه هايي بسيار ساده . در آنجا با يكي از افسران ارتش كه در انتظار ما بود به سمت هورالهويزه حركت نموديم . با ورود به منطقه عمومي هور با خير مقدم سربازان و فرماندهان گردان 760 لشكر 92 روبرو شديم . افسر عملياتي گردان نيز از ما كه مهمانشان بوديم درخواست كرد تا از گردان بازديد نمائيم .
اين گردان در سال گذشته با فرماندهي سرهنگ يوسف كاظمي كه هم اكنون نيز فرماندهي آن را به عهده دارد حدود 2000 قبضه سلاح و گلوله از قاچاقچيان كشف كردند و هفته پيش نيز دو عراقي را به همراه يك كلاش و 330 گلوله دستگير نمودند .
نيروهايي كه در اين منطقه بسيار گرم با شرجي بالا مستقر هستند اكثرا رزمندگاني هستند كه در دوران دفاع مقدس نيز در خاكريزهاي دفاع مقدس حاضر بودند و امروز نيز چون روزهاي جانفشاني و ايثار همچنان از مرزهاي مقدس جمهوري اسلامي پاسباني مي نمايند. آدمي با ديدن اين عزيزان روحيه مي گيرد كساني كه واقعا خستگي را خسته مي كنند و خم به ابرو نمي آورند.
اندكي پس از بازديد از سنگرهاي سربازان گردان به همراه گروه عملياتي گردان كه شامل دو تويوتاي مسلح يك جيپ فرماندهي و سه موتور تريل به همراه سه آرپي جي زن به سمت هور حركت نموديم و با گذر از جاده 10 كيلومتري كه در دو طرفش چون شمال سبز و باطراوت بود و ديدگان انسان را نوازش مي داد به مقر يگان ويژه تكاور دريايي آذرخش در ساحل هور رسيديم . در آنجا افسران وسربازان يگان با شليك چند خمپاره و دوشكا مانوري برايمان انجام دادند كه ما را تا اعماق خاطرات هور الهويزه رهنمون كردند.
علي رغم اينكه از اين منطقه ويژه مطالب زيادي را تاكنون قلمي نمودم ولي متاسفانه توفيق بازديد از اين منطقه را نداشتم و از بركات اين سفر همين بس كه توانستم در آبهاي هور كه بي ترديد به خون پاك رزمندگان ما آغشته است گشتي بزنم . دوستان بزرگوار ارتش با آماده نمودن دو قايق مسلح ما را در هور كه يادآور رشادت هاي ياران عاشورايي خميني كبير(ره ) است گرداندند تا از نزديك شاهد نيزارهايي باشيم كه هر كدامشان ياد يك شهيد را در دل خود چون گنجي تمام ناشدني و گرانبها محفوظ نموده اند.
منطقه هورالهويزه به علت ويژگي هايي كه داشت در اواخر سال 1361 مورد توجه فرماندهان جنگ قرار گرفت و پس از شناسايي آن و مشاهده نقاط ضعف دشمن در اين مكان عمليات هاي مهمي طرح ريزي و اجرا گرديد كه تعدادي از آن به شرح ذيل مي باشد.
1 ـ عمليات خيبر (62 12 3 )
2 ـ عمليات بدر (63 12 20 )
3 ـ عمليات قدس يك (64 3 5 )
4 ـ عمليات قدس 2 (64 4 6 )
5 ـ عمليات قدس 4 (64 5 2 )


6 ـ عمليات قدس 5 (64 5 15 )
7 ـ عمليات عاشوراي 4 (64 8 1 )
لازم به ذكر است عراق در روزهاي پاياني جنگ پس از بازپس گيري فاو در تاريخ 1367 1 29 و شلمچه در تاريخ 1367 3 4 از اولين ساعت بامداد 1367 4 4 با اجراي آتش تهيه سنگين و نيز بمباران شيميايي منطقه كه دامنه آن تا حوالي هويزه گسترش يافته بود مواضع ايران را در جزاير مجنون مورد تهاجم قرار داد و اين جزاير را بازپس گرفت . با سقوط اين جزاير قواي نظامي ايران مواضع خود در مناطق ابوذكر و ترابه را (كه در عمليات قدس يك تصرف شده بود) تخليه كردند. در همين حملات و درگيريها بود كه سردار مفقودالاثر حاج علي هاشمي فرمانده قرارگاه نصرت به اسارت دشمن درآمد و تاكنون از سرنوشت او هيچ اطلاعي در دست نيست .
ساعت 12 30 باتقدير و تشكر از سربازان و افسران گردان 760 منطقه هور و شهر رفيع را با دماي هواي 53 درجه ترك گفتيم و به سمت سوسنگرد رحل اقامت كرديم .
سوسنگرد
ساعت 13 13 به سوسنگرد رسيديم . دماسنج ماشين دماي هواي سوسنگرد را 46 درجه سانتيگراد نشان مي داد .
سوسنگرد نيز از جمله شهرهاي استان خوزستان است كه به اشغال دشمن بعثي درآمد. ارتش بعث عراق براي تصرف شهر اهواز مركز استان خوزستان و محل تلاقي جاده هاي مهم جنوب غرب ايران از سه محور
1 ـ نشوه ـ كوشك ـ اهواز
2 ـ طلائيه ـ كرخه كور ـ اهواز
3 ـ بستان ـ سوسنگرد ـ اهواز
وارد عمل شد كه در محور سوم پس از اينكه مقاومت نيروهاي ژاندارمري و سپاه را در پاسگاه سوبله شكست بستان و سوسنگرد را به ترتيب در تاريخ 1359 7 4 و 1359 7 6 اشغال كرد و به انتظار موفقيت محورهاي ديگر نشست . در پي آن با ادامه عمليات پيروزمندانه در محور جاده سوسنگرد ـ اهواز به فرماندهي برادر غيور اصلي سوسنگرد و بستان آزاد شد ليكن شمال كرخه همچنان تحت اشغال دشمن باقي ماند طي روزهاي 21 و 22 مهر 1359 نيروهاي عراقي بار ديگر بستان را تصرف كردند و به تدريج به سمت سوسنگرد پيشروي نمودند و در تاريخ 24 آبان 1359 مجددا وارد سوسنگرد شدند و از سه طرف پيشروي كردند كه مقاومت نيروهاي مردمي مانع از سقوط شهر شد.
در حاليكه سوسنگرد از سه طرف مورد هجوم دشمن قرار گرفته بود ومتقابلا عده اي پاسدار ارتشي و ژاندارم در داخل شهر با مقاومت خود از اشغال آن جلوگيري مي كردند طرحي تهيه شد و در ساعت 6 30 بامداد مورخه 1359 8 26 با يك گردان از ستاد جنگ هاي نامنظم (نيروهاي دكتر چمران ) دو گردان پاسدار و سه گردان زرهي از لشكر 92 زرهي اهواز(ارتش ) از دو محور جاده حميديه ـ سوسنگرد و ميشداغ ـ سبحانيه به اجرا در آمد و با عقب راندن نيروهاي دشمن محاصره سوسنگرد شكسته شد.
در طول سالهاي دفاع مقدس عمليات هاي مهمي در منطقه سوسنگرد انجام شد كه تعدادي از آن به شرح ذيل مي باشد
1 ـ عمليات غيور اصلي (1359 7 9 )
2 ـ آزادي سوسنگرد (1359 7 10 )


3 ـ شكست محاصره سوسنگرد (1359 8 26 )
4 ـ امام مهدي (عج ) (1359 12 26 )
5 ـ امام علي (ع ) (1360 2 31 )
6 ـ نصر (1360 6 11 )
در حين گذر از كوچه هاي خلوت سوسنگرد به ياد آوردم كه در مورخه 1385 10 4 مطلبي را از يكي از مدافعان مظلوم سوسنگرد; فرمانده شجاع سپاه اين شهر مهندس شهيد محمدرضا پوركيان در صفحه جبهه و جنگ روزنامه جمهوري اسلامي به دست انتشار سپردم . فرمانده مظلومي كه با گذشت 27 سال از شهادتش همچنان مظلوم ماند .
ياد آوردم كه دكتر محسن رضايي ; فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مورد محاصره سوسنگرد و شهادت شهيد پوركيان اينگونه روايت كرد :
در اوايل جنگ در نزديكي حميديه عراقيها جاده حميديه ـ سوسنگرد را تهديد مي كردند در آنجا من بياد دارم كه برادر شهيدم « پوركيان » وقتي فهميده بود كه جاده حميديه سوسنگرد مورد خطر قرار گرفته به اتفاق 15 نفر از برادران با دو ماشين به سمت عراقيها حركت مي كنند. عراقيها كه اين دو ماشين را مشاهده مي كنند سوار بر تانكها و نفربرها شده و با سرعت به سويشان حركت مي كنند برادرها هم از ماشين پياده مي شوند و در شيارها و جويها سنگر مي گيرند . تانك ها مي آيند تا به 25 متري اينها مي رسند . تعدادي از برادرها در اينجا شهيد مي شوند و 5 تانك را نيز مي زنند از طرف ديگر تمام فشنگهايشان تمام مي شود . (چون اينها احتمال درگيري طولاني نمي دادند.) وقتي فشنگها تمام مي شود برادرمان « پوركيان » به ديگران مي گويد برگرديد! خودش دو نارنجك را مي كشد و آماده مي شود كه اگر عراقيها نزديكش آمدند اقدام كند. آنها هم حركت مي كنند و به ستون يك عقب نشيني مي كنند . 10 تن از برادرها برگشته بودند . حداكثر فاصله اي كه با تانكهاي عراقي داشتند 200 متر بوده و اين را بگويم كه تير تانك فاصله دو كيلومتري را دقيق دقيق مي زند و هيچ خطا ندارد و شگفت اينكه هر چه تانكها به سوي اين برادرها كه در زميني مسطح در حال عقب نشيني بودند تير مي انداختند هيچكدام به آنها اصابت نمي كرد و وقتي برادرها به پايگاه رسيدند از وحشت اين مساله كه سالم رسيدند براي بعضي شان حالت غش دست داده بود! اما برادر « پوركيان » با دو نارنجك خود يك تانك ديگر عراقي را ناقص مي كند وخودش هم شهيد مي شود و در همان جا مي ماند. او يكي از فرماندهان سپاه در خوزستان بود كه ماموريت سوسنگرد به او محول شده بود.
همچنين اميردريابان « علي شمخاني » فرمانده وقت سپاه خوزستان نيز در مورد همرزم و يار ديرينش اينگونه اظهار مي دارد :
ايشان ابتدا در اسفند ماه 57 با تشكيل كميته انقلاب اسلامي در اهواز به عضويت آن كميته و پس از آن در فروردين سال 58 باتشكيل اولين دوره آموزشي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به عضويت سپاه در آمدند و به واسطه ويژگي هاي معنوي و اخلاقي خاص به سمت معاون فرمانده سپاه پاسداران استان خوزستان در اهواز منصوب گرديدند. و در شكل گيري سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در آن برهه خاص در كنار اينجانب نقش موثر و بسيار ارزنده و مفيدي ايفا نموده است . ايشان در بحبوحه اخلال و تشنج در خوزستان و بمب گذاري توسط عوامل خودفروخته آمريكا و دشمن بعثي و بلواي گروهك خلق عرب و همچنين اعزام نيرو به كردستان يكي از فرماندهان شاخص در مبارزه با ضد انقلاب بوده و در استقرار امنيت در اهواز و شهرستان هاي تابعه نقش بسزايي داشتند. نامبرده در همان سال در جهت سازماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي رامهرمز به سمت فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي رامهرمز منصوب و با جديت زائدالوصف به سازماندهي و جذب و استقرار جوانان غيور و برقراري امنيت و سركوب نمودن عوامل رژيم ستم شاهي و ضدانقلاب در منطقه عشايري اهتمام ورزيدند. با هجوم دشمن بعثي در 31 شهريور 59 به دليل شخصيت متمايز و توانايي هاي فراوان ايشان به فرماندهي سپاه پاسداران سوسنگرد منصوب و در محاصره تاريخي اين شهر با مقاومتي مثال زدني ضمن نجات ساير همرزمانش در تاريخ 1359 7 23 خود به درجه رفيع شهادت نائل گرديده و در زمره حماسه آفرينان مدافعين سوسنگرد نخستين فرمانده شهيد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جنگ تحميلي دفاع مقدس محسوب مي گردند.
با اين اوصاف متاسفانه اين مرد هنوز مظلوم مانده و شايد امروز اگر ازجوانان سوسنگردي هم بپرسيد نام او را ندانند. علي اي حال بر متوليان دفاع مقدس است كه در معرفي رجالي اينچنيني همت گمارند و بجاي اينكه ويژه نامه هايي را به نيت معرفي خود به چاپ برسانند به وظيفه خود عمل نمايند كه سحر نزديك است و بدون ترديد در مقابل چشمان دريايي اين مردان در « يوم التبلي السرائر » شرمنده و خجل خواهند شد.
حميديه
ساعت 14 10 سوسنگرد را با تمام خاطراتش ترك گفتيم و به سمت حميديه حركت كرديم . ساعت 14 10 به حميديه رسيديم . مقصد ما پادگان حميديه در كنار بند كرخه بود. از آن پادگان و سنگرهايش كه از زمان جنگ باقي مانده بود ديدن كرديم . اين مكان هم مي تواند بعنوان محل اسكان كاروانهاي راهيان نور استفاده گردد به شرطي كه در بازسازي آن به گونه اي عمل شود كه از حالت زمان دفاع مقدس خارج نشود و زائرين با ورود به سنگرهاي موجود در حال و هواي زمان جنگ قرار گيرند.
پادگان حميديه آخرين منطقه يادماني بود كه در اين سفر مورد بازديد قرار گرفت . در دماي هواي 53 درجه سانتيگراد در ساعت 14 51 بعد ازظهر خودمان را به اهواز رسانديم .

 

روزنامه جمهوري اسلامي

 حسين زكريائي عزيزي

منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



برخي از رسانه ها از قول يكي ـ دو تا از موجهين نقل كردند كه بني صدر به علت عدم آشنايي با تاكتيك و فنون جنگ دچار اشتباه شد و خائن نبود! گر چه يكي از آن دو نفر بعدا گفته اش را تصحيح كرد و به نوعي اشتباه را رفو نمود لكن اشتباهاتي از اين نوع ممكن است در آينده نيز ذهن نسل دوم و سومي كه جنگ را نديده اند و دوران بني صدر را درك نكرده اند دچار انحراف نمايد.
از اين رو در اين روزهايي كه دوران سالگرد عزل بني صدر از فرماندهي كل قوا و راي مجلس شوراي اسلامي به عدم كفايت سياسي بني صدر است برخود فرض مي دانم براي ثبت در تاريخ و روشن شدن ذهن ها در امروز و آينده نكاتي را تبيين نمايم :
دوازده سال پس از تهاجم ارتش بعث به خاك جمهوري اسلامي ايران ; يعني در سال هزار و سيصد و هفتاد و يك بني صدر در شهر برلين در خانه فرهنگ ملت ها در پاسخ به سئوالي گفت : « در سال پنجاه و نه اين من بودم كه به نيروهاي كرد به كومله ها و دموكرات پيغام دادم كه اسلحه را بر زمين نگذارند! » 1.
جنگ كومله و دموكرات در كردستان جنگ با جمهوري اسلامي ايران و جنگ با ملت مسلمان ايران بود. جنگ با اسلام و انقلاب اسلامي بود. اين حمايت از گروهك هاي ضدانقلاب درست در آستانه شروع جنگ تحميلي به وقوع مي پيوست . در روزهايي كه فرماندهان سپاه و افرادي چون شهيد صياد شيرازي به وي متذكر مي شدند : آتش فتنه اي در منطقه در حال وقوع است وعراق آماده ي نبردي نابرابر با جمهوري اسلامي ايران مي شود و بني صدر توجهي نمي كرد.
شهيد حاج محمد ابراهيم همت مي گويد : « قبل از جنگ برادران سپاه در مناطق غرب و جنوب به دفعات مكرر اخطار مي كردند : عراق چند ماهي است كه نيروهايش را در مرز جا به جا كرده است ; اما هر بار كه ما اين مطالب را مي گفتيم بني صدر و عوامل دست نشانده او در ارتش مي گفتند : چنين چيزي امكان ندارد . عراق غلط مي كند به ايران حمله كند! » 2
همه ي اين حرف ها و نگاه براي همكاري با دشمن بود. اين خيانت را در مبحث خرمشهر بهتر مي توان ديد.
مقام معظم رهبري مي فرمايند : « من قبل از سقوط خرمشهر پيشنهاد كردم كه ما يك واحد منظم به خرمشهر بفرستيم كه راه ما بين خرمشهر ـ شلمچه را ببندند و نگذارند دشمن را كه مرتبا به وسيله ي نيروهاي ما رانده مي شد و تا شلمچه پس مي نشست بازگردد. بني صدر نه تنها اين حرف را نشنيده مي گرفت بلكه تحت تاثير اظهارنظرهاي چند نفري كه دوروبرش بودند مسخره هم مي كرد . » 3
شهيد همت مي گويد : با شروع جنگ بني صدر اين تز را مطرح كرد كه « ما زمين مي دهيم و زمان مي گيريم . » 4
بني صدر و پادوهاي تبليغاتي ليبراليزم منحط براي فريب افكار عمومي اجراي شگرد « جنگ به شيوه اشكانيان » را با شعار « فدا كردن زمين در قبال گرفتن زمان جهت تجديد قوا » مطرح مي كردند. همين مساله مشخص مي كند كه قبل از جنگ و پس از آن در داخل توطئه هايي براي سرگرم سازي ما و فرصت دادن به دشمن بعثي براي تجاوز هر چه بيشتر در كار بوده است .
مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايند : « به او (بني صدر) القا شده بود كه ما زمين مي دهيم و زمان مي گيريم . به اين معنا كه طولاني شدن مدت به سود ما و به زيان دشمن است . پس براي اين كه مقداري خودمان را پيش ببريم و آماده بشويم اگر زمين هم داديم داديم ! غافل از اين كه در آن روزها هم زمين و هم زمان هر دو را داشتيم از دست مي داديم : چون زمان هم واقعا به نفع ما نبود و هر چه مي گذشت دشمن مستقرتر و در زمين فرو رفته تر مي شد و دفاع خود را قوي تر مي كرد. بنابراين اينطور نبود كه او مي گفت . ولي به هر حال اين فكر در آبادان در ذهن بني صدر بود و خدا رحم كرد كه آن فرمان امام در امر شكستن حصر آبادان صادر شد والا اگر امام نبود اين ها كوتاهي مي كردند و حصر آبادان تا مدت ها بعد هم شايد مي ماند . » 5
با محاصره آبادان توسط نيروهاي حزب بعث عراق امام خميني (ره ) فرمان آزادسازي آبادان از محاصره را در تاريخ 59 8 14 صادر كردند .
پس از آن رزمندگان اسلام خود را براي اجراي فرمان امام امت آماده كردند اما حضور بني صدر و برخورد حذفي او با نيروهاي انقلاب اجراي هر نوع عمليات موثر عليه جبهه دشمن را غيرممكن مي كرد.
مقام معظم رهبري كه در آن زمان نماينده حضرت امام (ره ) در شوراي عالي دفاع بودند در تبيين وضعيت جنگ و برخورد بني صدر با نيروهاي سپاه مي فرمايند : « كلا تا قبل از عمليات ثامن الائمه عليه السلام عمليات ها غالبا موفق نبوده است و شايد يك يا دو عمليات را بتوان نشان داد كه تا حدودي موفق بوده و علتش هم اين است كه تا قبل از عمليات ثامن الائمه عليه السلام نيروهاي مردمي به كار گرفته نمي شد. يعني از بسيج و سپاه در عمليات به صورت كامل خبري نبود و سپاه امكانات نداشت و گذشته از اين مسئولان نظامي حاضر نبودند حتي سپاه را در حيطه كار نظامي راه بدهند و لذا يكي از درگيريهاي ما با بني صدر همين مساله بود . » 6
معظم له مي فرمايند : « وقتي كه طرح عمليات ثامن الائمه از سوي برادران سپاهي مطرح شد بني صدر به عنوان فرمانده وقت كل قوا حتي حاضر به شنيدن حرف ايشان نبود . » 7
علت اين كار را از خود بني صدر جويا شويم . اين حرف خيانت بني صدر را روشن تر مي كند. در يكي از ملاقات هايي كه شوراي عالي سپاه با بني صدر در زمان فرماندهي كل قوايي او و بستري شدن حضرت امام (ره ) در بيمارستان داشتند يكي از اعضاي شوراي عالي سپاه از بني صدر مي پرسيد : « چرا هر وقت ما مي خواهيم با شما ملاقات كنيم بايد روزها منتظر بمانيم ولي آقاي مسعود رجوي ـ سركرده منافقين ـ هر وقت اراده كند مي تواند با شما ملاقات كند »
بني صدر مي گويد : « من بايد اين گروه ها را داشته باشم زيرا وقتي كه ما از دولت آلمان علت شركتشان در تحريم اقتصادي نسبت به ايران را پرسيديم به ما گفتند : ما با مطالعه بولتن هاي پزشكي امام به اين نتيجه رسيده ايم كه امام بيش از سه ما ديگر زنده نيست . بنابر اين امام سه ماه ديگر فوت مي كند و روحانيت دسته دسته مي شوند. تنها اين گروه ها هستند كه به علت داشتن تشكيلات در ايران باقي مي مانند و قدرت را در دست مي گيرند . من بايد اين گروه ها را داشته باشم . » 8
با اين بيان بهتر مي شود خيانت ها و علت عدم همكاري بني صدر باسپاه و نيروهاي مومن به انقلاب اسلامي را فهميد. گويا همه ي اين طرح ها با تلاش سازمان منافقين و همكاري آمريكا صورت مي پذيرفت .
شهيد همت مي گويد : « در ماه هاي نخستين جنگ ما پيش بني صدر رفتيم و عنوان كرديم كه از طريق نوسود مي توانيم خيلي خوب روي مواضع عراق كار كنيم . عراق شهرهاي نزديكي به نوسود دارد فقط مشكل ما كمبود نيرو است . اما او مي گفت : من حتي يك نفر نيرو به منطقه شما نمي دهم ! هر چه به او اصرار كرديم كمترين كمكي به ما نكرد! » 9
يكي از سرداران سپاه مي گويد : « بچه هاي سپاه در جبهه باهماهنگي ارتش مقداري سلاح و مهمات تحويل گرفتند تا اين كه بني صدر خائن متوجه اين قضيه شد. او كه نمي توانست وحدت سپاهي و ارتشي را تحمل كنند بعد از گذشت سه ماه از شروع جنگ تحميلي با ابلاغ دستوري به ارتش فرمان داد كه حتي يك فشنگ هم به سپاه تحويل داده نشود! » 10
مقام معظم رهبري مي فرمايند : « يكي از دردهاي بزرگ سپاه در آن روز نداشتن تجهيزات بود و اين را دست كم مي توانست تامين كند; ولي هر بار كه اين ها براي چيز كوچكي مراجعه مي كردند با ترش رويي مواجه مي شدند. اين را فراموش نمي كنم كه گاه براي تهيه پنجاه قبضه آر . پي . جي غصه اي درست مي شد ... تلفن مي كرديم به تهران مي گفتند نيست و اصلا امكانات به سختي به اين ها داده مي شد . » 11
شايد برخي تصور كنند كه بني صدر با سپاه بد بود. اگر در ارتش هم كسي به سپاه اسلحه مي داد و يا به مقابله با دشمن بر مي خاست بني صدر با او برخورد مي كرد. بيشترين ضديت را در اين عرصه با شهيد صياد شيرازي داشت . كسي كه به وحدت ارتش و سپاه مي انديشيد و دلش براي اسلام و انقلاب اسلامي مي سوخت . بني صدر براي رسيدن به اهداف خود شهيد صياد شيرازي را از فرماندهي عزل كرد و درجه ي او را هم گرفت !
اين ها گوشه اي از خيانت هاي بني صدر به انقلاب اسلامي و جنگ است . هزاران زواياي پنهان از جمله حادثه 14 اسفند 59 در دانشگاه تهران تلاش بني صدر به همراه ضد انقلاب و منافقين در داخل كشور توطئه هايي هستند كه در نهايت امام (ره ) را وارد عرصه اي نمود تا در 20 خرداد 60 فرمان عزل بني صدر از فرماندهي كل قوا را صادر نمايند .
ده روز بعد هم نمايندگان مجلس شوراي اسلامي راي به عدم كفايت سياسي بني صدر دادند و وي را از صحنه سياسي كشور حذف نمودند. در نهايت بني صدر پس از يك ماه مجبور شد با لباس و آرايش زنانه به همراه مسعود رجوي ـ سركرده منافقين ـ از ايران فرار كند و به پاريس پناه ببرد!!
اما اين فرار هرگز بني صدر را تبرئه نكرد. بلكه خيانتش را روشن تر نمود و صدها سئوال را در ذهن ها مطرح كرد. ازجمله آن سئوال ها در خصوص عملكرد گذشته وي بود; در موضوع جنگ و خيانت هاي بني صدر و همكاري با ضدانقلاب داخلي و خارجي .
مقام معظم رهبري در 29 خرداد 60 در نمازجمعه تهران بني صدر و همكاران وي را مخاطب قرار داده و فرمودند : « نزديك به هفت ماه قبل از جنگ شما فرمانده كل قوا بوديد. چرا نيروهاي نظامي ما هنگام شروع جنگ نتوانستند مقاومت كنند حضرت امام شما را اول اسفند هزار و سيصد و پنجاه و هشت به فرماندهي كل قوا برگمارد. در اول مهرماه هزار و سيصد و پنجاه و نه يعني هفت ما تمام بعد از فرماندهي كل قوايي شما جنگ شروع شد. در اين هفت ماه شما چه كرديد چرا ارتش را مرمت نكرديد چرا نظاميان را آموزش نداديد آيا اين ها را چه كسي مي بايست انجام مي داد چرا شما وقتي جنگ شروع شد و خرابي كار شما در هفت ماه گذشته آشكار شد تقصيرها را به گردن اين و آن مي اندازيد وقتي از ايشان مي پرسند چرا ارتش را سر و سامان نداده ايد مي گويد : چون كسان ديگري در ارتش دخالت كرده اند. منظور ايشان دادگاه هاي انقلاب در ارتش است ; چون افراد متهم به كودتا را دستگير كرده بود. آقاي بني صدر توقع داشتند در ارتش عليه جمهوري اسلامي كودتا شود و كودتاچيان آزاد گردند و دستگير نشوند! »
با اين تبيين روشن شد كه علت اين همه اشتباه و خلاف بني صدر عدم آشنايي وي با فنون نظامي و جنگ نيست . بني صدر يك خائن بود و به ملت ايران خيانت كرد. ملت ما هرگز خيانت هاي اين فرد ليبرال مسلك را فراموش نخواهد كرد و هرگز او را نخواهد بخشيد.
پانوشت ها :
1 ـ هفته نامه كيهان هوايي 71 10 9 به نقل از نشريه ضد انقلابي كار ش 45 ص 10
2 ـ همپاي صاعقه ص .39
3 ـ حكايت نامه سلاله زهرا (سلام الله عليها) ص 137 )
4 ـ همپاي صاعقه ص .40
5 ـ حماسه مقاومت ج 2 ص .11
6 ـ شور عاشقي ص .36
7 ـ حماسه حضور ص .65
8 ـ بيانيه شماره 21 دفتر سياسي سپاه .60 6 21
9 ـ در انتهاي افق ص .125
10 ـ بازخواني پرونده يك رئيس جمهور ص .165
11 ـ مصاحبه ها ص .72
با محاصره آبادان توسط نيروهاي حزب بعث عراق امام (ره ) فرمان آزادسازي آبادان از محاصره را در تاريخ 59 8 14 صادر كردند . پس از آن رزمندگان اسلام خود را براي اجراي فرمان امام امت آماده كردند اما حضور بني صدر و برخورد حذفي او با نيروهاي انقلاب اجراي هر نوع عمليات موثر عليه جبهه دشمن را غيرمكن مي كرد
دوازده سال پس از تهاجم الرتش بعث به خاك جمهوري اسلامي ايران ; يعني در سال هزار و سيصد و هفتاد و يك بني صدر در شهر برلين در خانه فرهنگ ملت ها در پاسخ به سوالي گفت : در سال پنجاه و نه اين من بودم كه به نيروهاي كرد به كومله ها و دموكرات پيغام دادم كه اسلحه را بر زمين نگذارند.

علي شيرازي
روزنامه جمهوری اسلامی
منبع:ساجد

   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



پس از پايان هشت سال دفاع مقدس عكس هاى بسيارى از وقايع آن برجا ماند كه تعمق در آنها راهگشاى انديشه خواهد بود. «عكس» جنگ، مقوله اى در ـ ميان ـ بوده است. ميان زيبايى و استناد، مشاهده گرى و مشاهده پذيرى، حيات و مرگ. آيا مى توان به يكى از عكس هاى برجا مانده از عكس تحميلى به عنوان اثرى در حوزه «امر زيبا» نگريست پاسخ منفى است.
چرا كه عكاس جنگ، اگرچه به تعبير آگاهان وسيله اى بدون هدف است، يكسره بيرون از قلمرو «زيبايى ـ زشتى» قرار دارد و كمتر ديده مى شود كه در آن به مثابه ابژه اى زيبايى شناسانه نگريسته شود. آيا مى توان از ديدن تصاويرى كه روايت نابودى حيات صرف انسانى اند حظى بصرى برد صدام را در نظر بياوريد كه در حال تماشاى عكس از ويرانى خرمشهر است. كيفى (ژوئى سانس) را كه او را دربر خواهد گرفت، در نظر بياوريد. او نمى تواند از تماشاى اين عكس لذت ببرد، بلكه او صرفاً از اصل لذت تخطى كرده و وارد حيطه ژوئى سانس (كيف) مى شود.
او كيف مى كند. و هزينه كيف او را ابژه هاى انسانى (ابژه هاى معروف خشونت او) مى پردازند. سؤال اين است كه آنچه بساط ژوئى سانس او را فراهم مى آورد آيا نمى تواند آمارى دقيق از كشتگان و ويرانى هاى زاييده خشونت او باشد پاسخ منفى است. چرا كه عكاس جنگ نه در حوزه «زيبايى» و نه در قلمرو «استناد» قرار مى گيرد. عكس جنگ اگرچه در حوزه نمادين جاى مى گيرد اما سمبلى خارج از امر زيباست و اگرچه با حوزه «واقعيت» سر و كار دارد اما در قلمرو «استناد» نمى گنجد. اگر انسان در پى لذت بصرى است نمى تواند از تماشاى «عكس جنگ» لذت ببرد و اگر او در پى كنكاش در «واقعيت» است بهتر است كه به آمارها و شواهد جنگ رجوع كند. عكاسى را تصور كنيد كه در جبهه هاى جنگ جنوب در حال عكاسى از رويدادى در نزديك خود است. اتفاق در «نزديكى» او روى مى دهد و او عكس مى گيرد. و وقتى ما به آن عكس نگاه مى كنيم، در زمان و مكان، «دور» از آن رويداديم. عكس «ابژه»اى است زاييده نگاه. اگر «نگاه» آن را دربر نگيرد، دربرگرفته هايش را لو نمى دهد. «عكس» اگر ديده نشود كار نمى كند. «عكس» ميان نگاه نزديك عكاس و نگاه دور مخاطب (بيننده عكس) است و آنچه بيننده را خطاب مى كند نه عكس نه رويداد نه عكاس بلكه نگاه اوست كه خود «امر ديدن» را دربرمى گيرد. آنچه را كه «نيلزبور» از نظريه پردازان فيزيك كوانتوم پيرامون «الكترون ها» گفته است، مى توان درباره «واقعيت» عكاسى نيز گفت.
«واقعيت» در عكس مقوله اى بسته به «نگاه» است. زمانى وجود دارد كه ديده شود. اما چه كسى آن را نگاه مى كند عكاس يا بيننده عكس
«عكس جنگ» همواره امرى در ميان بوده است. در «خيلى كوتاه درباره مرگ» كيسلوفسكى، پسرك مى پرسد: «آيا مى توان از ديدن يك عكس فهميد كه آيا صاحب عكس مرده است يا نه » پاسخ من مثبت است. «عكاس» از «رويداد»ى «عكس» مى گيرد. او از فاصله اى نزديك با «واقعيت» (Realitz) در تماس است و به آن چنگ مى زند. «عكس» در حوزه نمادين است و تماشاى عكس در وهله اول مى تواند در حوزه نمادين اتفاق بيفتد. در اين وهله مى توان «اصل لذت» را پيگيرى كرد و در حوزه «امر نمادين» پيش رفت و «واقعيت» امر خيالى [تصويرى] را به چنگ «سمبل» درآورد. در اين وهله آدمى همواره با تصوير ـ نماد سر و كار دارد و نمى تواند به قول پسرك در فيلم «فيلمى كوتاه درباره مرگ» پى به مرگ يا حيات كسى (امر واقع: Real) ببرد. در مقابل نيلزبور، «اينشتين» از وجودى مستقل از «تماشاگر» حرف مى زند. «عكس» در اين وهله مستقل از «نگاه» است و «راهى» است به سوى امر واقع. مى توان با سؤال پسرك پاسخ مثبت داد. «عكس» در اين وهله يكسره با امر واقع سر و كار دارد. نمى توان از آن به ماهيتى آمارى (واقعيت) يا لذتى زيبايى شناختى (سمبل) رسيد و انسان در ماوراى اين دو وارد حيطه ژوئى سانس امر واقعى مى شود و اهميت كنكاش در عكاسى جنگ در همين است. چنين تجربه اى را «رولان بارت» در ديدن عكس هاى مادرش با كلماتى ديگر بيان مى كند. او مى نويسد: «به يقين اين همان نوميدى غمبارى است كه در تماشاى عكس هاى هر روزه مادرم تجربه مى كنم، در حالى كه تنها عكسى كه توانسته شكوه حقيقتش را نشانم دهد، به دقت يك عكس خاموش از كف رفته است، همانى كه هيچ به او شبيه نيست، عكس يك كودك كه من هيچ نمى شناختمش(۱)» بارت در اين عبارت، به زبانى ديگر، تمايز ميان «واقعيت» و «امر واقعى» را پيش مى كشد. تنها عكسى كه توانسته است «شكوه حقيقت» (امر واقعى) مادر بارت را برايش نشان بدهد، عكسى بوده كه به هيچ رو به او «شبيه نيست» (واقعيت)‎/ و بسيارى از عكس هاى به جا مانده از جنگ هشت ساله تحميلى اين چنين اند. نمى توان در آنها چهره اى را باز شناخت و يا مكانى را شناسايى كرد. شايد نتوان به «واقعيت» دست يافت اما مى توان به «برهوت امر واقعى» قدم گذاشت.
«موريس بلانشو» نيز با كلمات و شيوه بيان غريب خودش به در ميان بودگى عكس ميان حضور و غياب اشاره مى كند. بلانشو مى نويسد: «گوهر تصوير كاملاً ظاهرى است، بى هيچ صميميت و آشنايى و با اين حال دست نايافتنى تر و رمزآلوده تر از انديشه پوشيده ترين موجود ؛ بى هيچ دلالت معنايى، درحالى كه قدرت متمركز كردن ژرفناى هر معناى ممكن را در خود دارد؛ ناپيداى آشكار، همان غيبت در حكم حضورى كه اساس تمامى زيبايى ها و دلبرى هاى پريان دريايى است»(۲) سربازى كه در سنگر است و ما حالا پس از سال ها به عكس او نگاه مى كنيم. حالا ديگر در آنجا نيست. «عكس» هم نشان از حضور و هم از غياب او دارد. همان «پرى دريايى» بلانشو است.
رولان بارت مى نويسد: «به تعريف پديدارشناسى، تصوير، ابژه اى در حكم هيچ است. و اما در عكس، آنچه را در عكس اصل مسلم فرض مى كنم نه فقط غياب ابژه؛ بل همچنين در آن واحد اين حقيقت است كه اين ابژه حقيقتاً هم وجود داشته و هم همان جايى بوده كه من الآن مى بينم. اين جا همان جايى است كه جنون هست. آخر تا به امروز هيچ بازنمايى جز به وساطت واسطه ها قادر نبوده مرا از گذشته چيزى بر يقين كند، با عكس اما يقين من بى واسطه است: هيچ كس در جهان قادر نيست مرا از اين اشتباه خلاص كند.
عكس سپس به رسانه اى غريب بدل مى شود، به شكل تازه اى از توهم: ناراست در سطح ادراك، راست در سطح زمان، توهمى جسمانى، شايد بشود گفت توهمى عادى و قسمت شده (در يك سو: آن جا نيست و در سوى ديگر اما در حقيقت بوده است) تصويرى مجنون، زخمى واقعيت ‎/‎/‎/
فهميدم كه نوعى ارتباط (يا پيوند) ميان عكاس، جنون و چيزى كه نامش را نمى دانستم، وجود دارد نامش را گذاشتم: دردهاى عشق (۳) آنچه بارت نام «جنون» را بر آن مى نهد، ما پيش از اين «امر واقع» گذاشتيم. آنچه «عكس جنگ» يكسره با آن درگير است و همين لزوم كنكاش در آن را بيشتر به رخ مى كشد.
پانوشت ها:
۱ـ اتاق روشن ـ رولان بارت ـ ترجمه: نيلوفر معترف ـ نشر چشمه ـ چاپ دوم: 1384 ـ صفحه ۱۲۵
۲ـ همان ـ صفحه: 130
۳ـ همان ـ صفحه: 141و۱۴۰

[فريد قدمى]
روزنامه ایران
منبع:ساجد

   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جمع ده هاهزار نفر از راهيان نور و قشرهاى مختلف مردم در پادگان دوكوهه ۹/۱/۱۳۸۱

مردم دنيا خيلى چيزها را از شما ياد گرفته اند

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
والحمدللّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى القاسم مصطفى محمّد و على اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّة اللّه فى الارضين.
اجتماع عظيمى كه در اين نقطه ى برجسته ى تاريخى تشكيل شده است، نشانه ى بزرگى از قدرشناسى ملت ايران است. از اطراف كشور مردان، زنان، پيران و جوانان كه به اين نقطه و ديگر نقاطى كه در تاريخِ جنگ تحميلى، نقاط برجسته و فراموش نشدنى بوده اند، شتافته اند و در حقيقت، ياد آن جوانان، رزمندگان، دلاوران و مؤمنانى را كه كشور و تاريخ و ملت ما همواره مديون آنهاست، گرامى داشته اند. البته لازم است با قلب و زبان از مردم عزيزى كه امروز از شهرهاى دزفول، انديمشك و شوش در اين جلسه ى بزرگ شركت كرده اند و همچنين از بقيه ى هم ميهنان ايرانى ما كه از سرتاسر نقاط كشور به اين جا آمده اند، سپاسگزارى كنم.
هم زمان و هم مكان بسيار حساس است. زمان، يادآور نهضت عظيم و فراموش نشدنى حسين بن على (عليه السّلام) است. امروز روز پنجم شهادت امام حسين است؛ روزهاى داغِ تازه ى خاندان پيامبر است؛ در مثل چنين روزهايى تاريخ صدر اسلام شاهد يكى از بزرگ ترين حوادثِ دورانِ تاريخ بشر بود. اين روزها با آن روزهاى حساس و تاريخ ‌ساز مصادف است. مكان هم پادگان دوكوهه است كه عاشوراييانِ زمان ما، جوانان از جان گذشته و دلاور ما، در طى سال هاى متمادىِ دفاع مقدس، در همين جا اجتماع كردند؛ در همين حال و هوا، عزم و تصميم مردانه و مؤمنانه ى خود را بر دفاع از اين كشور به مرحله ى عمل درآوردند. اين پادگان و سرزمين شاهد فداكاري ها، اخلاص ها، ايمان ها و روحيه هاى مالامال از امواج صفا و طراوتى است كه از جوانان مؤمن بسيجى و فداكار بروز كرده است.
از طرفى آغاز سال جديد شمسى و فصل بهار نيز هست. امسال بهار طبيعت كه آغاز سال ايرانى ماست با بهار معنويت همراه شده است؛ بجاست اين روزها را از لحاظ تقارن زمانى از جمله پديده هاى كمياب دوران خودمان به حساب بياوريم. بنده هم مثل قطره اى در اين درياى خروشان به قصد اظهار ارادت و اخلاص به آن دل ها و جان ها و روح هاى پاكى كه بعضى شهيد شدند و بعضى بحمداللّه زنده اند و در اين فضا و منطقه آزمايش هاى بزرگ صدر اسلام را دوباره تكرار كردند، به اين جا آمده ام.
بعضى انسان ها از حقايق غفلت مى كنند و بعضى دل هاى ناپاك، از غفلت دل ها سوء استفاده مى كنند و مقاصد شيطانى و اهداف پليد را در فضاى غفلت از حقايق، منتشر مى كنند. هر دلى كه براى حقيقت احترام قائل است، هر انسانى كه براى معنويت، صفا، اخلاص و انسانيت ارزش قائل است، بايد اين طور مكان ها و خاطره ها را هميشه عزيز بدارد. اين وظيفه ى همه ى ماست و اميدوارم كه اين تجمع شما برادران و خواهران در اين مكان كه نمودارى از احساسات ملت ايران است پاسخ ياوه گويان را بدهد و بدانديشان و كج رُوان را متنبه كند.
امسال به عنوان سال "عزت و افتخار حسينى" شناخته شد. اين عنوان و نامى است كه مى تواند به رفتار ما در طول سال جهت بدهد. اين عناوينى كه براى سال ها در نظر گرفته مى شود و ملت ايران، هر سالى را به اين نام ها مى نامند، اينها شعارهاى هميشگى ملت ايران است؛ مخصوص يك سال نيست. همان طور كه در آغاز سال جديد به عرض ملت ايران رساندم، سال "رفتار علوى" كه عنوانِ سال گذشته بود، به اين معنا نيست كه با پايان سال، وظيفه ى رفتار علوى از دوش ما برداشته شد؛ نه، مسئولان كشور براى هميشه وظيفه دارند رفتار علوى را سرلوحه ى همه ى كارها و برنامه هاى خودشان قرار دهند. آن وقتى نظام اسلامى دچار اختلال واقعى خواهد شد كه فراموش كند يك نماد و سرمشق بزرگى مثل على بن ابى طالب (عليه السّلام) دارد. حكومت علوى بايد هميشه در مقابل چشم ما باشد و در آن جهت حركت كنيم و آن را بخواهيم و براى آن تلاش كنيم. آرزوهاى انسان هاى ستم ديده ى تمام قرون در حكومتى برآورده خواهد شد كه با رفتار علوى اداره بشود؛ ولاغير. بشر در طول قرون تاريخ طولانى خود از چه دردهايى بيشتر رنج برده است؟ از بى عدالتى، تبعيض، زورگويى، تحكم قدرت هاى غاصب و همچنين از بى رحمى و برادركُشى رنج برده است؛ بشر از جهالت هايى كه اختيار زندگى مردم را در قبضه ى قدرت هاى ظالمانه گرفتند، رنج برده است؛ بشر همواره از جهل، ستم و تبعيضِ ناروا ناليده است. عمده ى محروميت هاى انسان در طول تاريخ، ناشى از سلطه ى ظالمان و نااهلان، خوى وحشي گرى، بى رحمي ها و جنگ افروزي هاست؛ بشر از حقوق اصلى و طبيعى خود محروم مانده است.
حكومت علوى بشر را به عدالت، آرامش، ايمان به معنويت، صفا و برادرى، صلح و دوستىِ حقيقى مى رساند؛ نه مثل آن كسانى كه نام و شعار صلح را در دنيا مطرح مى كنند، اما خودشان آتش همه ى جنگ ها را روشن و همه ى فتنه ها را هم در ميان انسان ها برپا مى كنند. نظام و حكومت علوى به بركت عدل همگانى و فراگير، انسان ها را در امنيت و آرامش واقعى نگه مى دارد. اگر به اميرالمؤمنين (عليه السّلام) فرصت داده مى شد، آن چنان دنياى آبادى از جهت مادى و معنوى و مالامال از عدالت، آرامش و صلحِ حقيقى كه بشر قبل از آن هرگز نديده بود، به وجود مى آورد. امروز هم جز در سايه ى چنين رفتارى، نمى شود به اين آرزوها رسيد. بنابراين رفتار علوى براى ما يك درس هميشگى است و مختص يك سال نيست؛ البته هدف هاى بزرگ، در زمان هاى متناسب و طولانى و با تلاش و مجاهدت، قابل حصول است. هدف هاى بزرگ را نمى توان با راحت طلبى، مفت و مجانى، بدون تلاش و مجاهدت به دست آورد؛ بايد تلاش و برنامه ريزى كرد.
همان طور كه عرض كردم، در سال گذشته دو حركت از سوى مسئولان در جهت رفتار علوى شروع شده است : يكى مساله ى اشتغال و ديگرى مساله ى مبارزه با فساد است. اين شروع، مبارك است و بايد هردو ادامه پيدا كند. معناى اشتغال اين است كه جوانِ مستعدِ آماده ى به كار، فرصت تلاش و فعاليت به دست بياورد تا هم نياز شخصى خود را از اين راه برطرف كند و هم به پيشرفت و آبادانى كشور و رونق اقتصادى آن كمك كند؛ اين امر برنامه ريزى مى خواهد كه اين كار را مسئولان دولتى ما شروع كرده اند و بايد با جديت ادامه پيدا كند؛ هيچ چيز نبايد مانع از اجراى آن شود. اگر تهديد امريكا است، اگر امواج سياسى است، اگر درگيري هاى جناحى است، اگر خودخواهي هاى اين و آن است، هيچ كدام از اينها نبايد مانع اين شود كه مسئولان ذى ربطِ دستگاه هاى دولتى در اين قضيه ى اشتغال كه يك قضيه ى بسيار اساسى است كار خودشان را با جديت دنبال نكنند. من در چند ماهِ قبل از اين، به مسئولان بلندپايه ى اين بخش از دولت گفتم آن مجموعه اى كه براى ايجاد اشتغال در كشور كار مى كند، بايد مثل اتاق جنگِ دوران دفاع مقدس كه شب و روز نمى شناخت، كار كند. در دوران جنگ و دفاع مقدس براى آن مجموعه هايى كه مشغول طراحى جنگ بودند، شب و روز، تعطيل و غير تعطيل، اول هفته و آخر هفته معنا نداشت؛ مرتب مشغول كار بودند. امروز بايد براى ايجاد اشتغال به همان نحو تلاش شود. جوان ما بايد بتواند از نيرويش، براى اداره ى زندگى خود و پيشرفت كشور به معناى حقيقى استفاده كند؛ كشور هم اين ظرفيت را دارد. خوشبختانه مسئولان - تا آن جايى كه من ديده ام و مى شناسم به اين امر معتقد و علاقه مندند و بايد همت كنند.
همه بدانند تهديد دشمنان اين ملت و كشور چه تهديد نظامى و چه تهديد سياسى براى اين كشور خيلى حائز اهميت نيست و براى اين ملت تهديد واقعى به حساب نمى آيد. اين ملت يك ملت شجاع است كه طعم عزت و استقلال را چشيده است. اين جوان ها كه عمده ى نسل امروز ما را تشكيل مى دهند هرگز بيگانه اى را بر كشور خودشان مسلط نديده اند؛ ليكن زمان ما اين گونه نبود. نسل ما در دورانى چشم باز كرد كه براثر ضعف حكومت ها در داخل كشور، نيروهاى اشغالگر خارجى همه كاره بودند. در مشهد ما نيروى بيگانه اى از يك دولت، در آذربايجان نيروى بيگانه اى از دولت ديگر، در خود تهران هم نيروهاى بيگانه ى ديگرى از دولت هاى مختلف حضور داشتند. بعد هم كه به ظاهر نيروهاى نظامي شان را خارج كردند، نفوذهاى سياسي شان را بجا گذاشتند؛ نسل گذشته ى شما فضاى كشور را اين چنين ديده بود؛ مسئولان كشور، سرسپرده و مطيع بيگانگان بودند؛ ليكن نسل امروز اين طور نيست. نسل امروز، ملت، كشور، مسئولان، حكومت و نظام خود را هميشه آزاد، سربلند، مستقل و عزيز مى بيند؛ همه ى نمادهاى كشور را داراى نشانه هاى استقلال ديده و به خود مى بالد؛ اين نسلى است كه از تهديد دشمن نمى هراسد؛ لذا اين تهديدها براى كشور خطر جدى نيست. خطر جدى براى كشور عبارت است از آن مسائلى كه ما به دست خودمان به وجود بياوريم؛ ايجاد اختلاف، ايجاد بى ايمانى، ايجاد نااميدى نسبت به آينده، القاء وجود اختلاف و دوئيت، القاء احساس ‍ ضعف در مقابل دشمن كه بعضي ها متاءسفانه از روى نادانى يا غرض ورزى اين كارها را مى كنند احساس ناتوانى در مسئولان كشور كه بعضى اين احساس را عملا و بعضى قولا ترويج مى كنند براى كشور منشاء خطر است؛ مسئولان بايد توجه داشته باشند و مردم عزيز ما هم هوشيارانه متوجه باشند و القائات دشمن را بشناسند.
مساله ى بعدى، مبارزه ى با فساد است. در مورد برخورد با فساد دو گرايش افراطى و تفريطى هست؛ بعضي ها وقتى صحبت از مبارزه با فساد مى شود، تصور مى كنند كه مبارزه با فساد، يك بهانه ى سياسى براى برخورد با اين و آن است؛ اين غلط است. مبارزه با فساد، مبارزه با فساد است ! در هر جامعه اى اگر نقطه ى فاسد، شناسايى، كنترل و قلع و قمع شد، فساد متوقف مى ماند؛ والاّ رشد پيدا مى كند. فرق نظام اسلامى و نظام صالح با نظام هاى فاسدى كه در مقابل گسترش فساد بى دفاعند، اين است كه در اين جا مسئولان اصلى كشور و دلسوزانِ جامعه، برخوردار از صلاحند؛ برنامه و رفتار كشور، برنامه ى صلاح است؛ البته آدم فاسد هم پيدا مى شود، منتها بايد با او برخورد شود. بعضى تصور مى كنند كه مبارزه ى با فساد يك حركت سياسى است، كه تصور غلطى است؛ اين مبارزه، حركت سياسى نيست؛ يك حركت حقيقى و كارى لازم است. بعضى هم در نقطه ى مقابل، از آن طرف افراط مى كنند؛ وقتى گفته مى شود فساد، خيال مى كنند همه جا را فساد گرفته است؛ خير، اين چنين نيست. آن چه كه ما را برمى انگيزد، وجود فساد، ولو در يك بخش، در يك گوشه و به وسيله ى افراد معدودى است. ما مى دانيم اگر با اين پديده مبارزه نشود، فساد نهادينه و ريشه دار مى شود و در آن صورت قلع و قمعش مشكل مى شود. اين مبارزه معنايش آن نيست كه عناصر فاسد و مفسد همه ى زمام هاى كار را در بخش هاى مختلف به دست گرفته اند؛ عناصر صالح، مؤمن و دلسوز، در دستگاه هاى داخل كشور چه قوه ى مجريه و چه قوه ى قضاييه بسيار هستند كه اجرا هم دست آنهاست و با كمال صلاح، كار خودشان را انجام مى دهند و خوشبختانه اينها اكثريت و چهره ى غالب دستگاهند؛ منتها يك مفسد و فاسد، چهره ى ديگران را هم خراب مى كند. اين دو حركت، يعنى ايجاد اشتغال و مبارزه ى با فساد بايد ادامه پيدا كند.
اين سال، سال "عزت و افتخار حسينى" است؛ اين عزت، چگونه عزتى است؟ اين افتخار، افتخار به چيست؟ آن كسى كه حركت حسين بن على را بشناسد، او مى داند كه اين عزت، چگونه عزتى است. از سه بُعد و با سه ديدگاه، اين نهضت عظيم حسينى را كه در تاريخ اين طور ماندگار شده است، مى شود نگاه كرد؛ در هر سه بُعد، آنچه كه بيش از همه چشم را خيره مى كند، احساس عزت و سربلندى و افتخار است.
يك بُعد، مبارزه ى حق در مقابل باطلِ مقتدر است كه امام حسين و حركت انقلابى و اصلاحىِ او چنين كرد. يك بُعد ديگر، تجسم معنويت و اخلاق در نهضت حسين بن على است؛ در اين نهضت عرصه ى مبارزه اى وجود دارد كه غير از جنبه ى اجتماعى و سياسى و حركت انقلابى و مبارزه ى علنى حق و باطل مى باشد و آن، نفس و باطن انسان هاست. آن جايى كه ضعف ها، طمع ها، حقارت ها، شهوت ها و هواهاى نفسانى در وجود انسان، او را از برداشتن گام هاى بلند باز مى دارد، يك صحنه ى جنگ است؛ آن هم جنگى بسيار دشوارتر. آن جايى كه مردان و زنان مؤمن و فداكار پشت سر حسين بن على (عليه السّلام) راه مى افتند؛ دنيا و مافي ها، لذت ها و زيبايي هاى دنيا، در مقابلِ احساس وظيفه از چشم آنها مى افتد؛ انسان هايى كه معنويتِ مجسم و متبلور در باطن شان، بر جنود شيطانى همان جنود عقل و جنود جهلى كه در روايات ما هست غلبه پيدا كرد و به عنوان يك عده انسان نمونه، والا و بزرگ، در تاريخ ماندگار شدند. بُعد سوم كه بيشتر در بين مردم رايج است، فجايع، مصيبت ها، غصه ها، غم ها و خون دل هاى عاشوراست. ليكن در همين صحنه ى سوم، باز هم عزت و افتخار هست. كسانى كه اهل نظر و فكر و تاملند، بايد هر سه بُعد را دنبال كنند.
در آن بُعد اول كه امام حسين يك حركت انقلابى به راه انداخت، مظهر عزت و افتخار بود. نقطه ى مقابلِ حسين بن على چه كسى بود؟ آن حكومت ظالمِ فاسدِ بدكاره يى بود كه "يعمل فى عباداللّه بالاثم و العدوان"(1). نمودار اصلى اين بود كه در جامعه اى كه زير قدرت او بود، با بندگان خدا و انسان ها با ستم، عدوان، غرور، تكبر، خودخواهى و خودپرستى رفتار مى كرد؛ اين خصوصيت عمده ى آن حكومت بود. چيزى كه براي شان مطرح نبود، معنويت و رعايت حقوق انسان ها بود. حكومت اسلامى را به همان حكومت طاغوتى كه قبل از اسلام و در دوران هاى مختلف در دنيا وجود داشته است، تبديل كرده بودند. در صورتى كه بارزترين خصيصه ى نظام اسلامى، حكومت است؛ برجسته ترين بخش هاى آن جامعه ى ايده آلى كه اسلام مى خواهد ترتيب بدهد، شكل و نوع حكومت و رفتار حاكم است.
به تعبير بزرگان آن روز، امامت را به سلطنت تبديل كرده بودند. امامت يعنى پيشوايىِ قافله ى دين و دنيا؛ در قافله اى كه همه به يك سمت و هدف والايى در حركتند، يك نفر بقيه را راهنمايى مى كند و اگر كسى گم شود، دست او را مى گيرد و برمى گرداند؛ اگر كسى خسته شود، او را به ادامه ى راه تشويق مى كند؛ اگر كسى پايش مجروح شود، پاى او را مى بندد و كمك معنوى و مادى به همه مى رساند؛ اين در اصطلاح اسلامى اسمش امام امام هدايت است؛ و سلطنت نقطه ى مقابل اين است. سلطنتِ به معناى پادشاهىِ موروثى، فقط يك نوعِ از سلطنت است. لذا بعضى سلاطين در دنيا هستند كه اسمشان سلطان نيست، اما باطن شان تسلط و زورگويى بر انسان هاست. هر كس و در هر دوره اى از تاريخ اسم او هرچه مى خواهد باشد وقتى به ملت خود يا به ملت هاى ديگر زور بگويد، اين سلطنت است. اين كه رئيس جمهور يك دولتى كه در همه ى زمان ها دولت هاى مستكبر بوده اند و امروز مظهر آن، امريكاست به خود حق بدهد كه بدون هيچ استحقاق اخلاقى، علمى و حقوقى، منافع خود و كمپاني هاى پشتيبان خود را بر منافع ميليون ها انسان ترجيح دهد و براى ملت هاى دنيا تكليف معين كند، اين سلطنت است؛ حالا اسمش سلطان باشد يا نباشد!
در دوران امام حسين، امامت اسلامى را به چنين چيزى تبديل كرده بودند؛ "يعمل فى عباداللّه بالاثم والعدوان". امام حسين در مقابل چنين وضعيتى مبارزه مى كرد؛ مبارزه ى او بيان كردن، روشنگرى، هدايت و مشخص كردن مرز بين حق و باطل چه در زمان يزيد و چه قبل از او بود. منتها آن چه در زمان يزيد پيش آمد و اضافه شد، اين بود كه آن پيشواى ظلم و گمراهى و ضلالت، توقع داشت كه اين امام هدايت پاى حكومت او را امضا كند؛ "بيعت" يعنى اين. مى خواست امام حسين را مجبور كند به جاى اين كه مردم را ارشاد و هدايت كند و گمراهى آن حكومت ظالم را براى آنان تشريح كند، بيايد حكومت آن ظالم را امضا و تاييد هم بكند؛ قيام امام حسين از اين جا شروع شد. اگر چنين توقع بى جا و ابلهانه اى از سوى حكومت يزيد نمى شد، ممكن بود امام حسين همچون زمان معاويه و ائمه ى بزرگوار بعد از خود، پرچم هدايت را برمى افراشت؛ مردم را ارشاد و هدايت مى كرد و حقايق را مى گفت. منتها او بر اثر جهالت و تكبر و دورى از همه ى فضايل و معنويات انسانى يك قدم بالاتر گذاشت و توقع كرد كه امام حسين پاى اين سيه نامه ى تبديل امامت اسلامى به سلطنت طاغوتى را امضا كند؛ يعنى بيعت كند. امام حسين فرمود كه "مثلى لا يبايع مثله"(2)؛ حسين چنين امضايى را نمى كند؛ امام حسين بايد تا ابد به عنوان پرچم حق باقى بماند؛ پرچم حق نمى تواند در صف باطل قرار گيرد و رنگ باطل را بپذيرد. اين بود كه امام حسين فرمود: "هيهات منّا الذّلّة".
حركت امام حسين، حركت عزت بود؛ يعنى عزت حق، عزت دين، عزت امامت و عزت آن راهى كه پيغمبر ارائه كرده بود. امام حسين مظهر عزت بود و چون ايستاد، پس مايه ى فخر و مباهات هم بود. اين عزت و افتخار حسينى است؛ يك وقت كسى حرفى را مى زند، حرف را زده و مقصود را گفته است، اما پاى آن حرف نمى ايستد و عقب نشينى مى كند؛ اين ديگر نمى تواند افتخار كند. "افتخار" متعلق به آن انسان، ملت و جماعتى است كه پاى حرف شان بايستند و نگذارند پرچمى را كه آنها بلند كرده اند، طوفان ها از بين ببرد و بخواباند. امام حسين اين پرچم را محكم نگه داشت و تا پاى شهادت عزيزان و اسارت حرم شريفش ايستاد. عزت و افتخار در بُعد يك حركت انقلابى اين است.
در بُعد تبلور معنويت هم همين طور است؛ بارها اين را گفته ام، خيلي ها به امام حسين مراجعه و او را بر اين ايستادگى ملامت مى كردند. آنها مردمان بد و يا كوچكى هم نبودند؛ بعضى جزو بزرگان اسلام بودند؛ اما بد مى فهميدند و ضعف هاى بشرى بر آنها غالب شده بود؛ لذا مى خواستند حسين بن على را هم مغلوب همان ضعف ها كنند؛ اما امام حسين صبر كرد و مغلوب نشد و يكايك كسانى كه با امام حسين بودند، در اين مبارزه ى معنوى و درونى پيروز شدند. آن مادرى كه جوان خود را با افتخار و خشنودى به طرف اين ميدان فرستاد، آن جوانى كه از لذات ظاهرى زندگى گذشت و خود را تسليم ميدان جهاد و مبارزه كرد، پيرمردانى مثل حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه كه از راحتى دوران پيرمردى و بستر گرم و نرم خانه ى خودشان گذشتند و سختى را تحمل كردند، آن سردار شجاعى كه در ميان دشمنان جايگاهى داشت حُربن يزيد رياحى و از آن جايگاه صرف نظر كرد و به حسين بن على پيوست، همه ى آنها در اين مبارزه ى باطنى و معنوى پيروز شدند.
آن روز كسانى كه در مبارزه ى معنوى بين فضايل و رذايل اخلاقى پيروز شدند و در صف آرايى ميان جنود عقل و جنود جهل توانستند جنود عقل را بر جنود جهل غلبه دهند، عده ى اندكى بيش نبودند؛ اما پايدارى و اصرار آنها بر استقامت در آن ميدان شرف، موجب شد كه در طول تاريخ، هزاران هزار انسان آن درس را فراگرفتند و همان راه را رفتند. اگر آنها در وجود خودشان فضيلت را بر رذيلت پيروز نمى كردند، درخت فضيلت در تاريخ خشك مى شد؛ اما آن درخت را آبيارى كردند و شما در زمان خودتان خيلي ها را ديديد كه در درون خود فضيلت را بر رذيلت پيروز كردند؛ هواهاى نفسانى را مقهور احساسات و بينش و تفكر صحيح دينى و عقلانى كردند.
همين پادگان دوكوهه و پادگانهاى ديگر و ميدان هاى جنگ و سرتاسر كشور، شاهد دهها و صدها هزار نفر از آنها بوده است. امروز هم ديگران از شما ياد گرفته اند؛ امروز در سرتاسر دنياى اسلام آن كسانى كه حاضرند در درون خود و در صف آرايى حق و باطل، حق را بر باطل پيروز كنند و غلبه دهند، كم نيستند؛ پايدارى شما چه در دوران دفاع مقدس و چه در بقيه ى آزمايش هاى بزرگ اين كشور اين فضيلت ها را در زمانه ى ما ثبت كرد. زمانه ى ما زمانه ى ارتباطات نزديك است، اما اين ارتباطات نزديك هميشه به سود شيطان و شيطنت ها نيست؛ به سود معنويت ها و اصالت ها هم هست.
مردم دنيا خيلى چيزها را از شما ياد گرفته اند؛ همين مادرى كه در فلسطين جوان خودش را مى بوسد و به طرف ميدان جنگ مى فرستد، اين يك نمونه است. فلسطين سال هاى متمادى، زن و مرد و پير و جوان داشت، اما براثر ضعف ها و به دليل آن كه در ميدان صف آرايى معنوى، جنود عقل نمى توانست بر جنود جهل پيروز شود، فلسطين دچار ذلت شد و اين وضعيت برايش پيش آمد و دشمنان بر آن مسلط شدند. اما امروز وضعيت فلسطين، به گونه ى ديگرى است؛ امروز فلسطين به پا خواسته است؛ امروز ملت فلسطين زن و مرد در صف آرايى معنوى در درون خود توانسته اند جانب معنويت را غلبه بدهند و پيروز كنند؛ و اين ملت پيروز خواهد شد.
در آن صحنه ى سوم هم كه صحنه ى فاجعه آفرينى هاى عاشوراست، آن جا هم باز نشانه هاى عزت مشاهده مى شود؛ آن جا هم سربلندى و افتخار است؛ اگر چه مصيبت و شهادت است، اگرچه شهادت هر يك از جوانان بنى هاشم، كودكان، طفلان كوچك و اصحاب كهنسال در اطراف حضرت ابى عبداللّه الحسين (عليه السّلام) يك مصيبت و داغ بزرگ است، اما هركدام حامل يك جوهره ى عزت و افتخار هم هست.
اين جا جمعى كه شما اجتماع كرده ايد، اغلب جوانيد؛ در اين پادگان دوكوهه هم ده ها و صدها هزار جوان آمدند و رفتند. مظهر جوانِ فداكار در كربلا كيست؟ على اكبر، فرزند امام حسين (عليه السّلام)؛ جوانى كه در بين جوانان بنى هاشم برجسته و نمونه بود؛ جوانى كه زيبايي هاى ظاهرى و باطنى را باهم داشت؛ جوانى كه معرفتِ به حق امامت و ولايت حسين بن على (عليه السّلام) را با شجاعت و فداكارى و آمادگى براى مقابله با شقاوت دشمن همراه داشت و نيرو و نشاط و جوانى خود را براى هدف و آرمان والاى خود صرف كرد؛ اين خيلى ارزش دارد. اين جوان فوق العاده و برجسته را به ميدان دشمن فرستاد و در مقابل چشم پدر و چشمان زنانى كه نگران حال او بودند، جسد به خون آغشته ى او به خيمه ها برگشت. اين چنين مصيبت و عزايى چيز كوچكى نيست؛ اما همين حركت او به سمت ميدان و آماده شدن براى مبارزه، براى يك مسلمان، تجسم عزت، بزرگوارى، افتخار و مباهات است. اين است كه خداوند مى فرمايد: "و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين"(3). حسين بن على (عليه السّلام) نيز به نوبه ى خود با فرستادن اين جوان به ميدان جنگ، عزت معنوى را نشان داد؛ يعنى پرچم سربلندى و حاكميت اسلام روشن كننده ى مرز بين امامتِ اسلامى و سلطنتِ طاغوتى است را محكم نگه مى دارد، ولو به قيمت جان جوان عزيزش باشد.
شنيده ايد در اين روزها، بارها هم تكرار شده است كه هر كدام از اصحاب و ياران امام حسين (عليه السّلام) براى رفتن به ميدان جنگ و مبارزه كردن اجازه مى خواستند، امام به سرعت اجازه نمى داد؛ بعضي ها را ممانعت مى كرد؛ به بعضى مى گفت كه اصلا از كربلا برگرديد و برويد؛ او با جوانان بنى هاشم و اصحاب خود اين چنين رفتار مى كرد. اما على اكبر جوان محبوب و فرزند عزيزش كه اجازه ى ميدان خواست، امام يك لحظه هم درنگ نكرد و به او اجازه داد. اين جا مى شود معرفت پسر و عظمت مقام پدر را فهميد.
تا وقتى اصحاب بودند مى گفتند جان مان را قربان شما مى كنيم و اجازه نمى دادند كسى از بنى هاشم فرزندان اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين به ميدان جنگ بروند؛ مى گفتند اول ما مى رويم و كشته مى شويم، اگر بعد از كشته شدن ما خواستيد، آن وقت به ميدان برويد. وقتى كه نوبت به جانبازى و شهادت بنى هاشم رسيد، اول كسى كه درخواست اجازه براى ميدان مى كند، همين جوان مسئوليت شناس است؛ او على اكبر، پسر آقا و پسر امام و از همه به امام نزديك تر است، پس براى فداكارى از همه شايسته تر است. اين هم يك مظهر امامت اسلامى است؛ اين جا جايى نيست كه دنيا، منافع مادى، سود اقتصادى و شهوات نفسانى تقسيم كنند؛ اين جا مجاهدت و سختى است؛ اول كسى كه داوطلب مى شود على بن الحسين، على اكبر است. اين معرفتِ اين جوان را نشان مى دهد و امام حسين هم عظمت روحي اش را در مقابل اين كار نشان مى دهد و به مجرد اين كه او درخواست مى كند، امام حسين (عليه السّلام) هم اجازه مى دهد كه به ميدان برود.
اينها براى ما درس است؛ همان درس هاى ماندگار تاريخ، همان چيزهايى كه امروز و فردا، بشريت به آنها نيازمند است. تا وقتى كه خودخواهي هاى انسان بر او حاكم است، هرچه قدرتِ اجرايي اش بالاتر باشد، خطرناك تر است؛ تا وقتى كه هواهاى نفسانى بر انسان غالب است، تا وقتى انسان همه چيز را براى خود مى خواهد، هرچه قدرتش بيشتر است، خطرناك تر و سبع تر و درنده تر است؛ نمونه هايش را در دنيا مى بينيد. هنر اسلام همين است كه به كسانى اجازه مى دهد از نردبان قدرت بالا روند كه توانسته باشند لااقل در بعضى از اين مراحل امتحان داده و قبول شده باشند؛ شرطى كه اسلام براى مسئوليت ها مى گذارد، خارج شدن از بسيارى از اين هواها و هوس هاست. ما مسئولان بايستى بيش از همه مراقب خود باشيم؛ بيش از همه دست، زبان، فكر، چشم و عمل خود را كنترل كنيم؛ بيش از همه تقوا در ما لازم است. وقتى كه بى تقوايى بر انسان ها حاكم شد، هرچه قدرت او بيشتر باشد، خطرش براى بشريت بيشتر است. وقتى اختيار فشردن دگمه ى بمب اتم در دست شخصى باشد كه نه جان انسان ها و نه حقوق ملت ها برايش مهم است و نه اجتناب از شهوات نفسانى براى او يك امتياز و ارزش محسوب مى شود، براى بشريت خطرناك است. اين كسانى كه امروز در دنيا از نيروى اتم و سلاح هاى مرگبار برخوردارند، بايد بر نفس و احساسات خود غلبه داشته و مسلط باشند كه متاسفانه اين طور نيست؛ اسلام اين مسائل را تبليغ مى كند و علت دشمنى قدرتمندان با اسلام هم همين است.
پروردگارا! در راه زنده نگه داشتن آرمان هاى اسلامى ما را روزبه روز ثابت قدم تر بفرما؛ ما را در پيمودن اين صراط مستقيمِ الهى و اسلامى كه در مقابل پاى ما قرار داده اى روزبه روز عازم و جازم تر بگردان.
پروردگارا! ملت ايران را در رسيدن به هدف هاى بزرگ خود موفق و پيروز بفرما؛ مسئولان را كه خدمتگزاران اين ملت هستند در خدمتگزارى به اين ملت موفق بگردان.
پروردگارا! دشمنان اين ملت را مغلوب و منكوب بفرما.
پروردگارا! به محمّد و آل محمّد قلب ولی عصر را از ما شاد كن؛ روح شهداى عزيز را از ما خشنود كن.
پروردگارا! آن جوانان نازنين، آن دلاورمردانى كه در سال هاى دفاع مقدس و قبل و بعد از آن در اين جبهه هاى طولانى نبرد، در راه اهداف عاليه ى اسلام، جان خودشان را فدا كردند، با پيغمبر محشور كن؛ ملت ايران را روزبه روز بيشتر قدردان آنها بگردان.
پروردگارا! لطف و خير و رحمت و فيض خود را بر اين مردم نازل كن.
والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



ما نباختيم‌، چون‌ پشيمان‌ نيستيم‌، و پشيمان‌ نيستيم‌ چون‌ نباختيم‌.
ما برديم‌، چون‌ دفاع‌ كرديم‌، و دفاع‌ كرديم‌ چون‌ مَرديم‌.
ما جنگيديم‌ چون‌غيرتمنديم‌؛ و غيرتمنديم‌ چون‌ مسلمانيم‌.

 

ما نباختيم‌، چون‌ پشيمان‌ نيستيم‌، و پشيمان‌ نيستيم‌ چون‌ نباختيم‌.
ما برديم‌، چون‌ دفاع‌ كرديم‌، و دفاع‌ كرديم‌ چون‌ مَرديم‌.
ما جنگيديم‌ چون‌غيرتمنديم‌؛ و غيرتمنديم‌ چون‌ مسلمانيم‌.
كوه ها بر گام هامان‌ به‌ سجده‌ نشستند، و آسمان ها بر سجودمان‌ غبطه‌خوردند.
تيغ‌ها از حنجره‌هامان‌ گريزان‌ بودند، و حنجره‌هامان‌ تشنه‌ خون‌حيات‌. 
قلب هامان‌ در حسرت‌ ديدار گلوله‌ مي‌سوخت‌، و انفجار، آرزو به‌ دل‌ ازگريز ما.
ما با «مين‌»ها هم‌ خانه‌ بوديم‌ و بر سفره‌ «تخريب‌» تناول‌ مي‌كرديم‌.
دود و خاكستر، سايه‌بان مان‌ بود و آتش‌، گرماي‌ وجودمان‌.
زمين‌ كه ‌مي‌خورديم‌، آسمان‌ مي‌شكست‌، و بر هوا كه‌ مي‌رفتيم‌، زمينيان‌ غبطه ‌مي‌خوردند.
سرهامان‌ با سربند نسبت‌ نزديك‌ داشتند، و سربندها با قناصه‌،احوالپرسي‌ مي‌كردند.
لب هامان‌ با خنده‌ بيشتر مأنوس‌ بود، و اشك هامان‌جاري‌ چشم هاي‌ پاكمان‌.
پوتين‌ كه‌ بر پاي‌ مي‌كرديم‌، زمين‌ را از زيارت‌ گام هامان‌ محروم‌مي‌ساختيم‌، و كلاهخود را كه‌ بر سر مي‌گذاشتيم‌، خورشيد از نتابيدنش‌ برخود مي‌لرزيد.

پس‌:
بياييم‌ به‌ شهدا فخر نفروشيم‌.
بياييم‌ غبطه‌ جنگ‌ نديده‌ها رانپسنديم‌.
بياييم‌ و برادري‌ جبهه‌ها را به‌ شهرها سرايت‌ دهيم‌.
بياييم‌ و خداي‌ حاكم‌ بر جبهه‌ را با شهري‌ها مأنوس‌ سازيم‌.
بياييم‌يك‌ بار ديگر خود را بيازماييم‌. حرمت‌ گُل ها را پاس‌ بداريم‌. سبزه‌ها را لگدنكنيم‌. قرار نيست‌ همه‌ گياهان‌ گل‌ بدهند. انتظار بيجا نداشته‌ باشيم‌. هرگلي‌ بويي‌ دارد، همه‌ را به‌ يك‌ چشم‌ زيارت‌ نكنيم‌.

ما كه‌:
هر روز به‌ گل ها سلام‌ مي‌كرديم‌، چرا امروز از احوالپرسي‌ غنچه‌ها دريغ‌داريم‌؟
هر شام‌ با تبسم‌ شيرين‌ زندگي‌ مي‌خفتيم‌، امروز با حسرت‌ گذشته‌ دل‌ را چركين‌ مي‌كنيم‌؟
هر ظهر، ميهمان‌ قنوت‌ دست هامان‌ بوديم‌، امروزسفرة‌ ماديت‌ را بهتر مي‌شناسيم‌؟
هر روز هنگام‌ غروب‌، دل‌ به‌ درياي‌بيكران‌ آسمان‌ مي‌سپرديم‌ و روح‌ را جلا مي‌داديم‌، امروز از لطافت‌ خلقت‌ وجلال‌ و جمال‌ خالق‌ غافليم‌؟

بيا تا:
يك‌ بار دير به‌ روزهاي‌ نه‌ چندان‌ دور بر گرديم‌.
يك‌ بار ديگر در قنوت‌نمازهامان‌ به‌ پرواز در آييم‌.
يك‌ بار ديگر به‌ همسايگان‌ خود، تبسم‌ زندگي‌بسيجي‌ هديه‌ دهيم‌.
يك‌ بار ديگر به‌ صفر كيلومترها و تازه‌ واردها به‌ ديده ‌احترام‌ بنگريم‌.
يك‌ بار ديگر هجوم‌ بريم‌ و ما زودتر ظرف هاي‌ تبركي‌ را شستشو دهيم‌ و همچنان‌ در سلام‌ كردن‌ بر ديگران‌ پيشي‌ گيريم‌.

مگر چند سال‌ گذشته‌؟ كوه‌ كه‌ به‌ اين‌ سرعت‌ چهره‌ عوض‌ نمي‌كند.
هر چقدر هم كه‌ سيلاب‌ و طوفان‌ سنگين‌ باشد!

حمید داودآبادی

منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



اولين خلبان شهيد در دوران دفاع مقدس شهيد فيروز شيخ‌حسني فرزند حمزه بود، وي در سال 1331 در شهرستان تنکابن از خطه سرسبز شمال ديده به جهان گشود.در اولين روز جنگ تحميلي مصادف با سي و يکم شهريورماه سال 1359 طي مأموريتي از پايگاه چهارم شکاري اصفهان عازم جبهه هاي نبرد شد و در همان روز پس از درگيري هوايي با دشمن به شهادت رسيد.
اولين خلبان شهيد در دوران دفاع مقدس شهيد فيروز شيخ‌حسني فرزند حمزه بود، وي در سال 1331 در شهرستان تنکابن از خطه سرسبز شمال ديده به جهان گشود.در اولين روز جنگ تحميلي مصادف با سي و يکم شهريورماه سال 1359 طي مأموريتي از پايگاه چهارم شکاري اصفهان عازم جبهه هاي نبرد شد و در همان روز پس از درگيري هوايي با دشمن به شهادت رسيد.

منبع : شبکه صبح

   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



اظهارات علي لاريجاني عليه رييس جمهور و در حالي كه احمدي نژاد براي رساندن پيام ملت ايران در نيويورك به سر مي‌برد، مورد انتقاد نمايندگان مجلس و صاحب نظران قرار گرفت و آنان به رييس مجلس توصيه كردند كه رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب در حمايت از دولت را جامه عمل بپوشاند.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



ايران از وجود برخي ناامني‌ها در منطقه و جهان ناراحت بوده و بعضاً از اين ناامني‌ها آسيب ديده است. بي‌ترديد بروز ناامني، صلح، ثبات و روند توسعه منطقه و جهان را متأثر مي‌كند و همه كشورها از آن آسيب مي‌بينند.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



دبيركل سازمان ملل در حاشيه اولين روز نشست‌هاي مجمع عمومي سازمان ملل، با مقامات و شخصيت‌هاي مختلف جهان ديدار و گفت‌وگو كرد.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 




گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

خبرگزاري فارس: وزير دفاع در مراسم تحويل نخستين محموله نسل سوم موشك فاتح 110 به نيروي هوافضاي سپاه گفت: در آينده نزديك نسل بعدي موشك فاتح 110 نيز آزمايش خواهد شد.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



فرارو- حمید روحانی رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر درباره کتاب خاطرات برخی چهره‌های سیاسی گفت که اگر به کتاب‌های خاطراتی که در حال حاضر منتشر می‌شود نگاه کنید، چیزی نمانده که بگویند ما با امام(ره) کشتی می‌گرفتیم! و به گونه‌ای صحبت می‌کنند که انگار یار گرمابه و گلستان امام بوده و شبانه روز با امام بوده‌اند.

به گزارش روزنامه ایران حجت الاسلام سید حمید روحانی، با اشاره به این‌که اخیراً خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی منتشر شده که در برخی موضوعات مثل شعار «مرگ بر امریکا» مطالبی در این کتاب آمده که موجب واکنش‌های مختلف شده است، اظهار کرد که این ادعا به یک شوخی نزدیک‌تر است.

روحاني همچنين تصريح كرد امام(ره) پنج سال پس از آنچه در خاطره آقای هاشمی آمده است در قید حیات بودند. با نگاهی به سخنرانی‌ها، پیام‌ها و نوشته‌های امام می‌بینیم که نه تنها کوچک‌ترین نشانه‌ای از تغییر مشی امام نسبت به شیطان بزرگ پدید نیامد، بلکه استوارتر و پایدارتر از گذشته بر ضد آن شیطان جهانخوار موضع گیری داشتند.

   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



فرارو- احمدتوکلی نماینده تهران به سخنان رئیس جمهور درباره «در راس امور نبودن مجلس» واکنش نشان داد و آن را تعجب برانگیز دانست.

احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران در واکنش به سخنان رئیس جمهور درباره «در راس امور نبودن مجلس» با بیان اینکه زیر سئوال بردن جایگاه مجلس به روحیات فرد گرایانه اشخاص در قدرت بر می گردد، گفت: «در یکی از ملاقات های نمایندگان با رئیس جمهوری بود که رئیس جمهور از خانم افتخاری نماینده تهران پرسیدند که چه می شد ما به جای دو قوه (مجلس، دولت)فقط یک قوه داشتیم که خانم افتخاری پاسخ دادند فقط دیکتاتوری می شد! به عقیده من این مکالمه خود گویای همه مسائل مطرح شده اخیر است». 

این نماینده اصولگرای مجلس در تشریح اهمیت تاکید امام (س)بر «در راس امور بودن مجلس»، گفت: «بر اساس اصول پارلمانی و قانون اساسی جمهوری اسلامی مجلس می تواند به عدم کفایت رئیس جمهور رای دهد و او را عزل کند چرا که خود رئیس جمهور به عنوان یک فرد در معرض خطا قرار دارد و به همین خاطر قانون اساسی اثبات عدم کفایت رئیس جمهور را برای مجلس مجاز کرده است تا در صورت رای مجلس به عدم کفایت رئیس جمهور رهبری حکم نهایی را صادر کنند». 

وی تاکید کرد: «اما عکس این قضیه یعنی حذف مجلس برای رئیس جمهور یا قوه مجریه امکان پذیر نیست؛ پس به همین دلیل می‌توان گفت که تطبق مجلس بر قوه مجریه شناخته شده و محرز است». 

توکلی ادامه داد: «به عقیده بنده دلیلی که امام (س)بر در راس امور بودن مجلس تاکید داشتند، بحث استبداد است و آن قوه‌ای که ظن استبداد از سوی آن می رود قوه مجریه است نه مجلس، چرا که قوه مقننه به خاطر تکثر مطلقا امکان استبداد ندارد». 

توکلی در ادامه تاکید کرد: «عجیب است که بعد از گذشته 21 سال از تدوین قانون اساسی هم اکنون بخواهیم جایگاه مجلس در آن را زیر سئوال ببریم و تعجب آورتر اینکه این اقدام از سوی شخصی صورت می گیرد که خود تاکنون دو بار به قانون اساسی قسم خورده است». 

توکلی با مطرح کردن این سئوال که آیا در راس امور بودن مجلس واقعی است یا نه؟ ادامه داد: «متاسفانه در سال های اخیر شاهد بوده ایم که قوه مجریه و در راس آن رئیس دولت از مجلس تمکین نکرده است و مجلس و در راس آن رئیس قوه مقننه هم به خاطر مصالح داخلی و خارجی نظام از قدرت پارلمان برای تمکین کردن دولت از مجلس استفاده نکرده است که البته اگر دولت به این رویه ادامه دهد مجلس از قدرتش برای ملزم کردن آن استفاده خواهد کرد». 


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



رئیس جمهور اسبق جیمی کارتر احساس می کند تلاش هایش برای نجات دیپلمات های گروگان در ایران باید به نتیجه می رسید ولی تحت تاثیر یک سلسله از اتفاقات بد بی نتیجه ماند. این دموکرات اهل جورجیا در کتاب تازه خود که مجموعه خاطرات روزانه اش است، می نویسد شکست مأموریت، نقش بزرگی در شکست وی برای انتخاب مجدد در انتخابات 1980 داشت.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



پارلمان‌نيوز:عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس گفت:مجلس شورای اسلامی می‌تواند بحث عدم کفایت رئیس‌جمهور را طرح کند.

محممد رضا باهنر در گفت وگو با تابناك با اشاره به سخنان اخير محمود احمدي‌نژاد گفت:هیچ تغییری در قانون اساسی ایجاد نشده است که بتواند بحث آقای رئیس‌جمهور را مستقر کند و این سخنان بیشتر توهمات است. اگر بخواهیم مقایسه‌ای داشته باشیم، قبل از تغییر قانون اساسی بر اساس اصل 113 رئیس‌جمهور تنظیم کننده روابط قوای سه‌گانه بود که مطابق اصل110 قانون فعلی این مسئولیت به رهبری واگذار شده است.

 باهنر اظهار داشت: نکته سوم اینکه مجلس بر اساس ده‌ها بند از قانون اساسی اختیارات تام و کاملی دارد؛ رئیس‌جمهور باید رای اعتماد همکاران و وزرای خود را از مجلس بگیرد.

وی اظهار کرد: ‌اگر بخواهیم به اصلاح قانون اساسی نگاه کنیم، اختیارات رئیس‌جمهور در بخش‌هایی که به جامعیت قوا بر می‌گردد، نه تنها بیشتر نشده، بلکه کمتر نیز شده است.

نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: مقام معظم رهبری بارها و در سال‌های مختلف تاکید کرده‌اند که مجلس در راس امور است و نرم افزار حرکت نظام را مجلس مشخص می‌کند.

باهنر گفت: انشاءالله که آن روز پیش نیاید، اما در هر صورت مجلس شورای اسلامی می‌تواند بحث عدم کفایت رئیس‌جمهور را طرح کند.

وی با بیان اینکه هیچ مقامی نمی‌تواند مجلس شورای اسلامی را منحل یا تعطیل و یا اینکه جایگزینی برای آن تعیین کند و این از مشخصه نظام دموکراسی است، افزود: قدرت متراکم و متمرکز در یک فرد اگر ضابطه‌مند نباشد،می‌تواند حداقل این شائبه را به‌وجود آورد که این قدرت به سمت دیکتاتوری و خودکامگی حرکت کند و در صورتی که اگر آن فردی که صاحب قدرت است، پاسخ‌گوی مردم نباشد می‌تواند این نگرانی را به‌وجود آورد که جامعه به سمت استبداد و دیکتاتوری و سرکشی حرکت کند.

وی اظهار کرد: نباید طوری برخورد کرد که جامعه متفکر و حقوقدان کشور و فرهیختگان آن را محکوم کنند و یا خدای ناکرده یک نگرانی‌ای در افکار عمومی به‌وجود آید که آیا مملکت به ناکجا خواهد رفت؟

باهنر گفت: ممکن است نمایندگان قصوری داشته باشند، اما بحث دفاع از عملکرد افراد نیست. بحث جایگاه نهادهای حاکمیتی کشور است. رئیس‌جمهور اختیارات بسیار زیادی و وسیعی دارد و اگر از این اختیارات استفاده کند می‌تواند قوه مجریه را به‌خوبی اداره کند.

   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 




شهیده مریم فرهانیان در قامت یک خواهر در گفت و شنودی با سمیره فرهانیان .

گفتگو را در ادامه ی مطلب مطالعه کنید


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



انديشه هاي ناب حضرت امام خميني(ره) همواره از ابتداي شکل گيري نهضت از پيش از 15 خرداد سال 42 و در مراحل مبارزاتي عليه رژيم پهلوي و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن در دوران جنگ تحميلي و تا امروز، چراغ هدايت و راهنمايي مبارزان و پيروان اين بزرگوار و مبناي ديني و شرعي جهت حضور در عرصه هاي مختلف مبارزاتي بوده است.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



امروز: همسر شهید حمید باکری، در آستانه هفته دفاع مقدس در نامه‌ای خطاب به سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران نوشت: بر دستاوردهای انقلاب که در ازای فداکاریهای بهترین فرزندان این مرز و بوم به دست آمده بود، جفاهای بسیار رفته است. متاسفانه برخی را در حیطه اختیارات و مسوولیتهای جنابعالی می بینم. و از سکوت شما در مقابل بقیه موارد در تعجبم. انتظار من از جنابعالی چیز دیگری بود. به نظر بنده شما خیانت در امانت کردید و وظایف خود را در قبال صیانت از آرمانهای انقلاب، شهدا و امام شهیدان و حفظ منافع ملی به درستی انجام ندادید.

همسر شهید باکری که از حامیان میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری بود و به خاطر صراحتش در افشای انحرافات طیف احمدی‌نژاد و از جمله توهین‌های محصولی وزیر کنونی رفاه به شهیدان باکری، آماج اتهامات رسانه‌های حامی تمامیت خواهان و برخی چهره‌های حامی سرکوب قرار گرفته بود، دو هفته پیش در نامه‌ای سرگشاده به فرمانده سپاه پاسداران، با یادآوری سابقه روابط او با شهید باکری و آشنایی و رفت و آمد دو خانواده، به سردار جعفری هشدار داد که رویه فعلی، خیانت در امانت و از دست دادن سرمایه‌های نظام است.

فاطمه امیرانی، در این نامه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته است، نوشت: شهیدان باکری خونشان را برای ایجاد تفکری دادند که پیامبرش رحمه للعالمین و هدف بعثتش اکمال اخلاقیات بود. سردار! آیا خیانت در امانت نیست که فرزند شهیدی را چند ساعت دستگیر کنند و به بدترین صورت توهین و فحاشی و شکنجه و در نهایت تهدید به..... کنند؟ همان که سران نظام همواره منکر انجام آن بوده اند! وقتی فرزند شهید به این مزخرفات تهدید شود، بر سر دیگر جوانان چه آمده است؟!

وی در بخش دیگری از این نامه، با انتقاد از سرکوب خشن اعتراضات مردمی پس از انتخابات، خاطرنشان کرد: از اولین ساعات پس از اعلام نتایج با روشی غیرمنطقی و غیرانسانی با مردم برخورد کردید. واقعا پاسخ سوال خانواده های باکری و همت در مورد ابهامات برگزاری انتخابات باید باتوم فرود آمده بر فرق مصطفی همت می بود یا شوکری که به نا حق بر گردن احسان باکری نشست؟ و یا باتومی که به کمر جراحی شده خانم همت در ۲۳ خرداد خورد؟

همسر شهید باکری همچنین در بخشی از این نامه، دردمندانه به توصیف بسیجیان دیروز و تفاوت آنها با مدعیان امروز بسیج پرداخت و نوشت: بسیجی انسانی بی ادعا با یک کوله پشتی و لباس خاکی بود که بدون توقع حاضر بود هر کاری که از دستش بر می آمد برای کمک به دیگران انجام دهد تا مردم در آرامش و امنیت زندگی کنند. نه آنکه که با لباس سیاه و باتوم در دست و موتوری که دود آن هوای تنفسی انسانها را سیاه کند و با ترساندن مردم به ظاهر قضیه را آرام کند! شما بهتر از همه می دانید با ایجاد رعب و وحشت، کسی از تفکر خود دست بر نمی دارد.

وی در ادامه نامه خود، با تشبیه وقایع چند سال اخیر به کودتا، از فرمانده سپاه پرسیده است: با چه معیاری یاران انقلاب به خودی و غیرخودی تقسیم شدند؟ چرا در این مملکت اسلامی هدف وسیله را توجیه کرده و برای توجیه عملکرد نادرست از دروغ، تهمت و افترا استفاده می شود؟ مگر نه آنکه بنا به روایات"از آثار دروغ در جامعه تفرقه و جدایی است". چرا اجازه می دهید با دروغ وحدتی را که از ارکان اساسی انقلاب بود، از بین ببرند؟ آیا این عملکرد باعث از بین رفتن وحدت، آبرو، اعتبار و اقتصاد ایران نیست؟!

متن کامل نامه این همسر شهید به فرمانده کل سپاه پاسداران که در اختیار کلمه قرار گرفته در ادا مه ی مطلب بخوانید


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



کمیته های مقاومت مردمی فلسطین روز دوشنبه حمله به نیروهای اشغالگر صهیونیست را در شرق شهر رفح در جنوب نوار غزه برعهده گرفت. گردانهای الناصر صلاح الدین ، شاخه نظامی کمیته های مقاومت مردمی فلسطین در بیانیه ای اعلام کرد یکی از گروههای این کمیته سه خمپاره هشتاد و دو میلیمتری به خودروها و نظامیان دشمن صهیونیست مستقر در اطراف گذرگاه صوفا شلیک کرد. به گزارش پایگاه اینترنتی خبرگزاری کویت (کونا) از غزه، در این بیانیه آمده است مبازران فلسطینی پس از این حمله با وجود پرواز گسترده بالگردهای اشغالگران در منطقه ، سالم به پایگاههای خود بازگشتند. گردانهای الناصرصلاح الدین افزود این عملیات پاسخی به افزایش حملات مداوم دشمن صهیونیستی به نوار غزه و همه سرزمینهای فلسطینی است.

منبع:واحد مرکزی خبر


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



کالین پاول، وزیر امور خارجه سابق آمریکا نیز در برنامه ای از شبکه «NBC» آمریکا اذعان داشت: «تحریم های کنونی سازمان ملل، ممکن است، رویکرد ایرانیان در ارتقای سطح توانمندی های هسته ای را تغییر ندهد.» / دولت آمریکا اعلام کرده است که این سه تن کوهنوردند و جاسوس آمریکا نیستند. گفتنی است، «سارا شورد» در تاریخ چهاردهم سپتامبر آزاد شد و محمود احمدی نژاد، آزادی او را یک ژست بشردوستانه بزرگ خواند.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



هفته گذشته، یک مقام صهیونیستی در دیدار با یک مقام نظامی روسی گفته بود، فروش پنهانی سلاح روسی به سوریه، خنجر کشیده مسکو بر پشت اسرائیل است./ وی افزود: گروه های تروریستی، اکنون از یک فرد یا چند شخص معین هدایت نمی شوند که دولت ما بتواند با آنها مقابله کند، بلکه برخی کشورها در جهان علیه اسرائیل با یکدیگر همدست شده و این نشان می دهد که همه اتباع ما باید در برابر جریان نابودسازی اسرائیل مقاومت کنند و وارد میدان شوند.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان بخشهای از خاطرات خود از روزهای آغازین جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس تاکید کرد : ملاحظه اقدامات سبعانه و جنایات وحشیانه قتل عام مردم ایران و عراق با سلاح شیمیایی عامل مهم در پذیرش قطعنامه بود .
ادامه ی مطلب

   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



رییس سازمان جوانان هلال احمر گفت: در مسیر شمالی ایالت سند، خیبر و مناطق مرزی افغانستان مین‌هایی از سوی آمریکایی‌ها در زمین کار گذاشته شده بود که هم اکنون براثر سیل زیر پای مردم پاکستان قرار گرفته و روزانه چندین قربانی به جای می گذارد.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



به گزارش خبرنگار بين‌الملل "افكار"، سارا شورد در نشستي مطبوعاتي در نيويورک گفت: "مي خواهم با ابراز صميمانه ترين سپاس خود به دولت و رهبران مذهبي ايران آغاز کنم. مشخصا از رافت و بزرگواري آيت الله خامنه‎اي و رييس جمهور احمدي نژاد به خاطر آزادسازي من از زندان سپاسگزاري مي کنم."

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



بخش خارج نشين جريان موسوم به سبز که دشمني خود را با جمهوري اسلامي انکار نمي کند در صدد جدا کردن افراد خاص و تاثير گذار انقلاب از راه مردم و رهبري است.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



امروز:رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «راه نجات و سعادت کشور را هم در استقرار همه جانبه جمهوری اسلامی می دانیم»، به انتقاد از عدم برخورد با خودسرها پرداخت و هشدار داد که جریانی که به نام دفاع از انقلاب و خالص سازی آن اقدام به حذف اصلاح‌طلبان و بسیاری از اصولگرایان کرده و می‌کند در مقابل رهبری و نظام هم خواهد ایستاد.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 





خبرگزاری رسا ـ حجت الاسلام پناهیان با بیان این که عصر رسانه با عصر ظهور برابر است، بیان داشت: هیچ مقدمه ای از مقدمات فرج به اندازه عصر رسانه تأثیر گذار نیست و هیچ عرصه ای همانند عرصه رسانه نمی تواند از بهترین بستر های ظهور حضرت مهدی(عج) به حساب آید


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، مسؤول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها ، روز گذشته با حضور در نشست هم اندیشی پیرامون فرهنگ و رسانه که روز گذشته در دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شده، با بیان این مطلب که هنر برای معنویت مفید تر از مادیات و مسائل گمانم کوچک دنیایی است، تصریح کرد: هنر برای آخرت است، و هنر برای عرش سودمندتر از فرش است.

وی گفت: گاهی اوقات انسان ها از هنر در تأمین لذت های مادی، نیاز های دنیای و احساسا ت سطحی خود استفاده می کنند، اما هیچگاه استفاده فراوان از هنر برای امور پست مادی نباید ما را فریب دهد؛ اصل هنر برای بیان آن چیزی است که در دنیا به صورت حسی دیده نمی شود و به صورت علمی در کلمات نمی گنجد.

وی ادامه داد: آن دسته از معارف عمیق معنوی که عرفا مطرح می کنند، و انسان برای رسیدن به آن ها باید از طریق شهود دسترسی پیدا کند، توسط هنر(به عنوان واسطه بین انسان ) حاصل می شود.

حجت الاسلام پناهیان اصل کارکرد هنر را معنویت دانست، و بیان داشت: در برخی از زمان ها مردم پای داستان هایی که تغذیه کننده افکار آن ها است، نشسته و استفاده می کنند؛ اما هنر با هر ابزاری و هر تکنیکی که ایجاد شود برای معنویت مفید تر است.

این مدرس حوزه علمیه همچنین یادآور شد: گاهی اوقات به طور کلی گفته می شود که تلویزیون، سینما و فیلم چون از تمدن و فرهنگ غرب(تمدنی مادی) به ما رسیده و خواستگاهش آنجا بوده ، بیشتر به شهوات پرداخته است و با خود فرهنگی خاص را وارد کرده که اساسا این پدیده(سینما وتلیوزیون) را آلوده می کند و در صورتی که هنرمندان ما مجبور باشند از این ظرفیت استفاده کننند از باب ناچاری و دشواری است، معمولا برای همچین نگاهی مثال هایی مطرح می شود، مثلا می گویند هنر در مساجد تجریدی است و اگر گل و بوته ای هم در نقش محراب مشاهده می شود، گل بوته تجریدی است؛ یعنی ریشه ندارد و همه به این نکته اشراف دارند که این گل و بوته تجریدی است و واقعی نیست.

وی با اشاره به اینکه هنر در غرب از نقاشی در کلیسا ها آغاز شده و در سینما به عنوان تصویر نمایان شده است، بیان داشت: اساس تصویر چیزی از جنس مادیات و نه معنویات است؛ زیرا معنویات اموری غیر تصویری هستند.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: متأسفانه هنگامی که مباحث معنویات و غیب مطرح می شود می گویند که این مباحث تناسبی با فیلم و تصویر ندارد، و پرداختن به این مباحث با استفاده از فیلم و تصویر کاری بسیار دشوار، نشدنی و نابه جا است.
استاد دانشگاه تهران گفت: ما معتقدیم که فیلم محل نشان دادن تصویر نیست، زیرا محل نشان دادن بخش نا مرئی تصاویر (عمل و عکس العمل) است و فیلم با نقاشی و عکس تفاوتی محتوایی دارد، ممکن است شباهت هایی وجود داشته باشد اما در یک فیلم، بیننده تنها کنش ها و واکنش ها را می بیند.

وی بیان داشت: در قرآن ذکر شده است« کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم»، به غیر از زبان مردم را دعوت کنید(با عملتان مردم را دعوت کنید). فیلم به جهت اینکه محلی برای نشان دادن عمل و عکس العمل است، بیشتر از زبان و بیان در تبلیغ دین کاربرد دارد و در دین توصیه شده است که با عمل( که می تواند فیلم باشد) مردم را به دین دعوت کنید.

این فعال فرهنگی ادامه داد: بیننده هنگام مشاهده فیلم منتظر دیدن فعل، عمل و عکس العمل است و در صورتی که این فعل و عکس العمل دینی باشد خیلی می تواند در او تأثیر گذار باشد.

وی با بیان اینکه هیچ گاه پرداختن به فیلم از ارزش سخنرانی نمی کاهد، بیان داشت: تولید فیلم از ارزش علوم دینی نمی کاهد، زیرا این علوم نقش اسکلت را ایفا می کند و انسان می تواند با استفاده از این علوم ساختارها را استحاکم بخشد.

مسؤول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها افزود: این سازه و اسکلت باید نمایی داشته باشه و نمای این کار معماری و هنر است، بسیاری از مشکلات جامعه به جهت این است که مردم تصویری اجرا شده از دین در صحنه های زیبا و جذاب ندیده اند.

وی تصریح کرد: هنگامی که به قرآن مراجعه می کنیم مشاهده می کنیم که قرآن بیشتر از اینکه برهان ها بیان کند آن ها را به تصویر می کشد و در صورتی که قرآن را ملاک تبلیغ قرار دهیم و همه این مسأله را بپذیرند و شیوه تبلیغ در قرآن را ملاک قرار دهند می توانند از شیوه های تصویری در تبلیغ استفاده کنند؛ ما باید محتوا را به اقتضای فیلم به تصویر بکشیم زیرا در فیلم عمل قابل تصویر است.

حجت الاسلام پناهیان همچنین با بیان اینکه فیلم ها باید به بهانه های ساه، جذاب و غیر اسلامی(در ظاهر) ساخته شوند و باید از قابلیت های صحیح عرصه سینما در راستای تبلیغ دین استفاده کرد.

وی زبان جهان امروز را زبان تصویر دانست، و گفت: باید از زبان تصویر برای بیان معارف دینی استفاده مناسب داشت وسایر مسائل ومشکلات بشری را با استفاده از این زبان حل نمود.

این استاد حوزه و دانشگاه اظهار داشت: کار در فضای بین الملل خیلی راحت تر از فضای ایران است و با استفاده از مترجمان می توان فضای غرب را با کمترین استدلال به نفع اسلام تغییر دارد، زیرا غرب حرف باطل می زند، و برای جا انداختن سخن خود باید تلاش کند، اما مسلمانان و جهان اسلام به جهت اینکه حرف حق میزنند نیازی به جا انداختن کلام اسلامی ندارند.

وی با بیان اینکه مبلغان و طلاب حوزه های علمیه نباید خود را از فضاهای فرهنگی در عرصه بین المللی کنار بکشند، تصریح کرد: خداوند متعال در قرآن می فرماید« جاء الحق و زهق الباطل»، حق آمد و باطل از میان رفت، در این آیه قرآن نزاع بین حق و باطل بیان شده است وبعد در ادامه آیه ذکر شده است «ان الباطل کان زهوقا»، به یقین باطل از میان رفتنى است. مبلغان و طلاب حوزه های علمیه باید این آیه را برای زندگی بشری الگو قرار دهند و در عرصه های بین المللی تلاش کنند.

این فعال فرهنگی اظهار داشت: فیلم ساختن در خدمت مادیات خیلی سخت تر از فیلم ساختن در خدمت معنویات است، زیرا فیلم محل نشان دادن کنش و واکنش ها است.

وی با بیان اینکه برخی معتقدند که سینما نتیجه رشد و تکنولوژی بوده است، بیان داشت: تکنولوژی سینما وفیلم ممکن است جهت درستی نداشته باشد، اما تمام قطعات ونتایج آن را نمی توانیم نفی کنیم و پیش از اینکه سینما را نتیجه غرب بداینم باید در نقد یک تمدن دقت کنیم که چگونه نقد صورت بگیرد.

مسؤول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها گفت: انسان به جاودانگی و خلاقیت علاقه دارد و هنگامی که این امر درجهت غلط قرار بگیرد همه این ظرفیت ها را در جهت غلط استفاده می کند و یابالعکس؛ هنگامی که انسان از ویژگی های خودش در جهت غلط استفاده کند به تمدن غرب نزدیک شده است و اما در عین حال در این تمدن پدیده هایی می بینیم که نشانه هایی از فطرت است.

وی گفت: باید به ابزار سینما به عنوان ابزارخودی نگاه شود و کار کردن با این ابزار باعث می شود که تکنیک هایی جدیدی حاصل شود، ودر صورتی که فیلم اسلامی تلید شود به تکنیک ها و نماد های جدیدی خواهیم رسید که با ذائقه های مردم متناسب باشد.

حجت الاسلام پناهیان با بیان این مطلب که عصر رسانه با عصر ظهور برابر است، بیان داشت: هیچ مقدمه ای از مقدمات فرج به اندازه عصر رسانه تأثیر گذار نیست. دین چیزی از جنس بلاغ، گفت وگو، تبلیغ، اندیشه، کلمه و پیام است؛ و عرصه ای همانند اینترنت و رسانه از بهترین بستر ها برای ظهور حضرت به حساب می آیند.


   نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



در حالی که تنها در یک قرارداد به ملت ایران خسارت 500میلیارد دلاری وارد شده که از نظر کارشناسان نوعی کاپیتولاسیون است، ویژه نامه روزنامه ایران بدون اشاره به این دست از قراردادهای اقتصادی در حوزه خارجی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در دوره سازندگی و اصلاحات به ویژه با تهاجم علیه هاشمی منتشر کرده است.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



خبرگزاری ایسکانیوز: رییس جمهور، ملت ایران را پیام آور صلح و برادری برای همه ملت ها دانست و با بیان اینکه ملت ایران اندیشه و روش های انسانی متعالی برای مدیریت بر جهان دارند، اظهار داشت: امروز ملت ایران و همه ملت های جهانی باید حضور فعال و اثر گذاری در سازمان ملل متحد داشته باشند .

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



راز چشم هاي غريب سعيد
راز چشم هاي غريب سعيد


 

نويسنده: عبدالرضا مهجور




 

براي شهيد سعيد جان بزرگي
 

غروب پنج شنبه، حوالي پيراهن آويني پرسه مي زني که ناگهان زني مي بيني خميده مثل کوه، نشسته مقابل دفتر خاطرات خصوصي سعيد، گو اينکه براي او سعيد، همراه با ضمير ملکي است و بايد گفت... سعيدش!
چنان خيره به افقي نامعلوم که انگار در کشف اسرار، به تماشاي احرار، مبهوت حيراني چشم هاي خويش مانده؛ تکان نمي خورد، نه خود کوه، که حتي کتف کوه را هم بي لرزش ميابي!
تنها دو چشمه ي جوشان که مثل چشم هاي بي قرار مجنون،تقرير نام ليلي بر خاک مزار فرهاد مي کرد، آرام و دور از نگاه خسروان مدعي طبابت.
بغض مي کني و سر به بيابان بي آب و علف تنهايي خودت مي گذاري و... يک سال را بي وفقه مي دوي تا شايد گم شود اين تصويرهاي واقعي... و سرگرم سراب هاي تصور دشت در شب گير شهر دود شوي و راحت!
اما نمي شود و سرانجام اکنون مي شود که دستت به کليک کلمات، رازي را فاش مي کند که کتمانش کرده اند کوه هاي خميده ي بيستون از پس ساليان گذشته از شهادت فرهادها؛ راز چشم هاي سعيد...
آنگاه که ناگاه هبوط از لطافت افلاک به زمختاي خاک در رسيد و جان نيلي شده از سيلي هوس را راهي هيجاء هجران نمودند، حقيقت آدم، اين خليفه ي خاتم، در نزول خويش، کدورتي يافت که پيراهن حيات، در اين قفس خاکي شود:
مرغ باغ ملکوتم، نيم از عالم خاک
دو-سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم و اما در اين تيرگي ترديد و تجسم لابد، پلک پرده پوش تماشا که گويا از جنس غيرت غيور ازلي بود، گوهر درخشان چشم را هديه دوران هجران انسان با خود آورد.
هديه اي که هنوز حتي در تجسم خويش زندگي و درخششي دارد، به اشک، که زاينده رود اسرار عارفان است.
چشم است که اولين فرياد جدايي را سر مي دهد و خود را فنا در اشک، قرباني تماشاي منظر موعود و شهادت مشهود مي کند:
رواق منظر چشم آشيانه ي توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه ي توست
و ايشان اند که در سعي و مروه اين تبعيدگاه، جان خويش در زمزم توبه شسته اند و سر ازلي تماشا و راز نظربازي شهيدان را همچون بي دل حيرت دميده به تماشايي چنين نشسته اند:
در نظربازي ما بي خبران حيران اند
من چنينم که نمودم، دگر ايشان دانند
تنها اين پرندگان مهاجرند که به حقيقت سراب جاني اين نقش بر آب، شاهد شدند و رنج آب شدن ذره ذره شمع جسم را به قيمت لطافت جان، شراب آسا نوشيدند...
آري چنين بود سر سکوت غريب سعيد، که جان بزرگش، قفس خاک را سيمرغ وار خرد کرد و به عنقا پر کشيد؛ و راز سخن گفتن چشمانآسمان پيماي آن شهيد حميد و سعيد هم آه زمان که بايد نوشت:
چشمانم از هجوم تماشا گذشته اند
از مرز واقعيت و رؤيا گذشته اند
... و اين راز رشيدي است که بايد محرم حرم يار شوي و از سوسوي کم سوي چشمان منتظر همراهان سعيدها در غروب پنج شنبه ها بجويي اش،....
و ما اسيران عادات سخيف را جز غبطه به پرواز ايشان و ستودن صبر صادق همراهان حنيفشان، چه مي آيد؟!
مرحبا بر ايشان که فخر تماشاي قتلگاه را ارزاني چشمانشان کردند و امروز نشان پيامبري ظهر واقعه، بر جبينشان مي درخشد.

منبع:ماهنامه امتداد- ش 46و47

برگرفته از سایت راسخون


   نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



فتنه آزمايش سخت و تكان دهنده‌اي است كه افراد خالص و صادق را از افرادي كه چنان خلوص و صداقتي ندارند جدا مي‌كند. خدا صريحاً مي‌فرمايد: «آيا مردم گمان كردند كه همين كه بگويند ايمان آورديم، آنها را رها مي‌كنيم و آنها را به آزمايشها و فتنه‌هاي مختلف گرفتار... 

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



 
فرد هتاک به قرآن از ترس مسلمانان مخفی شد
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مشرق ، درک فنتون فرد گستاخی که در سالگرد ۱۱ سپتامبر روبروی محل ساخت مسجدی در نزدیکی محل سابق برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک اقدام به پاره کردن صفحاتی از قرآن و سپس آتش زدن آنها کرده بود از کارش اخراج شده است.

براساس این گزارش ، پس از آنکه تصاویر این فرد در حال پاره کردن و آتش زدن برگهای قرآن در روزنامه ها منتشر شد، شرکت حمل و نقل نیوجرسی جایی که  وی ۱۱ سال در آن به عنوان دستیار هماهنگ کننده قطارها کار می کرد او را اخراج کرد.

به گفته رادیو محلی  "WDBO"که برنامه هایش از فلوریدا پخش می شود؛درک فنتون  پس از اینکه تصاویرش در رسانه ها منتشر شد به شدت از خشم مسلمانان ترسیده است .

همسایه های وی می گویند؛ بعد از اعتراض شدید مسلمانان علیه این اقدام ، او به همراه همسر و دو فرزندش به مکان نامعلومی نقل مکان کرده به طوری که اقوام و دوستانش نیز از او اطلاعی ندارند.
هنگامی که فنتون در میان تظاهرکنندگان در حال آتش زدن برگه های قرآن بود توسط پلیس نیویورک به بیرون مراسم هدایت و سپس مورد پرسش قرار گرفت اما نهایتاً بدون اینکه جرمی علیه او مطرح شود آزاد گردید.
یکی از ماموران پلیس که او را همراهی می کرده می گوید که هنگام ترک از محل بازپرسی چهره او به گونه ای دیگر بود گویی نظرش در مورد کاری که کرده است تغییر کرده باشد.
این مامور پلیس میگوید: او عصبی و ترسیده به نظر می رسید .

   نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان، با ارائه تحلیل جامع و دقیقی از شرایط بین المللی و داخلی نظام جمهوری اسلامی، استحكام و قدرت روزافزون جبهه اسلام و انقلاب اسلامی و ضعف، استیصال و دستپاچگی بیش از پیش جبهه نظام استكبار را از نكات برجسته بعد از گذشت سه دهه پرافتخار از نظام اسلامی برشمردند و تأكید كردند: مهمترین وظایف نخبگان حوزوی و دانشگاهی و افراد تأثیرگذار در جامعه، تقویت روحیه امید در مردم و پرهیز از دمیدن فضای بدبینی به مسئولان، هوشیاری و غافل نشدن از طراحی های دشمن، شناخت صحیح مسائل اصلی و فرعی، نادیده نگرفتن روحیه اعتماد به نفس ملی بالا و پیشرفتهای شگفت آور و فضای كار و تلاش كشور، و اقدام عملی و غیرشعاری برای ارتقای وحدت ملی و انسجام اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی سخنان خود را با تشریح شرایط بین المللی جبهه نظام اسلامی و تبیین رفتار جبهه استكبار آغاز كردند و افزودند: امروز بارزترین نكته در رفتار جبهه نظام استكبار، وجود بیماری به نام بیش فعالی است كه آثار آن تحرك و فعالیت بسیار اما بدون تمركز و هدف است.
حضرت آیت الله خامنه ای صدور چندین قطعنامه و اعمال تحریم، جوسازی و تهمت زنی  بر ضد جمهوری اسلامی، تلاش برای فعال نگه داشتن معارضان داخلی، و استفاده از همه وسایل و امكانات ارتباطی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را مصادیق تحرك گسترده جبهه استكبار  بر ضد جبهه نظام اسلامی خواندند و خاطرنشان كردند: تمام این تحركات و فعالیتها كه با سراسیمگی نیز همراه است، نشان از قدرت، تجربه، و آگاهی روزافزون جبهه اسلام بعد از گذشت 30 سال دارد زیرا اگر این جبهه، آسیب پذیر و ضعیف بود، نیازی به این همه طراحی و برنامه ریزی وجود نداشت.
ایشان جایگاه كنونی دنیای غرب در عرصه بین المللی و حتی در كشورهای زیر سلطه خود را،  ضعیف و متزلزل ارزیابی كردند و افزودند: این ضعف روزافزون نتیجه گسترش بیداری اسلامی است كه باعث شده، برخی كشورهای هم پیمان غرب در منطقه برای رهایی از فشار موج اسلامی و بن بستی كه در آن گرفتار شده اند به فكر برخی تجدید نظرها بیفتند كه نتیجه هم نداده است، بنابراین جبهه استكبار در چنین موقعیت و جایگاه متزلزلی قرار دارد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: صدور قطعنامه ضد ایرانی، موضع گیری بر ضد نظام اسلامی، فتنه سال 88 كه دست دشمنان كاملاً در آن آشكار بود، و اهانت شرم آور و ننگین به قرآن كریم، اقداماتی است كه جبهه استكبار از روی ضعف و استیصال به سراغ انها رفته است و سردمداران استكبار صراحتاً به قدرت جبهه نظام اسلامی اذعان می كنند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اگرچه این اقدامات موجب استحكام بیشتر جبهه نظام اسلامی می شود اما نباید باعث غفلت، غرور و خواب آلودگی شود.
ایشان تنها راه گرفتار نشدن در غفلت را، اصلاح دائمی برشمردند و تأكید كردند: پیش نیاز اصلاح جامعه و مردم، اصلاح درون خود است و اگر نخبگان و افراد تأثیرگذار رابطه خود با خداوند را اصلاح كنند، زمینه تأثیرپذیری مردم و جوانان بسیار فراوان است زیرا مردم همواره در مقاطع مختلف به وظیفه خود عمل كرده، و می كنند.
رهبر انقلاب اسلامی تقویت روحیه داخلی را از جمله وظایف مهم برای مسئولان و روحانیون دانستند و با اشاره به طرح مكرر موضوع وحدت در جامعه، خاطرنشان كردند: وحدت فقط به معنای صحبت كردن درباره آن نیست بلكه این وحدت باید به صورت عملی در جامعه محقق شود.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: معنای وحدت این است كه مشتركات را تقویت و در مقابل چشم مردم برجسته كنیم نه اینكه سایه برخی دلخوری های شخصی از برخی افراد بر تمام رفتار انسان حاكم شود و به جای طرح مسائل اصلی و مشتركات، موضوعات فرعی و خلاف مصالح كشور را مطرح كند.
ایشان در همین خصوص لزوم شناسایی طراحی ها و شیوه های دشمن در مقابله با جبهه نظام اسلامی را بسیار مهم دانستند و خاطرنشان كردند: دشمن تمام برنامه ریزی های خود را بر دو محورِ جدا كردن مردم از نظام، و متزلزل كردن اعتقادات دینی مردم بویژه جوانان متمركز كرده است.
رهبر انقلاب اسلامی، مردم را پشتوانه اصلی نظام اسلامی خواندند و افزودند: بر همین اساس دشمن به دنبال بی اعتماد كردن مردم به مسئولان است و تلاش می كند در تبلیغات خود، هر اقدام خوب و مناسب مسئولان را اقدامی ناصحیح و اشتباه و برخلاف مصالح جلوه دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری طراحی های مختلف دشمن برای بی اعتماد كردن مردم به كارگزاران نظام در طول سی سال گذشته و سیره امام خمینی(ره) در مقابله با این طراحی ها، خاطرنشان كردند: امام خمینی (ره) در طول ده سال رهبری خود، با وجود برخی اعتراض ها به مسئولان آن زمان، همواره از آنها دفاع و سینه خود را سپر می كردند كه البته این موضع گیری هم به معنای دفاع از تمام جزئیات اقدامات مسئولان نبود ولی امام خمینی (ره) اصرار داشتند كه به اعتماد مردم به مسئولان خدشه ای وارد نشود.
ایشان تأكید كردند: در بیست سال گذشته هم رهبری نظام براساس سیره امام خمینی (ره)، از دولتها حمایت كرده است و باز هم دفاع خواهد كرد.
رهبر انقلاب اسلامی پیشرفتهای به دست آمده را نتیجه تلاشهای مخلصانه، مؤمنانه و خستگی ناپذیر مسئولان دانستند و افزودند: نباید به خاطر یك عملكرد در گوشه ای، دولت و سایر قوا را در چشم مردم بی اعتبار كرد. مطالبی كه برخی افراد می گویند، خلاف حق است و این همان كاری است كه دشمن به دنبال آن است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: باید متوجه بود تا با دشمن همصدا نشویم، جدول او را پر نكنیم و صدای دشمن را در داخل بازتاب ندهیم.
ایشان در تبیین تلاشهایی كه برای فاصله انداختن مردم با اعتقادات دینی و احكام و حدود شرعی می شود، افزودند: باید در مقابل اینگونه طراحی ها و هنجارشكنی های دینی و اخلاقی با تدبیر عمل كرد.
رهبر انقلاب اسلامی، كار و تلاش در مسائل اعتقادی و دینی را وظیفه همه مسئولان از جمله دولت دانستند و تأكید كردند: البته در این بخش، وظیفه روحانیت، حوزه های علمیه و نخبگان حوزه و دانشگاه بیش از دیگران است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: كار عملیاتی و محتوایی برای تقویت اعتقادات دینی مردم و مقابله با اقدامات سازمان یافته دشمنان، به عهده زبده گان حوزه و دانشگاه است و امروز جای خالی مجموعه وزین علمی و دینی كه هدایت محتوایی را در بخشهای مختلف فرهنگی به عهده داشته باشد، كاملاً مشهود است.
ایشان دستگاههای فرهنگی و هنری را قالب و چارچوب خواندند و خاطرنشان كردند: محتوای این قالبها باید در كمیته های مختلف فكری كه در دانشگاه و حوزه تشكیل می شود، تهیه شود تا زمینه محتوایی ساخت یك اثر هنری فاخر دینی بوجود آید زیرا در غیر این صورت، قالبها از محتواهای صحیح خالی خواهند شد و برخی اشكالاتِ تولیداتِ دستگاههای فرهنگی و هنری نیز به همین دلیل است.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دوم سخنان خود به تبیین شرایط داخلی نظام جمهوری اسلامی پرداختند و به موضوع ایستادگی مردم بر ارزشها و اصول اسلامی و انقلابی اشاره كردند و افزودند: در طول سی سال گذشته اقدامات و حملات ساختار شكنانه زیادی برای مقابله با هویت و روح اسلامی و انقلابی نظام انجام شده تا مردم نسبت به اصل انقلاب مسئله دار شوند ولی به لطف خداوند این تلاشها به نتیجه نرسیده است.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: با وجود همه این تلاشها، مردم، و مسئولان مؤمنی كه در میان مجموعه عظیم مردم بودند، ایستادند و انقلاب به پیش رفت.
ایشان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته را نمونه ای از ایستادگی مردم بر اصول و ارزشهای انقلاب برشمردند و افزودند: مردم در این انتخابات به شعارها و صحبتهایی كه رنگ و بوی غیردینی و غیراسلامی داشت، دل نبستند و به شعارها و برنامه هایی رأی دادند كه رنگ و بوی اسلامی و عدالت اجتماعی و ضدتجمل گرایی داشت.
رهبر انقلاب اسلامی تأكید كردند: اظهار علاقه و احترام مردم به ما مسئولان، به دلیل علاقه آنها به اسلام است و اگر لحظه ای از مسیر اسلام و انقلاب جدا شویم، مردم قطعاً از ما اعلام انزجار خواهند كرد.
حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: امروز شعارهای انقلاب اسلامی زنده است و سخنان و اندیشه های امام خمینی (ره) سكه رایج است، به گونه ای كه حتی كسانی كه قبلاً به مخالفت با امام تظاهر می كردند و صراحتاً از دفن انقلاب می گفتند، امروز برای جلب نظر مردم، سخنان امام را تكرار می كنند و دم از انقلاب می زنند.
ایشان فتنه سال 88 را نمونه دیگری از ایستادگی مردم بر اصول و ارزشهای اسلام و انقلاب خواندند و افزودند: در آن فتنه حتی كسانی كه به فردی غیر از فرد منتخب رأی داده بودند، بعد از افتادن نقاب از چهره فتنه گران، آنها هم بر سر اصول و ارزشها ایستادند و دیدیم كه در 9 دی و 22 بهمن همه به خیابانها آمدند و مشخص شد كه فتنه گران، اقلیتی معدود هستند.
رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی این بخش از سخنان خود خاطرنشان كردند: امروز روش مقبول در كشور، روش و راه امام خمینی (ره) و ارزشهای اسلام و انقلاب است و این دستاورد بسیار بزرگی است.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه تبیین شرایط داخلی، به پیشرفتهای شگفت آور علمی، فناوری وصنعتی اشاره كردند و افزودند: پشت صحنه این پیشرفتها از اعلام رسانه ای آنها، بسیار افتخارآمیزتر و غرورانگیزتر است زیرا این پیشرفتها نتیجه بیدار شدن روحیه خودباوری ملی در دانشمندان جوان كشور است.
ایشان با یادآوری مجدد دیدارهای متعدد خود با قشرهای مختلف دانشگاهی، دانشجویی، كارآفرین و مسئولان در ماه مبارك رمضان، تبلور روحیه اعتماد به نفس ملی را مهمترین ویژگی این دیدارها برشمردند و خاطرنشان كردند: روحیه خودباوری دستاورد بزرگی است كه باید آن را حفظ و تقویت كرد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه، این روحیه خودباوری همان روحیه ای است كه امام خمینی (ره) به دنبال زنده كردن آن در مردم و جوانان بودند، افزودند: این مسائل، نكات بسیار شیرین و افتخارآمیزی است و كسانی كه دائماً از تلخی ها و ضعف ها می گویند، باید این مسائل را هم ببینند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: موضوع اصلی، موتور پیش برنده كشور است كه  به لطف خداوند، حركت كشور، حركتی رو به جلو و همراه با امید و جهت و هدف صحیح است.
ایشان افزودند: امروز كشور، صحنه كار، تلاش و سازندگی است و كارهای مهمی نیز انجام گرفته كه این موضوع، بسیار ارزشمند است.
 حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: نتیجه فشارهای دشمن و شرایط سخت در سه دهه گذشته، مقاوم تر شدن مردم و مسئولان بوده و دور جدید فشارها نیز قطعاً نتیجه ای جز مقاوم تر شدن مردم نخواهد داشت.
ایشان این فشارها را محكوم به شكست دانستند و تأكید كردند: علاوه بر وعده الهی مبنی بر یاری و نصرت، یاری كنندگان دین خدا، تجربه مقاطع مختلف انقلاب نیز نشان می دهد، این فشارها با ایستادگی مردم، به شكست خواهد انجامید.
رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه، اكنون جنگ، جنگ اراده ها و عزم ها است، خاطرنشان كردند: اگر قرار بود نظام اسلامی شكست بخورد، در همان دهه اول كه توانایی و تجربه كشور كمتر از امروز بود، این اتفاق می افتاد اما اكنون قدرت و تجربه انقلاب و كشور بسیار افزون تر از سالهای اول انقلاب است.
حضرت آیت الله خامنه ای روحیه مردم را نیز نسبت به دهه اول انقلاب پرشورتر ارزیابی كردند و افزودند: ایمان و همت نسل جوان كنونی اگر بیشتر از نسل اول انقلاب نباشد، كمتر از آن نسل نیست.
ایشان حضور مردم در صحنه را عامل اصلی پیروزی انقلاب و موفقیتهای نظام در سی سال گذشته دانستند و تأكید كردند: علت حضور مردم در صحنه، وجود امید بوده است بنابراین باید این امید را در مردم زنده نگه داشت و از هرگونه سخن و اقدامی كه باعث بدبینی و بی اعتمادی مردم شود، پرهیز كرد.
رهبر انقلاب اسلامی شناخت مسائل اصلی و فرعی را یكی دیگر از نكات مهم در عرصه داخلی دانستند و خاطرنشان كردند: باید با شناخت صحیح مسائل اصلی، موضوعات فرعی را تبدیل به مسائل اصلی نكرد البته این به معنای طرح نشدن مسائل فرعی نیست بلكه این موضوعات نباید تبدیل به مسائل اصلی، و ملاك مخالفت و موافقت شوند..
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ملاك، پایبندی بر صراط حق، اسلام، مبانی انقلاب، اهداف امام خمینی(ره)، و مقابله با مستكبران است.
ایشان در بخش دیگری از سخنان خود با تأكید بر اینكه اهمیت مسئله فرهنگ بیشتر از مسائل اقتصادی و سیاسی است، خاطرنشان كردند: اگر فرهنگ یك ملت كه عبارت از درك، برداشت، اعتقادات، باورها و روحیات انسانها در زندگی است، فرهنگ صحیحی باشد، قطعاً در رفتار و عملكرد جامعه متجلی خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی در بیان مصادیق مسائل فرهنگی افزودند: مسئولیت پذیری، ایثارگری، وجدان كاری، انضباط، تعاون اجتماعی، سازگاری اجتماعی، پرهیز از اسراف، اصلاح الگوی مصرف، روحیه قناعت، استحكام در تولید داخلی، درستكاری، زنده نگه داشتن اندیشه های امام خمینی (ره) و ارزشهای انقلاب اسلامی، تقویت روحیه انسجام اسلامی، عفاف و حجاب، و ساده زیستی از جمله مصادیق موضوعات فرهنگی هستند كه رسانه ها در این خصوص نقش مهمی دارند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: البته وظیفه محتوا و مضمون در مسائل فرهنگی به عهده روحانیت و حوزه های علمیه است.
در ابتدای این دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان با اشاره به نشست دو روزه مجلس خبرگان و موضوعات مطرح شده، این اجلاس را بسیار خوب و موفق ارزیابی كرد.
آیت الله یزدی نایب رئیس اول مجلس خبرگان نیز در این دیدار گزارش مبسوطی از مباحث مطرح شده در اجلاس خبرگان ارائه كرد.


منبع:khamenei.ir


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



پارلمان‌نيوز: رئيس دولت اصلاحات در پيامي به اردوي تشكيلاتي انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران كه روز گذشته با عنوان «اميد روزنه ی رويش ماست» و با شعار «ايمان، آگاهي، مدارا، ره توشه‌ روشنايِ فردا» آغاز گردید،تاكيد كرد: اهتمام به توانمند سازی جامعه در عرصه‌های علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی که از جمله با ایجاد و تقویت نهادهای مدنی میسر است، امری است که هم با مبانی دینی و تجارب ملی ما سازگار است و هم با رهیافت‌های عقلانی جهان جدید.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در پی اهانت آشکار به ساحت مقدس قرآن مجید با صدور اطلاعیه‌ای؛ ضمن فراخوان عمومی از امت بزرگ اسلام و همه مسلمانان و آزادگان جهان خواست پس از اقامه نماز جمعه این هفته امواج خروشان و طوفان خشم و انزجار و نفرت خود را از این اقدام جنون‌آمیز و کینه‌توزانه به جهانیان نشان دهند و وحدت و اتحاد و انسجام امت رسول‌الله را در آزمونی دیگر به نمایش گذارند.

 

به گزارش واحد مرکزی خبر، در این اطلاعیه آمده است:

جهان اسلام امروز آکنده از خشم و نفرت نسبت به اقدام مشمئزکننده و جنون‌آمیز اهانت به قرآن مجید از سوی صهیونیسم بین‌الملل و استکبار پلید آمریکایی است. میلیون‌ها آزاده جهان این روزها از داغ چنین جنایتی هولناک و جسارتی بزرگ و بی‌شرمانه به پایگاه رفیع دین مبین اسلام که اهانت به همه ادیان ابراهیمی و ارزش‌های الهی و شرافت و کرامت انسانی است در سوز و گدازند و صبر تمامی مسلمانان و عالم از این حرکت برنامه‌ریزی شده و نابخردانه و سناریوی پلید از قبل طراحی شده به سر آمده و امواج خروشان و طوفان احساسات پاک و اراده‌های راسخ برخاسته از قدرت ایمان مسلمانان به خروش آمده است.

امت بزرگ اسلام!

دشمنان قسم خورده و زبون و درمانده اسلام که در مقابل زبان منطق و کلام حقیقت و تفکر نورانی قرآن کریم، به استیصال رسیده‌اند به بهانه سالگرد واقعه مشکوک و سؤال برانگیز یازدهم سپتامبر به و اقدامی توهین‌آمیز علیه بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان دست زده‌اند که این خود؛ نشانه‌ای گویا از روند رو به زوال و انحطاط شیطان بزرگ و تکمیل حلقه‌ای دیگر از زنجیره ننگین استکبار است که با جنایت سلمان رشدی مرتد آغاز و با حمایت‌های بی‌دریغ و همه جانبه ائمه‌الکفر به سرکردگی آمریکای جهانخوار و ام‌الفساد قرن اسرائیل غاصب جنایتکار و عمال آن در سطح منطقه و جهان ادامه یافته است.

این حرکت بی‌شرمانه و نمایش دیوانه‌وار که از سوی چند عروسک‌گردان و مزدور بی‌جیره و مواجب صهیونیست بین‌الملل به نمایش درآمده، جسارتی بی‌شرمانه در اهانت به ساحت مقدس قرآن مجید بوده که عملاً در راستای حرکت ضد اسلامی و ددمنشانه نظام سلطه بین‌المللی به منظور تکمیل پروژه اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی در سطح منطقه و جهان است که به دنبال ایجاد جنگ مذهبی و به انحراف کشاندن افکار عمومی مسلمانان از مسائل، تحولات و مشکلات دنیای اسلام و خاور میانه شکل می‌گیرد.

این گونه حملات دیوانه‌وار و اقدامات خفت‌بار هر چند به فرموده مقام معظم رهبری «مدظله‌العالی» با همه تلخی خود پیش از هر چیز نشانه‌ای گویا و حامل بشارتی بزرگ برای جهان اسلام است که «خورشید پرفروغ قرآن روز به روز بلندتر و درخشنده‌تر خواهد شد»؛ اما نشانگر آن است که آنچه امروز آماج حملات پی در پی استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید و هر آنچه که نشانی از اسلام و مسلمانی دارد، است.

اینک جهان اسلام و امت بزرگ اسلامی در برابر آزمونی بزرگ و ادای وظیفه‌ای سنگین قرار گرفته است. مقابله با توطئه شوم و نقشه پلید دشمنان قسم خورده اسلام که بایستی با مرور آموزه‌های والای قرآن کریم و پیروی از سیره و سنت پیامبر اعظم «صلی الله علیه و آله و سلم» و حفظ بیداری، آگاهی و هوشیاری بیش از پیش در تبعیت از احکام و آموزه‌های نورانی دین مبین اسلام این توطئه بزرگ را خنثی سازند.

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در پایان این فراخوان بار دیگر این اقدام وقیحانه و ذلت‌بار را به امت بزرگ اسلامی تسلیت و تعزیت گفته، از عموم مسلمانان و آزادگان جهان به ویژه ملت آگاه و همیشه در صحنه‌ی ایران اسلامی می‌خواهد پس از اقامه نماز جمعه این هفته با برگزاری تظاهرات اعتراض‌آمیز علیه اهانت به ساحت قدسی قرآن کریم، در صفوفی متحد و یکپارچه ضمن محکوم کردن اقدامات دین ستیزانه عوامل صهیونیستی، شناسایی و مجازات عوامل اصلی را که مطالبه همه مسلمانان جهان از دولت آمریکا و سیاستمداران آن است، خواستار شوند.


   نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 




رئيس مجلس شوراي اسلامي در پيامي به روساي مجالس جهان با اشاره به حادثه تلخ اهانت به قرآن كريم در آمريكا خواستار تدوين منشوري جهاني در جلوگيري از هرگونه توهين به مقدسات اديان آسماني گرديد.
به گزارش ايلنا متن اين پيام بدين‌شرح مي‌باشد:
آن‌گونه كه از بررسي اخبار و حوادث هفته‌هاي اخير مستفاد مي‌شود، دگر بار عناصري ماجراجو و كم‌دانش از مسيحيت به بهانه حوادث تروريستي 11 سپتامبر 2001 بر آن شده‌اند با تحريك عواطف و احساسات درون جوامع مغرب زمين، به تكرار تجربيات تلخ تاريخي تقابل اديان تمسك جويند و با توهين به قرآن كريم كتاب آسماني مسلمانان، نگاه روشن‌تري از رفتار آمريكا در حوزه‌هاي فرهنگي را به مسلمانان عرضه كنند.
بعيد است كسي مانورهاي تبليغاتي مسئولين آمريكا در عدم رضايت از اين موضوع را بپذيرد. در حالي كه سال‌هاست آنها براي كوچك‌ترين خطر امنيتي بيشترين حقوق انسان‌ها را ناديده مي‌گيرند. آيا اين رفتارهاي تحقير‌آميز نوع ديگري از نزاع صليبي است كه به رئيس‌جمهور قبلي آمريكا آن را به زبان آورد و مي‌خواهند در سطح جهان آن را بازتعريف نمايند؟ چه كساني بايد هزينه اين‌گونه طرح‌هاي غيرمسئولانه را بدهند؟
تاريخ بشريت، مشحون از صفحات تلخ بحران‌هاي اجتماعي برگرفته از ريشه اختلافات قرون وسطايي است، كه بيم از تكرار آن همواره كابوسي جدي براي نسل‌هاي قبل از ما بوده است. از اين رو براي ما در اين برهه خاص وظيفه‌اي سنگين و مسئوليتي جدي نمود يافته كه با هم‌انديشي و تنظيم يك منشور جهاني در برابر اين اقدامات فاجعه‌آميز به همكاري برخيزيم. تاريخ گواه است كه دنياي مسيحيت براي سال‌هاي متمادي تحت تاثير القائات يوحناي دمشقي، با قضاوت نادرست از اسلام روبرو گشت، قضاوتي كه بيش از آنچه به تفاهم ميان اديان منتهي شود اسباب چالشي دراز مدت گشت.
تلاش‌هايي پيوسته توسط انديشمندان بزرگي در غرب براي شناخت تاريخ و انديشه اسلامي سبب شد سرانجام قرن‌ها پس از روايت نادرست يوحناي دمشقي، بخش عمده‌اي از دنياي غرب پي به قرائت غيرمنصفانه از اسلام برده و بكوشد آثار و تبعات منفي اين سوء برداشت را در قالب گسترش كرسي‌هاي مطالعات اسلامي و افزايش تبادلات اجتماعي جبران نمايد.
امروزه افرادي با عقايد افراطي و خطرناك بر آن هستند با سخنان و اقدامات ضد اسلامي خود، چالش‌هاي جديدي چون انتشار كتاب آيات شيطاني و كاريكاتورهاي توهين آميز مطبوعات دانماركي، توليد فيلم‌هايي چون فتنه و تسليم و يا اقدام اخير توهين به كتاب‌ آسماني مسلمانان را پديد آورند، در اين فضا و در حالي‌كه دنياي ما از نابرابري‌هاي سياسي، دخالت آشكار قدرت‌هاي بزرگ، اشغالگري و تروريسم دولتي رژيم خطرناكي چون اسرائيل، تهديدات ناشي از توسعه زرادخانه‌هاي هسته‌‌اي و ... رنج مي‌برد، برخي در غرب با رفتاري وقيحانه و سيستماتيك در توهين به مقدسات مذاهب آسماني سعي در گسترش نزاع‌هاي فرقه‌اي و حتي ديني دارند.
اينجانب به نمايندگي از مجلس شوراي اسلامي اميد آن دارم تا ضمن تلاش و رايزني مشترك با آن مقام محترم بتوانيم پيشنهاد تدوين منشوري جهاني در محكوميت توهين به مقدسات اديان آسماني را براي طرح در مجمع اتحاديه بين‌المجالس تنظيم نمائيم. فلذا چنانچه بتوانم در آينده نزديك نظرات آن همكار محترم را دريافت كنم، مي‌توان با مشورت يكديگر ساز و كاري را براي تنظيم چنين سندي در نظر گرفت.
با تشكر از حسن توجه جنابعالي
علي لاريجاني

رئيس مجلس شوراي اسلامي جمهوري اسلامي ايران


منبع:ایلنا


   نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



در پی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف در آمریکا، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، حلقه های صهیونیستی درون دولت آمریکا را طراحان اصلی این توطئه مشمئز کننده خواندند و با تشریح اهداف پشت پرده کینه توزیهای صهیونیستها نسبت به اسلام و قرآن تأکید کردند: دولت آمریکا برای اثبات ادعای خود درباره دخالت نداشتن در این توطئه، باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را به گونه ای شایسته به مجازات برساند.
متن پیام ولی امر مسلمین جهان به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحکیم: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون آمیز و نفرت انگیز و مُشمئز کننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد حادثه ی تلخ و بزرگی است که نمیتوان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی ارزش و مزدور به حساب آورد. این یک اقدام محاسبه شده از سوی مراکزی است که از سال ها پیش به این طرف، سیاست اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند. این حلقه ی دیگری از زنجیره ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و دهها فیلم ضد اسلام ساخته شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت انگیز رسیده است. پشت صحنه ی این حرکات شرارتبار چیست و کیست؟
مطالعه ی این روند شرارت که در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود، تردیدی باقی نمیگذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان کسانی اند که پژوهشهای حقیقت یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میکنند. آن ماجرا بهانه ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتکار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.
هدف از اقدام نفرت انگیز اخیر آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملتهای مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام کینه توزانه، نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم آمریکا است. اینک همه ی سران استکبار و ائمة الکفر در برابر اسلام قرار گرفته اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن کتاب رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظیفه ی همه ی آزادیخواهان جهان و همه ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام ستیزی با این شیوه های نفرتبار مقابله کنند. سران رژیم آمریکا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میان تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده ی زشت تبرئه کنند. سالهاست که مقدسات و همه ی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده شده و میلیونها معلول و آواره و بی خانمان، قربانی چه چیزی شده اند؟ و با همه ی این مظلومیتها، چرا در رسانه های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میکنند؟ چه کسی باور میکند که این توطئه ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد که آنچه امروز آماج حمله ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.
ثانیاً: این سلسله ی کینه توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم الشأن صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی،  خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه ی  همه ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عباد اله الصالحین
سیّدعلی خامنه ای

22/شهریور/1389


منبع:پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، بسيج دانشجويي دانشگاههاي صنعتي شريف، صنعتي اميركبير و امام صادق (ع) با ارسال نامه‌‌هاي جداگانه‌اي خطاب به آيات عظام نوري همداني و مكارم شيرازي نظر ايشان را درباره مجازات اهانت كنندگان به قرآن در آمريكا جويا شدند.
متن پاسخ آيات عظام به شرح زير است:

بسمه تعالي
سلام عليكم
از نظر فقه اسلامي مخالفت شديد با اين قبيل افكار واجب و لازم و كشتن كساني كه اقدام به اين عمل نمودند نيز واجب است
ولي برنامه اين موضوع بايد با نظر حاكم شرع صورت بگيرد و بدون آن جايز نيست و ما اين فكر و اين عمل را به شدت محكوم مي‌كنيم.
حسين نوري همداني
22/6/89

جواب آيت الله مكارم شيرازي نيز به شرح زير است:
بسمه تعالي
بدون شك آتش زدن قرآن مجيد سبب مي‌شود كه شخص مرتكب آن مهدورالدم باشد ولي در اينگونه موارد بدون اجازه حاكم شرع نبايد هيچگونه اقدامي صورت گيرد.
البته همه بايد آن را شديدا محكوم نمايند.
هميشه موفق باشيد


منبع:خبرگزاری فارس


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



براساس 26 مورد اصلاح در قانون اساسی، محاکمه نظامیان در دادگاه‌های غیر نظامی، و سخت‌تر کردن مقررات انحلال احزاب از جمله آن‌ها است. ارتش و نظام دادگستری ترکیه به‌ویژه دادگاه قانون اساسی این کشور از زمان کودتا کوشیده‌اند تا از میراث سکولار مصطفی کمال آتاتورک، بنیانگذار ترکیه مدرن، در سیاست این کشور حفاظت کنند و حزب عدالت و توسعه آقای اردوغان را متهم می‌کنند که برای حدف این میراث "توطئه چینی" کرده ‌است.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



یدالله کریمی‌نژاد، از جانبازان شیمیایی 8 سال دفاع مقدس، پس از سال‌ها درد و رنج بر اثر عارضه شیمیایی در بیمارستان M.R.I شیراز به فیض شهادت نایل شده است. پیکر این شهید روز شنبه با بدرقه گسترده مردم قدرشناس و شهیدپرور شیراز از مقابل مجتمع فرهنگی شلمچه در شیراز تا مقابل ساختمان بنیاد شهید استان فارس تشییع شد و برای خاکسپاری به زادگاهش در قادرآباد ـ شمال استان فارس ـ انتقال یافت.

منبع:کلمه


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



توهین‌کنندگان به آخرین پیام هدایت‌گر الهی با خوش‌خدمتی به صهیونیست‌ها کینه عمیق آن مسئول انگلیسی را نشان می‌دهد که یک قرن پیش در جمع تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران غرب هشدار داده بود تا زمانی که این کتاب در میان مسلمانان مبنا و اصل است، باید فکر سیطره بر ممالک اسلامی را با خویش به گور ببریم وگرنه با مطالعه هر آیه از آیات این کتاب آسمانی جز دعوت به نیکی، صمیمیت و برادری، پیامی از آن به گوش نمی‌رسد مخصوصاً با ادب انسانی، مسلمانان را از سبّ به بت‌ها نیز نهی می‌کند.

ادامه ی مطلب


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



اعظم الله اجورکم یا صاحب العصر

فيلم تاسف بار آتش زدن قرآن كريم در آمريكا (محل برج هاي دوقلو)

ضایعه​ای بزرگ برای همه مسلمانان


چند عکاس و فیلمبردار در نیویورک دور یک آمریکایی حلقه زدند تا جنایت او را به تصویر بکشند.این شهروند آمریکایی، فندکی از جبیش بیرون آورد و در مقابل چشم مردم صفحات یک جلد قرآن را آتش زد

جالب آن که پلیس در لحظات اول مداخله​ای نکرد اما بعد از آن که این فرد عمل شنیع خود را انجام داد فقط او را از محل دور کرد.

ده​ها تصویربردار و عکاس و شهروندان آمریکایی با دوربین​های موبایل خود، صحنه این جنایت را ثبت کردند…

parsfun.net - فيلم تاسف بر انگيز آتش كشيدن قران

خبرگزاری رویترز نیز با انتشار تصاویری از این اتفاق، عکس​هایی را منتشر کرد که در پشت سر این مرد پلاکاردی با عنوان ” Real American Dont Burn Quran ” قرار داشت تا شاید کمی از حساسیت ماجرا کم کند!

این در حالی است که در روزهای قبل کشیش جونز که قصد داشت در ۱۱سپتامبر قرآن را به آتش بکشد، از تصمیم خود عقب​نشینی کرده بود. [برنامه قرآن​سوزی منتفی شد]

تصاویر دیگری نیز از قرآن​سوزی در آمریکا منتشر شده است از جمله، پاره کردن صفحات قرآن، بنزین ریختن و آتش زدن قرآن و انداختن قرآن در منقل.

به نظر می​رسد موضع​گیری کشورهای جهان اسلام به این هتاکی شدید باشد.

ضمن عذرخواهی از انتشار این فیلم که فقط و فقط برای اطلاع رسانی است این ضایعه را به همه مسلمانان جهان تسلیت می​گویم.

منبع : خبر آنلاین

www.khabaronline.ir

دانلود  فیلم


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



(انا لله وانا الیه راجعون )عکس زیر نشان از جهالت دولتی دارد(امریکا) که مدعی صدور ازادی ودمکراسی در دنیا می باشد

 


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



موضوع:
شگفتيها و اسرار بى‏شمار قرآن است كه آن را از ديگر كتابهاى آسمانى و آيات الهى ممتازكرده و در جايگاه برتر و بالاترى نشانده است؛ چرا كه سخن، نماينده صاحب سخن است.گفتار هر كس به ميزان خود وى ارزش دارد. آيه آيه قرآن، مظهر ربوبى و نقطه تجلّى‏جهان‏آفرين است، همان مقدار عظمت دارد كه خود خداوند داراى آن عظمت است. و اين‏نكته نه از امثال من، كه از قلب و زبان رسول خدا صلى الله عليه وآله صادر شده است كه‏حضرت در قالب قياس تمثيلى آن را بيان فرمودند:
فَضْلُ الْقُرآنِ عَلى سائِرِ الْكَلامِ، كَفَضْلِ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ.
فضل قرآن بر سخنان ديگر، همچون فضل و برترى خدا بر خلايق است.
و در كلام ديگرى فرمودند:
اَلْقُرآنُ اَفْضَلُ كُلِّ شَىْ‏ءٍ دُونَ اللَّهِ فَمَنْ وَقَّرَ الْقرآنَ فَقَدْ وَقَّر اللَّهَ وَ مَنْ لَمْ يُوَقّرِ القُرآنَ فَقَدِ اسْتَخَفّ‏بِحُرْمَةِ اللَّهُ.
قرآن از همه چيز جُز خدا، برتر است. پس هر كه قرآن را پاس دارد خدا را پاس داشته است، وهر كه حرمت قرآن را نگه ندارد، حرمت خدا را سبك شمرده است.

2 - 1. انواع حرمت
قرآن داراى ظاهر و باطنى است و بعدى از نور و بُعدى از ماده دارد، و هر يك از آنها،حرمت خاص خود را مى‏طلبد و رعايت آن بر هر مسلمانى لازم است. پس حرمت قرآن بردو نوع است: حرمت ظاهرى و حرمت باطنى.
2 - 1 - 1. حرمت ظاهرى:
قرآن نخست نور بود و براى آنكه بشر را از ظلمت به نور درآورد. به ناچار رنگ مادّى وبشرى به خود گرفت. و در قالب حرف و كلمه درآمد و روى كاغذ و... نقش بست و بُعدمادى به خود گرفت. به همين جهت بايد به تناسب آن، حرمت مادى و ظاهرى آن حفظشود، كه در اين مقال به اختصار به آنها مى‏پردازيم:
الف - طهارت: تماس مستقيم و بدون وضو با آيات قرآن، حرام و بى‏حرمتى به حريم‏قرآن و خداست. چرا كه قرآن از عالم پاك است و سزاوار است كه انسان هنگام قرائت آن،در حد توان خود را از عالم خباثت و پليدى با غسل و وضو يا تيمم پاكيزه دارد، شايد قدرى‏به مقام قرب آن نزديك شود و با آياتش سنخيّت يابد.
ب - آموزش قرآن: رسول خدا يادگيرى قرآن را از وظايف اوليه يك مسلمان مى‏شناسد وآموزش آن را به مسلمانان يك تكليف دينى و تبليغى براى قرآن‏شناسان مى‏داند. از اين رواست كه هنگامى كه معاذ بن جبل را به منظور تبليغ به سرزمين يمن گُسيل مى‏داشت دستور داد:
يا معاذ! عَلِّمهم كتابَ الله و اَحسن ادبهم على الاخلاق الصالحة و اوصيك بتقوى الله والفقه‏فى القرآن.
اى معاذ! كتاب خدا را به مردم يمن تعليم ده و آنان را با اخلاق شايسته ادب آموز. تو راسفارش مى‏كنم به پرهيز از نافرمانى خدا و فهميدن قرآن كريم.
ج - حفظ قرآن: در مورد حفظ قرآن، تعبيرات مختلفى به كار رفته است كه عمده‏ترين‏آنها دو واژه حفظ و حافظ و حمل و حامل قرآن است و هر يك از آنها، حاكى از اهميّت وارزش والاى ملازمت با آيات آن است. از جمله پيامبر اسلام فرمودند:
شماره درجات بهشت به اندازه شماره‏هاى آيات قرآن است. پس چون يكى از اهل قرآن واردبهشت شود، به او گفته مى‏شود: بالا بيا و بخوان، براى هر آيه يك درجه. پس بالاتر از جايگاه‏حافظ قرآن، درجه‏اى نيست.
در گفتار ديگرى ملازمان و حاملان قرآن را چنين توصيف فرمودند:
حاملان قرآن پوشيده در رحمت خدايند، و نور خداى عزّوجل جامه آنهاست. اى حاملان‏قرآن! با نگاهداشتن حرمت قرآن خود را محبوب خدا سازيد، كه در اين صورت، بيشتر شمارا دوست خواهد داشت و محبوب مردمانتان خواهد ساخت.
- يادآورى چند نكته
در ارتباط با حفظ قرآن چند نكته لازم به يادسپارى است:
1 - حفظ، هر چند به معناى از بر كردن و در ظرف حافظه اندوختن است، ولى منحصربه اين معنا نيست، بلكه با قراين موجود و دلايل كافى توان گفت كه حفظ در اين مورد،حفظ و حراست از حدود و ثغور آن و كوتاه كردن است دگرانديشان و بيگانگان از ساحت‏قدس قرآن است. زيرا صِرف حفظ حروف و كلمات و قالب ظاهرى آيات، نمى‏تواند انسان‏را در رديف عارفان اهل بهشت بنشاند و او را در حد سفير و سخن‏گوى خدا بالا ببرد.
آن چه مؤيد اين معناست، كليد واژه »حمل و حامل« قرآن است. مقصود از حامل قرآن‏كه جايگاه خاصّى دارد، كسى است كه پيام و رسالت قرآن، را بر دوش كشد و اين سند عظيم‏وحيانى را به مقصد برساند و آرمان‏هاى مقدس آن را پياده كند. براى نمونه حضرت امام‏خمينى(ره) و ديگر فقيهان نامدار هر عصر و نسل، حامل قرآن بودند هر چند حافظ قرآن‏هم نبوده‏اند.
2 - حفظ قرآن به معناى از بر كردن آن، زمانى ارزش و ثواب و پاداش اخروى دارد كه‏همراه با عمل باشد. آن كه قرآن را از حفظ دارد، بايد حقوق و حدود آن را رعايت نمايد واعمال و كردار خود را با آن چه در سينه دارد تطبيق دهد وگرنه چون، جاهلان، در پيش خداجايگاهى نمى‏يابد، بلكه سزاوار عذاب و آتش است؛ چنان كه امام صادق (عليه‏السلام)فرمود:
وَ قارى‏ءٍ قَرَأَ الْقُرآنَ فَحَفِظَ حُروفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ فَذاكَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ.
قرآن خوانى كه قرآن بخواند و حروفش را حفظ كند، ولى حدود و ثغور آن را ضايع سازد (وحرمتش را پاس ندارد) از اهل آتش است.
3 - حفظ قرآن، در آغاز طلوع اسلام، ارزش والايى محسوب مى‏شد و پيشوايان دينى واصحاب پيامبر اكرم(ص) در از بر كردن آن، سعى بليغ داشتند و حافظان قرآن حرمت‏خاصّى در ميان مردم مى‏يافتند؛ چرا كه نويسندگان معدود و وسايل و ابزار كتابت و نشر وترويج قرآن نيز محدود بود و بهترين راه نشر معارف قرآن، حفظ كردن آن بود. ولى امروزه‏چاپ و نشر نسخه‏هاى آن با ظرافت و دقت كامل در اسرع وقت و در اقصى نقاط عالم به‏صورت يكسان و تعداد بى‏شمارى از آن در خانه‏ها كتابخانه و مسجدها و مراكز علمى‏جهان اسلام راه يافته، به حدى كه فقدان ده‏ها بلكه صدها هزار نسخه هم تغييراتى در قرآن‏پديد نمى‏آورد، و تهديدى بر نسخه‏هاى اصلى آن نيست. آيا در چنين موقعيتى، باز هم‏اسلام بر حفظ قرآن اصرار مى‏ورزد و به آن ارزش استحبابى قائل است؛ يعنى از بر كردن آن‏را چون صدر اسلام، لازم و مستحب مؤكّد مى‏داند؟!
آيا در شرايط موجود و با وجود آموزه‏هاى ضرورى‏تر، سزاوار است كه نوآموزان وجوانان خوش استعداد و درخشان را براى حفظ آيات قرآن ملزم كنيم؟ آيا اين عمل نوعى‏قشرگرايى و عوام‏انديشى و طرح دشمن پسند به شمار نمى‏رود؟ در جواب بايد گفت:گرچه حفظ قرآن براى تعميم و توسعه آن، ضرورتى ندارد ولى نسلى را كه درصدد قرآنى‏ساختن جامعه است به ناچار بايد با فرهنگ قرآن آشنا ساخت و حفظ كردن آن، از ابعاد اين‏آشنايى است. مهم‏تر از آن، امروز تهاجم فكرى و فرهنگى و فعاليت پى‏گير ضد دينى، باشكل و شيوه‏هاى گوناگون جامعه نوين دينى و حكومت نوپاى شيعى را تهديد مى‏كند. وحفظ قرآن و ترتيب دادن مسابقات قرآنى، روشى در مقابله با اين تهاجم است، حتى‏مى‏تواند خود حمله‏اى سنگين به تبليغات پر زرق و برق، امّا پوشالين كفر و شرك و نفاق‏باشد!
د - گوش‏سپارى: گوش‏سپارى به نغمه‏هاى آرام‏بخش قرآن، قطع‏نظر از آثار روانى،تربيتى و تبليغى، نوعى عبادت در حساب است:
قال رسول الله(ص):
ألا مَنِ اشْتاقَ اِلَى اللَّهِ فليستمع كلام اللَّه.
هشيار باشيد! هر كس به ديدار مقام ربوبى خدا مشتاق است، گفتار خدا را بشنود.
اهميت استماع كلام وحى تا بدانجا است كه خدا دستور مى‏دهد هنگام قرائت قرآن‏صمت و سكوت اختيار كنيد و گوشِ جان بدان بسپاريد.
و اذا قرى القرآن فاستمعوا له و انصتوا. (اعراف: 204)
هنگامى كه قرآن خوانده مى‏شود به آن گوش سپاريد و ساكت باشيد.
ه - قرائت قرآن: رسول خدا(ص) پيروانش را پيوسته به تلاوت قرآن، تشويق و ترغيب‏مى‏كرد و آن را گفتگو با خدا مى‏دانست و مى‏فرمود:
اذا احب احدكم ان يحدث ربه فليقراء القرآن.
هرگاه يكى از شما بخواهد با خدا سخن بگويد، قرآن بخواند.
آن حضرت، گاهى به آثار قرائت هم اشاره مى‏نمود و مى‏فرمود:
ان هذه القلوب تصدأ كما يَصدأ الحديد قيل يا رسول الله! فما جلاءُها؟ قال: تلاوة القرآن.
به راستى كه اين دل‏ها، به سان آهن زنگ مى‏زند! گفتند اى رسول خدا با چه چيزى مى‏توان‏به آن جلا بخشيد؟! فرمود: با تلاوت قرآن.
2 - 1 - 2. حرمت باطنى:
حفظ حريم قرآن فراتر از لفظ و تجويد و تلاوت آن است كه از آن به حرمت باطنى تعبيرمى‏شود و اين حرمت ناشى از شكوه و مجد و عظمت خداوند است كه در آيات قرآن تجلى‏يافته و نيز ناشى از قداستِ رسالت و اهدافِ عالى آن است كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:
الف - خشيت و خشوع: ملازمت و قرائت قرآن، بايد با خشيت و خشوع و ترس وخضوع همراه باشد وگرنه »حق تلاوت« آن رعايت نشده است. به همين جهت است كه‏پيشوايان تنها قرائتى را موزون و منطبق با تعاليم قرآن مى‏دانند و تنها تلاوتى را مى‏پسندندكه ترسِ مقدس، در درون آدمى ايجاد كند. پيامبر اسلام(ص) نيز آن را ملاك قرائتِ خوب‏مى‏شناسد. هنگامى كه از آن حضرت پرسيدند: چه كسى قرآن را خوب مى‏خواند؟
فرمود:
اذا سمعتَ قرائتَهُ رأيتَ انه يخشى اللَّه.
هنگامى كه قرائت او را بشنوى به روشنى ببينى و دريابى كه از خدا مى‏ترسد.
ترس از خدا آثارى دارد، همانند: به لرزه افتادن بدن، و دست شستن از كارهاى‏نادرست و تسليم گشتن به اوامر قرآن. وگرنه قرائت به حق و مطابق واقع انجام نگرفته‏است. چنان‏كه رسول خدا(ص) فرمودند:
انتَ تقرءا القرآن ما نهاك فاذا لم ينهك فلست تقرؤ.
تا زمانى قارى قرآن محسوب مى‏شوى كه آيات آن، تو را از ناشايستگى‏ها باز بدارد (و در تواثرگذار باشد) ولى از آن لحظه‏اى كه تو را از كار بد بازنمى‏دارد. قارى قرآن حساب نمى‏شوى(هر چند آن را زمزمه مى‏كنى).
سيره عملى رسول خدا(ص) نيز چنين بود. يعنى هنگامى كه آيه‏اى را مى‏خواندند، يا آن‏را از كسى مى‏شنيدند، منقلب مى‏گشتند و سراپاى وجودشان، تحت تأثير قرار مى‏گرفت وچشمانش پر از اشك مى‏شد.
روزى به ابن مسعود فرمود: ابن مسعود برايم قدرى قرآن بخوان. وى سوره نساء راشروع كرد. هنگامى كه به اين آيه رسيد:
فَكَيْفَ اِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ اُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهيداً. (آيه 41)
حال آنان چگونه است آن روزى كه از هر امتى، شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى‏آوريم و تو رانيز بر آنان گواه خواهيم آورد؟!
چشمان حضرت پر از اشك شد و فرمود: اينك كافى است و سپس فرمود:
قرآن را تا چندى مى‏خوانيد كه با دل‏هايتان انس و الفت دارد و زبان و قلب هماهنگ‏است و اندامتان مى‏لرزد. زمانى كه زبان با دل يكى نگشتند، در حقيقت شما قرآن قرائت‏نمى‏كنيد!
ب - تدبّر و درس‏آموزى: تدبر يعنى با دقت در پشت امرى نگريستن، در وراى امورانديشيدن و عواقب و نتايج و پشت و روى چيزى را بررسى كردن.
بر هر قرآن آشنايى است كه در آيات آن به دقت بينديشد هدف و مسير حركت آنها رادنبال كند و مبدأ و منتهاى آنها را زير نظر بگيرد و نهايت و سرانجام آنها را دريابد؛ به سان‏ستاره‏شناسى كه شبها از رصدخانه، چشم به ستارگان دوخته و حركات آنها را زير نظرگرفته تا فاصله و ارتباط آنها را با يكديگر و كيفيت ظهور و افول هر كدام را در افق خود به‏دست آورد. و اين كار با تكرار و تأنّى و به تدريج و به آرامى امكان‏پذير است. به همين‏لحاظ پيامبر اسلام خطاب به ابن مسعود فرمودند:
يابن مسعود! اذا تلوتَ كتاب واللَّه تعالى فأتَيْتَ على آيَةٍ فيها امر و نهىٌ فَردّوها نَظَراً واعتباراً فيها و لا تسه عن الله.
اى ابن مسعود! هنگامى كه كتاب خداى متعال را مى‏خوانى به آيه‏اى مى‏رسى كه در آن امر ونهى است. بار ديگر آن را براى دقت و تدبر و به منظور عبرت‏آموزى، تكرار كن، و اين كار راهرگز از ياد مبر!
اصول كلى تدبر: تدبر تنها با رعايت ضوابط و اصول و مبانى خاصّى ثمر مى‏دهد كه به‏برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:
. بينش علمى و سؤال از خويشتن و در پى جواب آن گشتن.
. تمركز انديشه و جمع‏آورى جوابهاى ذهنى و در يك خط قرار دادن آنها.
. گزينش افكار و غربال كردن آنها و كاويدن بيشتر در آنها.
. شاگردى كردن در محضر قرآن و با ذهن خالى و به دور از ذهنيت و پيش داورى به‏سراغ آيات قرآن رفتن!
. خودباورى و نفى هرگونه وسوسه درباره ناشايستگى خود.
. شكستن قفل‏هاى قلب، كه عبارتند از: قفل هوا و هواپرستى و قفل جهل و نادانى.
ج - عمل به قرآن: تسليم عملى به دستورات قرآن، مقدّمه سعادت، و نيل به هدايت است.هدف اصلى از نزول آن نيز همين بوده است؛ يعنى قرآنى شدن افراد و جامعه.
اگر مردم همزمان با علم به قرآن، به دستورات آن عمل نكنند، به يقين هميشه حسرت‏خوشبختى مى‏كشند و در سيه‏روزى مى‏مانند. به فرموده پيامبر اسلام(ص):
هر كس قرآن را بياموزد و به آن عمل نكند، و دوستى دنيا و آرايش‏هاى آن را بر عمل به قرآن‏ترجيح دهد، شايسته خشم خداى بزرگ مى‏شود و در درجه، همسان جهودان و ترسايانى‏خواهد شد كه كتاب خدا را پس پشت مى‏افكنند.
امروز جامعه ما پيش از آن كه به تجويد و قرائت‏هاى هفتگانه علمى و اطلاع‏رسانى قرآنى‏روى آورد، بايد به ابعاد عملى آن اهتمام ورزد و به سمت و سوى قرآنى سوق داده شود.
پيشوايان معصوم شيعه نيز از پيروان خود چنين انتظاراتى داشتند و براى عمل به آن‏اصرار مى‏ورزيدند و به نسل آينده شيعه هشدار مى‏دادند كه در عمل به قرآن اهتمام ورزند.
مسلمانان صدر اسلام در اين باب الگوى خوبى هستند براى دين باوران معاصر. درصدر اسلام، نومسلمانان قرآن را به تدريج مى‏آموختند و به آموخته‏هاى خود عمل‏مى‏كردند و سپس به سراغ ديگر آيات آن مى‏رفتند تا چندى كه عمل نمى‏كردند آيه‏اى رانمى‏آموختند. چون در حد باور و يقين مى‏دانستند كه قرآن براى عمل نازل شده و آموختن‏يا خواندن مقدمه عمل است و گرنه قرائت زبانى ارزشى ندارد!
از ابو عبدالرحمن سلمى روايت كرده‏اند كه گفت:

برخى از اصحاب پيامبر(ص) كه به ما قرآن مى‏آموختند مى‏گفتند: اصحاب، قرآن را ده آيه ده‏آيه از پيامبر(ص) تعليم مى‏گرفتند، و تا زمانى كه علم ده آيه را درست نمى‏آموختند و بدانهاعمل نمى‏كردند، به ده آيه ديگر نمى‏پرداختند.


http://www.tooba-ir.org

   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



قرآن کریم

1 ـ اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد ، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد.

 

2 ـ خدا می داند قرآن برای اهل ایمان ـ مخصوصاً اگر اهل علم باشند ـ چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید!

 

3 ـ اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم ،آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه!

 

4 ـ برنامه ی قرآن ، آخرین برنامه ی انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است ، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم!

 

5 ـ اگر به قرآن عمل می کردیم ، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم ؛ زیرا قرآن ، جامع کمالات همه ی انبیای اولوالعزم (ع) است.

 

6 ـ اگر درست به قرآن عمل می کردیم ، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم ؛ زیرا مردم غالباً ـ به جز عده ی معدود ـ خواهان و طالب نور هستند .

 

7 ـ قرآن ، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند . ما قدردان قرآن و عدیل آن :اهل بیت (ع) نیستیم .

 

8 ـ مدام به قرآن نگاه کردن ، دوای درد چشم است .

 

9 ـ اگر از قرآن استفاده نمی کنیم ، برای آن است که یقین ما ضعیف است .

اگر به قرآن عمل می کردیم ، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم ؛ زیرا قرآن ، جامع کمالات همه ی انبیای اولوالعزم (ع) است.

 

10 ـ خدا می داند حفظ قرآن ، چه قدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی ، مدخلیت دارد ... ما آن گونه که باید و شاید از قرآن ، استفاده نمی کنیم!

 

11 ـ آیه ی :(وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِیعًا أَفَلَمْ یَیْأَسِ الَّذِینَ آمَنُواْ أَن لَّوْ یَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِیعًا وَلاَ یَزَالُ الَّذِینَ كَفَرُواْ تُصِیبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِیبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى یَأْتِیَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ [رعد /31 ]؛ اگر قرآنی وجود داشت که به واسطه ی آن ، کوه ها سیر شود ، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود ، یا با مردگان سخن گفته شود ... )چه می گوید ؟! آیا امور مذکور در آیه ی شریفه ی ، فرض محال و غیر واقع است ؛ یا می خواهد بفرماید : اهلش با این قرآن ، همه ی این کارها را می توانند انجام دهند ؟!

بهجت

12 ـ کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبر کند ؛ مجموعه ی روایات هم مثل قرآن است .

 

13 ـ اگر راست می گوییم که قرآن ، سلاح است ، پس چه احتیاج به سلاح دیگر ؟!

 

14 ـ آیا هیچ می دانیم که قرآن ، نظیر سایر مکتوبات نیست ! گویی قرآن ، موجودی ربوبی از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است!

 

15 ـ باید به طور یقین بفهمیم که نگاه کردن به قرآن ، مثل نگاه کردن به سایر کتب نیست!

 

16 ـ به هیچ امت و ملتی چنین قرآنی داده نشده که این همه خواص و آثار داشته باشد !نعمت به این بزرگی به ما داده شده ، ولی مثل این است که اصلاً نداده اند ،و مثل این که این کتاب ،مکمل انسان نیست!

 

17 ـ توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن ، برای نجات عموم مردم ـ چه رسد به خواص ـ مفید است!

 

18 ـ جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آنها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود ، اما قرآن که در دست ما است ، این طور نزد ما ارزش ندارد !همه می دانیم که درباره ی قرآن ، مقصریم!

 

19 ـ کسی که این مطلب را که : قرآن ، تیان کل شیء [ بیانگر همه چیز ] است دنبال کند ، عجایب و غرایب می بیند!

 

20 ـ قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است ؛ زیرا پیغمبران دو گونه اند : قسم اول ، پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده اند . قسم دوم ، پیغمبران کمالی ،که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن ، به کمالات پیامبر نایل می گردند .بنابراین قرآن ، پیغمبران کمالی تربیت می کند و پیغمبرساز است.

 

21 ـ ما وظیفه داریم که در تعلیم ، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم .ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم ؛ و در مقام عمل ، آیه های حجاب ، غیبت ، کذب ، و آیات :(ویل للمطففین ؛وای بر کم فروشان )و نیز (فلا تقل لهما اف ؛ پس به پدر و مادر ، اف نگو )همچنین (و لا تمش فی الارض مرحاً؛ و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو ) و ... را زیر پا می گذاریم .

 

گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی

منابع :در محضر بهجت ؛ ج 1 و2 مجله راه قرآن (ش 21)

سایت تبیان


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



altيكي از حياتي‌ترين اهداف و منافع يك كشور، تأمين و حفظ امنيت ملي است. تحقق اين مهم در گرو شرايطي است كه دولت و بويژه ملت بخصوص، از توانايي‌هايي بهره‌مند باشند كه بتوانند با هرگونه تهديد يا اقدام عليه منافع و ارزش‌هاي مادي و معنوي خود كه آنها را حياتي مي‌دانند، مقابله نمايند در مفهوم سنتي و سخت‌افزار امنيت، دولت‌ها مي‌كوشند تا از طريق تقويت هرچه بيشتر بنيه نظامي خود، از ميزان آسيب‌پذيري و تهديدات بكاهند. در اين راستا، سعي دولت به عنوان متولي رسمي امنيت جامعه برآن است كه با جذب سرمايه‌هاي داخلي و جلب همكاري طبقات و اقشار خاص از طريق بالابردن سطح آموزش‌ها و ارتقاي كيفيت ادوات جنگي، نيروهاي ويژه تأمين كننده امنيت را در برابر تجاوزات و توطئه‌هاي احتمالي مجهز كرده و آماده دفاع نمايند. در اين نگرش، مقوله تأمين و تضمين امنيت جامعه به صورت يك وظيفه برعهده نيروهاي مسلح اعم از ارتش و ساير نيروهاي امنيتي گذارده مي‌شود و روابط دولت با مردم نيز در حد ارتباط با قشر يا اقشار خاص و نه همه آحاد ملت، خلاصه و محدود مي‌گردد.
    روند مذكور تا پيش از وقوع انقلاب اسلامي، در ايران نيز رايج و متداول بود. اما رخداد انقلاب با مشاركت گسترده مردم، رويه تكيه دولت به طبقات خاص كه عمدتاً به دليل تأمين منافع خود، اتكاي دولت به خويش را تحمل مي‌كردند، دگرگون ساخت و تكيه نظام پيش از آن كه بر طبقه خاصي باشد، بر عموم ملت قرار گرفت و بدين گونه مخروط واژگونه قدرت در دوران حكومت شاهنشاهي، حالت طبيعي خود را بازيافت و بر قاعده وسيع و با ثبات خود يعني حمايت مردم قرار گرفت و بدين گونه از آسيب‌پذيري و تزلزلي كه در حالت غيرطبيعي خود با آن مواجه بود، رها گشت.
    بدين ترتيب، در جمهوري اسلامي ايران، حفظ نظام سياسي، حفظ و گسترش اسلام ناب، حفظ تماميت ارضي و تأمين منافع و نيازهاي حياتي اقتصادي جزو مهم‌ترين اهداف و ارزش‌هايي قلمداد شد كه تهديد عليه آنها، تهديد عليه امنيت ملي به حساب مي‌آمد. در اين بين، بسيج كه نيروي متشكل از قواي داوطلب و مردمي بود، با داشتن توانايي‌هاي فرهنگي و اجتماعي و گستردگي رده‌هاي تحت پوشش و بخصوص انعطاف‌پذيري و سرعت عمل ناشي از تركيب غالباً جوان آن، ضمن اينكه هزينه‌اي اندك صرف مي‌كرد و در شرايطي كه جمهوري اسلامي با محدوديت‌هايي براي افزايش سطح بازدارندگي و توانايي ملي در ابزارهاي متعارف قدرت ملي با انواع تهديدات مواجه بود، نقش حياتي در تأمين و حفظ امنيت ملي در جمهوري اسلامي ايفا نمود.
    و بدين گونه در نظام انقلابي ايران، حضور و مشاركت گسترده مردم و بويژه جوانان، محدوده تنگ امنيتي را تحت تأثير خود قرار داد و آن را از حالت انحصار به نيروهاي رسمي خارج ساخت و به يُمن احساس مسؤوليت همگاني، مقوله امنيت ملي در چارچوب دفاع از انقلاب و آرمان‌هاي بلند آن جنبه عمومي به خود گرفت.

مجتبي عطارزاده


منبع:سایت ساجد


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



به گزارش ايرنا، محمود احمدي نژاد روز يكشنبه در مراسم رونمايي از منشور حقوق بشر كوروش با اشاره به بيداري و حركت ملت ايران در مسير بازيابي هويت اصيل الهي، انساني و عدالتخواهي خود افزود : هيچ قدرتي در عالم قادر نيست كه در برابر حركت اين كاروان مانع ايجاد كند.
وي با تصريح بر اين نكته كه برخي در دنيا خيال نكنند ملت ايران علف هرز روييده در سرزمين ديگران است كه با يك باد ريشه كن شود، تاكيد كرد:‌ ملت ايران آن درخت تناوري است كه ريشه هاي آن در اعماق چندهزار ساله تاريخ جاي دارد.
رييس جمهور در ادامه از رونمايي از منشور كوروش به عنوان تاكيد مجددي بر ارزشها و اصولي كه بشر امروز به آن نيازمند است ياد كرد و گفت: امروز جهان بيش از همه مقاطع تاريخ به يگانه پرستي و احترام و كرامت انسانها و به رسميت شناختن حقوق ملتها، مقابله با ظلم و ستمگري و دفاع از مظلوم نياز دارد كه متاسفانه سازوكارهاي كنوني جهان و مديريت حاكم قادر به تامين آن نبوده است.
وي ضمن قرائت فرازهايي از محتواي حك شده بر منشور كوروش خاطرنشان كرد: اين مراسم بيدارباشي به همه حاكمان،‌ مديران و مدعيان است كه اگر مي‌خواهند در دنيا جاويد بمانند، راه و مسير درست اين است.
احمدي نژاد رونمايي از منشور كوروش را تاكيدي بر عظمت ملت ايران خواند و اظهار داشت: ‌سخن از ايران، سخن از جغرافيا، نژاد يا يك قوم نيست بلكه سخن از فرهنگ، موجوديت انسان بر روي زمين و سخن از ارزشها و اصالتهاي انساني است و سخن از خداپرستي، عدالت، عشق و فداكاري است.
وي با بيان اين كه ملت ايران در طول تاريخ پرچمدار ارزشهاي متعالي بوده است گفت: ملت ايران همواره يك ملت موحد و عدالتخواه بوده و در طول ساليان متمادي هيچ گاه به ساير ملتها و فرهنگها تعدي نكرده و همواره به آداب و رسوم انساني احترام گذاشته است.
رييس جمهور از ملت ايران به عنوان مدافع و ياور مظلومان و در نقطه مقابل ستمگران تاريخ ياد كرد و اظهار داشت : همواره از اين سرزمين انديشه الهي، عشق، عرفان، احساس همبستگي با ملتها و عدالت منتشر شده است.
وي برگزاري اين مراسم را تاكيدي بر همه توانمنديهاي ملت ايران دانست كه در طول تاريخ با سخاوتمندي در اختيار همه ملتها قرار گرفته است و گفت: مردم ايران همواره داشته هاي علمي ، فرهنگي و انساني و هنري خود را با انصاف و از سر عشق و محبت با ساير ملتها به اشتراك گذاشته است.
احمدي نژاد با بيان اين كه امروز موزه اي در دنيا نيست كه آثار برجسته اي از انديشه و فرهنگ ايراني در آن جلوه گري و سرافرازي نكند تصريح كرد:‌ اين جمله جالب توجه كساني است كه خيال مي كنند با هياهو و اقدامات سخيف و پيش پا افتاده مي توانند مانع از شكوفايي ملت ايران شوند.
رييس جمهور در بخش ديگري از سخنان خود در مراسم رونمايي از منشور حقوق بشر كوروش، از اين مراسم به عنوان جلسه اي پرشكوه و پرمعنا ياد كرد و اظهار داشت:‌ اين جلسه تاريخي همه تاريخ، ملتها، آزادگان، عدالتخواهان و موحدان و همه انسانهاي بزرگ تاريخ را به هم پيوندمي دهد.
وي گفت:‌ اين جلسه به مناسبت رونمايي از منشور عشق، كوروش 'شاه جهان' برگزار مي شود اما عناصر تنيده شده در اين منشور همه دلها و انديشه هاي پاك و همه ارزشاي الهي و انساني را به هم گره مي زند.
احمدي نژاد با اشاره به سخنان رييس دفتر رييس جمهور در آغاز اين مراسم گفت: منشور كوروش معيار بسيار ارزشمندي براي ارزيابي عملكرد حاكمان در طول تاريخ است.
وي منشور كوروش را ميراث مشترك جامعه بشري و تاكيدي بر آزادگي و آزادي انديشه و تفكر انسانها عنوان كرد و افزود: منشور كوروش حقيقت يگانه پرستي است چرا كه حركت كوروش براي فتح بابل براي دفاع از قوم يگانه پرست آن زمان يعني پيروان حضرت موسي (ع) بود و او براي نجات يگانه پرستاني كه در چنگال ظالمان به اسارت رفته بودند به اين منطقه لشكركشي كرد.
رييس جمهور با اشاره به صدور فرمان آزادي انديشه و عقيده پس از فتح بابل تصريح كرد: اين همان چيزي است كه همه پيامبران آن را فرياد زدند كه انتخاب يگانه پرستي و عقيده الهي جز با ميل و اشتياق و داوطلبانه نخواهد بود.
' منشور مبارزه با ستم و ظلم' ، 'منشور دفاع از مظلومين و ايستادگي در مقابل ظالمان' و ' منشور احترام به كرامت انسانها و حقوق پايه و اساسي انسانها' ديگر توصيف هايي بود كه رييس جمهور در بيان اهميت منشور كوروش به كار برد.
احمدي نژاد در ادامه اين مراسم با بيان اين كه ملت ايران پيام آور عشق و دوستي براي همه ملتهاست خاطرنشان كرد: بشريت امروز بيش از گذشته نيازمند بازگشت به خويشتن و برپايي سعادت و عدالت در جهان است كه در عصر ما، موعود امم و فرزند پيامبر گرامي اسلام(ص) به همراه حضرت عيسي(ع) خواهند آمد تا اين آرزوي تاريخي را به اتفاق صالحان محقق كنند.
رييس جمهور در بخش ديگري از سخنان خود ضمن تشكر از رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و رييس موزه ملي ايران براي به نمايش گذاردن منشور كوروش بعد از 40 سال در ايران، همكاري رييس موزه لندن و بخش خاورميانه آن را براي خلق اين صحنه باشكوه را سازنده و در حد انتظار خواند.
احمدي نژاد ابراز اميدواري كرد كه اين اقدام آغازي بر همكاري گسترده و همه جانبه در زمينه هاي گوناگون و به طور مستمر باشد.


منبع:ایرنا


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



ابوالفضل فاتح

در نوشته قبلی بر ضرورت پیشگیری از فاجعه قرآن‌سوزی تاکید شد. متاسفانه هشدارها موثر نیفتاد و شد آنچه نباید می‌شد. این نوشتار به شرورت واکنش به این اقدام اختصاص یافته است.

علی‌رغم هشدار مبنی‌بر ضرورت پیشگیری از تعرض به حریم قران کریم، متاسفانه هشدارها موثر نیفتاد و شد آنچه نباید می‌شد. فاجعه‌ای بس عظیم که باید از خسران آن به خدا پناه برد رخ داد و در عصر طلایی تمدن و آگاهی، سیاه‌ترین جلوه‌ی جهالت، تباهی و بربریت با قرآن سوزی به تصویر کشیده شد.

اینکه چرا چنین شرم سیاهی در خاک آمریکا پدیدار می‌شود و نام آمریکا در کنار طوماری از فجایع یک صد سال اخیر با این تباهی نیز آمیخته می‌گردد، باید از آمریکائیان پرسید و قطعا آنان نیز بهتر از هر کس دیگری به پاسخ آن وقوف دارند.

می‌دانیم که جریاناتی در صدد انحراف افکار مسلمانان از مسائل اساسی آنان بوده‌اند. می‌دانیم که نفرت‌آفرینان در جستجوی پاشیدن دور جدیدی از بذر خشونت در میان ملل و ادیان هستند. می‌دانیم که اکثریت مسیحیان جهان و قاطبه ملت آمریکا با چنین اقدامی موافقتی نداشته و از آن برائت می‌جویند. می‌دانیم که در منازعات و رقابت‌های داخلی آمریکا چه‌بسا جریانات افراطی داخلی زمینه‌های این اقدام را علیه دولت مرکزی فراهم آورده باشند، اما هیچ‌کدام دلیل نمی‌شود که مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان تنها به دلیل چند محکومیت لفظی از آمریکا پاسخ لازم را نطلبند و مسئولیت بزرگ و بی‌چون‌و‌چرای این دولت را که خود را امپراتور جهان می‌داند در قبال چنین رخداد جگرسوز و دهشتناکی یادآور نشوند و پاسخ نطلبند.

قرآن‌سوزی در چند نقطه آن هم به شکل همزمان حاکی از برنامه‌ریزی و سازماندهی توسط مجموعه‌هایی با شناسنامه و تشکیلات معین دارد و با توجه به هشدارهای چند روز اخیر، کوتاهی دولت مرکزی آمریکا در پیشگیری از این اقدام به هیچ‌وجه مورد پذیرش نمی‌باشد و باور بی‌اطلاعی از آن را محال می‌سازد.

در دکترین سیاست خارجی آمریکا اگر در گوشه‌ای از جهان منافع این دولت مورد تهدید قرا گیرد، نهایت مساعی و تمامی شیوه‌ها برای تامین مصالح این حکومت به کار بسته می‌شود، حال چگونه است که اجازه داده می‌شود در چند نقطه ی آمریکا به حریم معنوی ادیان الهی و بیش از یک میلیارد مسلمان تعرضی تا این اندازه بی‌رحمانه و تکان‌دهنده صورت پذیرد و دولت مرکزی تحرکی مناسب برای پیشگیری به انجام نرساند؟ آنان به‌راستی چگونه از این شرم ابدی رهایی خواهند یافت و چگونه این خسارت عظیم معنوی را جبران خواهند کرد؟ آیا گمان می‌برند که ترور معنویت کمتر از ترور بشریت است؟

۱۱ سپتامبر جنایت علیه بشریت بود که متاسفانه با تهاجم آمریکا و همپیمانانش به افغانستان با جنایتی به مراتب بزرگتر پاسخ داده شد و اینک با قرآن‌سوزی مرحله‌ی جدیدی از جنایت علیه انسانیت، فرهنگ و معنویت و غم‌انگیزترین فاجعه معنوی معاصر رقم خورده است. آمریکا با پذیرش این اقدام در خاک خود نه تنها ستمی عظیم در حق مسلمانان روا داشت بلکه حتی به خود نیز ستم کرد. آنان نه تنها بزرگترین تباهی معنوی و تناقضات تمدنی را به نام خود ثبت کردند، بلکه جهانی را که یک صدا در محکومیت فاجعه‌ی تروریستی ۱۱ سپتامبر با آنان همدل شده بود، اینک بی‌استثنا بر خود شوراندند.

باکی نیست. خداوند فرموده است که هم ایشان حافظ قرآن خواهند بود و لذا ایمان داریم که از قبال این جریحه که بر مقدس‌ترین کتاب الهی وارد شد، غباری بر ساحت قرآن کریم نخواهد نشست و این کتاب آسمانی را نه تنها در چشم و دل مسلمانان که در نزد عالمیان عزیزتر خواهد ساخت. مسلمانان و دل آگاهان سایر ادیان نیز در هر گوشه از جهان به احترام قرآن خواهند ایستاد. آنان آگاهانه مراعات ادب و آداب اعتراض را خواهند داشت و مراقب خواهند بود که در دام آشوب و خشونت گرفتار نشوند.

چنان که گفته شد این تهدید و تعدی اخیر به‌رغم آمران و عاملان تهی مغزش، فرصتی برای نمایش میزان عمق و علاقه‌ی مسلمانان به کتاب رهایی‌بخش قرآن را پدید آورده و انشاء‌الله همگان با برترین شیوه و والاترین منطق، عالی‌ترین جلوه‌های دلبستگی به قرآن را به منصه‌ی ظهور خواهند رساند و پوچی و زوال منطق دشمنان قرآن را بر سینه‌ی تاریخ حک خواهند کرد.


منبع:کلمه


   نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  توسط بسیجی خاکی 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
 
موضوعات
 
 
نويسندگان
Basij Nasr