X
تبلیغات
بسیج مدرسه ی عشق

بسیج مدرسه ی عشق


بزرگ مرد تاريخ

 
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل
.:: اولین و کامل ترین صفحه حقوق بشر ::.


عماد افروغ گفت :‌ نظامی که منتقد ومعترض نداشته باشد نظام روبه رشدی نیست ولی باید این معترض را درست فهم کرد .

به نوشته روزنامه فرهنگ و آشتی، این جامعه شناس  افزود : یکی از شرایط رشد یک نظام این است که همواره معترضان درون گفتمانی داشته باشد در واقع نقدها و مخالفتهایی در این نظان باشد تا رشد کند، جامعه بدون معترض راکد است،مانند آب راکدی که بعد از مدتی بوی تعفن می گیرد.

افروغ تاکید کرد: این یک واقعیت است که جامعه رو به حرکت تضادهایی را در مسیر حرکت خود ایجاد می کند، باید دید این اعتراض چه نوع اعتراضی است .

وی ادامه داد: در بعضی مواقع این اعتراض ها طبیعی اند وگاهی ممکن است که یک نظام برای اینکه قادر به پاسخگویی به اعتراضات درون خود نیست دچار یکسری تحولات در خود شود اما باز هم تاکید می کنم که باید حساب معترضانی که درصدد تهدید اساس انقلاب هستند از دیگران جدا شود.

افروغ با اشاره به  تصمیم گیری امام (ره ) گفت: با نگاهی به تصمیمات امام (ره) و یا تغییر قانون اساسی و یا تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام می بینیم که همه و همه در اثر یکسری اتفاقات طبیعی اجتماعی و سیاسی در کشور رخ داده است .

وی ادامه داد:از تفکر می توان به بسیاری از مبانی و محورهای مطلوب دینی رسید، در واقع دریچه ورود به اسلام ،تقلید نیست بلکه اختیار است زیرا تفکر خصلتی دارد که اگر تفکر به ما هو باشد حتما این آزادی نتیجه آن مثبت خواهد بود.

افروغ تصریح کرد:اگر افراد در یک جامعه آزادی بیان دارند برای امنیت نیز حقوقی دارند. اگر برای فرد حقی قائلیم برای جامعه نیز باید همین حق را در نظر بگیریم یعنی نباید حقوق شهروندی را به حقوق فردی و یا بالعکس تقلیل داد و باید همه را توامان لحاظ کرد.

وی ادامه داد:اما عقیده می تواند با خرافه و جهل همراه باشد مسلما متفکری مانند شهید مطهری و مکتبی مانند اسلام از هرگونه عقیده ای دفاع نمی کند و با عقاید خرافی قطعا مقابله می کند ولی این مقابله یک رودرویی فیزیکی و قهر آمیز نیست.

این نماینده سابق تهران گفت:به هر حال اسلام ویک تفکر ناب با هر عقیده ای نادرست و خرافی و ارتجاعی قابل جمع نیست.

وی ادامه داد:” به طور کلی آزادی تفکر با آزادی عقیده قطعا متفاوت است البته ممکن است که یک آزادی تفکری نهایتا به یک عقیده با صلابت و قابل دفاع برسد و اینکه ما از یک عقیده بدون هیچ پیشینه ای دفاع کنیم درست نیست و قاعدتا عقایدی که ریشه در یک تفکر باصلابت ندارند خرافه و جهل هستند.”


منبع:کلمه


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



مدير مركز تحقيقات و طرح‌هاي كاربردي حجاب ريحانة‌‌النبي گفت: ما آماده اجراي طرح خوش‌حجابي به‌شكل شبكه ملي هستيم و آن را به وزارت كشور هم اعلام كرده‌ايم و منتظر جواب آنها هستيم.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



بازار تهران

روزهای بسیار گرم تابستان امسال روزهای داغی دررابطه با تعامل بازار و دولت بود.اگرچه خبر اعتصاب بخشی از بازار تهران با هدف مخالفت با تصمیمات مالیاتی دولت در مجاری رسمی کمتر مورد توجه قرار می گرفت اما شایعات افواهی و هم چنین برخی رسانه های مکتوب و دیجیتال به آن بیشتر پرداختند و حتی سایتها و خبرگزاریهای بیگانه و معارض نیز شاخ و برگهای شگفت انگیزی به این ماجرا افزودند.

اگرچه اصولا بازار نهادی اقتصادی است و کارکردهای مبادلاتی و بازرگانی دارد و کارکردهای سیاسی آن در درجه دوم اهمیت  است اما بازار در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی از نهادهای مهم اجتماعی بود که  در ایجاد و حمایت از هر دو انقلاب نقش اساسی داشت.نقش بازاریان متدین  و فعال در مارکت مادی و معنوی در انقلاب اسلامی امری واضح است.با توجه به این نقش و حضور سیاسی برخی رسانه ها تلاش کردند که این اعتراض را  سیاسی جلوه دهند اما واقعا ریشه این اعتصاب چه بود؟


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



کارتون انیمیشنی به نام«دخترشاه پریان»ونام دوم فرانسوی«آزور و اسمر»هم اکنون بادوبله مراکزصداگذاری ودوبله سیمای جمهوری اسلامی ایران درشبکه های خانگی به نمایش درآمده که حاوی نکاتی می باشدکه توجه هرعلاقمندبه مباحث تحلیلی تاریخی علمی دینی هنری رابه خودمجذوب می نماید؛

1. دربخشی ازاوایل  داستا [ … ] ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني‌(ره)با تاكيد بر اينكه فتنه اخير پس از 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي رخ داد اما طي 20 سال گذشته دشمنان بر روي افراد دخيل در اين فتنه كار كردند، خاطرنشان كرد: يكي از عوامل مؤثر در فتنه اين بود كه آگاهي نخبگان نسبت به اسلام وانقلاب‌اسلامي ضعيف بود. 

آيت‌الله محمدتقي مصباح‌يزدي رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني‌(ره) در بخش ديگري از سخنان خود با طرح اين سؤال كه آيا 2 سال پيش اين فتنه را پيش‌بيني كرده بوديد؟ گفت: افراد دخيل در اين فتنه طي چند سال گذشته مسئوليت‌هاي بالايي در جمهوري‌اسلامي داشتند و كساني در بين آنان بودند كه لباسشان نماد ديني داشت، اما سخناني را از آنان شنيديم كه ضدديني بود.

وي با طرح اين سؤال كه آيا احتمال نمي‌دهيد كه به 2 سال بعد نيز افراد خوشنام‌تري اينگونه اقدامات فتنه‌جويانه را انجام دهند؟‌، خاطرنشان كرد: دشمنان و مخالفان نظام جمهوري‌اسلامي از ابتداي پيروزي انقلاب‌اسلامي به دشمني پرداختند، اما طي چند سال گذشته با حركات سنجيده‌تر به فتنه اخير رسيدند كه تحركات مردم آگاه كشورمان فتنه آنها را با شكست روبرو كرد.

آيت‌الله مصباح‌يزدي با تاكيد بر اينكه فتنه اخير پس از 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي رخ داد اما طي 20 سال گذشته دشمنان نظام اسلامي بر روي افراد دخيل در اين فتنه كار كردند، خاطرنشان كرد: يكي از عوامل مؤثر دخيل در اين فتنه اين بود كه شناخت و آگاهي نخبگان نسبت به اسلام، انقلاب‌اسلامي و اهداف آن ضعيف بود.

وي افزود: شايد اساتيد و يا نخبگاني هنوز بدون غرض از فتنه اخير حمايت مي‌كنند و اين نشان‌دهنده آن است كه اين نخبگان ريشه‌هاي فكري و بنيادي ضعيفي دارند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني‌(ره) با تاكيد بر اينكه بسياري از مسئولان خوب ما نسبت به اصلي‌ترين مسئله انقلاب‌اسلامي آگاهي كامل ندارند، تصريح كرد: اصلي‌ترين مسئله انقلاب‌اسلامي ولايت‌فقيه است و آيا همه مديران كشور به اين امر مهم اعتقاد دارند؟

آيت‌الله مصباح‌يزدي در بخش ديگري از سخنان خود، گفت: روحانيون قشري از جامعه بودند كه با نظام سابق مخالف بودند، اما در اين ميان نقش يك روحاني بسيار برجسته بود و امام‌خميني(ره) توانست از موقعيت‌هاي پيش‌رو نهايت استفاده را كرده و در نهايت روحانيون در صف اول مخالفت با نظام شاهنشاهي قرار گرفتند.

وي با اشاره به اينكه پس از پيروزي انقلاب اسلامي مردم خواستند تا پاداش امام‌خميني(ره) را با توجه به چند دهه فشار و تبعيد ايشان دهند، خاطرنشان كرد: بعضي از افراد تصور مي‌كنند كه مقام رهبري تشريفاتي است و مردم رهبري را به امام‌خميني(ره) پاداش داده‌اند، پس ساير دستگاه‌هاي نظام نبايد كاري با رهبري داشته باشند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني‌(ره) اظهار داشت: مقام سلطنتي در كشور انگلستان تشريفاتي است و حتي ملكه اين كشور فرمانداراني را براي ساير كشورها تعيين مي‌كند و اين درحالي است كه اصلا مشخص نيست مقام ملكه در انگلستان چه محدوده‌اي دارد.

اين استاد حوزه و دانشگاه در ادامه گفت:‌ برخي از مسئولان كشورمان فكر مي‌كنند كه مقام رهبري در نظام جمهوري‌اسلامي ايران همانند مقام امپراطوري انگليس بوده و تشريفاتي است.

وي افزود: برخي مسئولان كشورمان توقع دارند رهبري در مسائل مملكتي دخالت نكند و تنها به اموراتي چون انتخاب خطيب نمازجمعه بپردازد.

آيت‌الله مصباح‌يزدي تاكيد كرد: اين مسئولان بر اين امر معتقدند كه امام(ره) و جانشين ايشان، حالت تشريفاتي دارند و با اين حال كه به ولايت فقيه احترام مي‌گذارند، اما ته دلشان به ولايت‌فقيه اعتقادي ندارند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني‌(ره) در ادامه تصريح كرد: امام‌خميني(ره) در معتقد بودن به ولايت‌فقيه در سخناني فرمودند: رئيس جمهور منتخب مردم اگر از سوي ولي‌فقيه منصوب نشود طاغوت بوده و اطاعت از وي حرام است.

وي با اشاره به اينكه اعتقاد به ولايت فقيهي كه برخي از مسئولان دارند با اعتقاد امام‌خميني‌(ره) به ولايت‌فقيه بسيار متفاوت است، خاطرنشان كرد: گاهي از روي احساس مي‌گوئيم سخن امام‌خميني(ره) در خصوص ولايت‌فقيه درست است، اما در خصوص معتقد بودن به ولايت‌فقيه بايد پشتوانه عقلاني موجود باشد.

آيت‌الله مصباح‌يزدي اظهار داشت: برخي از روحانيوني كه از سوي امام‌خميني‌(ره) مسئوليت‌هاي مهمي داشتند، اكنون اعلام مي‌كنند كه ما در زمان امام(ره) نيز به اين اصل اعتقاد نداشتيم و تنها به امام‌خميني(ره) احترام مي‌گذاشتيم.

وي با طرح اين سؤال كه اگر اين شبهه در رسانه‌هاي خارجي و داخلي پرورش داده شود، با چه منطقي بايد آنرا رد كرد؟، تاكيد كرد: بايد دانشمندان و نخبگان با زبان روز و ادبيات كنوني سياسي اين مسائل را تبيين كنند و مقابل اين شبهه افكني‌ها ايستاده و جواب دهن‌كجان را بدهند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني‌(ره) تصريح كرد: اينگونه فعاليت‌ها را بايد شهيدان مطهري و بهشتي كه پايه‌گذار اعتقادات ديني بوده‌‌اند انجام مي‌دادند، اما دشمنان نظام‌اسلامي اين عزيزان را از ما گرفتند.

اين استاد حوزه و دانشگاه افزود: دشمنان كشور ما متوجه شدند كه چه نخبگاني به درد انقلاب‌اسلامي مي‌خورند و در نهايت آنها را به شهادت رساندند، اما به بركت خون اين شهيدان و پس از طي 30 سال از انقلاب‌اسلامي، افرادي در طي ايجاد فلسفه وجودي طرح ولايت هستند.

وي با اشاره به اينكه اگر اساس نظام خود را تبيين نكنيم، حتي اگر موشك‌هاي قاره‌پيما هم بسازيم به موفقيت، حفظ و انسجام لازم نخواهيم رسيد، تاكيد كرد: دشمنان نظام‌اسلامي از شكست خود در فتنه اخير تجربه‌هايي را كسب كرده است كه سعي دارند با استفاده از اين تجربه‌ها فتنه‌هاي ديگري را پديد آورند كه بايد هوشيار باشيم.

مرجع : فارس

   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



يك نماينده مجلس با انتقاد از بي‌توجهي وزرا به تذكرات متعدد نمايندگان از ادامه روند واردات برنج به كشور گلايه كرد. 

به گزارش ايلنا، حسن تاميني نماينده رشت در جلسه علني امروز طي تذكري اظهار داشت: در اين دو روزه كه بحث استيضاح وزير كشاورزي صورت گرفته بود ما شاهد واسطه‌ها و تهديدهايي بوديم كه در مقابل آن مقاومت مي‌كنيم. 

اين عضو كميسيون بهداشت و درمان يادآور شد: ما به وزراي جهاد كشاورزي و بازرگاني در مورد واردات تذكر داده بوديم. 

وي خطاب به ابوترابي‌فرد خاطرنشان كرد: خود شما نيز دستور تشكيل كميته و پيگيري رئيس كميسيون كشاورزي را داديد اما ظاهرا تذكرات ما هيچ نتيجه‌اي نداشت. چراكه تا چند روز ديگر برنج استان گيلان آماده است اما باز هم شاهد واردات برنج هستيم. 

ابوترابي‌فرد در پاسخ به اين تذكر خواستار پيگيري جدي رجايي رئيس كميسيون كشاورزي شد.


منبع:فرارو


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



دبير شوراي نگهبان گفت: غالباً مواضع و شاخصه‌هاي وجودي رئيس جمهور را مي‌پسندم اما بدين معني نيست كه همه چيز و همه كار او را قبول دارم، نقدهاي زيادي دارم كه بعضي را به خود او گفته‌ام، بعضي را در جمع اظهار كرده‌ام و بعضي را هم در سينه نگه داشته‌ام و تاكنون حجتي بر اظهار آنها در ميان مردم نداشته‌ام.



ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



فرارو- آیا جریان اصول‌گرا وحدت عملی خود را به سبکی که در سه انتخابات گذشته دیدیم، باز خواهد یافت و نیاز به حضور کنترل‌شده اصلاح‌طلبان در صحنه خواهد بود و یا نه، تکثر و تنوع این جریان ضرورت وجودی اصلاح‌طلبان را از میان خواهد برد؟

صورت‌بندی فضای سیاسی ایران چگونه است؟ هنوز کسی نمی‌خواهد به صراحت در این خصوص سخن بگوید. تقسیم نیروها به ارزشی و غیرارزشی و بازتقسیم آن‌ها به چپ و راست و هم‌چنین ملی و ملی-مذهبی به وضوح از کار افتاده است. نمی‌توان هیچ معادله‌ای را در این دستگاه حل کرد. تقسیم اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نیز به هر دلیلی موجب اخراج جناحی از قدرت و تبدیل مشی جناح دیگر به مشی نظام شد.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



خبرگزاري فارس: وزير بازرگاني گفت:بخش خصوصي چه در كشورهاي اروپايي و چه در كشورهاي آسيايي به هيچ وجه تحريم‌هاي اعمال شده عليه ايران را قبول ندارند و مرتباً اعلام مي‌كنند، به همكاري گذشته با ما ادامه مي‌دهند، بنابراين تحريم‌ها تأثيري در تجارت و بازرگاني ايران نداشته است.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




خبرگزاري فارس: رئيس شوراي اصناف از حل و فصل نهايي مناقشات باقي مانده بر سر ماليات اصناف، به نتيجه رسيدن بحث نمونه‌گيري مالياتي و باز بودن بازار در روز جاري خبر داد.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



معاون پارلماني وزير امور خارجه هر گونه ارتباط مساله رهايي شهرام اميري با تبادل سه كوهنورد بازداشت شده آمريكايي در ايران را رد كرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حسن قشقاوي، معاون پارلماني وزير امور خارجه كه در مراسم استقبال شهرام اميري در پاسخ به پرسشي در مورد ارتباط رهايي شهرام اميري و مبادله سه كوهنورد آمريكايي بازداشت شده در ايران گفت: نه طرف آمريكايي اين‌چنين ادعايي كرده و نه چنين چيزي واقعيت دارد، همه اينها سناريوهايي تبليغاتي است كه همواره مطرح مي‌شود و كاملا بي‌پايه و اساس است.

وي با تكذيب مجدد اين مساله گفت: آينده نشان خواهد داد كه چنين چيزي صحت ندارد.

قشقاوي با تاكيد بر اين‌كه حقوق ايشان توسط دولت و بر اساس تمامي موازين شناخته شده حقوق بين‌الملل مورد پيگيري قرار مي‌گيرد، گفت: ما تمام تلاش خود را در مورد حقوق تضييع شده و خسارات وارده معنوي و روحي ايشان انجام مي‌دهيم و طبيعي است با توجه به آمادگي نهادهاي ذيربط از اين پس با حضور ايشان اين آمادگي وجود دارد كه پيگيري حقوق ايشان مورد پيگيري كامل قرار گيرد.

معاون پارلماني وزير امور خارجه در مورد بحث پيگيري‌هاي حقوقي در خصوص اقدام سازمان‌هاي امنيتي عربستان نيز گفت: اين مساله بايد مورد بررسي بيشتر قرار گيرد.

خبرنگاري از قشقاوي در مورد اطلاق دانشمند هسته‌اي به شهرام اميري عليرغم اعلام وي مبني بر عدم فعاليت‌هاي هسته‌اي گفت: بنده زماني سخنگو بودم و هيچ گاه چنين چيزي نگفتم و سخنگوي بعدي پس از من نيز اين مساله را مطرح نكرده است.مساله آقاي اميري مطلبي شفاف است و چيزي مخفي در آن وجود ندارد، مگر اين‌كه كسي بخواهد به مدد كارهاي روزنامه‌نگاري آن را پيچيده و مبهم كند.

وي در پايان از تلاش‌هاي همه جانبه دولت و مقاومت سرفرازانه شهروند ايراني و خانواده‌اش تشكر كرد.

به گزارش ايسنا، ملاباشي معاون پژوهشي وزير علوم نيز با تاكيد بر پيگيري حقوق اميري در كليه مجامع علمي دنيا اظهار داشت: ما در كل مجامع علمي دنيا اين گروگان گيري را كه مخالف تمام موازين بشري است دنبال مي‌كنيم و خوشحاليم كه يكي از افراد ارتش 5/3 ميليون نفري پژوهشگران كشور با حفظ مرزها و خطوط قرمز اعتقادي سياسي و فرهنگي مجددا به ايران بازگشته و از مقاومت ايشان نيز تقدير مي‌كنيم.


منبع:ایسنا


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بين‌الملل - فلسـطيـن

جنبش مقاومت اسلامي "حماس" از تلاش‌هاي كشور ليبي براي لغو محاصره نوار غزه با ارسال كشتي اميد كه حامل كمك‌هاي انساني براي ساكنان اين منطقه است، قدرداني كرد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حماس طي بيانيه‌اي اعلام كرد، اقدام كشتي اميد مبني بر مقابله با محاصره نوار غزه و تلاش براي لغو آن در چارچوب تلاش‌هاي گسترده حاميان ملت فلسطين از جمله امت‌هاي عربي و اسلامي و آزادگان جهان صورت مي گيرد.

به گزارش مركز اطلاع رساني فلسطين، اين جنبش رژيم صهيونيستي را مسوول ممانعت از ورود كشتي اميد به غزه دانست و افزود، ما راهزني دريايي دشمن صهيونيستي در گستره دريا را محكوم مي كنيم و اسراييل را مسوول ممانعت از ورود كشتي‌هاي لغو محاصره به سواحل غزه مي‌دانيم.

ناوچه‌هاي جنگي صهيونيستي كشتي اميد ليبي را بعد از محاصره و تهديد به حمله، مجبور كردند مسير خود را به سمت بندر العريش مصر تغيير دهد.


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




صادق خلیلیان وزیر کشاورزی و مهدی غضنفری وزیر بازرگانی به صحن علني مجلس فراخوانده شدند تا پاسخگوي سوالات شش تن از نمايندگان مجلس باشند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، مجلس در جلسات علنی هفته آینده خود به بررسی سوالات 6 تن از نمایندگان از وزرای بازرگانی و جهاد وکشاورزی می‌پردازد.
سوال حسین نقوی‌حسینی نماینده ورامین و امین‌حسین رحیمی نماینده ملایر از مهدی غضنفری وزیر بازرگانی در دستور کار جلسات علنی هفته آتی مجلس شورای اسلامی قرار دارد.
صادق خلیلیان وزیر جهاد کشاورزی نيز به صحن علني مجلس مي‌آيد تا پاسخگویی سوال غلامحسین مسعودی‌ریحان، شکور اکبرنژاد، سیروس سازدار و احد خیری نمایندگان اهر و هریس، تبریز، اسکو و آذرشهر، مرند و جلفا و بستان آباد باشد.


منبع:ایلنا


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




ايلنا: با پايان يافتن دوره عضويت حجت‌الاسلام كعبي، غلامحسين الهام و محمدرضا عليزاده به عنوان حقوقدانان شوراي نگهبان، انتخاب حقوقدانان جايگزين آنها اين هفته در مجلس برگزار مي‌شود.
محمدحسن فرهنگي عضو هيات رئيسه مجلس با اشاره به اينكه دوره عضويت حقوقدانان شوراي نگهبان امروز (24 تيرماه) به پايان مي‌رسد، گفت: علي‌القاعده براي آنكه شوراي نگهبان بتواند به جلسات خود ادامه دهد بايد هرچه زودتر انتخابات حقودانان جديد اين شورا برگزار شود.
وي با بيان اينكه منطقا اين انتخابات اين هفته در دستور كار مجلس خواهد بود از روز دقيق برگزاري اين انتخابات ابراز بي‌اطلاعي كرده و آن را به برنامه‌ريزي در هيات رئيسه موكول كرد.
گفتني است روز گذشته رئيس قوه قضائيه اسامي پنج حقوقدان را به منظور انتخاب سه نفر از حقوقدانان شوراي نگهبان به مجلس شوراي اسلامي معرفي كرد. آيت‌الله صادق آملي‌لاريجاني در نامه‌اي به رئيس مجلس اعلام كرد: نظر به اينكه مدت عضويت سه نفر از اعضا حقوقدان شوراي نگهبان در تاريخ 25/4/89 به پايان مي‌رسد، بدينوسيله در اجراي بند 2 از اصل 91 قانون اساسي آقايان: محمد سليمي رئيس شعبه 31 ديوان عالي كشور، احمد بيگي حبيب‌آبادي مشاور رئيس قوه قضائيه، محمدرضا عليزاده عضو فعلي حقوقدان شوراي نگهبان، محمدهادي صادقي عضو هيات علمي دانشگاه شيراز، سيامك ره‌پيك رئيس دانشكده علوم قضايي و خدمات اداري به مجلس محترم معرفي مي‌گردند تا سه نفر حقوقدان شوراي نگهبان از بين آنان انتخاب شوند.


منبع:ایلنا


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



دمشق – "نايف حواتمه" دبيرکل جبهه دمکراتيک براي آزادي فلسطين عصر چهارشنبه با محکوم کردن شديد تحريم هاي جديد آمريکا و اروپا عليه ايران گفت: جمهوري اسلامي ايران در برابر چنين تحريم هايي همواره مقاوم بوده است.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



تهران- شهرام اميري با اعلام اين که در برخي جلسات بازجويي از او، بازجوياني از رژيم صهيونيستي حضور داشتند، دست پنهان اين رژيم را در پس پرده ماجراي ربوده شدنش رو کرد.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



معاون رابط عمومی و تبلیغات سپاه امام سجاد (ع)استان هرمزگان: انتخاب روز ولادت امام حسین (ع)بعنوان روز پاسدار از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی به دلیل روحیه ولایت مداری و جان فشانی پاسداران در راه تحقق اهداف عالیه انقلاب شکوهمند اسلای بود و این ویژگیهایی است که سپاه را مفتخر به دریافت مدال ((اگر سپاه نبود کشور هم نبود))از طرف امام راحل کرد.

ادامه ی مطلب

   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



اگر چه دولت احمدی نژاد تمامی راهکارهای مقابله با اعتصاب بازار تهران را آزموده است، اما دیروز چهارشنبه ۲۳ تیرماه اعتصاب بازار تهران همچنان ادامه داشت و گسترده تر از روز پیش بود. این در حالی است که صدا و سیما در بخش خبر دیشب اعلام کرد مغازها های بازار باز هستند و کسب و کار ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار کلمه، دیروز راسته بزازان به اعتصابی پیوست که سه شنبه گذشته از بازار زرگرها و لباس فروشها آغاز شده بود و امروز بازار خرازها و مسگر ها هم با تعطیل کردن مغزه ها به اعتصاب پیوستند. شاهدان عینی می گویند بازاریان در مغازه هایشان حضور دارند اما چراغها را روشن نمی کنند و هیچ خرید و فروشی انجام نمی دهند. اصناف بازار در روزهای تعطیلی که دولت بهانه آن را گرمای هوای تهران عنوان کرده بود، با سازمان مالیات و وزارت بازرگانی به توافق رسیدند و دولت در یک عقب نشینی واضح، مالیات ۷۰ درصدی را به ۱۵ درصد کاهش داد به این امید که روز سه شنبه دیگر شاهد اعتصاب بازاریان نباشد.

اتحادیه اصناف بازار هم از بازاریان خواست تا نسبت به پرداخت مالیات خود اقدام کنند و به اعتصاب پایان دهند. اما سه شنیه اعتصاب گسترده تر ادامه یافت. به گفته یکی از بازاریان، کسبه به هیچ عنوان به توافق دولت اعتماد ندارند. این بازاری می گوید ، سال گذشته در حالی که اصناف مالیات خود را پرداختند و برگه تصفیه گرفتند، اما اردیبهشت امسال از سوی اداره مالیات اعلام شد که برگه های تصفیه سال گذشته مورد قبول نیست و باید نسبت به پرداخت ۵ درصد مالیات بیشتر، اقدام کنند. در حالی که اعتصابات بازار تهران در دو روز گذشته گسترش یافته است اما دلیل اصلی این اعتراضات هنوز مشخص نیست. به نظر می رسد اصناف بازار هم در این اعتصاب نقشی ندارند و بازاریان خود و بدون توجه به توافق اتحادیه اصناف ،کرکره مغازها را پایین کشیده اند.

سایت هوادار دولت رجانیوز هم در گزارشی مفصلی با اعتراف به ادامه اعتصابات بازار ،در تحلیلی مدعی شده است که این اعتراضات بهانه مالیاتی و ریشه سیاسی داشته است. البته رجا نیوز به صراحت عنوان نکرده است که چه گروهی توانسته اند گسترده ترین اعتصاب بازار پس از انقلاب را کلید بزند. اعتصابات بازار تهران هنوز در سطح شهر تهران نمود پیدا نکرده و دلیلش این میتواند باشد که بخشهایی از بازار تهران در اعتصاب به سر می برد که چندان زندگی روزمره مردم را تحت تاثیرقرار نمی دهد اما اعتصابی طولانی تر می تواند بر تمام خرده فروشیهای تهران اثر گذار باشد.

بنابر گزارشهای رسیده جو بازار تهران امنیتی است و نیروی انتظامی با حضوری بی سابقه در بازار اجازه تجمع به افراد و حتی ایستادن مغازه داران در راسته های بازار را نمی دهد. بنا بر شنیده ها بازاریان معتقدند رکود اقتصادی ایران و وضعیت کساد کسب و کار در سال گذشته جایی برای افزایش مالیات نمی گذارد و دولت باید از همین افزایش ۱۵ درصدی مالیات نیز صرف نظر کند . عقب نشینی ۵۵ درصدی دولت این امید را به بازاریان داده است که می توانند با ادامه اعتصاب، دولت احمدی نژاد را تحت فشار قرار بدهند. برخی گمانه زنی ها نیز اعتصاب بازار را کاملا سیاسی می دانند. محمود احمدی نژاد که معمولا درباره هر مساله ای به سرعت اظهار نظر می کند در هشت روز گذشته هیچ گونه اشاره ای در سخنرانی های متعددش به اعتصاب بازار تهران نداشته است و این را می توان به ضعف حاد دولت در مسائل اقتصادی و ترس از عصبانی کردن بازاریان نسبت داد.


منبع:کلمه


   نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



موضوع:

جعد مشکین طره عنبر گشا دارد حسین

حُسن یکتا را ببین زلف  دو تا دارد حسین

شورش امکان اگر طرح محیط دهر ریخت

بر دو عالم سایه بال هما دارد حسین

نیست بی عشق حسینی ذره ای در ذات دهر

در حقیقت تکیه بر ارض و سما دارد حسین

می کند هر قطره اش ایجاد گلزار شهید

دست همت بر سر شاه و گدا دارد حسین

ای طبیعت مردگان غوغای محشر بر کنید

چون به خاک قربتش آب شفا دارد حسین

جنس مردان خدا را از شهادت باک نیست

در کف پای جنون رنگ حنا  دارد حسین

خیمه هل من معین را لشکر امداد کو؟

تا قیامت برکف بانگ رسا دارد حسین

عالم از اوغوطه در طوفان خون خواهد زدن

بحر اگر توفد به وسع دیده جا دارد حسین

سیر این وادی نما در خویشتن گر عارفی

خویشتن هم زانکه شوق کربلا دارد حسین

"احمد" از خُمخانه شاه شهیدان مست شد

بی دلان عشق را زیرا هوا دارد حسین

"احمد عزیزی"


منبع:تبیان


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



در مکتب شیعه شخصیت و زیارت امام حسین علیه السلام از موقعیت ویژه ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسین علیه السلام می آوریم تا معرفت خود را نسبت به این بزرگوار هر چه بیشتر نماییم.


1-  حریم پاك

عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى مى‏فرماید:

كربلا پاك ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.(1)


2- سرزمین نجات

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.

پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گویند، زمین ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنان كه خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(2)


3- مسلخ عشق‏

قال على علیه السلام: هذا... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من كان قبلهم ولا یلحقهم من كان بعدهم.

حضرت على علیه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.(3)


4- عطر عشق‏

قال على علیه السلام: واها لك ایتها التربة لیحشرن منك قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (4)

امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاك! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.


5- ستاره سرخ محشر

قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض كربلا  یوم القیامة كالكوكب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المباركة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة.(5)

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین كربلا  در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمین مقدس خدایم، زمین پاك و مباركى كه پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.


6- كربلا وبیت المقدس‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس.(6)

امام صادق علیه السلام فرمود: كربلا از خاك بیت المقدس است.


7-  فرات و كربلا

قال ابوعبدالله: ان أرض كربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...(7)

امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین كربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.


8-  كربلا كعبه انبیاء

قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام  ففوج ینزل و فوج یعرج.(8)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است كه گروهى به كربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج كنند.


9- كربلا، مطاف فرشتگان‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملك فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام  ففوج ینزل و فوج یعرج.(9)

امام صادق علیه السلام  فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج كنند و از آنجا اوج گیرند.


10- راه بهشت‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام  ترعة من ترع الجنة.(10)

امام صادق علیه السلام  فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام  درى از درهاى بهشت است.


11- كربلا حرم امن‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان یتخذ مكة حرماً.(11)

امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پیش از آن كه مكه را حرم قرار دهد.( شایان ذکر است منظور از این روایت درعالم بالا می باشد که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهی قرار گرفت.)


12-  زیارت مداوم‏

قال الصادق علیه السلام: زوروا كربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته...(12)

امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زیارت كنید و این كار را ادامه دهید، چرا كه كربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.


13- بارگاه مبارك‏

قال الصادق علیه السلام: « شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذكره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و« البقعة المباركة» هى كربلا. (13)

امام صادق (ع) فرمود: آن « ساحل وادى ایمن» كه خدا در قرآن یاد كرده فرات است و « بارگاه با بركت» نیز كربلا است.


14- شوق زیارت‏

قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة  قبرالحسین علیه السلام  من الفضل، لماتوا شوقاً.(14)

امام باقرعلیه السلام  فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام  است از شوق زیارت مى‏مردند.


15- حج مقبول و ممتاز

قال ابوجعفرعلیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله.(15)

امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.


16-  تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام ... فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیه حرج من ذنوبه كیوم ولدته امه.(16)

حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقرعلیه السلام  به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‏دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند و مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر(ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى كه مادرش او را زاده است.


17-  زیارت مظلوم‏

عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم.(17)

از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام  نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم - امام حسین-  را ترك نكند.


18- شهادت و زیارت‏

قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا  قبرالحسین علیه السلام  ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء.(18)

امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام  را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید، چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.


19-  زیارت، بهترین كار

قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یكون من الأعمال.(19)

امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین كارهاست كه مى‏تواند انجام یابد.


20-  سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام.(20)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.


21-  شرط شرافت‏

قال الصادق علیه السلام: من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام  فلا  یدع زیارة الحسین علیه السلام. (21)

امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر(ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند.


22- زیارت، فریضه الهى‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: لو ان احدكم حج دهره ثم لم یزرالحسین بن على علیهماالسلام  لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسین فریضة من الله تعالى واجبه على كل مسلم.(22)

امام صادق (ع) فرمود: اگر یكى از شما تمام عمرش را احرام حج  ببندد اما امام حسین علیه السلام  را زیارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است؛ چرا كه حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.


23- كربلا كعبه كمال‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام  حتى یموت كان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنة كان دون المؤمنین فیها.(23)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود.


24- از زیارت تا شهادت‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابك بذلك یمدالله فى عمرك و یزید فى رزقك و یحییك‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا.(24)

امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترك نكن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت.


25-  حدیث محبت‏

عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام  و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام  و بغض زیارته.(25)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.


26- نشان شیعه بودن‏

قال الصادق علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام  و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة.(26)

امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال كند كه شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.


27-  سكوى معراج‏

قال الصادق علیه السلام: من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه كتبه الله عزوجل فى اعلى علیین.(27)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زیارت قبر حسین علیه السلام  نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.


28- مكتب معرفت‏

قال ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام: أدنى ما یثاب به زائر ابى عبدالله علیه السلام  بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.(28)

حضرت امام موسى كاظم علیه السلام فرمود: كمترین ثوابى كه به زائر امام حسین علیه السلام  در كرانه فرات داده مى‏شود این است كه تمام گناهان  بخشوده مى‏شود. بشرط این كه حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.


29- همچون زیارت خدا

قال الرضا علیه السلام: من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله.(29)

امام رضا علیه السلام  فرمود: كسى كه قبر امام حسین علیه السلام  را در كرانه فرات زیارت كند، مثل كسى است كه خدا را زیارت كرده است.


30-  زیارت عاشورا

قال الصادق علیه السلام: من زارالحسین علیه السلام  یوم عاشورا وجبت له الجنة.(30)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسین علیه السلام  را در روز عاشورا زیارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود.


31-  بالاتر از روسپیدى

قال ابوعبدالله علیه السلام: من باب عند قبرالحسین علیه السلام  لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا.(31)

امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسین علیه السلام  سحر كند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در میدان كربلا و در كنار امام حسین علیه السلام كشته شده باشد.


32-  نشانه‏هاى ایمان‏

قال ابو محمدالحسن العسكرى علیه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، والتختم فى الیمین، و تعفیر الجبین والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم.(32)

امام حسن عسكرى علیه السلام فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: 1 ـ پنجاه رکعت نماز( نماز یومیه و نمازهای نافله)  2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن.


33-  رواق منظر یار

قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة علیهم السلام من ولده.(33)

پیامبر خدا(ص) فرمود: بدانید كه اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست.‏


34-  تربت و تربیت‏

قال الصادق علیه السلام: حنكوا اولادكم بتربة الحسین (ع) فإنها امان.(34)

امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بیمه مى‏كند.


35- بزرگترین دارو

قال ابوعبدالله علیه السلام: فى طین قبرالحسین علیه السلام الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر.(35)

امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است كه بزرگترین داروست.


36- تربت و هفت حجاب‏

قال الصادق علیه السلام: السجود على تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع.(36)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏كند.


37- سجده بر تربت عشق

‏كان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إستكانة الیه.(37)

رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بود كه: جز بر تربت حسین (ع) به خاك دیگرى سجده نمى‏كرد و این كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏كرد.


38-  تسبیح تربت

قال الصادق (ع): السجود على طین قبرالحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طین قبرالحسین (ع) كتب مسبحا و ان لم یسبح بها...(38)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبیحى از خاك مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.


39- تربت شفا بخش

عن موسى بن جعفرعلیه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.(39)

حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حدیثى كه از رحلت خویش خبر مى‏داد فرمود: چیزى از خاك قبر من برندارید تا به آن تبرك جویید؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.


40-  یكى از چهار نیاز

قال الامام موسى الكاظم (ع): لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به و سبحة من طین قبر أبى عبدالله علیه السلام... (40)

حضرت امام موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند:

1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود.

 2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.

3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند.

4 ـ تسبیحى از خاك مرقد امام حسین (ع) .


پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 98، ص 115/  كامل الزیارات، ص 264.

2- كامل الزیارات، ص269، باب 88، ح 8 .

3- تهذیب، ج 6، ص73 / بحارالانوار، ج 98، ص 116.

4- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 169.

5- ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 268.

6- كامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح7 .

7- بحارالانوار، ج 98، ص 109/ كامل الزیارات، ص 269 .

8- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111.

9- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111.

10- كامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1.

11- كامل الزیارات، ص 267/ بحارالانوار، ج 98، ص 110.

12- كامل الزیارات، ص 269.

13- بحارالانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذیب. ‏

14- ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزیارات.

15- مستدرك الوسائل، ج 1 ص 266/ كامل الزیارات، ص 156.

16- امالى شیخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف/ بحارالانوار، ج 98، ص 20.

17- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 253.

18- مستدرك الوسائل ج 10، ص 256 / كامل الزیارات ، ص 109.

19- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 311.

20- وسائل الشیعه، ج 10، ص 330/ بحارالانوار، ج 98، ص 72.

21- وسائل الشیعه، ج 10، ص 331، ح 39.

22- وسائل الشیعه، ج 10، ص 333.

23- وسائل الشیعه، ج 10، ص 335.

24- وسائل الشیعه، ج10، ص335.

25- وسائل الشیعه، ج 10، ص 388/ بحارالانوار، ج 98، ص 76 .

26- كامل الزیارات، ص 193/ بحارالانوار، ج 98، ص 4.

27- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص581.

28- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 138.

29- مستدرك الوسائل، ج 10، ص250؛ به نقل از كامل الزیارات.‏

30- اقبال الاعمال، ص 568.

31- وسائل الشیعه، ج 10، ص 372.

32- وسائل الشیعه، ج 10، ص 373 / التهذیب، ج 6، ص 52 .

33- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 335.

34- وسائل الشیعه، ج 10، ص 410.

35- كامل الزیارات، ص 275 / وسائل الشیعه، ج 10، ص 410.

36- مصباح التمهجد، ص 511/  بحارالانوار، ج 98، ص 135.

37- وسائل الشیعه، ج 3، ص 608.

38- من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 268/ وسائل الشیعه، ج 3 ص 608.

39- جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص 533.

40- تهذیب الاحكام، ج 6، ص 75.


منبع:تبیان


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



موضوع:

از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیزترین حوادث ،غرورآفرین ترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرین ترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان این که خنده ای بر لبان ما بنشاند در خود  نمی بیند.

مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟

مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو " موج"، موجودیت یافت؟

مگر نه این که " نسیم" با تولد تو متولد شد و مگر نه " صاعقه" اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه " ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش" از روح تو جان گرفت؟

پس چرا ما خبر " ولادت"  تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟


پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک، پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟

از تو ما را حدیثی در سینه است و غمی جانکاه بر دل؛ همان غمی که دل آدم را شکست و یاد تواش گریاند.

پیامبر، آنگاه که تو پا به عرصه ظهور نهادی، گلویت را بویید و اشک دلش، بوسه را بر گلوی تو طراوتی دیگر بخشید.

همان حدیث که توان از تن علی ربود و بر بیابانش ایستاند و ناله اش را به آسمان رساند که:

" ههنا مناخ رکابهم و موضع رحالهم و ههنا مهراق دمائهم فتیة من آل محمد..."

اینجاست قتلگاه حسین، خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود. همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد، وادی معاشقه اینجاست. همینجاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف، گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرند.

این جاست که فریاد خون آلودِ" الهی رضاً برضاک" سینه آسمان را می شکافد و بر رضایت خداوند، چنگ می زند و آسمان از این درد می شکند و زمین بر خود می پیچد.

آری، از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت. تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود و شخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگرچه اوج پرواز والاترین انسان، حضیض - پایین ترین- شناخت تو را درنمی یابد.

و هر چند تو برتری از آنچه ما می اندیشیم و آن صفات که تو را متصف می کنیم و اگر چه تو زینت بخش صفاتی، و اگرچه یادمان نرفته است آن کلام را که در قیامت والاترین مؤمنین  در تب و تاب دیدار خداوندی می سوزند و از او تقاضای دیدار می کنند؛ برقی می درخشد و نوری متجلی می شود که همگان را سالیان دراز بی خویش و بی هوش می کند و وقتی خود را می یابند و به هوش می آیند، عاجزانه از خدا می پرسند که این تو بودی؟ و پاسخ می شوند که این یک تجلی از چهره حسین بود؛ جلوه ای از رخ اباعبدالله، یک نیم نگاه ثارالله... و قلم را هرگز توان شرح این دیدار نیست...ولیکن ما را فقط  یارای دیدن ظواهر است و همین و تا همین حد، آتش به خرمن وجودمان افکنده است و دل های ناقابلمان را پروانه آن شمع جاودانه کرده است.

ما که ظرفیت دریا نداریم، همان قطره مان که در گلو چکانده ای، حیات و زندگیمان بخشیده است.

ما در این کاروانسرای دنیا از آن جهت تنفس می کنیم که تو در آن درنگ کرده ای.

ما بر خاکی سجده می کنیم  که پای تو بر آن نشسته و خون تو بر آن چکیده است.ما همچنان که ساده ترین نیازمان؛ آب نوشیدن را، به یاد تو مرتفع می کنیم، احساسمان، اندیشه مان، مرگمان، حیاتمان، سلوکمان، قیاممان، همه و همه رنگ از تو می گیرند و معنا از تو می یابند.

بر مظلومیت جوانانمان از آن خرسندیم که مظلومیت تو را تداعی می کنند. جوانانمان را به یادواره علی اکبر تو به میدان فرستادیم.

و خون را از آن جهت ارج می نهیم که تو- ثارالله- به خدایت اتصالش بخشیده ای و آوارگی زنان و کودکانمان را از آن روی تاب می آوریم که گوشه ای از آن همه درد و رنج تو را بشناسیم. ما هر چه خون به یادواره تو داده ایم و آنچه به دست آورده ایم، از دست های مبارک تو گرفته ایم و بر همین اساس ما گشتیم، جستجو کرده یم، زیرورو کردیم، و ارزشمندترین گلستان جامعه و عطرآگین ترین مجموعه گل را- به اعتقاد باغبان بزرگوار- آن ستون ها را که استواری جامعه در گروی وجودشان است- به اعتقاد بنیانگذار- زیباترین، خالص ترین، مؤمن ترین، ایثارگرترین جوانانمان را- به اعتقاد مربی- جدا کردیم، ممتاز نمودیم و روز تولد تو را به ایشان اختصاص دادیم و جز اینان، چه گروهی را شایستگی این منزلت بود؟

یا اباعبدالله! بابی انت و امی یابن الزهراء!

آتش عشق را در دل کودکان و جوانانمان جاودانگی بخش!

و هدیه های این امت را که بر اساس آیه" لن تنالواالبرحتی تنفقوا مما تحبون"؛ معشوق های خویش را فدای تو کردند، به پیشگاهت بپذیر.

" سید مهدی شجاعی"


منبع:تبیان


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




رجعت را که عبارت است از " بازگشت گروهی از مؤمنان خالص" و " طاغیان و کفار بسیار شرور" بعد از ظهور حضرت مهدی(عج) و در آستانه رستاخیز"! باید از جمله اموری دانست که اعتقاد بدان خاصه پیروان مکتب تشیع می باشد.(1) و از جانب امامان بزرگوار شیعه علیهم السلام تأکیدات فراوانی بر اعتقاد بدان وارد گردیده است، تا بدانجا که در حدیثی از امام جعفر صادق(ع) عدم ایمان به آن، همسنگ و هم وزن انکار ایشان قرار داده شده و کسانی را که بدین موضوع اعتقاد ندارند، خارج از دایره" امامت و ولایت" معرفی فرموده اند" از ما نیست کسی که ایمان به رجعت نداشته باشد..."(2)

باید دانست امر رجعت اگر چه در ابتدا برای ما آدمیان که محصور در حصار مادیات هستیم شگفت آور و عجیب به نظر می رسد، و به همین دلیل گاهی در این امر شک و تردید نموده و حتی زمانی هم پا را فراتر نهاده و به انکار آن می پردازیم! ولی اگر عقل معاداندیش را که با حجاب های هوی و هوس پوشیده نشده باشد به کار گیریم و در این امر کمی اندیشه کنیم خواهیم دید که بنا به چندین و چند دلیل عقلانی، وقوع رجعت، جای هیچگونه استبعاد و شگفتی ندارد. و نیز اگر در آیات قرآن کریم غور و بررسی نماییم بدین نکته پی می بریم که در این کتاب آسمانی دهها آیه وجود دارد که هر یک به نوعی اثبات کننده موضوع رجعت می باشند و نه تنها آیات قرآن کریم که احادیث و روایات بسیاری را در کتب معتبر حدیثی می توان مشاهده کرد که بر وقوع رجعت تأکید دارند.

و اما همانطور که از تعریف رجعت که در صدر این نوشتار آمد، برمی آید، رجعت یعنی اعتقاد به بازگشت " مؤمنان خالص" و " کفار و ظالمان خالص"، آنان که در طول حیات دنیوی خود جزو رهبران و سردمداران ایمان و کفر محسوب می شده اند، و بدین ترتیب درمی یابیم که امر رجعت تنها شامل عده ای از انسانها می شود و نه همه آنها! همانطور که در حدیثی از امام جعفر صادق(ع) می خوانیم که فرمود:" رجعت عمومی نیست بلکه جنبه خصوصی دارد، تنها گروهی بازگشت می کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند."(3)

و مطابق این حدیث شریف از جمله کسانی که در هنگامه رجعت به این عالم برمی گردند کسانی هستند که در ایمان، خالص و ناب بوده اند و به تعبیر رساتر، امام مؤمنان و مولای صالحان و مقتدای پرهیزگاران گردیده اند، که یکی از آنها سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام می باشد، که در برخی از آیات قرآن کریم و نیز تعداد کثیری از روایات و احادیث به رجعت آن حضرت تصریح گردیده است و آن را امری حتمی الوقوع دانسته اند، که ذیلا به دو نمونه از آیات قرآن کریم و تعدادی از روایات اسلامی که در خصوص رجعت آن حضرت وارده شده است اشاره می نمائیم.


الف- رجعت امام حسین(ع) در قرآن کریم

همانطور که قبلا گفتیم در قرآن کریم پیرامون مسئله رجعت و نیز رجعت حسین بن علی علیهماالسلام، آیات فراوانی وجود دارد تا بدانجا که گفته اند:" در قرآن 18 آیه صریح در باب رجعت است"(4) و از جمله این آیات، آیات ششم و هفتم از سوره مبارکه نازعات می باشند:

" در آن روز که زلزله های وحشتناک همه چیز را به لرزه درمی آورند و به دنبال آن حادثه دومین رخ می دهد."

این دو آیه شریف اشاراتی دارند به حوادثی که قبل از وقوع قیامت و رستاخیز روی می دهند که از جمله آنها زلزله ای وحشتناک است که همه چیز را در هم ریخته و نظام جهان را دگرگون می سازد.

" حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در (تأویل) این آیه شریفه فرموده اند:

" لرزاننده، امام حسین علیه السلام - منظور رجعت امام به دنیا است که تحول و دگرگونی ایجاد می کند-  و حادثه دومین، علی بن ابیطالب علیه السلام است.

نخستین فردی که ( در رجعت) قبر او شکافته شده( و از آن بیرون می آید) و خاک را از سر می زداید، حسین بن علی علیهماالسلام است."(5)

و نیز در این زمینه باید به آیه ششم از سوره مبارکه اسراء اشاره کرد، که خداوند عزیز در این آیه می فرماید.

" آنگاه شما را روبروی آنها قرار داده و بر آنها غلبه دهیم و به مال و فرزندان نیرومند، مدد بخشیم و عده جنگجویان شما را بسیار گردانیم."

این آیه شریفه نیز طبق روایتی که از امام جعفر صادق(ع) وارد گردیده، به موضوع رجعت امام حسین(ع) اشاره دارد، چرا که آن حضرت فرمود: اول کسی که به دنیا برمی گردد حضرت امام حسین(ع) و اصحاب او و یزید و اصحاب او خواهند بود پس همه ایشان را بکشد مثل آن که ایشان کشته اند چنانچه حق تعالی فرموده است: ثم رددنا لکم..."(6)

 و باز در روایت دیگری امام صادق(ع) در تأویل همین آیه می فرماید:" ثم رددنا لکم الکرة علیهم"  اشاره است به خروج امام حسین(ع) با هفتاد نفر از اصحابش... و به مردم گویند که این حسین است که بیرون آمده است تا مؤمنان وی شک  نکنند و بدانند که دجال و شیطان نیست و حضرت قائم در آن وقت در میان ایشان باشد..."(7)

با توجه به دو آیه فوق الذکر این نکته به دست می آید که امر رجعت و نیز رجعت امام حسین(ع) از نظرگاه این کتاب آسمانی امری شدنی خواهد بود و به همین دلیل جای شگفتی در آن وجود ندارد.


ب- رجعت امام حسین علیه السلام در روایات

یکی از منابع چهارگانه فقه اسلامی، حدیث و سنت می باشد. و به همین خاطر برای اثبات بعضی از احکام، قواعد و اعتقادات دینی ناگزیر از رجوع به احادیث و سنن منقول از پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام هستیم، که این مطلب درباره" رجعت" نیز صادق است. یعنی برای پی بردن به کم و کیف رجعت در کنار استدلال به قرآن کریم و عقل، باید از احادیث و روایات نیز بهره گرفت.

باید دانست درباره امر رجعت و حوادث پیرامون آن روایات و احادیث فراوانی در کتب روائی و حدیثی مضبوط است. تا جایی که " شیخ حرعاملی در کتاب الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة،600 حدیث- درباره رجعت- روایت کرده است"(8) ولی از آنجا که بحث ما پیرامون رجعت امام سوم علیه السلام می باشد، فقط به برخی از روایاتی که در آنها به رجعت آن حضرت تصریح گردیده می پردازیم.


روایت اول:

" قطب راوندی و دیگران از جابر از امام محمد باقر(ع) روایت کرده است که حضرت امام حسین(ع) در صحرای کربلا، پیش از شهادت فرمودند:... اول کسی که زمین شکافته می شود و از زمین بیرون می آید من خواهم بود و بیرون آمدن من همراه می شود با بیرون آمدن امیرالمومنین و قیام قائم ما..."(9)

این روایت که علامه مجلسی آن را در حق الیقین آورده است بر این نکته تصریح می فرماید که اولین رجعت کننده در هنگامه رجعت امام حسین(ع) می باشد و در این مورد، احادیث فراوانی نقل گردیده که نمونه ای از آن را قبلا و در شرح آیات سوره مبارکه نازعات نیز ذکر کردیم.


روایت دوم:

"... عیاشی از حضرت امام جعفرصادق(ع) روایت کرده است که اول کسی که به دنیا بر می گردد حضرت امام حسین(ع) است و اصحاب او و یزید و اصحاب او، پس همه ایشان را بکشد مثل آن که ایشان را کشته اند."(10)

در این روایت علاوه بر آنچه قبلا بدان اشاره نمودیم یعنی اولویت امام حسین(ع) در رجعت، به رجعت اصحاب آن حضرت و نیز مخالفان و دشمنان ایشان هم اشاره گردیده و همانطور که ملاحظه می شود تصریح گردیده که در واقعه رجعت گویی صحنه حماسه آفرین عاشورا بار دیگر تکرار گردیده و مجددا مقاتله ای بین آن حضرت و سپاه یزید درمی گیرد که سرانجام و عاقبت آن، همانا پیروزی و غلبه سپاه امام(ع) بر سپاه کفر بوده و در واقع انتقام فجایع حادثه عاشورا از یزیدیان گرفته می شود و البته این انتقام گیری از ظالمان و ستمگران تنها منحصر به واقعه عاشورا نبوده، بلکه مطابق روایتی که از امام کاظم(ع) وارد گردیده، در هنگامه رجعت بسیاری از مؤمنان از دشمنان خود طلب حقوق پایمال شده خویش را می نمایند و علاوه بر آن از عده ای از دشمنان خود، انتقام می گیرند:"... در رجعت ارواح مؤمنان با ارواح دشمنان ایشان به سوی بدن ها برمی گردند تا حق خود را از ایشان استیفاء کنند و هر که ایشان را عذاب و شکنجه کرده باشد از او انتقام بگیرند و..."(11)


روایت سوم:

"... از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت گردیده که اول کسی که در رجعت برخواهد گشت حضرت امام حسین علیه السلام خواهد بود و آن مقدار حکومت خواهد کرد که از پیری موهای ابروهای او بر روی دیده اش آویخته شود."(12)

مطابق این روایت و روایات مشابه دیگر، در هنگامه رجعت برای برخی از ائمه علیهم السلام دورانی است که در طی آن در پهنه گیتی به حکمرانی پرداخته و حکومت می نمایند، که از جمله آنها امام حسین علیه السلام است که دوران حاکمیت آن حضرت بسی طولانی خواهد بود. باید دانست که از این روایت استفاده می شود که فاصله بین قیام حضرت صاحب علیه السلام و رجعت تا وقوع رستاخیز و برپا شدن قیامت، فاصله ای طولانی خواهد بود که در این فاصله همانطور که گفتیم عده ای از اولیاء الهی حکومت می کنند و دنیا، روزگاری سرشار از صلح و صفا را به خود خواهد دید. دورانی که نشانی از ظلم و ستم وجود ندارد و " نیکان به دیدن دولت ائمه علیهم السلام[ خوشحال شده] و دیده های ایشان روشن می گردد..."(13)

از آنچه گفتیم نتیجه گرفته می شود که اولا امر رجعت امری حتمی الوقوع می باشد و ثانیا این امر تنها منحصر به برخی از صلحاء و اشقیاء می شود و نه همه آنها، که از آن جمله اند، امام حسین علیه السلام که نخستین مراجعت کننده به دنیا است و پس از انتقام گیری از پدیدآورندگان فاجعه عاشورا و گستردن صلح و صفا و آرامش در عرصه گیتی، مدت بسیاری را به اداره امور عالم و حاکمیت بر جهان بشریت می گذارند.


پی نوشت ها:

1. تفسیر نمونه، ج15، ص555.

2. علامه مجلسی، حق الیقین، ج2، ص2.

3. تفسیر نمونه، ج15، ص560.

4. حسین عمادزاده، منتقم حقیقی، ص 481.

5. فضائل و سیره امام حسین(ع) در کلام بزرگان، عباس عزیزی، ص 69.

6- حق الیقین، ج2، ص12.

7- حق الیقین، ج2، ص16.

8. حسین عمادزاده، منتقم حقیقی، ص 482.

9. علامه مجلسی، حق الیقین، ج2، ص 7.

10. همان، ص 11 و ص12.

11. همان، ص 7.

12. همان.

13. همان، ص 1.


منبع:تبیان


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در آستانه سوم شعبان، میلاد مبارک سیدالشهدا (ع) و روز پاسدار در دیدار هزاران نفر از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شاکله معنوی سپاه را عامل اصلی «انعطاف پذیری و عملکرد تحسین برانگیز» این نهاد مردمی و انقلابی در عرصه های مختلف و شرایط متفاوت سه دهه گذشته خواندند.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



«درنوردیدن مرزهای ملی به قصد مبارزه برای زندگی بیگناهانی که در چنگال ستمگران اسیرند.»
این بزرگترین درسی بود که راشل کوری پس داد. او در روزهای اقامت در رفح، معنای این بند از بیانیه دادگاه جنایتکاران جنگی نورمبرگ (1950) را به­خوبی می­فهمید که: «انسان­ها تکالیفی جهانی دارند که مقدم بر تعهدات ملی آنهاست.» و اعتقاد به این اصول وی را تشویق کرد تا جسمش را در راه دفاع از خانه آوارگانی فقیر، مقابلد بولدوزر شصت تنی کاترپیلار آمریکایی قربانی کند.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



نایب رییس کمیسیون اصل نودم قانون اساسی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: مصوبات دولت در صورت عدم ارسال به مجلس ضمانت اجرایی نخواهند داشت.

به گزارش خانه ملت،  حسین اسلامی  اظهار داشت: براساس اصل ۱۳۸ قانون اساسی دولت موظف است تمامی مصوبات خود را به مجلس ارسال کند تا مراحل قانونی اجرایی شدن این مصوبات در مجلس طی شود.

وی با بیان این که عدم ارسال مصوبات دولت به مجلس به معنای آن است که این مصوبات ضمانت اجرایی ندارند خاطرنشان کرد: اینکه دولت تصمیم بگیرد مصوبه اش را به مجلس ارسال نکند ایرادی ندارد اما این حق را ندارد که مصوبات را به مرحله اجرا و ابلاغ برساند زیرا مصوبات دولت باید ابتدا در مجلس به رای گذاشته شوند و بعد از آن ضمانت اجرایی پیدا خواهند کرد، هرگونه روند غیر از این راه، تخلف آشکار از قانون خواهد بود.

اسلامی با اشاره به وظایف کمیسیون اصل نود به عنوان سیستم نظارتی مجلس گفت: از مهمترین وظایف کمیسیون اصل نود نظارت بر امور و طرز کار قواست، اگر کمیسیون موردی را مشاهده کند که در آن مصوبه دولت بدون تایید مجلس به مرحله اجرا رسیده است این مساله را به جد پیگیری خواهد کرد و تصمیمات لازم برای برخورد با دولت را خواهد گرفت.

وی افزود: با اینکه دو ماه است مصوبات هیات دولت به مجلس ارسال نشده است اما ما تاکنون موردی از ابلاغ این مصوبات ارسال نشده را مشاهده نکرده ایم و در صورت مشاهده کمیسیون مطمئنا به وظیفه نظارتی خود عمل خواهد کرد.


منبع:کلمه


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



شهربانوامانی، عضور شورای مرکزی خانه احزاب در واکنش به پیشنهاد تشکیل خانه احزاب اصولگرا توسط یکی از اعضای جامعه مهندسین گفت : موازی‌کاری، راهگشا نیست .

روزنامه تهران امروز به نقل از شهربانو امانی  نوشته است:” به نظر من، این یک جور بر هم زدن قواعد بازی است. چون دوستان رای اکثریت را کسب نکرده‌اند، می‌خواهند نهاد جدیدی را تشکیل دهند.”

وی افزوده است: ما با گروه‌هایی که رای نیاوردند، تعامل داشتیم و دو کرسی مهم هیات رئیسه در اختیار اصولگرایان قرار گرفت. به نظر من،‌ این روند مثبتی بود و می‌تواند ادامه یابد. خانه احزاب یک باشگاه صنفی و سیاسی است و اولویت‌هایی دارد که پیگیری آن به نفع همه احزاب است.

امانی گفته است: من پیشنهادم به دوستان اصولگرا این است که به جای تشکیل یک نهاد موازی، فکر نهادینه کردن فرهنگ تحزب در کشور باشد تا از این مسیر بتوانیم به تقویت احزاب در ساختار اجتماعی و سیاسی کشور دست یابیم.

وی در انتها اظهارداشت: ما پیشنهاداتی درباره اصلاح قانون احزاب داریم و اگرچه در این زمینه،‌ دولت نظرخواهی از خانه احزاب انجام نداد ولی پیش‌نویسی برای قانون احزاب شامل تعریف جرم سیاسی، حضور یا عضویت نماینده خانه احزاب در کمیسیون ماده ۱۰ احزاب و حضور هیات منصفه در دادگاه‌های مربوط به احزاب تنظیم شده است که به زودی به مجلس ارائه می شود.


منبع:کلمه


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



از جمله مسائل مهمی که رسالت بررسی و تبیین آن را جامعه شناسی به عهده دارد، ناهنجاری های اجتماعی و ارائه راهکارهای مناسب برای حل آن هااست.
بسته به فرهنگ و ارزش های فرهنگی هر جامعه، ناهنجاریهای رفتاری و اجتماعی هم متفاوت است و نقش جامعه شناس در شناخت این پدیده ها حساس تر می نماید .
در جوامع دین مدار، ارزش های دینی، بخش جدانشدنی اجتماع است که تاثیر تخطی از آن در روان و امنیت اجتماع بد و جبران ناپذیر است وانگهی این ارزش ها گاه چهره قانونی به خود می گیرد و گذر از آن، جرم به شمار می رود.
حجاب یک باید دینی و یک ارزش عرفی در نگاه جامعه ما است. مساله حجاب و نقش آن در ایجاد امنیت روانی- اجتماعی، توسعه فرهنگی و اقتصادی و یک حق مسلم برای زنان مسلمانان در آیات و روایات گویای اهمیت ویژه این واجب الهی است و همه زن و مرد جامعه را به رعایت آن فرا می خواند.
اسلام با طرح این مساله اولا زمینه حضور اجتماعی زنان مسلمان را فراهم کرد و ثانیا نگاه جنسیتی و حیوانی مردان به زنان را از بین برد و نگاه انسانی به زن را در جامعه پدید آورد.
با این همه، پرسش این است که چرا در جامعه اسلامی خودمان، ناهنجاری بی حجابی را می بینیم؟ در این مقاله قصد داریم به ریشه ها، آثار و راهکارهای مقابله با این پدیده اجتماعی بپردازیم. در بررسی این موضوع نگاه ما به بعد روانشناسی مساله و هم به بعد جامعه شناسی آن معطوف است.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



 بهلولپيرمرد، دنيايي است از خصال كمياب و تجربه ها و ناگفته هاي شنيدني. او در طليعه تحصيل و در حالي كه استعداد جوشان و طبع مستعد او نمايان گر آينده درخشانش بود، از نيل به رتبه فقاهت و اجتهاد كه غايت آمال تمامي طلاب است، چشم پوشيد و با اراده و ايماني كم [ … ]

ادامه ی مطلب

   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



پارلمان‌نیوز: عضو فراكسیون خط امام(ره) مجلس از عدم استفاده مجلس از ابزارهای قانونی خود انتقاد كرد.

قدرت‌الله علیخانی نماینده قزوین، در گفتگو با ایلنا، در مورد عدم ارسال مصوبات دولت به مجلس كه بر خلاف اصل 138 قانون اساسی است، اظهار داشت: متاسفانه مجلس قدرت ندارد تا از حق خود دفاع كند و همه مطالبی كه در خصوص جایگاه مجلس گفته می‌شود صرفا در حد حرف و مصاحبه است.

وی با اشاره به ابزارهای نظارتی‌ای كه برای مجلس در قانون اساسی و آیین‌نامه داخلی مجلس در نظر گرفته شده است، افزود: متاسفانه مجلس از ابزارهای خود استفاده نمی‌كند. در حالی كه بالاترین قدرت اجرایی بعد از مقام معظم رهبری بر اساس قانون اساسی در اختیار مجلس است.

به گفته وی عدم بكارگیری از این ابزارها سبب شده كه برخی ناظران بیرونی از جمله دولت، شان مجلس را حفظ نكند و حقوق آن را به رسمیت نشناسد. به عبارت دیگر دولت با عدم ارائه مصوباتش به مجلس و عدم اجرای مصوبات مجلس، جایگاه خانه ملت را زیر سوال می‌برد و به آن بی‌اعتنایی می‌كند.

   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



مجموعه تبلیغات رسانه ای ضد انقلاب از ارتباط و تلاش سازمان یافته درخصوص بی حجابی از کشور پرده بر می دارد.

به گزارش جوان،شبکه های ماهواره ای و برخی سایت های ضد انقلاب و وابسته به فتنه سبز اقدام به پخش بیانیه ای جهت دعوت از هواداران خود برای برگزاری تجمع ساختار شکنانه هم زمان با هفته عفاف و حجاب نمودند.

در بخشی از این بیانیه از هواداران فتنه سبز خواسته شده بود همزمان با روز عفاف و حجاب تجمع نموده و ضمن کشف حجاب شعارهای "با موسوی بی روسری، حجاب اجباری نمی خواهیم" را سر دهند.


منبع:رجا نیوز


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



آن‌طور كه بر مي‌آيد بخشي از فعالان حزبي اصولگرا، اين روزها دغدغه‌اي تازه دارند، تشكيل و راه‌اندازي نهاد جديدي با عنوان احتمالي «خانه احزاب اصولگرايان». اين خبر را نخستين بار،‌ غلامحسين اميري، قائم مقام جامعه اسلامي مهندسين در گفت‌وگو با خبرگزاري مهر عنوان كرده است، اگرچه ساير فعالان اصولگرا درباره اين پيشنهاد اظهارنظري نكرده‌اند ولي با توجه به سابقه فعاليت‌هاي مشابه گروه‌هاي اصولگرا در حوزه فرهنگ و رسانه، مي‌توان پيش‌بيني كرد كه اين دغدغه جدي است و بسترهاي لازم براي شكل‌گيري آن به چشم مي‌خورد.

سه نهاد موازي
در صورت تشكيل خانه احزاب اصولگرا از سوي اصولگرايان، اين سومين نهاد موازي است كه از سوي اصولگرايان تشكيل مي‌شود. پيش از اين انجمن قلم ايران كه اعضاي موسس آن را چهره‌هاي شناخته شده‌اي مانند علي اكبر ولايتي، علي لاريجاني ، عبدالکریم بی‏آزار شیرازی ، علي معلم، محمدرضا سرشار، محسن پرويز و ... تشكيل مي‌دادند، در واقع به عنوان پايگاهي تلقي شد كه در مقابل برخي نهادهاي متاثر از اصلاح‌طلبان و روشنفكران ديني يا نهادهايي مانند كانون نويسندگان قد علم كرد. 

مهمترين اهداف تشكيل اين نهاد، سامان‌دهي به فعاليت‌هاي فرهنگي، گردهمايي نويسندگان اصولگرا و متعهد به آرمان‌هاي نظام و جلوگيري از پراكندگي و تشتت انرژي و توانايي اين قشر بود. اين انجمن اگرچه اكنون فعاليت گسترده‌اي ندارد ولي هنوز هم از مهمترين پايگاه‌هاي فرهنگي نويسندگان انقلاب محسوب مي‌شود. دومين نهاد از اين سنخ، انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان بود كه متشكل از روزنامه‌نگاران اصولگرا و رسانه‌هاي اين جريان بود. اين نهاد نيز به موازات انجمن صنفي روزنامه‌نگاران و با اهدافي مشابه انجمن قلم ايران در حوزه رسانه تشكيل شد.
 
در سال‌هاي اخير، با توجه به ركود كامل فعاليت انجمن صنفي روزنامه‌نگاران و انحلال تلويحي آن، انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان در عرصه رسانه، به نهاد بالادستي صنفي تبديل شده است. در كنار اين انجمن، البته تشكل جديدي با نام « انجمن صنفي روزنامه‌نگاران و خبرنگاران ايران» شكل گرفت كه اعضاي آن را روزنامه‌نگاران رسانه‌هاي اصولگرا و حامي دولت مانند ايران، جام جم، خبرگزاري فارس و ايرنا تشكيل دادند. اين تشكل اما پس از راه‌اندازي چندان پرفروغ نبود.

خانه احزاب از ابتدا تا امروز خانه احزاب ايران تشكلي است كه در سال 78 با همفكري احزاب و گروههاي داراي مجوز كه تعدادشان به 80 حزب مي‌رسيد، تشكيل شد. حجت الاسلام حسين موسوي تبريزي كه در سه دوره از پنج دوره فعاليت اين نهاد، رياست آن را بر عهده داشت، درباره سابقه تشكيل اين نهاد، به تهران امروز گفت: «در آن سال نمايندگاني از طرف تمام احزاب در سالن وزارت كشور جمع شدند تا خانه احزاب را شكل دهند. 

در ابتدا هيات رئيسه موقت تشكيل شد كه اساسنامه را نوشت و پس از آن، مجمع عمومي شكل گرفت كه اين اساسنامه را به تصويب رساندند و تا امروز كه 11 سال از آن روزها مي‌گذرد، خانه احزاب در حال فعاليت است.» تاكنون پنج دوره مجمع عمومي خانه احزاب تشكيل شده است و به غير از دور دوم، در چهار مجمع ديگر اكثر افراد انتخاب شده براي حضور در شوراي مركزي از طيف اصلاح‌طلبان بودند. در دومين مجمع خانه احزاب، اصولگرايان توانستند بيشترين كرسي‌هاي هيات رئيسه را از آن خود كنند و رياست اين دوره به حسن غفوري فرد سپرده شد.

اين در حالي است كه در دوره‌هاي اول، سوم، چهارم و پنجم ، اصلاح‌طلبان كرسي‌هاي بيشتري را تصاحب كردند. اعضاي خانه احزاب در دوره‌هاي اول تا دوم، اگر چه داراي مواضع سياسي متفاوت و بعضا متضاد با يكديگر بودند اما كمتر پيش مي‌آمد كه در انتخابات شوراي مركزي دچار اختلاف با يكديگر شوند و در هر دوره انتخابات شوراي مركزي به تاييد وزارت كشور مي‌رسيد البته در دوره‌هاي بعدي به‌ويژه دوره‌هاي چهارم و پنجم، اگر چه اكثر احزاب عضو در خانه احزاب در مجمع عمومي حضور مي‌يافتند اما پس از برگزاري انتخابات و اعلام نتايج چالش‌هايي به‌وجود آمد. به عنوان مثال، در دوره پنجم انتخابات خانه احزاب، اسدالله بادامچيان از طيف اصولگرايان كه به نيابت از حزب موتلفه در اين مجمع شركت كرده بود، دو روز پس از انجام انتخابات، روند برگزاري آن را قانوني ندانست و در نامه‌اي به وزارت كشور خواستار ابطال آن شد اما در نهايت با نظر رئيس كميسيون ماده 10 احزاب، انتخابات دور پنجم همانند انتخابات‌هاي دور سوم و چهارم تاييد شد.

در اين دوره هم بيشتر كرسي‌هاي شوراي مركزي در اختيار اصلاح‌طلبان قرار گرفت و چهار كرسي به اصولگرايان رسيد. فعاليت‌هاي خانه احزاب پس از دور پنجم طبق روال هميشگي ادامه يافت و حسين كاشفي بر كرسي رياست خانه احزاب تكيه زد. 

اما اكنون و پس از 10 ماه از آغاز دور پنجم بار ديگر اين حزب دچار تلاطم‌هاي دروني شد و يكي از اعضاي اصولگراي خانه احزاب خواستار تشكيل خانه احزاب ديگري به موازات خانه احزاب فعلي شد كه اعضاي آن را تنها اصولگرايان تشكيل دهند. اين انتخاب مي‌تواند سويه‌هاي مختلفي داشته باشد. بايد توجه داشت كه علاوه بر عدم اكثريت اصولگرايان در شوراي مركزي خانه احزاب، حضور نمايندگان و اعضاي برخي احزاب كه مواضع آنها به خصوص در دروان پس از انتخابات و همچنين مواضع اين افراد و گروه‌ها، به شدت مورد انتقاد گروه‌هاي اصولگرا قرار دارد.
 
چنانچه در همين زمينه، قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین خانه احزاب رابه دلیل مسائل حقوقی کاملا منفعل خواند و با بیان اینکه این نهاد باید خود را تزکیه کند ، گفت که در صورتی که جریان اصولگرا ضرورت بداند که تشکلی مجزا همچون خانه احزاب تشکیل دهد، در این زمینه اقدام می کند. 

غلامحسین امیری، قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین، با تاکید بر اینکه خانه احزاب باید خود را تزکیه کند، گفت: امروز در خانه احزاب طیف های مختلفی وجود دارند و برخی احزابی که در جریان فتنه شرکت داشتند در آنجا فعالیت می کنند، این در حالیست که باید مشکل حقوقی این احزاب حل شود.امیری گفت: اگر مشکلات اینچنینی خانه احزاب حل شود، آنگاه می توان نشست و مشکلات دیگر را با حضور هیات رئیسه حل و فصل کرد.
 
اشاره وي به دو حزب مشاركت و سازمان مجاهدين است كه از سوي نهادهاي قانوني، فاقد صلاحيت براي ادامه فعاليت شناخته شدند. با اين توصيف، بعيد به نظر مي‌رسد كه اصلاحات مدنظر اصولگرايان در خانه احزاب ممكن باشد و بدين اعتبار، تولد نهادي تازه در اين زمينه، دور از دسترس نيست.


منبع:فرارو


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



روزنامه کیهان در شماره امروز چهارشنبه ، در جهت اجرای دستور الاهی امر به معروف و نهی از منکر و به منظور ایجاد بصیرت در میان طرفداران پر شمار جریان اصلاحات ، با قلمی خداپسندانه و وحدت طلبانه  که دل هر فریب خورده ای را تحت تاثیر لطافت و منطق خود قرار می دهد، خبر ویژه ای در مورد سید محمد خاتمی ، رییس جمهور سابق ایران، با عنوان "دو كلمه هم بشنو از نوچه جرج سوروس" نوشته که در زیر می خوانید:
 
محمد خاتمي كه خود يكي از متهمان رديف اول فتنه پس از انتخابات است سعي كرد دوستان آشوبگر خود را از اتهام براندازي تبرئه كند.

خاتمي كه به نوشته سايت جرس با جمعي از جوانان و فعالان اصلاح طلب ديدار كرده، گفت: «در اين مدت نيروهاي اصلاح طلب در چارچوب قانون و ضوابط اسلامي خواستار تغيير بودند و مي خواستند و مي خواهند جلوي انحرافات را بگيرند. متأسفانه كساني وجود دارند كه خود را معيار حق و باطل مي دانند و به همين دليل اگر كسي نيز با آنان مخالفت كند تبديل مي شود به فتنه گر در حالي كه ما معتقد هستيم كه قانون و ارزش هاي انقلاب و مصالح كشور و مردم معيار هستند».

وي افزود: «يك سال است كه مردم در حال دادن هزينه هستند و حتي در بسياري از جمع ها اگر برگزار شود نمي شود از آرمان هاي انقلاب و امام دفاع كرد! ما مي خواهيم در چارچوب نظام و قانون كار كنيم اما عده اي نمي گذارند و به نظر ما آنها هستند كه از نظام خارج هستند». خاتمي در سخنان خود عمداً در اين باره چيزي نگفته كه طراحي و اجراي پي درپي پروژه هاي مشترك با سرويس هاي اطلاعاتي غربي، اجراي مو به موي نسخه كودتاي مخملي و وارد آوردن هزاران فقره خسارت مختلف مادي به اموال خصوصي و عمومي چگونه «حركتي منطبق بر قانون اساسي» است؟!

در واقع اساساً خاتمي نگفته است به كدام قانون اساسي معتقد است؟ قانون اساسي كه همين ديروز پير زن اصلاحات زهرا رهنورد درباره ضرورت تغيير آن داد سخن داد يا قانون اساسي كه ميثاق ملي و برخاسته از آراء ميليوني ملت و تأييد حضرت امام(ره) است؟! خاتمي در بخش ديگري از اظهارات خود گفت: «همه چيز امنيتي و نظامي شده و صداي مظلومان به جايي نمي رسد. وي افزود: متأسفانه به جايي رسيده ايم كه حتي مجلس نيز نمي تواند جلوي بي قانوني ها را بگيرد و از دولت انتقاد كند». وي ادامه داد: «دين يك شمشير دولبه است و تا جايي كه به دنبال احقاق حقوق مردم و برقراري عدالت و خيرخواه مردم باشد موفق است اما زماني كه از دين ابزاري براي توجيه نا روايي ها و نارسايي ها ساخته شود خطرناك و ناموفق مي شود». وي در بخش ديگري از اظهاراتش به طور تلويحي تأييد كرد كه قطعنامه اخير محصول يك تقسيم كار ميان جريان فتنه و طرف خارجي است و بناست دوستان داخلي آمريكا با ملتهب كردن فضاي داخلي زمينه تأثيرگذاري فشارهاي خارجي را فراهم آورند.

خاتمي گفت: «كشور در حال حاضر در معرض تهديد است؛ دشمن توطئه مي كند اما اگر مردم دلخور باشند مطمئن باشيد كه توطئه ها كارگر مي افتد».

گفتني است خاتمي يكي از اصلي ترين نقش آفرينان و طراحان فتنه 88 بود كه تلاش كرد از جنبه هاي مختلف اين حركت براندازانه را پيش ببرد. بنا به اعترافات صريح بازداشت شدگان خاتمي حداقل دو ديدار مفصل با جرج سوروس - سرمايه دار معروف صهيونيست- داشته و در آن با وي همفكري و رايزني كرده است. علاوه بر اين وي در سال هاي اخير با سفرهاي متعدد به كشورهاي عربي ميليون ها دلار از آنها كمك مالي دريافت كرده است. به نظر مي رسد ضرورت دارد خاتمي به جاي راهكار دادن به ديگران و اظهارات روشنفكرانه اندكي هم درباره ابعاد خيانت هاي خود توضيح بدهد.


منبع:فرارو


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



دبیرخانه هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی به نقل از آیت الله هاشمی رفسنجانی اعلام کرد که آیت الله آملی لاریجانی موضوع غیرقانونی و غیرشرعی بودن وقف که به نقل از وی مطرح شده را تکذیب کرده است.

دبیرخانه هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی در نمابری اعلام کرد: آیت الله هاشمی رفسنجانی پس از صحبت با آیت الله آملی لاریجانی تاکید کرده که رئیس قوه قضاییه موضوع غیر قانونی و غیر شرعی بودن وقف دانشگاه آزاد اسلامی نقل شده از وی را تکذیب کرده است.

همچنین رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزوده است: در پی گفت و گویی که با رئیس قوه قضائیه داشتم آیت الله آملی لاریجانی تاکید کرد که هنوز در این خصوص بررسی صورت نگرفته و اعلام نظر نشده است.


منبع:فرارو


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي زميني ارتش از عملياتي شدن تاكتيك زمين مسلح در منطقه وسيعي در جنوب كشور از آبان‌ماه سال جاري خبر داد.

ادامه ی مطلب

   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

دبيركل حزب موتلفه اسلامي گفت: در مواردي كه بين سليقه مجلس و سليقه دولت نه تنها تفاوت بلكه تضاد هم وجود داشته باشد


محمدنبي حبيبي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در بيان ضرورت تعامل ميان دولت و مجلس گفت: اگر دولت لايحه‌اي را به مجلس ارائه كند مجلس در راستاي اصلاحاتي كه به عمل مي‌آورد نبايد ماهيت آن لايحه را تغيير دهد و اگر چنين شد در اينجا حق با دولت است.

وي ادامه داد: اما ممكن است دولت لايحه‌اي را به مجلس ارائه كند و مجلس بدون تغيير ماهوي اصلاحاتي را روي آن لايحه انجام دهد و آن را به دولت ابلاغ كند كه در اين صورت به نظر من مجلس اين حق را دارد. دبيركل حزب موتلفه اسلامي با بيان اين‌كه در مواردي لايحه‌اي از طرف دولت به مجلس ارائه مي‌شود و مجلس با تغييراتي كه در آن ايجاد مي‌كند ماهيت لايحه را تغيير مي‌دهد، عنوان كرد: در اينجا بهتر است مجلس اصل لايحه‌ ارائه شده از طرف دولت را تصويب نكند و دولت بعدا خودش اصلاحات مورد نظرش را در آن لايحه انجام دهد و سپس اين لايحه را مجددا به مجلس ارائه كند.

حبيبي گفت: اما مواردي نيز پيش مي‌آيد كه طي آن قانوني در مجلس تصويب مي‌شود شوراي نگهبان نيز آن را تاييد مي‌كند، ولي بعد دولت با تشخيص خودش اجراي آن را به تاخير مي‌اندازد يا اين‌كه اصولا به اجراي آن قانون نمي‌پردازد كه در اين رابطه اين روند يك نوع عدم تمكين در مقابل قانون محسوب مي‌شود كه اگر در مواردي چنين اتفاقي افتاده و مجلس اعتراض و انتقادي نسبت به آن داشته، در واقع حق با مجلس بوده است چراكه دولت به هيچ عنوان حق عدم اجراي يك قانون يا تاخير در اجرا را ندارد.

دبيركل حزب موتلفه اسلامي گفت: از آنجا كه هم مجلس و هم دولت اصولگرا هستند به نظر من اگر مراقبت‌هاي اوليه براي حفظ هماهنگي بين اين دو هم از طرف مجلس و هم از طرف دولت اعمال شود، ما در آينده شاهد كشمكش‌هاي بين دولت و مجلس نخواهيم بود.

حبيبي در پايان گفت: اگر در مواردي هم بين سليقه مجلس و سليقه دولت نه تنها تفاوت بلكه تضاد هم وجود داشته باشد هيچ كدام از طرفين به طور مطلق حق توهين به هم را ندارند و آغاز كننده هر توهيني مقصر اصلي به حساب خواهد آمد.


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




برای دانلود اینجا کلیک کنید.

نسخه مناسب تلفن همراه را از اینجا دریافت کنید.

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.




   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




ايلنا : دبير‌شوراي نگهبان تاكيد كرد : از امتيازات والاي شوراي‌نگهبان همين استقلال كامل آن و عدم وابستگي به هيچ دستگاه و مقام و جرياني است و به همين دليل، در اظهارنظرهاي خود جز كشف حقيقت، چيز ديگري در آراء آن اثر نداشته است.
به گزارش ايلنا به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني شوراي نگهبان، آيت‌الله احمد جنتي در گفت‌وگوئي در آستانه سالگرد تاسيس اين شورا به بيان ديدگاهاي خود پيرامون اين شورا پرداخته است
متن اين گفت‌وگو در ادامه مي‌آيد:
نظر به عضويت حضرتعالي در شوراي‌نگهبان و شوراي بازنگري قانون اساسي با حكم حضرت امام (ره)، و با توجه به مذاكرات مجلس خبرگان قانون اساسي، اهميت و جايگاه شوراي‌نگهبان را در نظام جمهوري اسلامي چگونه ارزيابي مي‌نماييد؟
بهايي كه قانون‌اساسي به شوراي‌نگهبان داده، بي‌نظير و منحصر به فرد است‌. در بيست و يك اصل قانون اساسي نام شوراي‌نگهبان برده شده است و مسئوليت‌هاي سنگين سرنوشت‌سازي در نظام جمهوري اسلامي مانند اظهارنظر در مورد مصوبات مجلس شوراي‌اسلامي از نظر انطباق با شرع و قانون اساسي به آن داده شده است. قانون اساسي مجلس را بدون شوراي‌نگهبان فاقد اعتبار دانسته است و علاوه بر مصوبات مجلس، تشخيص انطباق كليه قوانين و مقررات مدني، جزائي، مالي، اقتصادي، فرهنگي، نظامي، سياسي و غير اينها با موازين اسلامي را به عهده فقهاي شوراي‌نگهبان قرار داده است. همچنين توقف انتخابات در زمان جنگ و اشغال نظامي كشور در بعضي مناطق را منوط به تأييد شوراي‌نگهبان كرده است. به علاوه، تفسير اصول قانون‌اساسي را كه در اعتبار، در حد قانون اساسي است به عهده شوراي‌نگهبان نهاده است. همچنين نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهوري، مجلس شوراي‌اسلامي و همه پرسي را به عهده اين شورا نهاده است و در نهايت، اعضاي شوراي‌نگهبان را در تركيب شوراي بازنگري قانون اساسي گنجانده است. اين ويژگي‌ها بخوبي جايگاه رفيع شوراي نگهبان در قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي را مشخص مي‌سازد.
از چه تاريخي و چگونه وارد شوراي‌نگهبان شديد و فكر مي‌كنيد دليل انتصاب حضرتعالي توسط حضرت امام (ره) چه بود؟
عضويت من در شوراي‌نگهبان از همان آغاز تشكيل اين شورا و به حكم حضرت امام رضوان الله عليه بود. من خودم قبل از اعلام حكم حضرت امام از طريق صدا و سيما، اطلاع نداشتم. آن زمان من در دادگاه انقلاب اسلامي اهواز مشغول قضاوت بودم. قاعدتاً پيشنهاد عضويت من در شورا به حضرت امام (ره) از طريق دوستان بوده است و من اطلاع دقيقي ندارم.
عملكرد شوراي‌نگهبان را در طول سي سال گذشته، چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
عملكرد شورا در طول سي سال را مثبت مي‌دانم. هم آقايان فقها و هم آقايان حقوقدان با دقت و بدون دخالت هيچ عامل ديگري جز تشخيص حقيقت، پس از بحث و بررسي‌هاي لازم، به مسئله مورد نظر رأي داده‌اند. البته كار شوراي‌نگهبان در سال‌هاي اوليه به حكم تازه‌كاري و عدم تجربه، مسلماً خامي‌هايي داشت كه كاملاً طبيعي بود و به تدريج رفع شد.
به نظر حضرتعالي، اهميت توجه به استقلال شوراي‌نگهبان در عملكرد و اظهارنظرها چيست؟ و فكر مي‌كنيد تا چه اندازه، اين استقلال از قوا و جناح‌ها رعايت شده است؟
از امتيازات والاي شوراي‌نگهبان همين استقلال كامل آن و عدم وابستگي به هيچ دستگاه و مقام و جرياني است و به همين دليل، در اظهارنظرهاي خود جز كشف حقيقت، چيز ديگري در آراء آن اثر نداشته است. البته مواردي كه حضرت امام رضوان الله عليه يا مقام معظم رهبري نظر خاصي داشته‌اند، بحكم وظيفه شرعي، رعايت شده است.
مسئوليت عضويت در شوراي‌نگهبان را در مقايسه با ساير مشاغل چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
من نسبت به شخص خودم اين مسئوليت را از ساير مسئوليت‌هايي كه كم و بيش به عهده من قرار مي‌گرفته است، مهم‌تر و برتر مي‌دانم. به دليل همان اهميتي كه در پاسخ سؤال اول گفتم. به همين جهت، كار اصلي و عمده من نيز صرف انجام وظيفه محوله در اين شورا مي‌شود.
از چه زماني و چگونه به عنوان دبير شوراي‌نگهبان انتخاب شديد؟ و كار دبيري شوراي‌نگهبان، چه سختي‌ها و ملاحظاتي دارد؟
بنده در تيرماه 1371 به عنوان دبير شوراي نگهبان انتخاب شدم و انتخاب من در آغاز و در ادامه نيز اين گونه بوده و هست كه هر سال براي مدت يك سال هيأت رئيسه و از جمله دبير انتخاب مي‌شوند. فلسفه انتخاب من در آغاز و در ادامه اين بوده است كه من فراغت بيشتري دارم و هميشه در شهر تهران هستم ‌ـ ‌بر خلاف عمده فقهاي محترم كه در قم تشريف دارند ‌ـ و كارم شب و روز هم ندارد، حتي گاه در تعطيلات هم كار مي‌كنم. راجع به سختي‌هاي كار نيز مشكلاتي هست كه پرداختن به آنها لزومي ندارد.
بعضاً ديده مي‌شود كه حضرتعالي، حمايت‌هاي جدي از دولت داشته‌ايد و در مواردي نيز به شدت از برخي عملكردها و موضع‌گيري‌هاي دولت، انتقاد نموده‌ايد. دليل آن چيست؟
حمايت من از دولت يكي به دليل حمايت‌هاي مقام معظم رهبري بوده است و ديگر اينكه غالباً مواضع و شاخصه‌هاي وجودي رئيس جمهور را مي‌پسندم؛ مانند ساده زيستي، تواضع، پركاري، عدالتخواهي صادقانه، علاقه به خدمت به محرومين، شهامت و شجاعت در اقدام به كارهاي سنگين و احياناً خطرناك، مبارزه با ظلم و فساد و استكبار و سلطه طلبان زورگو در حد تحقير آنها و برخورد از موضع قدرت با آنها، ابتكار در عمل كه هميشه حرف اول را مبتكران مي‌زنند.
اين مجموعه خصالي است كه من در هر كه باشد او را دوست دارم و از او حمايت مي‌كنم و اين خصال در افراد گذشته وجود نداشته و يا كمتر وجود داشته است و مردم هم به همين دليل، آن آراء بالا را به او دادند.
البته اين بدين معني نيست كه من همه چيز و همه كار او را قبول دارم. نقدهاي زيادي دارم كه بعضي را به خود او گفته‌ام، بعضي را در جمع اظهار كرده‌ام و بعضي را هم در سينه نگه داشته‌ام و تاكنون حجتي بر اظهار آنها در ميان مردم نداشته‌ام. ولي مجموعاً، نقاط قوت او بر نقاط ضعفش غلبه دارد. توضيح بيش از اين لازم نيست و من معتقدم بالاخره مسئولي كه با رأي بالاي مردم سر كار آمده است نبايد مشكلي در راه خدمت به مردم برايش ايجاد كرد. مشكل‌آفريني، سودش به دشمن مي‌رسد و زيانش به مردم. هر كه نيت خيري دارد بايد در ارشاد خيرخواهانه او و تذكر نقصها و ضعفها و ارائه پيشنهادها بكوشد. خداوند در اين ماه شريف رجب، همه ما را به راه راست هدايت فرمايد و به راهي كه رضاي او در آن است بدارد و از راهي كه نعوذ باا... غضب و سخط او در آن است باز دارد. اللهم اجعل عواقب امورنا خيراً و الهمنا طاعتك و جنبنا معصيتك.


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



به گزارش ايرنا،سردار سرلشکر پاسدار"سيديحيي رحيم صفوي" سه شنبه شب در يادواره شهداي عمليات رمضان و سردار شهيد عربيان و بزرگداشت شهداي فرهنگي آران وبيدگل، با اشاره به گذشت21 سال از جنگ تحميلي افزود: براي رفع اين مشکلات نه تجربه مديريتي ضعيف و نه درآمدهاي کشور پايين است.

وي، قدرشناسي از انقلاب را از ديگر خواسته هاي شهدا دانست و اظهار داشت: اگر شهيدان زنده بودند، مي خواستند مردم قدر فداکاري و مبارزات چند صد ساله ملت ايران و علماي مجاهد را بدانند.

صفوي گفت: دهها و صدها سال مردم نهضتها و انقلابهايي مانند نهضت تنباکو، انقلاب مشروطيت و نهضت ملي شدن نفت را تجربه کردند و براثر مجاهدت و فداکاريهاي ملت ايران، اين حرکتها به انقلاب اسلامي تبديل شد و حضرت امام (ره) از همه اين تجارب استفاده کرد و آن را به سرمنزل مقصود رساند.
وي با اشاره به 500 هزار شهيد،جانباز و آزاده اظهار داشت: کاري نکنيد که خانواده هاي شهدا و فرزندان ايثارگران ناراحت شوند.
مشاور عالي رهبري، از مردم خواست دست از حمايت از امام و رهبر برندارند و از ميهن اسلامي دفاع کنند، زيرا اين انقلاب و نظام با ولايت فقيه مستحکم است و تداوم دارد و در صورت حمايت نکردن از رهبري، جامعه نيز دچار مشکل مي شود.
به گزارش ايرنا، صفوي با اشاره به گذشت21 سال از رحلت امام(ره) و رهبري خردمندانه حضرت آيت الله خامنه اي افزود: دراين مدت فتنه هاي مختلف داخلي و خارجي در کشور روي داد که با تدابير حکيمانه مقام معظم رهبري اين فتنه ها نابود شد.
وي به فتنه اخير پس از انتخابات سال گذشته نيز اشاره کرد و افزود:اهداف شيطاني برخي افراد که بازي خورده بودند، از وزن سياسي ايران که در آن زمان مي توانست در اوج قرار گيرد، کاست.
به گفته وي،هدف اين عده که به مقام معظم رهبري جفا، بي وفايي و ظلم کردند، براندازي نظام بود.
وي ابراز اميدواري کرد، دست اندرکاران قوه قضاييه اين ظالمان را که به نظام ظلم کردند، جزا دهند تا چهره ظالمان براي مردم روشن شود.
مشاورعالي رهبر، همچنين عمليات رمضان در21 تيرماه سال 1361را از نخستين و مهمترين نمادهاي قدرت رزمندگان در شکستن استحکامات شلمچه و کوشک دانست و افزود: اگرچه اين عمليات ناموفق بود و به اهداف طراحي شده دست پيدا نکرد، ليکن اراده و عزم جدي را براي گرفتن حقوق ملت ايران و رسيدن به آتش بس و قطعنامه که تضمين کننده شکست رژيم بعثي عراق بود براي ملت ايران به ارمغان آورد.
صفوي، آران وبيدگل را از شهرستانهاي شهيدپرور و رتبه نخست ايثارگري در کشور ذکر کرد و افزود:اين شهرستان با تقديم 720 شهيد از افتخارات نظام جمهوري اسلامي است.
اين آيين با حضور جمع زيادي از خانواده هاي شهدا، مردم و مسوولان در سالن ورزشي شهداي فرهنگي آران و بيدگل برگزار شد.
شهرستان آران و بيدگل در شمال استان اصفهان قرار دارد.


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



Imageمطابق طرح‌ريزي قرارگاه كربلا در جبهه ايران، طرح عملياتي كربلاي 4 كه به علت اجرا در ماه رمضان، عمليات رمضان نام گرفت در منطقه غرب جاده اهواز و شمال كانال ماهيگيري و شمال شرق بصره عراق اجراء گرديد.
آزادسازي خرمشهر در عمليات بيت‌المقدس كه مطابق طرح عملياتي كربلاي 3 انجام گرفت، تحليل گران غربي را وادار نمود تا از ايران به عنوان خطر عمده منطقه ياد نموده و دولت‌هاي غربي به طور جدي خواهان خاتمه جنگ شوند.

Image

بیست و سوم تیرماه سالروز عمليات آفندي رمضان است كه در سال 1361 انجام شد.مطابق طرح‌ريزي قرارگاه كربلا در جبهه ايران، طرح عملياتي كربلاي 4 كه به علت اجرا در ماه رمضان، عمليات رمضان نام گرفت در منطقه غرب جاده اهواز و شمال كانال ماهيگيري و شمال شرق بصره عراق اجراء گرديد.
آزادسازي خرمشهر در عمليات بيت‌المقدس كه مطابق طرح عملياتي كربلاي 3 انجام گرفت، تحليل گران غربي را وادار نمود تا از ايران به عنوان خطر عمده منطقه ياد نموده و دولت‌هاي غربي به طور جدي خواهان خاتمه جنگ شوند

مسئله احمال نفوذ ايران به خاك عراق بحث‌هاي زيادي را ايجاد كرد و اقدامات فراواني را موجب گرديد. در اين راستا رژيم صهيونيستي اسرائيل به جنوب لبنان حمله كرد تا با استفاده از سياست ضد صهيونيستي ايران، نيروهاي ايراني را متوجه لبنان نمايد كه بيان استراتژيك راه مقدس از كربلا مي‌گذرد از طرف امام خميني (ره) اين ترفند را با شكست روبرو ساخت و همچنين عمده‌ترين دليل اصرار دول غربي خاتمه جنگ، جلوگيري از حمله آفندي ايران به داخل عراق و حفظ توازن قدرت در منطقه بوده است تا از اينكه ايران به يك قدرت برتر تبديل شود، ممانعت به عمل آورند.


كشورهاي عربي،در اين چهارچوب و با حمايت دول غربي، عراق را به روش‌هاي زير مورد حمايت قرار دادند.

- اعزام پرسنل نظامي (نيروي انساني)

- خريد تجهيزات نظامي براي عراق

- اجازه عبور تجهيزات نظامي به مقصد عراق

عمليات رمضان در چهار محور و 5 مرحله با رمز يا صاحب الزمان (عج) به اجرا درآمد.

به دليل عدم آگاهي نيروي خودي از موانع دشمن و چگونگي پدافند جديد عراقي‌ها در اين منطقه، با وجود پيشروي بسيار خوب اوليه، اهداف تصرفي غير از منقطه‌اي در پاسگاه زير تثبيت نگرديد.

آنچه كه تا كنون در دلايل عدم موفقيت عمليات رمضان كمتر به آن اشاره شده است اين نكته مي‌باشد كه عمليات رمضان اولين هجوم سراسري و گسترده ايران جهت نفوذ به خاك عراق است. يگانها و نيروهاي خودي شركت كننده در اين عمليات بيشتر از 150 گردان از ارتش و سپاه بود كه با آمادگي كامل و تجربه خوب و روحيه عالي آماده نبرد بودند ولي تقويت حسن ناسيوناليستي در سربازان عراقي به ويژه ترغيب حسن قوميت و نژاد عربي موجب گرديد تا ضمن استفاده از امكانات و شيوه‌هاي جديدتري در دفاع، مقاومت بيشتري از خودشان داده و نيروهاي خودي را زمينگير كنند.

زنده ياد شهيد سپهبد علي صياد شيرازي علت رواني عدم موفقيت اين عمليات را احساس غرور از موفقيت در عمليات‌هاي گذشته معرفي كرده است.

امير سرلشكر شهيد حسين فرجادي در اين ايام در منطقه شلمچه به شهادت رسيد.

عمليات َآفندي رمضان (طرح عملياتي كربلا4) منتج گرديد به آزادسازي حدود 250 كيلومتر مربع از خاك ميهن اسلامي و 80 كيلومتر از خاك عراق، انهدام تيپ‌هاي 96، 12، 43 رزمي و تيپ 88 مكانيزه و تيپ 55 مختلط.

حدود 1000 كشته و زخمي و 1315 اسير نيز تلفات نيروي انساني عراق بود.

انهدام 650 دستگاه تانك و نفربر ، 150 دستگاه انواع خودرو، سرنگوني 14 هواپيما و 2 فروند بالگرد از ضايعايت عراقي است.

تعداد 100 دستگاه تانك و نفربر، مقادير زيادي جنگ افزار و مهمات و تجهيزات نيز به غنيمت نيروهاي ايراني درآمد.


منبع:ساجد


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



Image خروج جبهه‌هاي جنگ از ركود
عمليات آفندي قادر در شمال‌غربي‌ترين خطوط مرزي كشور ايران با حضور چشمگير نيروهاي مردمي انجام شد و ضربه سنگيني را به دشمن بعثي وارد كرد.
عمليات قادر در حالي طرح ريزي و اجرا شد كه ركود قابل توجهي جبهه‌هاي جنگ را فراگرفته بود. عمليات بدر كه در ابتدا موفق بود ولي به دليل به كارگيري وسيع سلاح شيميايي توسط عراق،اهداف تصرفي تثبيت نگرديد،آخرين عمليات گسترده نيروهاي اسلام در مقابل عراق قبل از عمليات قادر بود.
Image
عمليات آفندي قادر در شمال‌غربي‌ترين خطوط مرزي كشور ايران با حضور چشمگير نيروهاي مردمي انجام شد و ضربه سنگيني را به دشمن بعثي وارد كرد.

عمليات قادر در حالي طرح ريزي و اجرا شد كه ركود قابل توجهي جبهه‌هاي جنگ را فراگرفته بود. عمليات بدر كه در ابتدا موفق بود ولي به دليل به كارگيري وسيع سلاح شيميايي توسط عراق،اهداف تصرفي تثبيت نگرديد،آخرين عمليات گسترده نيروهاي اسلام در مقابل عراق قبل از عمليات قادر بود.
بر اساس تصميمات فرماندهي كل،نيروهاي ايراني براي حفظ روحيه آفندي و جلوگيري از رخوت و سستي يگان‌ها و پرهيز از تلفات سنگين ناشي از عمليات‌هايي كه به دلايلي به موقعيت منجر نمي‌گرديد هر يگان تا رده تيپ مؤظف شد با اجراي گشتي‌هاي رزمي به استعداد گردان و گروه‌ها آرامش را از دشمن سلب نموده و راهي براي انجام يك عمليات گسترده باز نمايد.

در اين ميان تنها منطقه‌اي كه مي‌توانست با توجه به وضعيت آب و هوا عمليات گسترده‌اي در آن انجام گيرد شمال غربي‌ترين خطوط مرزي كشورمان بود كه در صورت موفقيت اهداف قابل توجهي را تامين مي‌نمود.

مهم‌ترين اين اهداف عبارت بودند از:

-تصرف ارتفاعات مهم و حساس منطقه.

-قطع خطوط ارتباطي و تداركاتي ضدانقلاب داخلي

-انهدام نيروهاي دشمن

-آزادسازي بخشي از خاك عراق

-افزايش كارآيي يگان‌هاي خودي

-نزديك شدن به راه‌هاي اصلي و خطوط مواصلاتي دشمن.

-ضعيف شدن دشمن و به دست آوردن ابتكار عمل

در اين عمليات به سبب موقعيت جغرافيايي منطقه عملياتي قادر، رزمندگان نمي‌توانستند پيشروي كنند و ساخت جاده در آن منطقه كوهستاني به آساني امكان‌پذير نبود. پيش از اينكه نيروهاي رزمي به قله‌هاي مرتفع اين ارتفاعات دست پيدا كنند نيروهاي جهاد سازندگي موفق شدند تمام كارهاي ساخت جاده را انجام دهند. جهاد سازندگي شش گردان را از نيروهاي مهندسي- رزمي خود شامل ستاد پشتيباني جنگ جهاد سازندگي استان فارس، دامغان، سمنان، خراسان، آذربايجان غربي و همدان به كار گرفت.

اين گردان‌ها همگي مسوؤليت مهندسي و پشتيباني از نيروي عملياتي را برعهده داشتند.

مرحله اول عمليات قادر از تاريخ 23 تيرماه سال 1364 با هدايت و كنترل قرارگاه مشترك ارتش و سپاه (قرارگاه حمزه سيدالشهداء) و فرماندهي سپهبد شهيد علي صياد شيرازي در منطقه عمومي سيركان با رمز يا صاحب الزمان (عج) آغاز گرديد و در تاريخ 8 مرداد ماه بعد از 17 روز تلاش به پايان رسيد.

دستيابي به پايگاه‌هاي منطقه‌اي و تصرف ارتفاعات باشكين، سرسپندار، بربزين روستا و حصاردوست، تصرف بخشي از خاك عراق و نزديك شدن به آماد راه‌هاي اصلي و خطوط مواصلاتي دشمن كه به دليل پاتك‌هاي سنگين مواضع تصرفي تثبيت نگرديد از نتايج اين عمليات بود.

تعداد 1250 نفر در اين عمليات از دشمن كشته و و زخمي شده و 20 نفر نيز به اسارت درآمدند.

3 فروند هواپيما، 4 دستگاه تانك،سه عراده توپ و 67 دستگاه خودرو به همراه تعدادي از پايگاه‌ها و زاغه‌هاي مهمات از جمله ضايعات انهدامي دشمن بعثي مي‌باشد.

منبع:ساجد

   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه کربلا : پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن رسالت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است .

به گزارش باشگاه خبرنگاران بسیج ، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد شفیع سیدی جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه کربلا مازندران در ساری به مناسبت فرارسیدن هفته ی پاسدار ، گفت: پاسداری و نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن دربرابر تهدیدات سخت ، نیمه سخت و نرم و عمق بخشی داخلی و خارجی به انقلاب اسلامی ، رسالت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است .

وی ضمن تبریک به مناسبت فرا رسیدن هفته ی شکوهمند پاسدار ، خاطرنشان کرد : سپاه رسالت محور انقلاب اسلامی ، با برخورداری از ویژگی های خاص و منحصر به فرد تاکنون توانسته در صحنه ی عمل ، رسالت پاسداری و نگهبانی از انقلاب اسلامی ودستاوردهای آن در برابر تهدیدات سخت، نیمه سخت و نرم و عمق بخشی داخلی و خارجی به انقلاب اسلامی را به نحور مطلوبی انجام دهد.

وی افزود : سپاه از قابلیت ها، ظرفیت ها و توانمندیهای لازم برای مقابله با تهدیدات بالقوه و بالفعل دشمن برخوردار است . بگونه ای که توانسته درمقاتع مختلف انقلاب اسلامی به خوبی از انقلاب و دستاوردهای ارزشمند آن مانند جمهوری اسلامی ، نظام ولایت فقیه ، استقلال و عزت دفاع نماید .


منبع:خبرگزاری بسیج


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



معاون وزیر اقتصادگفت: آغاز مهر زمان مناسبی برای اجرای قانون هدفمندی یارانه ها نیست.

محمدرضا فرزین در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا ممکن است اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها از نیمه دوم سال به دلایلی از جمله همزمان شدن با ماه مبارک رمضان و آغاز فصل تحصیلی و افزایش هزینه ها با تاخیر مواجه شود، گفت: دولت سفت و سخت در پی اجرای قانون است و جلسات کارگروه طرح تحول به طور منظم برگزار می‌شود.

وی در عین حال تصریح کرد: ممکن است آغاز مهرماه به لحاظ تقویمی زمان مناسبی برای اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها نباشد، اما تصمیم دولت این است که در نیمه دوم سال قانون را اجرا کند.

بر اساس این گزارش به نظر می‌رسد به دلیل اینکه آغاز مهرماه همزمان با دو مناسبت پایان ماه رمضان و بازگشایی مدارس بوده و هزینه‌های خانوار در این زمان افزایش می‌یابد، دولت به این نتیجه برسد که اجرای هدفمندی یارانه‌ها با این مناسبتها همزمان نشود.


منبع:کلمه


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



محمد کرمی‌راد، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اظهارات اخیر رئیس جمهور روسیه را ناشی از بی‌اطلاعی وی در قبال برنامه هسته‌ای ایران خواند و گفت: چطور ممکن است روسیه از فعالیت هسته‌ای ایران مطلع باشد و چنین سخنان بی‌ارزش و کذبی را در‌باره ایران بر زبان آورد.

به گزارش آفتاب، اظهارات اخیر رئیس جمهور روسیه را ناشی از بی‌اطلاعی وی در قبال برنامه هسته‌ای ایران خواند و گفت: چطور ممکن است روسیه از فعالیت هسته‌ای ایران مطلع باشد و چنین سخنان بی‌ارزش و کذبی را در‌باره ایران بر زبان آورد.

وی ادامه داد: ما هیچ‌گاه به‌دنبال بمب هسته‌ای نبوده و نیستم و بارها این موضوع را در مجامع بین‌المللی مطرح کرد‌ه‌ایم. بارها نیز رهبر انقلاب و مراجع تقلید نسبت به این اظهارات که غالبا از سوی آمریکا و برخی کشورهای غربی مطرح می‌شد تاکید کردند که حرکت به سمت سلاح هسته‌ای خلاف آموزه‌های دینی ما است و استفاده از آن را خلاف شرع‌ می‌دانیم.

نماینده کرمانشاه، یادآور شد: معتقدم این اظهارات بیشتر فرافکنی است و روسیه نیز سعی دارد چون آمریکا ایران‌‌هراسی را در منطقه ترویج دهد.

کرمی‌راد خاطرنشان کرد: روس‌ها از زمانی که در بحث تبادل سوخت وارد بازی نشدند دچار نوعی عصبانیت نسبت به ایران شدند و اظهارات به دنبال همان عصبانیت است. روسیه از ابتدا چون دیگر کشورهای غربی نمی‌توان ایران هسته‌ای را تحمل کند و اساسا خواست او وجود ایران هسته‌ای نیست.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، گفت: توصیه می‌کنم آقای مدودوف با عقلانیت و درایت بیشتری نسبت به ایران سخن بگوید و سعی نکند با این اظهارات رابطه دو کشور را تیره نماید.


منبع:کلمه


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: خسارت تعطیلی در روزهای یکشنبه و دوشنبه به دولت حدود ۴ هزار میلیارد تومان برآورد شده است.

به گزارش مهر، عوض حیدرپور نماینده مردم شهرضا در مجلس گفت: متاسفانه تعطیلات بی برنامه در روزهای بیستم و بیست و یکم تیرماه موجب شده تا حدود ۴ میلیارد دلار به کشور خسارت وارد شود.

وی خاطرنشان کرد: این رقم خسارت در حالی به کشور وارد می شود که می توانستیم با این پول کل مشکلات بخش بهداشت، درمان را رفع کنیم.

حیدرپور گفت: متاسفانه خسارت ۴ هزار میلیارد تومانی در حالی به کشور وارد می شود که وزارتخانه های همانند آموزش و پرورش و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با مشکلات عدیده ای مواجه هستند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی یادآور شد: تعطیلی در روزهای یکشنبه و دوشنبه در حالی به وقوع پیوست که سال ۱۳۸۹ توسط مقام معظم رهبری مزین به سال همت مضاعف، کار مضاعف است.

حیدرپور یادآور شد: گرما در سال همت مضاعف و کارمضاعف به معنی این است که در هنگام گرم شدن باید مصرف انرژی را کاهش داد.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یادآور شد: دولت باید نسبت به تعطیلی در روزهای یکشنبه و دوشنبه پاسخگو باشد.


منبع:کلمه


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نوزدهمین همایش فرماندهان و مسئولین سپاه گفت:درطول ۳۰ ساله انقلاب کسانی بودند که خدمات شایانی نیز برای انقلاب و کشور داشته اند ولی از اتوبوس انقلاب جا مانده و خود را به بیرون پرت کرده اند.

به گزارش سپاه نیوز، رحیم پور ازغدی با طرح این سؤال که چگونه می توان انقلابی و حسینی ماند؟ با استناد به احادیث منقول از حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) تاکید کرد:درطول تاریخ انقلاب های زیادی رخ داده اند و افراد زیادی در آن نقش داشته اند ولی آن چیزی که باعث ماندگاری انقلاب امام حسین (ع) و انقلاب ما شده است حاکم بودن روح الهی و ارزشی برآن بوده است.

وی افزود:افراد و انقلابیون زیادی بودند که بدلیل ویژه خواری به دام دشمن افتاده و از مسیر انقلاب منحرف شده اند اما بخاطر اینکه سکاندار و رهبری انقلاب و روح حاکم بر آن الهی و دینی بوده باعث ماندگاری آن شده است.

رحیم پور ازغدی خاطرنشان کرد:پاسداری از انقلاب بدون شناخت گونه های زبان انقلاب امکان ندارد و شناخت آسیب های انقلاب شرط اصلی پاسداری از آن است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی برای انقلابی و حسینی ماندن ایمان از روی تفکر و تدبر، غیرت دینی و انقلابی، خستگی ناپذیر و نستوه بودن را ازجمله عوامل برشمرد و ادامه داد:مردمی بودن و خدمت به خلق ،پاکیزگی مالی و اقتصادی از دیگر عواملی است که در انقلابی بودن تاثیر دارند.

هفته گذشته حسن رحیم پور ازغدی ، در اظهاراتی که از سیما پخش شد با اشاره به موضوع ازدیاد جمعیت در جامعه گفته بود: ” هم اکنون برخی خانم ها می گویند بچه دار نمی شویم برای اینکه هیکلمون به هم می خوره. ای مرده شور ببره هیکلت رو . مگه هیکلت رو می خوای ببری آخرت ؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار ؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه می خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی.”


منبع:کلمه


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



با كودكان و نوجوانان 1   


بازيگوشى كودكان

حمايت از آزادى و آمريت كودك خردسال در حدى كه به خود كودك و ديگران زيان نرساند نه تنها نكوهيده نيست‏بلكه از ديدگاه تعليم و تربيت اسلامى مطلوب و پسنديده نيز مى‏باشد. لهذا نبايد از شيطنت و عدم رعايت نظم و طاعت از ناحيه كودك خردسال، نگران بود.

رسول گرامى اسلام حضرت محمد صلى الله عليه و آله، همين نكته را به پدران و مادران يادآور مى‏گردد كه اگر در فرزند خردسال خود حالاتى خارج از حدود نظم و نزاكت و بيرون از مرز طاعت و انقياد و بالاخره طغيان و سرگشى كودكانه مشاهده كردندبايد نسبت‏به آينده او شادمان گردند، زيرا وجود حالت فعال و جوشان در كودك خردسال، نمايانگر فزونى خرد وانديشه و كابرد بيش‏تر و فزاينده آن در بزرگ سالى اوست. (1)

پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «عرامة الصبى فى صغره زيادة فى عقله فى كبره (2) ; شيطنت و لجاجت كودك به هنگام خردسالى نشانه زيادى عقل و انديشه او در بزرگسالى است.»

و يا صالح‏بن عقبه روايت مى‏كند كه من از عبد صالح امام موسى‏بن جعفر عليه السلام شنيدم كه فرمود: «يستحب عرامة الغلام في صغره ليكون حليما فى كبره. ثم قال: لا ينبغى الا ان يكون هكذا; (3) شايسته است، كودك به هنگام خردسالى، بازيگوش و پرتلاطم و متمرد باشد تا در بزرگ‏سالى، صبور و شكيب گردد. سپس آن حضرت فرمود: سزاوار است كه كودك خردسال منحصرا اين چنين بوده و بازيگوش و پرجنب و جوش باشد.»

اگر بازيگوشى و بازى‏طلبى كودك، سركوب نشود و بتواند به وسيله بازى‏هاى متنوع، جسم و جان خود را شاداب و پرنشاط سازد، در بزرگ‏سالى از آدم‏هاى عصبى و تندخو و زود رنج و غير طبيعى، نخواهد بود، بلكه آدمى معتدل و متين و توانمند خواهد بود. (4)

امام خمينى رحمه الله نيز كه آشنا به روحيات، حالات و مراحل رشد كودكان بودند درباره شيطنت و بازيگوشى بچه‏ها مى‏فرمودند:«بچه شيطون است، او بايد شيطنت كند و بچه‏اى كه يك گوشه بيفتد و بخواهد، چهار زانو بنشيند، اين بچه يست‏بزرگ‏سال است، بچه نبايد بنشيند و اگر يك‏جا نشست‏شما بايد ببينيد چرا نشسته و اگر خوابيد ببينيد چرا خوابيده بچه بايد شيطنت كند» (5) رام و مطيع بودن و آرام و ساكت‏بودن كودك خردسال نبايد به خاطر اين‏كه والدين در سايه چنين حالتى در كودكانشان، از آرامش و آسايش بيش‏ترى برخوردار مى‏گردند اين تصور را در آنها به وجود آورد كه كودك خردسال آن‏ها واجد سلامت و شخصيت مطلوبى مى‏باشد، بلكه چنين كودكى يا بيمار است و يا اين‏كه سرانجام شخصى خواهد شد كه سكوت و سازش و طاعت و تسليم در برابر هر حق و ناحق، شيوه او خواهد گشت و چنين شخصى هرگز نمى‏تواند حقوق خود را از محيط خويش بگيريد. (6) و نيز روايت‏شده است كه زيرك‏ترين كودكان، كودكانى هستند كه از مدرسه ومحل درس گريزانند، يعنى بازيگوش هستند. (7) مجلسى دوم در ذيل اين روايت، «عرامة‏» را به بد اخلاقى و شيطنت و بالاخره شدت علاقه كودك به بازى و فرار از مدرسه تفسير كرده و اضافه مى‏كند كه اين حالت در كودكان نشانه عقل و استقامت آن‏ها در بزرگ‏سالى است و بايد كودك اين چنين باشد. اما اگر كودكى مطيع و بى‏جنب و جوش و به اصطلاح خوش اخلاق، آرام، سر به زير و مانند بزرگ‏سالان عمل نمايد، در بزرگ‏سالى كم‏هوش و كم‏استقامت است. چنان‏كه اين امر نيز به تجربه رسيده است. (8)

دكتر فريده مصطفوى درباره نوه‏هاى حضرت امام خمينى رحمه الله چنين مى‏گويد:

«نوه‏هاى آقا همه شلوغ بودند، امام رحمه الله به دختر من كه از شيطنت‏بچه خود گله مى‏كرد مى‏گفتند: من حاضرم ثوابى كه تو از تحمل شيطنت‏حسين مى‏برى، با ثواب تمام عبادات خود عوض كنم.» (9) و باز در همين رابطه خانم فرشته اعرابى نقل مى‏كند: «گاهى اوقات كه من نزد امام رحمه الله مى‏رفتم و پسرم را نمى‏بردم، مى‏گفتند حسين را نياوردى؟ مى‏گفتم چون پسر من خيلى شيطونى و بدى مى‏كند. مى‏گفتند حسين بدى مى‏كند؟ خوب بچه بايد بدى كند، تازه اين‏ها بدى نيست، بچه بايد اين كار را بكند، شما اشتباه مى‏كنيد، مگر بچه بدى مى‏كند؟ مى‏گفتم آخر فكر مى‏كنم شما اذيت مى‏شويد. مى‏گفتند من از اين‏كه شما بياييد و بچه‏هايتان را نياوريد، اذيت مى‏شوم.» (10)

بنابراين طبق تعليم و تربيت اسلام هيچ پدر و مادرى حق ندارد روح بازى‏گوشى(شيطنت) و سرپيچى از اطاعت در دوران خردسالى كودك را دراو سركوب كند و به خاطر تامين آرامش و آسايش خاطر خويش كودكان سرشار و لبريز از نشاط و جنب و جوش را به موجودى مطيع، آرام، خموده و افسرده دل مبدل سازند. والدين نبايد ظرفيت‏ها و استعدادهاى كودكان خويش را كه از طريق همين بازى‏هاى متنوع و بچه‏گانه به ظهور مى‏رسند، به خاطر آرامش و آسايش خويش سركوب نمايند. علماى تعليم و تربيت، خصوصا نظريه‏پردازان روان‏شناسى بازى به اين نتيجه رسيده‏اند كه بازى‏ها و تحركات بچه‏گانه، موجب رشد و پرورش قواى جسمانى، عقلانى، روانى، اجتماعى و اخلاقى كودكان مى‏باشد. بنابراين وظيفه والدين است كه با غنا بخشيدن به محيط تربيتى كودك زمينه‏اى را فراهم نمايند تا استعدادهاى بالقوه و خدادادى كودك شكوفا گردد. راجرز درباره نياز كودك به كنجكاوى و كشف اشيا معتقد است كه: كودك در درون خود اين استعداد و ادراك را دارد كه در مورد اشيا و چگونگى كاركرد آن‏ها كنجكاوى داشته باشد، به همين دليل اسباب بازى‏هايش را مى‏شكند و مى‏خواهد درون اسباب‏بازى‏هايش را كشف كند و داخل آن را ببيند، اين‏گونه فعاليت‏ها براى كودك بسيار رضايت‏بخش است چون به نياز درونى پاسخ مى‏دهد.

متاسفانه گروهى از والدين پاسخ‏هايى به كودك مى‏دهند كه با نياز وى به كنجكاوى و ميل به كشف اشيا در تضاد است، اين پيام‏ها به صورت كلامى ( تو بد هستى، اگر اين‏گونه عمل كنى دوستت نداريم و...) يا غير كلامى (اخم كردن، رو ترش كردن، لب گاز گرفتن و ...) ابراز مى‏شوند.

كودك به خاطر تهديد و تحميق‏هايى كه از سوى والدين مى‏شود، از نياز به كنجكاوى و كشف اشيا به خاطر اين‏كه نياز اساسى‏ترى مثل محبت و توجه مثبت والدين را از دست ندهد، صرف‏نظر مى‏كند. اين‏جا مساله سرآغاز تحريف از مسير رشد فطرى و طبيعى كودك است، كه آثار مخرب و زيان‏بارى بر روى سلامت روان‏ورشدتشخصيى‏كودك‏خواهدگذاشت.

متاسفانه عده‏اى از والدين كودكانى را مى‏پسندند كه ساكت، آرام و مطيع باشند. اين‏گونه والدين دوست دارند كودك خردسال آن‏ها، بزرگ‏سالى كوچك شده باشد، غافل از اين‏كه، كودك است‏با تمام ويژگى‏هاى كودكى و هرگز بزرگ‏سالى كوچك شده نيست. كودك سالم از سلامت جسمى، ذهنى، عاطفى و روانى كافى برخوردار است، به طور طبيعى نيازهايى دارد كه او را از بزرگ‏سالان جدا مى‏كند; او به بازى و جست و خيز و ارتباط با هم‏سالان نياز دارد و همه چيز را از دريچه‏هاى بازى مى‏بيند. از احاديث و روايات اسلامى چنين استفاده مى‏شود كه وجود شيطنت و بازى‏گوشى و حالت فعال و پر جنب و جوش در كودك ناشى از سلامت جسمى، ذهنى، عاطفى و روانى اوست و چنين كارهايى - به ويژه براى پسران كه از تحرك و انرژى بيش‏ترى برخوردارند - امرى طبيعى است و نبايد موجب نگرانى والدين باشد بلكه بايد با صبر و حوصله و تدبير، اين‏گونه رفتارها را تحمل كنند، هرچند بايد آن‏ها را در مسير صحيح خود هدايت كنند، تا اين رفتارهاى طبيعى آن‏ها به لاقيدى منتهى نشود. مثلا درست است كه كودك بايد بازى كند اما بايد ياد بگيرد كه به ديگران صدمه نزند، حيوانات را نيازارد، براى همسايگان مزاحمت ايجاد نكند، در پارك‏ها گل‏ها را پرپر نكند و... . تجربه نيز نشان داده است كه اين‏گونه كودكان فعال و با نشاط و پرتحرك، اگرچه در دوران خردسالى براى والدين خود مشكلات و ناراحتى‏هايى ايجاد مى‏كنند، اما در بزرگ‏سالى از هوش و استقامت‏بيش‏ترى برخوردارند. (11)

طبق تحقيقى كه توسط موسن و ساسمن (1980) و مرات بارت و درى برى (1981) انجام شده كودكانى كه پرجنب و جوش و بى‏قرار هستند وقتى كه بزرگ شدند و به مدرسه رفتند لزوما بچه‏هاى شيطان و جنجال برانگيز نخواهند بود. (12)

پيام‏ها و نتايج

1- در تعليم و تربيت اسلامى حمايت از آزادى و بازى‏گوشى كودك امرى پسنديده مى‏باشد و از احاديث و روايات چنين استفاده مى‏شود كه وجود شيطنت و بازگوشى و حالت فعال و پر جنب و جوشى در كودك نشانه سلامت جسمى، ذهنى، عاطفى و روانى اوست و چنين كارهايى در هوش و استقامت او در بزرگ‏سالى تاثير دارد.

2- متاسفانه بعضى از والدين كودكانى را مى‏پسندند كه آرام، ساكت و مطيع باشند تا موجبات زحمت و ناراحتى آنان را فراهم نكنند، اين‏گونه والدين توقع و انتظار دارند كه كودكشان همانند بزرگ‏سالان رفتار نمايد در صورتى كه كودك آنان ميل و نياز شديدى به بازى و جست و خيز دارد و همه را از دريچه بازى مى‏بيند.

3- كودكانى كه آرام و ساكت در گوشه‏اى بنشينند و مطيع و گوش به فرمان والدين باشند به احتمال قوى مشكل دارند.

4- وظيفه والدين است كه بستر و فضاى مناسبى براى جست و خيز و آزادسازى انرژى عصبى و روانى كودكان فراهم نمايند و گرنه اين انرژى متراكم شده به صورت مخربى خودش را نشان خواهد داد.

5- از سيره عملى و ديدگاه‏هاى امام خمينى رحمه الله نيز چنين استنباط مى‏كنيم كه:

الف) طبيعت و ماهيت كودك را پاك و مثبت مى‏دانستند.

ب) چون داراى سلامت روح و روان بودند، ادراكشان از جلوه‏هاى خداوندى بر مبناى سلامت روان بوده و بر همين اساس همه كودكان را كه جلوه‏هاى خداوندى‏اند دوست داشته و كارهاى آنان را منطبق با فطرت و طبيعت مى‏دانستند.

ج) با توجه به آگاهى كه از خصوصيات و ويژگى‏هاى روحى و روانى كودكان داشتند، شيطنت و بازى‏گوشى آنان را امرى طبيعى و فطرى مى‏دانستند.

د) ايشان حاضرند ثواب عبادات خود را (كه بيش از پنجاه سال نماز شبشان ترك نشده و آن مناجات‏هاى عارفانه و عاشقانه‏اى كه داشتند) با تحمل بازى‏گوشى كودك عوض نمايند.

و) ديدگاه و عملكرد ايشان واقعا پيشرفته و در سطح بالايى است كه با ديدگاه‏هاى روانشناسان معاصر هم جهت و هم‏سو است.

ه) ايشان بهترين و مطمئن‏ترين الگوى رفتارى براى خانواده‏ها در عصر حاضرند.

پى‏نوشت‏ها:

1- حجتى كرمانى، سيد محمدباقر، سه گفتار پيرامون برخى از مسائل تربيتى اسلام، ص 65

2- بحارالانوار، ج 4، ص 378

3- منبع 2، ص 379

4- بهشتى، احمد، اسلام و بازى كودكان، ص 85

5- مجله آشنا، ص 30 به نقل از روزنامه اطلاعات، شماره 19631

6- حجتى كرمانى، پيشين، ص 66

7- بحارالانوار، ج 4، ص 379

8- حجتى كرمانى، سيد محمدباقر، اسلام و تعليم و تربيت، ج 1، ص 252

9- ستوده، اميررضا، پا به پاى آفتاب گفته‏ها و ناگفته‏ها از زندگى امام خمينى رحمه الله، ج 1، ص 107

10- اعرابى، فرشته، مجله سروش، ص 20

11- سادات، محمدعلى، راهنماى پدران و مادران، ج 2، ص 61 تا 63

12- ماسن، هنرى و همكاران، رشد شخصيت كودك، ص 165 (ترجه مهشيد ياسايى)


محمدرضا مطهرى


منبع:سایت امام خمینی(ره)


   نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



محمد خباز در خصوص اظهارات اخیر احمدی نژاد مبنی براینکه کشور یک حزب بیشتر ندارد آن هم ولایت فقیه است گفت: به نظرم احمدی نژاد با این اظهارات می خواهد از مسئولیت فرار کند. متاسفانه مسئولان ما یا حزب گریز هستند یا حزب ستیز. من این نحوه برخورد با احزاب را به مصلحت کشور نمی دانم و معتقدم اگر قرار است دموکراسی در کشور نهادینه شود باید جایگاه حزب در کشور تقویت شود نه اینکه هر روز با اظهارات جدید تیشه به ریشه آنچه از حزب در کشور داریم بزنیم

به گزارش آفتاب، این عضو فراکسیون خط امام (ره) در خصوص اظهارات اخیر رئیس جمهور مبنی براینکه کشور یک حزب بیشتر ندارد آن هم ولایت فقیه است گفت: در اصل ۲۸ قانون اساسی فعالیت احزاب و گروهها مجاز شمرده شده است و در وزارت کشور نیز کمیسیون ماده ۱۰ احزاب به همین منظور جود دارد آیا رئیس جمهور از این کمیسیون بی اطلاع است؟

وی ادامه داد: این اظهارات پاک کردن صورت مسئله است این عبارات یعنی نپذیرفتن دموکراسی در کشور. نمی شود گفت در کشوری پارلمان وجود دارد اما فعالیت حزبی نداریم.

عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس تصریح کرد: جناح بندی های سیاسی از اول انقلاب بوده است و ما از همان آغاز حزب داشتیم اما احزاب آن زمان بدون تابلو یعنی بدون مسئولیت و بدون پاسخگویی بودند. دو جناح مورد تائید نظام از اوایل انقالب در کشور وجود داشت که در هر دوره نامش تغییر می کرد اما محتوا همان بود و امروز به اصلاح طلب و اصولگرا تغییر نام داده است.

خباز گفت: اول باید از رئیس جمهور سئوال کرد آیا اصل مربوط به احزاب در قانون اساسی را قبول دارد؟ اگر قبول ندارد چگونه می خواهد از قانون اساسی پاسداری کند؟ آیا اصلا قبول دارند که رای ایشان از اصولگرایان بوده است؟ گر بگوید نه خلاف واقعیت را گفته است؟ زیرا همه اصولگرایان پشت سر ایشان صف آرایی کردند و افتخارشان این است که به آقای احمدی نژاد رای داده اند چگونه این محبت آقایان را قبول ندارند؟ آیا این نوعی بی منتی نیست که بگویند آرای به دست آمده آرای خودم بوده است؟

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس یادآور شد: من معتقدم رای به دست آمده رای آقای محمود احمدی نژاد نبود بلکه یک مجموعه ای از نخبگان کشور تحت عنوان اصولگرا و تعداد زیادی از توده مردم تحت تاثیر سخنان نخبگان اصولگرا به وی رای دادند و رد کردن این موضوع نوعی بی منت کردن محبت اصولگرایانی است که در راه ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد تلاش کردند.

خباز با بیان اینکه اظهارات ضد حزبی آقای احمدی نژاد مسبوق به سابقه است گفت: وی سابق هم گفته بود که وقتی بسیج داریم حزب نیاز نداریم، وقتی مسجد داریم، حزب نیاز نداریم و حال می گوید وقتی ولایت داریم حزب نیاز نداریم.

 

منبع:کلمه


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



یکی از نمایندگان مجلس در اعتراض به تعطیلی‎های اعلام شده از سوی دولت خواستار جبرای خسارات وارده به مردم شد.

به گزارش خبرآنلاین، داریوش قنبری نماینده ایلام با بیان اینکه تعطیلات دو روز گذشته مجلس زیان‌های بسیاری را متوجه کشور کرده است، گفت: انتظار می‌رفت که مجلس جلوی تعطیلات مجلس را بگیرد و یا اینکه به دولت تذکر دهد.

سخنگوی فراکسیون اقلیت با بیان اینکه در کمال ناباوری شاهد تعطیلی مجلس بودیم، ادامه داد: این در حالی است که موکلین ما در گرمای ۵۰ درجه بالای صفر در حال کار کردن هستند و این با شان مجلس مطابقت ندارد که گفته شود به خاطر گرما آن هم در شرایطی که کار ما در فضای بسته و زیر کولر است بر سر کار نمی‌آییم.

وی با بیان اینکه بنا بود امسال سال کار مضاعف باشد، ادامه داد: اما ظاهرا امسال تعطیلی مضاعف و بیکاری مضاعف را تجربه می‌کنیم که لازم است در این زمینه توجهات جدی صورت گیرد.

سیدشهاب‌الدین صدر که ریاست جلسه علنی را برعهده داشت،گفت: هیات‌رئیسه در ارتباط با تعطیلی جلسه مجلس جلسه‌ای نداشته است، اما این مساله در هیات‌رئیسه مطرح خواهد شد و کسانی که در این تصمیم‌گیری مشارکت داشته‌اند توضیح خواهند داد.

 

منبع:کلمه


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



خبرگزاري فرانسه، بيروت، هفته‌نامه گزارش و وقايع عرب، مورخ 14 اوت 1980
اين هفته‌نامه نوشت وزارت امور خارجه ايالات متحده آمريكا هفته گذشته به يك كمپاني امريكايي اجازه داد تا تعداد 8 توربين به ارزش 2/11 ميليون دلار به عراق بفروشد بر اساس گزارش اين هفته‌نامه اين توربين‌ها براي چهار كشتي جنگي كه در حال حاضر به سفارش عراق در ايتاليا ساخته مي‌شوند در نظر گرفته شده‌اند.
اين هفته‌نامه مي‌افزايد مناسبات عراق و ايالات متحده كه از سال 1976 قطع شد روز به روز بهبود مي‌يابد.
لازم به ذکر است که پس از سقوط رژيم شاه، آمريكا كوشيد تا خلاء ناشي از فقدان شاه را در خليج فارس جبران كند. آمريكا با بررسي‌هاي سطحي كه به عمل آورد متوجه شد كه عراق بهتر از ديگر شیخ نشینان خليج فارس مي‌تواند خلاء را پر كند. به همين روي اقدام به تقويت رژيم صدام کرد. نمونه اين تقويت، خريداري چهار كشتي جنگي از ايتاليا بود كه به تشويق آمريكا صورت گرفت و اين واقعه نشان از اين حقيقت دارد كه عراق پا جاي پاي رژيم شاه گذاشت و راه او را طی کرد.

منبع: ماهنامه پیام انقلاب


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



خبرگزاري فارس: رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها گفت: علت تحريم‌ها نااميدشدن استكبار از حيات مجدد فتنه‌گران در 22 خرداد است.

ادامه ی مطلب

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



فرمانده سپاه قمر بنی هاشم (ع) چهارمحال و بختیاری در آستانه فرارسیدن ولادت امام حسین (ع) و روز پاسدار گفت :پرچم متبرکه امام حسین (ع) در شهرکرد همزمان با ولادت امام حسین (ع) به اهتزاز در می آید.

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران بسیج استان چهارمحال و بختیاری ، سردار رضا محمد سلیمانی افزود : پاسداران با ایثار و اخلاص و حضور با بصیرت خود در عرصه های مختلف که برگرفته از قیام عاشورای حسینی است از آرمان های والای اسلام و انقلاب اسلامی دفاع و پاسداری کردند .

وی گفت : حضرت امام حسین (ع) بزرگ پاسدار اسلام است و پاسداران وبسیجیان درعرصه های مختلف از جمله دفاع مقدس از آن حضرت الگوی گرفتند.

سردار محمدسلیمانی در ادامه با اشاره به برنامه های سپاه استان در این هفته به احتزاز در آوردن متبرک امام حسین (ع) در میدان امام حسین (ع) شهرکرد را از مهمترین برنامه های این هفته عنوان کرد و افزود : همزمان با هفته پاسدار  پرچم متبرکه آن حضرت با حضور خانواده معظم شهداء ، ایثارگران ، جانبازان ، مسئولین ادارات ، بسیجیان و کارکنان نیروهای مسلح مستقر در استان در میدان امام حسین (ع) شهرکرد روز شنبه 26/4/ 89 ساعت 30/8 به اهتزار در خواهد آمد.

وی برگزاری جشن بزرگ میلاد ، غبار روبی و عطرافشانی قبور مطهر شهداء ، شرکت منظم در نمازجمعه ، برگزاری صبحگاه مشترک ، برپایی ایستگاه های صلواتی ، سرکشی از خانواده معظم شهداء پاسدار درسطح استان  را از دیگر برنامه های این هفته عنوان کرد.

منبع:خبرگزاری بسیج


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



-->

مسئول معاونت تربیت و آموزش عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه سپاه کربلا در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران بسیج بمناسبت هفته ی پاسدار ، گفت : فلسفه ی وجودی سپاه حراست و پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است .


به گزارش باشگاه خبرنگاران بسیج ، سرهنگ پاسدار عباسعلی پاک منش با تاکید بر گرامیداشت هفته ی پاسدار افزو د : رویکرد مردمی نیز از ویژگی های بارز سپاه به شمار می رود.


منبع:خبرگزاری بسیج



   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



مسئول سازمان اردویی ، راهیان نور و گردشگری سپاه کربلا مازندران برتکریم مقام پاسداران تاکید کرد .

به گزارش باشگاه خبرنگاران بسیج ، سرهنگ پاسدار احمد ذلیکانی گفت : سپاه و بسیج بازوان توانمند .لایت فقیه به شمار می روند .

وی افزود : سوم شعبان که با عنوان روز پاسدار نامگذاری شده است ، فرصت مناسبی برای نمایش اقتدار سپاه در ابعاد معنوی و مادی به حساب می آید .

منبع:خبرگزاری بسیج


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



-->

به گزارش باشگاه خبرنگاران بسیج ، حجت الاسلام مختار نظری مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه کربلا طی گفتگویی با خبرنگار خبرگزاری بسیج به مناسبت فرار سیدن هفته ی شکوهمند پاسدار ، بر ترویج فرهنگ پاسداری تاکید کرد 

: معنویت گرایی ، ولایتمداری ، روحیه ی جهادی و انقلابی ، آمادگی نظامی ، دفاع از ارزشها ، ایثار و  فداکاری ، توجه به علم ، دانش و فناوری و حفظ منزلت پاسداری از مهمترین شاخص های فرهنگ پاسداری است .

مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه کربلا اضافه کرد : ولایت فقیه ، ولایتمداری و ولایت پذیری همچون نگین درخشان و عزت آفرین بر تارک سپاه و پیشانی فرهنگ پاسداری می درخشد .

حجت الاسلام مختار نظری با اشاره به حماسه های عاشورایی پاسداران انقلاب اسلامی در عرصه های دفاع از انقلاب و ترویج ارزشها بویژه در دوران دفاع مقدس ، خاطر نشان ساخت: سنگ زیرین سپاه و پاسداری را روحیه ی جهادی و انقلابی و احساس مسئولیت در برابر انقلاب و اسلام تشکیل داده و دست عنایت الهی ، قلبهای جوانان غیور ایران اسلامی را متوجه عملی ساخت که د رواقع به بیمه شدن انقلاب خونبار ملت ایران اسلامی انجامید و متعاقباٌ بسان دست غیب الهی ، همواره برسینه ی نامحرمان کوبید و آنان را از هر گونه تعرض نسبت به ودیعه ی انقلاب بازداشت .

وی افزود : روحیه ی جهادی و انقلابی به پاسداران و رزمندگان اسلام شجاعت بخشیده و آ«ان را د رمقابل مستکبران عالم استوار و مقاوم ساخته است .

مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه کربلا مازندران با تاکید بر گرامیداشت هفته ی پاسدار و تکریم مقام پاسداران ، گفت : د رپرتو رهنمودهای سازنده حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری ، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی د رمقابل تهدیدات نظامی دشمن د رابعاد داخلی و خارجی نقش فوق العاده و تعیین کننده ای داشته است و تعبیر بلند حضرت امام خمینی (ره) مبنی برا اینکه اگر سپاه نبود کشور هم نبود ، گویای این مهم می باشد.


منبع:خبرگزاری بسیج


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



به گزارش خبرنگار اعزامي ايرنا ، منوچهر متکي که در اسپانيا به سر مي برد روز سه شنبه در نشستي خبري تصريح کرد: مواضع روسيه در ماه‌هاي اخير مورد پذيرش ما نيست.
متکي افزود: ما از اهداف و معاملات پشت پرده اينگونه اظهارات خبر نداريم اما اعلام مي‌کنيم که از مواضع خود کوتاه نمي‌آييم؛ ما خواهان روابط خوب با روسيه هستيم. البته به برخي مواضع آنها اعتراض داريم.
وزير امور خارجه کشورمان با اشاره به مواضع چين و روسيه گفت: همان‌طور که آقاي فيدل کاسترو از اين موضوع انتقاد کرد ما نيز انتقادهايي به اين موضوع داريم. روسيه و چين مانند هر کشور ديگري مواضعي دارند که ممکن است براي ما هم قابل قبول نباشد.

** توصيه متکي به آمريکا
وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در ادامه به آمريکا توصيه کرد که مانع بازگشت شهرام اميري به ايران و پيوستن وي به خانواده اش نشود.
منابع خبري روز سه شنبه از پناه بردن شهرام اميري کارشناس ربوده شده ايراني به دفتر حفاظت منافع جمهوري اسلامي ايران در واشنگتن خبر دادند.

** هشدار به آمريکا
متکي در پاسخ به پرسشي در مورد اظهارات فيدل کاسترو درباره رويکرد تخاصمي آمريکا در جهان، گفت: آمريکا پس از جنگ سرد احساس مي‌کرد تنها قدرت مسلط بر جهان است و ارزيابي هاي آقاي فيدل کاسترو نشان دهنده درک ايشان از جريان هاي قدرت در آمريکاست.
متکي در مورد سياست هاي تهاجمي آمريکا اظهار داشت: آمريکا قدرت اول نظامي است و مي‌تواند هر جنگي را شروع کند اما نکته مهم اين است که آمريکا در تعيين عواقب شروع اين کار، تعيين کننده نيست.
وي افزود: اين مورد را در شکست وحشتناک دولت بوش در حمله به عراق و افغانستان شاهد بوديم؛ همين موضوع باعث شد که اوباما به عنوان فرصتي جديد براي آمريکايي ها محسوب شود اگر اوباما بخواهد همان سياست ها را ادامه دهد به سرنوشت بوش دچار مي‌شود.
وزير امور خارجه کشورمان در ادامه با برشمردن پيشرفت هاي ايران پس از انقلاب اسلامي عنوان کرد که ايران پيشرفت هاي بسيار زيادي داشته است و اين به اروپا مربوط مي شود که سياست هاي خود در قبال ايران را اتخاد کند اما امروز ما به عنوان دومين کشور دارنده ذخاير گازي ظرفيت عظيمي از سرمايه گذاري در اين حوزه را داريم.

** ديگران از تحريم ضرر کردند
متکي تصريح کرد: ما از تحريم ها ضرر نکرده ايم بلکه شرکت هاي کشورهايي که در اين تحريم ها حضور داشتند متضرر شده اند.
وي افزود: تحريم ادبيات دهه هاي 60 و 70 ميلادي است و اکنون کارايي ندارد. اروپا به گاز ما نياز دارد اگر اروپا مي‌خواهد گزينه هايش را محدود کند اين به اروپا مربوط است.
وزير خارجه ايران خاطرنشان کرد: قطعنامه ها حرکتي سياسي و تحريم ها جنگ رواني است و براي ملت ايران پشت پرده رواني روشن است و به هيچ وجه اجازه زيرپاگذاشتن حقوقش را نمي دهد.
وي تاکيد کرد: ما معتقديم قدرت منشا حق نيست؛ بايد حق منشا قدرت باشد. اين حرف اساسي جمهوري اسلامي ايران است و ملت ها از اين موضوع حمايت مي‌کنند.

وي در ادامه با يادآوري اين موضوع که ايران از بنيانگذاران ان.پي.تي و عضو متعهد آژانس بين المللي انرژي اتمي است بيان داشت: ما به تعهدات خود پايبند هستيم و در عين حال بر استفاده از حقوق کشورها تاکيد داريم به همين دليل توانستيم با وجودي که اين تکنولوژي را در اختيار ما قرار نمي‌دادند خودمان به آن دست پيدا کنيم.
متکي در مورد موضوع تبادل سوخت گفت: پيشنهادي که مطرح شد معاوضه سوخت و اورانيوم 3/5 درصد بود ما اميدواريم که اين معاوضه انجام شود در غير اين صورت خودمان اين سوخت را توليد مي‌کنيم.

** اشتباه اروپا
متکي در مورد اقدامات فراقطعنامه اي اتحاديه اروپا، آن را اشتباه بزرگي خواند و گفت: نارضايتي خود را به اتحاديه اروپا و برخي وزراي خارجه اعلام کرديم حال آنها بايد تصميم بگيرند.
وي در مورد زرادخانه هسته اي رژيم صهيونيستي نيز تاکيد کرد: با آورده شدن نام اين رژيم در سند نهايي کنفرانس بازبيني ان.پي.تي براي همگان روشن شد که اين رژيم سلاح هسته اي دارد حال بايد ديد اعضاي دايمي شوراي امنيت که خود را متعهد به ان.پي.تي مي‌دانند چرا به اين رژيم کمک هسته اي کرده اند.

** دليلي براي قطعنامه وجود نداشت
متکي در مورد مذاکرات ايران و غرب گفت: برخي کشورهاي غربي ادعا مي‌کنند که قطعنامه 1929 به اين منظور تصويب شد که ايران به مذاکرات بازگردد اما پرسشي که ما مطرح مي‌کنيم اين است که ما به علت درخواست شما غربي‌ها از ترکيه و برزيل، در حال مذاکره بوديم و دليلي براي قطعنامه وجود نداشت.
وي افزود: البته برخي کشورهاي غربي بداخلاقي‌هايي دارند که ما با آنها اشنا هستيم ما هم با آنها روابط خود را تنظيم خواهيم کرد. پس از قطعنامه اعلام کرديم تا بعد از ماه رمضان با چارچوب‌هاي جديدي مذاکره مي‌کنيم.
متکي ادامه داد: در مذاکره با گروه وين پيشنهاد حضور برزيل و ترکيه نيز مطرح شد و مشارکت برخي کشورهاي ديگر نيز در مذاکرات با 1+5 پيشنهاد شده است.
متکي در قسمت ديگري از سخنان خود به غربي‌ها به‌ويژه آمريکا توصيه کرد: واقعيات را بپذيرند. اکنون آن زمان به سر آمده که با چند خبرگزاري محدود به تبليغات در جهان مي‌پرداختند ، اکنون افکار عمومي جهانيان به حق بودن و درستي اخبار مي‌انديشد.
وي ادامه داد: اکنون دو منطق رودرروي هم قرار گرفته‌اند يک نگاه که از موضع قدرت سخن مي‌گويد و همه چيز را در زورمداري مي‌بيند و نگاهي ديگر سخناني منطقي مطرح مي‌کند.
وي تصريح کرد: ديدگاه اول بر يکجانبه‌گرايي و ديدگاه دوم بر عدالت تاکيد دارد. ما فکر مي‌کنيم علت شکست آمريکا در افغانستان نيز به دليل منطق يکجانبه‌گرايي آمريکايي‌هاست.

وزير امور خارجه کشورمان در ابتداي جلسه مطبوعاتي که با حضور رسانه هاي اسپانيايي برگزار شد ضمن تبريک به مقامات و مردم اسپانيا به دليل قهرماني در جام جهاني، سفر به مادريد را ادامه تبادل نظر بين مقامات دو کشور در پنج سال گذشته عنوان کرد.
وي با بيان خلاصه اي از تاريخچه روابط بين دو کشور و همچنين ظرفيت هاي همکاري در حوزه اقتصادي و سياسي و فرهنگي بين دو طرف خاطر نشان کرد: منطقه خاورميانه منطقه بسيار مهمي است که بزرگترين بحران ها در اين منطقه وجود داشته و اکنون نيز در همسايگي ايران مسايل بسياري وجود دارد که برخي از آنها تا حدودي حل شده است.


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




ایلنا: يك استاد دانشگاه با بيان اين مطلب كه غرب به دنبال اعمال فشار بر وزراي تركيه و برزيل براي كناره‌گيري از برنامه‌هاي هسته‌اي ايران است،گفت: يكي از روش‌هاي ايجاد جنگ رواني و نرم در ديپلماسي دامن زدن به شايعات و خبرسازي‌ها است.
مجيد صفاتاج در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا ، با اشاره به ادعاي اخير مقامات آمريكايي در رابطه با كنار كشيدن ترك‌ها از برنامه‌هاي هسته‌اي ايران،گفت: ترك‌ها از ابتدا اظهارنظرها، مواضع و عملكردشان را در جهت حل و فصل شدن برنامه‌هاي هسته‌اي ايران متمركز ساخته بودند بنابراين طرح اينگونه مباحث به نقل از مقامات آنكارا نمي‌تواند صحيح باشد.
وي افزود: ادعاهاي مقامات آمريكايي هنوز از سوي مقامات ترك تاييد نشده است،بنابراين نمي‌توان به صورت قاطع در اين زمينه اظهار‌نظر كرد.
اين استاد دانشگاه متذكر شد: آمريكا و اروپا تلاش مي‌كنند تا با ايجاد يك فضاي رواني غيرمنصفانه افكار مسوولين ايران را در آستانه برگزاري نشست با گروه1+5 تحت تاثير قرار داده و مشوش كنند.
وي تاكيد كرد: قرار دادن ايران در يك خلا رواني دستيابي غربي‌ها را به خواسته‌هايشان امكانپذير مي‌كند اما بايد بدانند اين روش‌هاي نخ‌نما نمي‌تواند تاثيري بر عزم و اراده مردم ايران داشته باشد.
صفاتاج تصريح كرد: غرب مي‌داند عمر فضاسازي‌ها و جوسازي‌هايشان تنها به اندازه يك همگرايي براي اعمال فشار بيشتر بر ايران است ،بنابراين در آستانه مذاكره با كشورمان دست به اينگونه اقدامات زدند.


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



رييس سازمان بازرسي كل كشور گفت: جامعه‌اي كه از نقد فرار كند، در پرتگاه قرار خواهد گرفت، چراكه در نقد، هشدارهاي لازم براي مصون ماندن از انحرافات وجود دارد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه زنجان، حجت‌الاسلام والمسلمين مصطفي پورمحمدي در آيين توديع و معارفه مديركل جديد بازرسي استان زنجان، ابراز داشت: نقادي بايد در حوزه اجرايي، سياست‌گذاري‌ها و مديريت كشور، به فرهنگ مطلوب تبديل گردد.

وي تصريح كرد: دستگاه قضايي بايد به عنوان ركن موثر در پيشرفت هر كشور و اجراي برنامه‌هاي توسعه‌اي با جديت بيشتري وارد عمل شود.

اين مقام مسئول يادآور شد: معمولا مجريان از نظارت و كنترل خوششان نمي‌آيد و اين عيب بزرگ و غيرقابل توجيهي است و بايد تلاش كرد كه به بهترين شكل رفع گردد.

رييس سازمان بازرسي كل كشور با بيان اين‌كه قوانين كشور بايد محترم شمرده شوند، اظهار داشت: در برخي مواقع شاهد هستيم كه برنامه‌ها به خوبي پيش نمي‌رود و نواقصي وجود دارد، اما بايد به اين نكته توجه داشت كه قوه قضائيه بايد وظايف مرتبط با خودش را به خوبي انجام دهد و دستگاه‌ها و آحاد جامعه بايد در اين زمينه همكاري لازم را داشته باشند.

پورمحمدي ادامه داد: ايران اسلامي از يك فرهنگ متعالي برخوردار است و اين ادعا را دارد كه بايد به بهترين جايگاه‌ها دست يابد، لذا اقتضاي توسعه كشور اين است كه مصمم به اجراي كارها بوده و نسبت به برنامه‌هاي توسعه كشور متعهد باشيم و قوانين را جدي بگيريم.

اين مقام مسئول يادآور شد: نقش دستگاه قضايي و مجموعه دستگاه‌هاي مرتبط، بسيار تعيين كننده و بي‌بديل است و بايد نسبت به اين نقش شناخت لازم را داشته باشيم و اين باور و اعتقاد بايد در عمل و رفتارمان نيز متجلي شود.

رييس سازمان بازرسي كل كشور با بيان اين‌كه اجراي عدالت شاخص و وجه تمايز است و اين موضوع جزء شاخص‌هاي اصلي در توسعه كشور به شمار مي‌رود، تصريح كرد: امنيت مطلوب‌ترين خواسته هر شهروندي است و اين امر تنها در پناه اجراي قانون و عدالت محقق مي‌شود و هدف اصلي دستگاه قضايي جمهوري اسلامي ايران نيز اجراي عدالت و تأمين امنيت است.

پورمحمدي ابراز داشت: اگر دستگاه قضايي در راستاي ايجاد انضباط و عدالت، با آگاهي از جايگاه و حوزه وظايف خود، عملكرد مناسبي داشته باشد، خواهيم ديد كه نقش اين قوه، بي‌بديل و غيرقابل جايگزين است. در حال حاضر متأسفانه شاهد برخي بي‌انضباطي‌ها در سطح جامعه هستيم كه ظاهرا براي ما عادي شده است، در حالي كه همين بي‌انضباطي‌ها هزينه بسيار زيادي را به جامعه تحميل مي‌كند. حجم بسياري از فرصت‌ها، منابع و سرمايه‌هاي انساني كه به خاطر برخي بي‌انضباطي‌ها از دست مي‌دهيم كه از بسياري از قانون شكني‌ها بيشتر است.

وي ادامه داد: در حال حاضر شاهد تصرفاتي در حقوق عمومي هستيم كه از ديد پنهان بوده و برايمان عادي شده است، اما اگر اين‌ها را جمع كنيم، خواهيم ديد كه سرمايه‌هاي بسياري از اين راه تلف مي‌شود.

در ادامه اين مراسم جمال انصاري نيز در سخناني خاطرنشان كرد: اگر قرار است كه دستگاه قضايي به چشم‌اندازهاي مورد انتظار دست يابد، راهي به جز توجه به زيرساخت‌ها و نگاه برنامه‌اي به موضوعات مختلف ندارد.

رئيس كل دادگستري استان خاطرنشان كرد: استان زنجان با هفت استان كشور هم‌مرز است و به همين خاطر با حركت بدون برنامه نمي‌توان توفيقي داشت.

وي ادامه داد: استان زنجان در حال توسعه است، لذا با فراز و نشيب‌هاي مختلفي مواجه مي‌باشد و با ورود دستگاه قضايي، طبعا اين فراز و نشيب‌ها رفع خواهد شد.

گفتني است در پايان اين مراسم، داود محمدي به عنوان مديركل جديد بازرسي استان زنجان معرفي و از تلاش‌هاي رضا حاج محمدي در اين سمت تقدير به عمل آمد.


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



خبرگزاري فارس: وزير امور زيربنايي رژيم صهيونيستي گفت: اين ما نيستيم كه غزه را محاصره كرده ايم، بلكه اسرائيل خود اكنون در محاصره و انزواي كامل قرار دارد و جهان از شنيدن شكايت هاي بسيار از دست ما خسته شده است.
ادامه ی مطلب

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



خبرگزاري فارس: شهرام اميري كه با هدف سند سازي هاي واهي عليه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي و در كار مشتركي از سوي سرويس هاي هاي اطلاعاتي آمريكا و عربستان ربوده شده بود، ديشب ساعت 22به وقت محلي تحويل دفتر حافظ منافع ايران در واشنگتن شد.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



گزیده گویی، صراحت و دقت ذاتی در انتخاب واژگان و تعابیر ویژگی است که از هم سخنی با او دریافت می کنی. محسن رضایی در این گفت و گو با هشدار نسبت به آنچه 10 سال دیگر در انتظار انقلاب اسلامی و نسل های آن است آغاز کرد و با اشاره به اظهارات و تحلیل های انحرافی که درباره تاریخ جنگ از سوی برخی«خودی ها» رخ داده گلایه هایی مطرح کرد.

شما اشاره‌ای داشتید به بحث آثار تربیتی - عقیدتی بعد از انتخابات. با برخی از اساتید جامعه‌شناسی هم که درباره مسائل فرهنگی صحبت می‌کردم، همه ذهن‌ها روی مسائل سیاسی پس از انتخابات متمرکز بود. پیش‌بینی‌تان از آثار و تبعاتی که در یک دهه آینده شاهد ان خواهیم بود چیست و فکر می کنید چه نشانه‌ها و نتایجی دامن نظام و انقلاب اسلامی را خواهد گرفت؟ 
تقریباً هیچ حادثه سیاسی نیست که آثار اعتقادی و تربیتی در جامعه به‌وجود نیاورد. مثلاً در حادثه انقلاب در حادثه دفاع مقدس آثار اعتقادی و تربیتی این دو حادثه بسیار عمیق و سازنده بود. بسیار بالنده بود اما غالب حوادثی که در داخل کشور اتفاق می‌افتد، هرچه این حوادث پیچیده‌تر و ابهام‌‌آمیزتر باشد و غیرشفاف‌تر، آثار اعتقادی و تربیتی که روی جامعه می‌گذارد، به جای اینکه مثبت باشد، جنبه‌های تخریبی و تضعیف‌کننده دارد. در حوادث بعد از انتخابات از مسئله ولایت فقیه گرفته تا امام تا یاران امام، یاران رهبری، اصول انقلاب همه این‌ها زیر سؤال رفت و چون این زیر سؤال‌رفتن اولا توسط خودی‌ها و کسانی که در جبهه انقلاب بودند صورت می گیرد و ثانیا پاسخ قانع کننده به سوالات مردم داده نمی شود ، پاسخ ها عمدتا شعاری و احساسی است لذا اثرات آن روی نسل سوم و چهارم بسیار سنگین بود. آثار منفی این حوادث در ذهن نسل سوم و چهارم رسوب می‌کند و ممکن است 5 سال دیگر و یا 10 سال دیگر حوادثی را در جامعه مشاهده کنیم که ریشه در حوادث سال 88 ایران خواهند داشت. در حوادث بعد از انتخابات تصویری که از نظام جمهوری اسلامی درست شد، تصویر غیرواقعی بود، تصویری که از آزادی و دموکراسی در ایران درست شد، تصویری که از زندان‌های ایران درست کردند، این تصویرها، تصاویر غیرواقعی و مخرب بود و این می‌تواند در ذهن نسل سوم و چهارم آثار منفی خودش را داشته باشد. گروههای سیاسی و سیاستمداران نباید مردم و نظام را زیر پا بگذارند و از روی آنها عبور کنند.

فکر می‌کنید بیشترین نفع را در مسائل بعد از انتخابات چه جریان‌هایی بردند؟ 

به نظر من ضدانقلاب و دشمنان ملت ایران و جمهوری اسلامی بیشترین فایده را از حوادث بعد از انتخابات بردند، اولاً حیثیت انقلاب ما را در جهان اسلام زیر سؤال بردند، حیثیت سیاسی ما را در روابط بین‌الملل زیر سؤال بردند، ثانیا جنبه‌های اعتقادی ما هم در داخل کشور زیر سؤال رفت و کسانی که این کارها را کردند، بیشترین ضرر را به ملت ایران زدند. از طرف دیگر انسجام ملی را تضعیف کردند.

دو نفر از نامزدهای انتخاباتی ریاست‌جمهوری به عنوان متهمین اصلی این جریان شناخته می‌شوند. شما هم معتقد به این موضوع هستید؟ 

به نظر من این دو نفر اشتباه بزرگی مرتکب شدند. وقتی شورای نگهبان نتایج انتخابات را اعلام کرد، باید این آقایان به آن نتایج تن می‌دادند. ممکن است یک کسی نتیجه قانون را باور نداشته باشد ولی باید به آن قانون تن بدهد؛ در حقیقت باید نتیجه قانون را قبول کند. در غیر این صورت مثل این است که افرادی که به قاضی رفته‌اند، قاضی حکم بدهد ولی یک نفر بیاید بیرون و بگوید من حکم قاضی را قبول ندارم. او می‌تواند در ذهن خودش یک اعتقاد یگری داشته باشد ولی باید به حکم قاضی تن بدهد حتی اگر قاضی اشتباه کرده باشدو اگر این کار صورت می‌گرفت، خیلی وضع عوض می‌شد.

غیر از خطای استراتژیک این افراد در تمکین نکردن به قانون چه کسان دیگری را در برابر افروخته‌شدن فضای جامعه و به انحراف رفتن مسیر مقصر می‌دانید؟ 

افراط‌گرایی و در حقیقت تندروی و همچنین تفریط و کنار کشیدن یک عده‌ای از نخبگانی که می‌توانستند نقش‌آفرینی کنند، خیلی مؤثر بود. افراط گرها مرتب هیزم در آتش می‌انداختند و آتش را شعله‌ور می‌کردند. نخبگان مؤثری که می‌توانستند بیایند و این آتش را خاموش کنند، خودشان را کنار کشیدند. بنابراین دو گروه دیگر هم بودند که به طولانی‌شدن این حوادث کمک کردند. این حادثه اگر یک ماهه جمع می‌شد، خساراتش خیلی کمتر بود، اگر دو هفته‌ای جمع می‌شد، خساراتش خیلی کمتر بود. حتی اگر سه ماه بعد این حادثه جمع می‌شد، خیلی خسارات کمتری داشت. اما افراط‌گراها و تفریط کارها کمک کردند که مرتب این آتش طولانی‌تر شود و زمان بیشتری را به خودش اختصاص دهد. هر یک روزی که آن حوادث طول می‌کشید،‌خسارات بیشتری به جامعه ما وارد می‌شد.

نان چه کسانی در این آتش پخته می‌شد؟ این‌ها خارج از مرزهای جغرافیایی ما که نبودند؟ چه کسانی، چه مشخصه‌هایی داشتند که دنبال برافروخته‌شدن این فضا بودند؟ 

نمی‌شود بگوییم که همه خارج از مرزها بودند. رفتار گروهی از کسانی که در حوادث بودند،‌ عقلانی نبود. بعضی‌ها به خاطر انتقام‌کشی و لجبازی حادثه را ادامه می‌دادند. انتقام‌کشی و لجبازی منافعی برای کسی ندارد. کار عقلانی نبود ولی حتی کسانی که جزء عقلا بودند به کارهای غیر عقلایی دست زدند.

شما دارید خاطیان ادامه یک فضای افراطی را تقسیم‌بندی می‌کنید! درست است؟ 

کلاً همه عوامل را می‌خواهم بگویم ولی بعضی‌ها بودند که این‌ها از جنبه احساسی که یا ناشی از انتقام‌کشی بود یا ناشی از لجبازی که این کار را ادامه می‌دادند. شاید در وجدان خودشان هم هیچ منفعتی نمی‌دیدند ولی این کار را ادامه می‌دادند. بعضی‌ها هم که ضد انقلاب بودند مشخصاً دارای منافعی بودند دیده بودند حادثه خیلی ارزانی در جمهوری اسلامی برایشان درست شده چرا نیایند سواری بگیرند. لذا سوارکارهای ماهری که این‌ها عمدتاً ضد جمهوری اسلامی بودند،‌ سوار این حوادث شدند و تا آنجا که توانستند، خنجر زدند به مردم و به نظام جمهوری اسلامی . این‌ها ضد انقلاب داخلی، مخالفین جمهوری اسلامی در داخل کشور، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها بودند. فرصت‌ خوبی برایشان پیدا شده بود و حداکثر سوءاستفاده را از این فرصت‌ها بردند.

شما گفتید برخی نخبگان کنار کشیدند منظورتان چه کسانی بود؟ 

به نظر من افرادی مثل آقای هاشمی باید نقش فعال تری را در کنار رهبری ایفا می کرد مانند نقش مرحوم احمد آقا که بازوی حضرت امام بودند. احمد آقا فرزند امام از فاصله گرفتن بسیاری از اشخاص از حضرت امام جلوگیری کردند. از جمله آنها ماجرای حضرت آیت الله طالقانی بود.

جریان وقایع انتخابات ریاست‌جمهوری یک تجربه در دموکراسی و مردم‌سالاری دینی در ایران بود. فکر می‌کنید در انتخابات دهم اصلی‌ترین تجربه‌هایی که در حوزه مردم‌سالاری دینی، با آن مواجه شدیم، چه موضوعاتی بود و چه آسیب‌هایی در این حوزه را شناسایی کردیم؟ 
مهمترین آسیبی که شناسایی شد، این بود که معلوم شد فعالان سیاسی،‌ احزاب گروه‌ها و نهادهای حکومتی ظرفیت بسیار بالایی برای مشارکت‌پذیری مردم دارند ولی ظرفیت کافی برای مدیریت و هدایت اعتراضات مردم را ندارند. دموکراسی دو روی سکه دارد یکی مشارکت کردن یکی اعتراض کردن. مشارکت کردن یعنی مردم از دموکراسی و فضاهای آزاد استفاده کنند، حکومت و‌ ملت را تشکیل می‌دهند، مجلس را تشکیل می‌دهند ولی این یک روی دموکراسی است. روی دوم دموکراسی مطالبه‌گری از حکومت است. مطالبه‌کردن از دولت و این که دولت و فعالان سیاسی باید پاسخگوی خواسته‌ها و مطالبات مردم باشند. این حوادث نشان داد فعالان سیاسی و سران احزاب و همچنین دولتمردان تمرین خیلی کمی در این قسمت دارند. اما در مشارکت کردن؛ بیش از 30 انتخابات تاکنون برگزار شده که این نشان می دهد هم فعالان سیاسی خیلی خوب شرکت کردند، مردم خیلی خوب شرکت کردند، ارگان‌های حکومتی تجربه بالایی دارند لذا در این انتخابات ریاست جمهوری دهم 40 میلیون نفر آمدند و ما در حقیقت دموکراسی مشارکتی را در ایران و دنیا رکورد زدیم. اما در قسمت دیگر که بخش اعتراضات بود، اولین خطا را خود فعالان و سران احزاب سیاسی مرتکب شدند. یعنی نامزدهای انتخاباتی اولین خطا را انجام دادند و نگذاشتند که پیروزی دوم که شامل مدیریت اعتراضات بود شکل بگیرد. اگر اعتراضات به خوبی مدیریت می شد و شکل سیاسی - امنیتی به خود نمی گرفت دموکراسی در ایران به اوج خود می رسید.

هنوز نتیجه اعلام نشده، نامزدهای انتخاباتی سبقت می‌گرفتند که چه کسی رئیس‌جمهور شده است. خب این خیلی خطای بزگی بود و بعدش که نتایج اعلام شد، باز فعالان سیاسی اشتباهاتی پشت‌سر هم انجام دادند. بعد که مردم به خیابان‌ها آمدند، در اینجا نهادهای حکومتی‌‌ آن آمادگی لازم را نداشتند برای مدیریت اجتماعات چند میلیونی مردم. نتیجه‌اش این شد که این انتخابات به ما نشان داد که باید ظرفیت اعتراض‌پذیری و اعتراض گری را بالا ببریم. باید هم فعالان سیاسی اجازه ندهند شعارها و رفتارها از حدود و محدوده قانونی تجاوز کند و هم نهادهای دولتی بایستی با تجارب و مهارت‌ بیشتری اعتراضات را کنترل و مدیریت کنند. بنابراین ما امروز نیاز به یک ظرفیت جدید در مواجهه با اعتراض و مدیریت اعتراضات داریم و فعالان سیاسی و احزاب و نخبگان سیاسی نقش‌شان اگر بیشتر از حکومت نباشد، کمتر نیست چرا که اگر سران معترضین نتوانند شعارها و رفتارها را کنترل کنند که در چارچوب قانونی کارها صورت بگیرد،‌نهادهای حکومتی کار برایشان بسیار سخت می‌شود و دچار مشکلات بیشتری می‌شوند. 

بنابراین بحث اعتراضات تنها مربوط به رفتارهای دولتمردان نمی‌شود، فعالان سیاسی، رهبران احزاب و رهبران جناح‌های سیاسی باید بتوانند در این موضوع برای خودشان ظرفیت‌سازی کنند و اعتراضات را کنترل کنند تا مردم حرف‌هایشان را در چارچوب ضوابط و معیارهای قانونی بیان کنند و کسی هم از خطوط قرمز عبور نکند . از آن طرف دولت و حکومت هم پاسخگوی مردم باشند.

آقای دکتر رضایی! فکر می‌کنید این ظرفیت اعتراض‌پذیری باید از جنس امنیتی باشد؟ 

نه،‌ اتفاقاً اعتراض‌پذیری یک ظرفیت قانونی است. وقتی در چارچوب قانون صورت می‌گیرد، ‌دیگر لزومی ندارد امنیتی باشد. ولی اگر این اعتراض‌پذیری از چارچوب‌های قانونی و یا از قواعد بازی خارج شود، ممکن است جنبه امنیتی هم به خودش بگیرد.

فکر نمی‌کنید در یک سال اخیر فضای کشورمان بیش از حد امنیتی شده باشد؟ 

این یکی از پیامدهای رفتار غلط فعالان سیاسی است که یک اعتراض اجتماعی را تبدیل به اعتراضات سیاسی کردند. اعتراض مردم بعد از انتخابات، اعتراض اجتماعی بود، ولی این اعتراضات اجتماعی به اعتراضات سیاسی تبدیل و بعد هم به فضای سیاسی- امنیتی تبدیل شد. ما باید به مرحله اول برگردیم. اعتراضات اجتماعی یعنی اینکه مردم عمدتاً بعد از انتخابات در بحث انتخابات ابهام داشتند. باید ابهامات آنها بر طرف می شد نه آنکه ابهامات و سوالات سیاسی جدیدی در ذهن آنها بوجود می آمد.

این جریان، سیاسی نبود؟ 

نه، اگر مردم اعتراض سیاسی داشتند، اصلاً نمی‌آمدند رأی بدهند، قبول نداشتند، این 40 میلیونی که آمدند رأی دادند، یعنی این که مردم، نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند. بعد از اینکه برای گروه‌هایی از مردم ابهام به‌ وجود آمد‌ که رأی‌شان چه شده، به این ابهام بوجود آمده در اذهان برخی از مردم می شد دو نوع پاسخ داد. یکی پاسخ در چارچوب قانون، و دیگری پاسخ خارج از چارچوب قانون. 

متأسفانه کسانی که باید اعتراضات مردم را مدیریت و آن را به سمت قانون هدایت می‌کردند، با ایجاد سوءظن ،یأس و ناامیدی از مکانیسم‌های قانونی، اعتراضات مردم را سیاسی کردند. من کاری را که انجام دادم این بود که با رفتارم می‌خواستم نشان دهم مسیر قانون را در ارتباط با اعتراضات طی کنیم. علت اینکه من به شورای نگهبان رفتم و بعد هم اعلام کردم که شورای نگهبان مصمم است به شکایات رسیدگی کند، قصد من این بود که اعتراضات اجتماعی مردم را در حالت اجتماعی نگه داریم که سیاسی نشود. چون می‌دانستم اگر اعتراضات مردم سیاسی شود، خود به خود به مسائل امنیتی هم کشیده می‌شود ولی متأسفانه به ما کمک نشد که اعتراضات مردم را در چارچوب قانون و قانون‌مداری پیش ببریم.

شما در مقطعی خیلی محکم گفتید اگر براساس شماره‌های کدهای ملی بشماریم، من نهصدهزار رأی دارم. ولی بعد به یکباره کنار کشیدید، که در محافل سیاسی برداشت های متفاوتی از این اقدام شما برداشت شده بود، تحلیل‌تان این بود که فضا دارد «سیاسی» و تند می‌شود و به نفع نظام این کار را کردید یا تحلیل دیگری داشتید؟ 
من دو دلیل داشتم که کنار کشیدم؛ یکی اینکه شورای نگهبان نظر نهایی دادند و نتیجه انتخابات را اعلام کردند. من چون معتقد به قانون بودم و اینکه قانون باید در کشور ما نهادینه و تثبیت شود، لذا به قانون تن دادم و نتیجه انتخابات را قبول کردم، بر اساس اعتقادم عمل کردم. مسئله دوم این بود که می دانستم اگر بعد از اعلام نتیجه توسط شورای نگهبان اعتراضات ادامه پیدا کند. اعتراضات دیگر سیاسی می‌شد و وقتی اعترضات سیاسی می‌شد،‌ حتماً به مسائل امنیتی هم کشیده می‌شد. من این را می‌فهمیدم و درک می‌کردم. به همین دلیل بود که به کاندیداهای معترض دیگر هم گفتم که شما از این فرصت پنج روزه‌ای که مقام معظم رهبری برای رسیدگی به شکایات تمدید کرده استفاده کنید و اعتراضات را در چارچوب قانون پیش ببرید که متأسفانه آن آقایان گوش نکردند. من بنا بر اعتقادم این موضوع را به آنها گفتم.

آقای رضایی! شما پیش از این اشاره ای داشته اید مبنی بر اینکه «جامعه اسلامی در جمهوری اسلامی باید اصلاح شود». شاخصه‌های این اصلاح‌گری و موضوعاتی که باید در جامعه اصلاح شود چه چیزهایی است؟ 

ما از مرحله دولت‌سازی و ملت‌سازی عبور کرده‌ایم یعنی امروز سیاست داخلی و خارجی داریم، نیروی دفاعی قدرتمندی داریم. دموکراسی ایران امروز مستقر است، ملت ایران به معنای واقعی سرنوشت سیاسی خودش را به دست گرفته و در انتخابات شرکت کرده و اظهار وجود می‌کند. بنابراین ما از عصر دولت‌سازی و ملت‌سازی عبور کرده‌ایم اما وارد عصر جامعه‌سازی شده‌ایم یعنی ما با جامعه‌ای که امروز مواجه هستیم این جامعه، مطلوب و ایده آل نیست . اقتصادش را نگاه کنید! مشکلات فراوانی می‌بینید. به زندگی مردم که نگاه می‌کنید می‌بینید مردم مشکلات جدی دارند به شهرها که نگاه می‌کنید، به معماری به فرهنگ و ادبیات که نگاه می‌کنید می‌بینید ما با یک جامعه آرمانی خیلی فاصله داریم آن زمانی که خانواده‌، شهر، اقتصاد، فرهنگ، معماری و ادبیات ما به یک بالندگی برسد و به یک شاخص خوب و استاندارد بالا برسد ما آن موقع می‌توانیم بگوییم وارد یک جامعه آرمانی شده‌ایم. بنابراین یک جامعه‌ای که سالی بیست و سه هزار کشته در تصادفات می‌دهد و بالای دویست هزار تا زخمی می‌دهد چند میلیون معتاد دارد، چند میلیون بیکار دارد چندین میلیون پرونده قضایی دارد معلوم است که بین جامعه فعلی ما و جامعه آرمانی فاصله است. بین خانواده، بین آموزش و پرورش ما، بین شهرهای ما، بین معیشت مردم با یک حالت آرمانی فاصله زیادی است. خوب حالا ما وارد این عصر شدیم انتقادی که به روشنفکران کشورمان و به خصوص فعالان سیاسی و رهبران احزاب ایران دارم این است که عموما فضای ذهنی این دوستان سیاست است هنوز یعنی هنوز به دولت- ملت فکر می‌کنند. به جامعه‌سازی و شکل‌گیری جامعه و رسیدن به یک جامعه آرمانی کمتر می‌اندیشند. هنوز بحث قدرت محور فعالیت‌های سیاسی نخبگان کشور است. امروز روزی است که ما باید از محور قدرت به محور زندگی و جامعه انتقال ذهنی و معرفتی پیدا کنیم. زمان این انتقال در جامعه رسیده اما نخبگان ما و دولتمردان ما هنوز یک برنامه کارآمد برای عبور از شرایط قدیم به شرایط جدید را ندارند، می‌توانم بگویم عده‌ای هنوز در گذشته نگاه می‌کنند. اگر فعالان سیاسی یک چنین دیدی داشتند اجازه نمی‌دادند که حوادث بعد از انتخابات از اعتراضات اجتماعی به سمت اعتراضات سیاسی پیش برود اینها بایستی جامعه را در همان سمت اعتراضات اجتماعی نگه می‌داشتند و با آن کار می‌کردند.

اگر اجازه دهید وارد حوزه سیاسی شویم. ارزیابی‌تان از وضعیت اصلاح‌طلب‌ها چیست؟ فکر می‌کنید چه عاقبتی در انتظار آنها است؟ 
من نمی‌توانم پیش‌بینی کنم؛ بستگی به خود مدیران و رهبران اصلاح‌طلب دارند که چگونه می‌خواهند از این وضعیت که الان برایشان پیش آمده عبور کنند.

اگر بتوانند با یک مدیریت خوب از این حوادثی که به وجود آمده عبور کنند و فاصله خودشان را با رهبری و نظام کم کنند و مرزهای خود را با بیگانگان شفاف تر سازند می‌توانند دوباره به صحنه سیاسی کشور برگردند. امروزه یک تهدید جدیدی با کمک دشمنان ملت ایران شروع شده است . اصلاح طلبان باید مواضع خود را شفاف در مقابل تحریم ها، زیر سوال بردن مواضع و اندیشه حضرت امام (ره) روشن کنند.

کاربران مختلفی سئوالاتی را برای طرح در این گفت و گو مطرح کرده اند. یکی از سؤالاتی که مطرح شده راجع به قضیه 14 خرداد بود و اینکه آیا اهانت به آقای سیدحسن و هاشمی را سازمان یافته می‌دانید؟ 

به هر حال چه سازمان یافته بود چه نبوده سالگرد حضرت امام (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری را تحت‌الشعاع قرار داد و از طرف دیگر در کنار مرقد حضرت امام ( ره ) به نوه ایشان توهین شد این کار خوبی نبود و مورد سوء استفاده دشمنان ما قرار گرفت که خوراک تبلیغاتی بیش از یک هفته‌ای برای دشمنان ما درست کرد.

یکی از موضوعاتی که چندی پیش در همایشی در مورد مراجع مطرح کرده بودید درباره رابطه بهتر برقرار کردن بین سه قوه و مراجع بود. در طی چند روز اخیر شاهد حرکت‌هایی بودیم که تعبیر کلی که از آن می‌شود توهین به مراجع است مثلا مساله شکستن شیشه‌های بیت آقای نوری همدانی در قم. فکر می‌کنید آبشخور این جریان‌ها کجاست و اگر این فضای توهین ادامه پیدا کند چه نتایجی به دنبال دارد؟ 

روحانیت و مرجعیت پشتوانه اصلی حکومت است رابطه آنها و قوای سه گانه باید تقویت شود. از هر نوع حرکتی در تضعیف این نهاد باید جلوگیری کرد.

حوادثی که در قم اتفاق افتاد کاملا اشتباه بود. در حقیقت کسانی که این کار را انجام می‌دهند می‌خواهند به خارج و دنیا بگویند که در قم و در مرکز روحانیت، حکومت اسلامی با مشکل مواجه است. در حقیقت این کاری که در آنجا انجام شد تصویرسازی منفی از اقتدار جمهوری اسلامی را دارد نشان می‌دهد و دشمنان ما از این رفتار سوء استفاده می‌کنند.

شما سال 87 بحث دولت ائتلافی را مطرح کردید. آیا شما قائل به این هستید که باید بازپیرایی و بازسازی در جریان اصولگرا انجام شود؟ 
دو نکته اینجا مهم است؛ یکی اینکه اولا اداره کشور ایران نیاز به دولتی خیلی قوی و کارآمد دارد. ایران کشوری بزرگ است و مشکلات آن هم زیاد است، از مواجهه ای که ایران با آمریکا و اسرائیل دارد تا بحث های داخلی ایران؛ اقتصاد بسیار بزرگ دارد، ما بیش از 70 میلیون جمعیت را هم به اینها اضافه کنیم. این خام اندیشی است که فکر کنیم یک نفر قهرمان در میان شخصیت های کشور هست که این اگر بیاید تمام مشکلات کشور را حل می کند. این جز ساده اندیشی و رویا پروری چیز دیگری نیست. اگر کسی آگاهانه اینطور فکر می کند یعنی می فهمد که چنین حرفی غلط است و آن را مطرح می کند دارد عوام فریبی می کند و اگر نمی فهمد باید بداند ایران کشوری بزرگ است و هیچ فردی به تنهایی نمی تواند ایران را اداره کند؛ باید دولتهای ائتلافی بیایند تا بتوانند کشور را اداره کنند.

مساله دوم این است که ما احزاب قوی و با سابقه طولانی نداریم. در دنیا که احزاب کشور را اداره می کنند به دلیل قدمت تاریخی و تجاربی که از اداره کشور از دوره های گذشته در دل خود ثبت کردند و برنامه ها و کادرهای فراوانی که دارند کسی که رئیس جمهور می شود پشتوانه عظیم کادر، برنامه و تجربه آن فرد را برای اداره کشور پشتیبانی می کند.

ما که در ایران چنین احزابی را نداریم. پس حتما بایستی تا رسیدن به آن نقطه از دولت های ائتلافی استفاده کنیم.

اما وقتی می گوییم دولت ائتلافی منظورم این نیست که افراد لیبرال را با افراد اصولگرا با هم قاطی کنیم. خوب معلوم است که اینها نمی توانند با هم کار کنند. من وقتی می گویم دولت ائتلافی منظورم دولت ائتلافی متعهد و کارآمد است یعنی گروهای متعهدی که در این کشور هستند و کارآمدند با هم یک دولت تشکیل دهند یعنی وقتی ما نگاه می کنیم اگر دولت اصولگرا است همه طیف های اصولگرا در آن یک نماینده ای داشته باشند. تمام گروهها اصولگرا کادرهای کارآمدشان را به صحنه آورده و در اختیار آن دولت قرار دهند و ادره کشور را به دست گیرند.

این مدلی بود که در انتخابات دنبال می کردم و همچنان هم معتقدم که تنها راه اداره کشور این است که دولت متعهد و کارآمد ائتلافی درست کنیم و تمام نیروهای متعهد کشور از هر سلیقه فکری که در نیروهای اصولگرا هستند حتی اگر در نیروهای جناح های دیگر هستند افراد متعهدشان که دارای تعهد انقلابی و ارزشی هستند دور هم جمع شده و دولت کارآمد را سامان دهند. در چنین دولتی دیگر مهم نیست که چه کسی رئیس جمهور است هر کسی رئیس جمهور باشد در حقیقت یک تیم دارد کشور را اداره می کند دیگر یک نفر به مردم متعهد نیست حداقل بیش از چند نفر هستند که تعهد به مردم می دهند که مشکلات کشور را حل و فصل می کنند. آن ایده ای که طرح کردم از مطالعه ای عمیق در طول20 سال اخیر کشور به دست آمده است یعنی ما آمده ایم همه دولت های بیست سال اخیر را مطالعه کرده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که بدون دولت کارآمد متعهد ائتلافی نمی توانیم امر توسعه را در کشور شتاب داده و مشکلات را حل و فصل کنیم. اینکه قهرمانی در کشور باشد که کسی هم او را نشناسد و اگر بیاید معجزه می کند رویا و خیال خامی بیش نیست و نباید مردم را فریب داد. این فریب نه تنها به جامعه آسیب می زند بلکه به خود آن آدم ها هم آسیب می زند.

الان جریان اصولگرا به دو شق طیف قدیمی و اصیل و جریان دولتی تقسیم شده است. ارزیابی شما را از این دو جریان می خواهم. فکر می کنید کدام یک از این دو جریان، دوام دارد و می تواند از آرمانهای امام صیانت کرده و به پیش برود؟ 
هیچ کدام از این دو جریان به تنهایی نمی تواند کار مهمی انجام دهد. تنها راه فراروی جریان اصولگرا این است که همه دور هم جمع شوند و بر روی محور برنامه روشن و شفاف، پشت سر مقام معظم رهبری و بر محور ولایت، یعنی ولایت و برنامه توافق کنند؛ به نظر من غیر از این راهی نداریم. 

گروه آقای احمدی نژاد و دوستانشان را هم اگر کنار بزنند و گروه دیگری از اصولگرایان بر سر کار بیاید بازهم از همه ظرفیت ها استفاده نمی شود.

فکر نمی کنید که جریان انحرافی در جبهه اصولگرایی شکل گرفته که دارد از جیب اصولگرایی و به ضرر آن خرج می کند؟ 

جامعه ما دارد این پدیده را نشان می دهد. باید دید علل این پدیده آیا نادانی است یا برنامه های جریانات خاصی پشت سر این پدیده است. این پدیده ای است که من قبول دارم الان در کشور ما شکل گرفته و با افراط گری هایی که انجام می دهند آب به آسیاب دشمن می ریزند.

پیش بینی شما از آتیه این جریان چیست؟ 

من متن جامعه و فطرت جامعه را مثبت می دانم و آینده خوبی در پیش خواهد بود. متن مردم اجازه نمی دهد جریانات منحرف از امام و رهبری شکل بگیرد.

آقای رضایی چه خطراتی را برای جریان اصولگرایی پیش بینی می کنید و فکر می کنید این جریان باید نسبت به چه موضوعاتی هوشیار بوده و برنامه ریزی داشته باشد؟ 

به نظر من اولین تهدید جریان اصولگرا تک روی است یعنی هیچ خطری بالاتر از تک روی در جریان اصولگرا نیست. مساله دوم بی برنامه بودن است و سلیقه محوری یعنی به جای اینکه برنامه روشن و شفافی برای اداره کشور داشته باشیم به سلیقه هایمان تکیه می کنیم. باید سلیقه محوری را کنار بگذاریم و برنامه محوری را در پیش بگیریم مساله سوم هم خودمان را بی عیب و نقص دانستن و تجدید نظر نکردن در رفتارهایمان است. به همین دلیل معتقدم جریان اصولگرایی باید یک انتقاد درونی از خودش را شکل دهد و صادقانه همه بایدبیایند و بنشینند و انتقاد سازنده ای از خودشان داشته باشند. همه آسیب هایی که در طی این 20 سال اخیر داشته اند را آسیب شناسی کنند و اگر هم لازم شد صادقانه مردم را در جریان بگذارند و بگوبند نقاط آسیب اصولگرایی کجا بوده است.
مرجع : خبر آنلاین

برگرفته از فرارو

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



بنابر گفته صدر، "هیئت متخصصان فقهی و حقوقی مامور از طرف رهبر معظم انقلاب که سرپرستی آن را آیت الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه بر عهده داشته است، وقف اموال دانشگاه آزاد را هم غیرقانونی و هم خلاف شرع تشخیص داده است.

به گزارش شبکه ایران، رهبر معظم انقلاب اخیرا در دو نامه جداگانه خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی - رئیس هیئت مؤسس دانشگاه آزاد- و دکتر احمدی نژاد -رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی- ضمن تاکید بر قانونی بودن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، خواستار توقف اجرای آن شدند و هیئت مؤسس دانشگاه آزاد را نیز از تصرف مبنی بر وقف دانشگاه آزاد بازداشتند.

ایشان در عین حال امکان شرعی و قانونی وقف دانشگاه آزاد را نیز به هیئتی از متخصصان فقهی و حقوقی سپردند که تصمیم نهایی درباره دانشگاه آزاد و چالش میان هیئت مؤسس دانشگاه و شورای عالی انقلاب فرهنگی موکول به ارائه نظر هیئت یاد شده خواهد بود.

در همین راستا، امروز حجت الاسلام علیرضا سلیمی، عضو کمیسیون آموزش مجلس در گفت‌وگو با شبکه ایران به نقل از شهاب الدین صدر، نائب رئیس مجلس، از مردود شدن موضوع وقف درباره دانشگاه آزاد خبر داد.

بنابر گفته صدر "هیئت متخصصان فقهی و حقوقی مامور از طرف رهبر معظم انقلاب که سرپرستی آن را آیت الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه بر عهده داشته است، وقف اموال دانشگاه آزاد را هم غیرقانونی و هم خلاف شرع تشخیص داده است.

عباسپور برای اصلاح رویکردش تعهد اخلاقی داد

سلیمی در ادامه این مصاحبه به سومین جلسه اعضای کمیسیون آموزش درباره عباسپور اشاره کرد و گفت: اعضای کمیسیون آموزش در این جلسه انتقادات خود را نسبت به عملکرد عباسپور به طور شفاف مطرح کردندو معتقد بودند که مصوبه اخیر مجلس باعث شد جایگاه مجلس آسیب فراوانی ببیند.

وی با اشاره به اینکه انتقاد دیگر اعضای کمیسیون از مدیریت متمرکز عباسپور بود، تصریح کرد: وی بخشی از انتقادات را پذیرفت.

سلیمی گفت:  با توجه به اینکه رهبر انقلاب نیز مطالبی را در مورد مسائل اخیر مربوط به دانشگاه ازاد مطرح کردند، بنا شد در مشی مدیریتی عباسپور در کمیسیون تغییراتی بوجود آید و رفتار و تعامل اعضای کمیسیون دچار تغییراتی شود و نیز نظر اعضا در تصمیم گیری ها مورد توجه قرار گیرد.

وی ادامه داد: عباسپور تعهد اخلاقی داد تا انتقادات مطرح شده از سوی اعضای کمیسیون را اصلاح نماید.

عضو کمیسیون آموزش مجلس تصریح کرد: با توجه به مسائل مطرح شده در این جلسه بنا شد عباسپور کمیسیون را به نحوی اداره کند که این شائبه بوجود نیاید که مجلس و کمیسیون تحت تاثیر برخی دستگاه ها قرار دارد.

سلیمی گفت: قرار شد فعلا به صورت موقت کمیسیون به همین نحو اداره شود و هر گونه انحراف به اطلاع هیات رئیسه برسد تا اقدامات لازم را انجام دهد.


منبع:رجا نیوز


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



یك عضو كمیسیون انرژی مجلس گفت: بر اساس اصل 77 قانون اساسی تمام قرار دادها باید به مجلس بیاید ولی در حال حاضر چنین اتفاقی نمی‌افتد و این مسئله خلاف قانون اساسی است.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



سید محمد خاتمی: جنبش سبز متعلق به مردم است/ اینکه عده‌ای خود را برتر و ملاک حق می‌بینند انحراف از اصول دینی است/ به جایی رسیده‌ایم كه حتی مجلس هم نمی‌تواند جلوی بی‌قانونی ها را بگیرد/ شاه هم گفت فقط یک حزب داریم


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



رهبران کاخ سفيد همواره با ساخت و پرداخت چهره‌اي غيرواقعي و تحريف شده از کريستف کلمب، تلاش مي‌کنند که از وي چهره‌اي آزادي‌خواه و پيشرو براي آمريکايي‌ها بسازند. اما واقعيت‌هاي تاريخي نشانگر حقايقي ديگر است. وي با قدم نهادن به خاک آمريکا، به اقداماتي نظير برده‌داري، کشتن زنان و کودکان، پاکسازي نژادي و تخريب محيط زيست دست نخورده اين کشور دست زد که تلاش مي‌شود اين فجايع مخفي نگاه داشته شود. نويسنده اين مقاله با نگاهي به اقدامات کاشف آمريکاي نوين، معتقد است که آمريکايي‌ها با بزرگداشت روز کريستف کلمب عملاً همان اقدامات وي نظير استثمار مردم کشورهاي ديگر و غارت سرمايه‌هاي طبيعي‌شان را دنبال مي‌کنند. لذا تنها راه ممکن، بيدار شدن مردم آمريکا و رقم زدن آينده‌اي متفاوت براي دنياي امروز خواهد بود.

«طلا ارزشمندترين کالاست، طلا يک گنج است و دارنده آن، همه خواسته‌هايش را در دنيا در اختيار دارد و حتي مي‌تواند روح بشر را روانه بهشت کند.»

«کريستف کلمب، 1503 ميلادي، نامه به ملکه و پادشاه اسپانيا»

«کريستف کلمب، نه تنها دري را به سوي يک دنياي نو گشود، بلکه الگويي براي همه ماست که بدانيم در سايه تقوي و ايمان به چه دستاوردهاي ارزشمندي مي‌توان دست يافت.»

«سخنراني جورج اچ.دبليو.بوش در سال 1989 ميلادي»

اگر شما بر فراز کشور ‌هاييتي و جزيره «هيسپانيولا»، جزيره‌اي که کريستف کلمب در پايان سفر دريايي‌اش قدم به آن نهاد، پرواز کنيد، به نظر مي‌رسد که گويي آتشي بزرگ، هر آنچه را که سبز بوده، به خاکستر تبديل کرده است. حتي آب‌هاي اقيانوس اطراف شهر «پوروتوپرينس» پايتخت ساحلي اين کشور نيز تا مايل‌ها آن طرف‌تر انباشته از فاضلاب‌هاي قهوه‌اي رنگ انساني مي‌باشد و خاک حاصل‌خيز اين مناطق هم کاملاً از بين رفته است. تاريخ اين جزيره کوچک را بايد يک نمونه کوچک از آنچه دانست که کل دنياي امروز ما با آن روبه‌روست.

هنگامي که کريستف کلمب در سال 1492 ميلادي به جزيره هيسپانيولا قدم گذاشت، تقريباً کل اين جزيره پوشيده از جنگلي انبوه بود. سرخ پوستان «تاينو» که به سرزمين خود عشق مي‌ورزيدند، تا پيش از ورود کلمب، زندگي‌اي رؤيايي داشتند و البته همه اين جملات، برگرفته از خاطرات و گزارش‌هاي افراد شناخته شده و نامدار همراه کلمب در سفر دريايي‌اش نظير ميکوئل کونيو مي‌باشد.

هنگامي که کلمب و همراهانش براي دومين بار قدم به اين جزيره نهادند، آنان دويست روستايي محلي را که به استقبال اين افراد آمده بودند، به اسارت گرفتند.

کونيو مي‌نويسد: «هنگامي که اعضاي گروه براي بازگشت به اسپانيا گرد آمدند، ما 1600 زن و مرد سرخ پوست را به اسارت گرفته بوديم. البته پس از آماده شدن، ما به اسپانيايي‌هايي که قصد داشتند در آنجا بمانند، اجازه داديم که هرچقدر برده مي‌خواهند، بردارند.»

وي همچنين يادآوري مي‌کند که خودش يک دختر کاراييبي نوجوان زيبا را به عنوان برده شخصي‌اش برگزيد، هديه‌اي که خود کلمب به وي اعطا نموده بود. البته هنگامي که کونيو تصميم گرفت با وي همبستر گردد، دخترک با تمام توان مقاومت کرد. همان‌طور که خودش مي‌نويسد: «اما من بي‌رحمانه او را کتک زدم و به آن دخترک تجاوز کردم.»

در حالي که کلمب سرخ پوستان تاينو را آدمخوار مي‌خواند، ولي اين گفته، تنها يکي از خيال‌پردازي‌هاي کلمب است و متأسفانه هنوز هم اين دروغ پردازي در تعدادي از مدارس آمريکا تدريس نيز مي‌شود تا برده‌داري وي توجيه گردد. کريستف کلمب در سال 1493 ميلادي و در نامه‌اي به پادشاه اسپانيا چنين مي‌نويسد: «ما مي‌توانيم همه برده‌هاي سرخ پوست را در صورت امکان به فروش برسانيم... اينجا پر از برده است و ما حتي بردگاني برزيليايي‌تبار هم در اختيار داريم که قيمتي همانند طلا دارند.» البته کلمب و همراهانش از اين سرخ پوستان تانيويي به عنوان بردگان جنسي نيز بهره مي‌بردند. چرا که همراهان کلمب، زنان محلي را براي تجاوز به وي اهدا مي‌کردند. همچنين آنان تجارت برده به عنوان بردگان جنسي را به ساير نقاط دنيا آغاز نمودند. وي در نامه‌اي که به يکي از دوستانش در سال 1500 ميلادي نگاشته، چنين گفته است: «شما با 100سکه مي‌توانيد يک زن و يا يک مزرعه بخريد. اين يک تجارت عادي است و افراد زيادي هستند که به دنبال دختران مي‌گردند. به علاوه، امروزه بيشترين تقاضا براي دختران 9 تا 10 ساله است.» به هرحال، از اين برده‌ها فقط به عنوان کارگران مزارع اسپانيا و بعدها فرانسه استفاده نمي‌شد.

اما در هيسپانيولا چه روي داد؟ آنان زمين‌ها و فرزندانشان را از دست داده بودند و لذا مردان آنان تلاش نمودند که با متجاوزان بجنگند. با آغاز اين رويارويي، کلمب به سختي به مقابله پرداخت. براي حتي يک اعتراض کوچک، گوش و يا دماغ آنان، بريده مي‌شد تا بقيه سرخ پوستان از اين اتفاقات درس بگيرند. کلمب با سگ‌هايش به آنان حمله مي‌کرد، نيزه‌هايش را در بدن آنان فرو مي‌نمود و آنان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار مي‌داد.

به زودي زندگي در اين جزيره به گونه‌اي غيرقابل تحمل گرديد که در سال 1517 ميلادي، 100 سرخ‌پوست دست به خودکشي دسته‌جمعي زدند. زنان به بيگاري گرفته شده نيز به سقط جنين‌هايشان روي آوردند. زنان حامله با هر وسيله‌اي جنين‌هايشان را مي‌انداختند تا اعتراض خويش را به اين بدرفتاري‌ها نشان دهند. تعدادي از اين زنان نيز پس از تولد فرزندانشان، آنها را با دستان خويش خفه مي‌کردند تا فرزندانشان هرگز وادار به زندگي در شرايط خفت‌بار برده‌داري نشوند. نکته مهم ديگر را بايد پاکسازي نژادي مهاجران اسپانيايي در اين جزيره دانست. بايد يادآوري نمود که جمعيت‌هاييتي و هيسپانيولا در زمان ورود کلمب بين 5/1 تا 3 ميليون نفر بوده است. (اين منطقه هم اينک 16 ميليون نفر جمعيت دارد) در سال 1496 ميلادي و براساس سرشماري صورت گرفته از سوي برادر کلمب، جمعيت بوميان 1/1 ميليون نفر بوده است. اما در سال 1516 ميلادي، بوميان سرخ پوست تنها 000/12 نفر بوده‌اند. در سال 1542 ميلادي، تعداد آنان به کمتر از 200 نفر و سرانجام در سال 1555 ميلادي هيچ اثري از بوميان سرخ پوست در اين منطقه يافت نمي‌شد.

البته نبايد فکر کرد که اين اتفاق تنها در هيسپانيولا روي داده است. چرا که اين قتل‌عام‌ها در بسياري از نقاط ديگر هم اتفاق افتاده است. برده ‌داري، تبعيض نژادي و بهره‌گيري از انديشه‌هاي محافظه‌کارانه داروين، بخشي از روش‌هايي است که براي توجيه کشتار ساکنان بومي بسياري از نقاط دنيا، از سوي مهاجران اروپايي مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

دکتر جک فوربس استاد مطالعات بوميان آمريکايي در دانشگاه کاليفرنيا و نويسنده کتاب ارزشمند «کلمب و آدمخواران»، از لغت «وتسيکو» که يک واژه بومي آمريکايي است، براي تشريح مجموعه عقايدي که رفتارهاي اين چنيني را از سوي کلمب به وجود آورد، استفاده نموده است. اين لغت به معناي آدمخواري مي‌باشد و فوربس به صورتي آگاهانه براي توضيح اين استانداردهاي فرهنگي، از اين واژه بهره مي‌گيرد. چرا که به گفته وي، ما با چپاول ساير انسان‌ها از طريق نابود کردن آنها و زمين‌هايشان، سرقت ثروت‌هاي طبيعي‌شان و استثمار نيروهاي انساني‌شان، از دو جنبه فيزيکي و اقتصادي آنان را نابود مي‌کنيم. هرچند زندگي کلمب و رفتارش با سرخ پوستان تيانو، تنها يکي از اين مثال‌هاست.

ما در فرهنگي زندگي مي‌کنيم که اگر ديگري داراي يکي از نيازهاي ما باشد و آن را به ما ندهد، از کشتن وي براي تصاحب نيازهايمان، ابايي نداريم. لذا از هر وسيله‌اي براي به دست آوردن آن بهره خواهيم برد.

در ايالات متحده، اولين جنگ با بوميان در سال 1636 ميلادي اتفاق افتاد که در آن استعمارگران به بزرگ‌ترين روستاي منطقه «پيکيوت» حمله کردند. در اين يورش که در هنگام طلوع خورشيد روي داد، آنان کليه زنان و مردان و کودکاني را که در حال فرار بودند، قتل عام کردند. ويليام برادرفورد که از شاهدان اين حمله بوده، چنين مي‌نويسد: «حتي ديدن آن صحنه‌ها هم موجي از هراس را در انسان به وجود مي‌آورد. بدن‌هاي بوميان در حال سوختن بود و همه‌جا آغشته به خون بود. چه صحنه غم‌انگيز و دلهره‌آوري! اما پيروزي نهايي براي اشغالگران بسيار شيرين بود و آنان از خداوند به دليل حکمتش، سپاس‌گذاري نمودند!»

اين حوادث باعث شد که گروه «ناراگنست» که از دوستان قديمي استثمارگران بودند، همکاري‌ها و ائتلاف خود را به دليل اين جنگ‌افروزي‌هاي اروپايي گونه از سوي سفيدپوستان، قطع کنند. به علاوه، تجارت متقابل و ازدواج‌هاي ميان قوميتي که از ديرباز عامل تقويت تنوع فرهنگي در ميان ساکنان بومي قاره آمريکا بوده است، از بين رفت. اکثر قبيله‌ها هيچ تمايلي به تصاحب زمين‌هاي ديگران نداشته‌اند، چرا که اين گونه اقدامات مي‌تواند به گسترش زد و خوردهاي احتمالي بيانجامد. همچنين در جنگ‌هاي گذشته قومي،‌ حتي کشتن ديگران نيز به عنوان يک هدف شناخته نمي‌شد، بلکه آنها تنها به محاصره موقت ساير قبيله‌ها، عبور از خطوط فرضي ميان قبيله‌اي و يا به اسارت گرفتن آنان مي‌پرداختند.

امروزه ما شاهد گونه‌هاي ديگري از اين آدمخواري‌هاي جنگ‌افروزانه و سارقانه از سوي کشاورزان و دامداران عليه حشرات، حيوانات، دختران، گرگ‌ها و شغال‌ها هستيم. به علاوه، گونه‌هاي مختلف ساکن در جنگل‌هاي استوايي نيز در خطر نابودي قرار گرفته‌اند. اين شيوه زندگي ماست. و البته اين ويژگي‌ها به بخشي از ويژگي‌هاي بنيادين فرهنگ ما بدل شده است. لذا اين مطلب نبايد ما را به تعجب وادارد که در سايه دو برابر شدن جمعيت زمين در 37 سال اخير، ما شاهد موجي از خشونت و قتل عام و جنگ در سراسر دنيا بوده‌ايم. ايالات متحده به اجراي قوانين موردنظر خويش در حوزه نفت مي‌پردازد و ما در مناطق نفت‌خيز دنيا به جنگ مشغوليم. در اين شرايط، استفاده کليساهاي ما از بازي خشن «کافران را بکشيد» در جهت اغواي کودکان، چندان تعجب‌آور نخواهد بود. به علاوه، امروزه ما در بخش‌هاي نفت‌خيز آفريقا نظير کنگو شاهد آن هستيم که در سايه سلطه فرهنگ آمريکايي، تجاوزات جنسي آنچنان گسترده شده است که حتي شاهد انعکاس آن در صفحه اول روزنامه «نيويورک تايمز» هستيم.

همه اين ماجراها، بخش‌هايي از جنبه‌هاي مختلف فرهنگ ماست که همه ساله در روز بزرگداشت ورود کريستف کلمب به خاک آمريکا، جشن گرفته مي‌شود.


منبع:حفا نیوز


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در کرمان،‌ حضرت آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید، پیش از ظهر دوشنبه، در دیدار با بانوان استان کرمان در حسینیه ثارالله این شهر، جایگاه زن در دین مبین اسلام را متذکر شد و گفت: دین مبین اسلام کامل ترین دیدگاه ها را در مورد زنان دارد و به زن ارزش و اعتبار خاصی داده است.

وی تصریح کرد: در دوران جاهلیت، اعراب نسبت به زنان نظر مناسبی نداشتند و دختران خود را زنده به گور می کردند، امروز نیز غرب نگاه ابزاری به زن دارد و در کمال تعجب اسلام را به نقض حقوق زنان متهم می کند.

این مرجع تقلید بیان داشت: در دین مبین اسلام ارزش انسان ها به تقوا است و در این بین هیچ تفاوتی هم بین زن و مرد وجود ندارد و با تاملی در تاریخ اسلام می توان نمونه های بارزی از زنان بزرگ را یافت که در عین حفظ عفت و پاکدامنی خود، به ایفای نقش در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی پرداختند.

حضرت آیت الله نوری همدانی با اشاره به نقش زنان در انقلاب اسلامی،‌ فرازی از سخنان امام راحل را در این خصوص متذکر شد و گفت: زنان نیز در انقلاب اسلامی نقش بسیار برجسته ای را داشته اند و در صحنه های مختلف رسالت و نقش خود را ایفا کرده اند.

وی از نگاه ابزاری غرب به زن انتقاد کرد و با اشاره به وجود برخی اظهارات و مطالب بی پایه و اساس در برخی کتب شعرای نامی ایران درباره بانوان تصریح کرد: زنان امروز وظیفه دارند تا این کتاب ها را پالایش کنند.

حضرت آیت الله نوری همدانی در بخش دیگری از سخنان خود، حجاب و عفاف را بزرگ ترین سرمایه برای زنان و بانوان دانست و تاکید کرد: امروز سلاح زن باید حجاب باشد و باید با حفظ پاکدامنی و عفت، نقش و رسالت خود را به درستی در صحنه های مختلف ایفا کند.

این استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم، کرمان را دیار کریمان خواند و تصریح کرد:‌ خوب است زنان و بانوان کرمانی در بحث عفاف و حجاب سرآمد و الگوی دیگر شهرهای کشور باشند و این موضوع را جدی بگیرند.

حضرت آیت الله نوری همدانی،‌ حجاب را از ضروریات مسلم دین مبین اسلام خواند و با ابراز نگرانی از مشاهده مظاهر بدحجابی در برخی از شهرهای کشور گفت:‌ حجاب سفارش قرآن کریم،‌ انبیا الهی و ائمه معصومین(ع) و از جمله آموزه های دین مبین اسلام است که نقش مهمی در سلامت و صیانت از فرد و جامعه دارد.

گفتنی است، پس از اتمام سخنرانی حضرت آیت الله نوری همدانی،‌ بانوان کرمانی با برگزاری راهپمیایی باشکوهی،‌ با محکوم کردن رواج بدحجابی در برخی شهرهای کشور،‌ خواستار اجرای طرح عفاف و حجاب شدند و از مسؤولان ذیربط خواستند با هنجارشکنان اجتماعی و اخلاقی برخورد کنند.


منبع:حجاب نیوز


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



آنچه تا به حال مورد رسیدگی واقع شده است، در پایین‏ترین سطح قرار دارد. یعنی افراد اجرایی و کسانی که با ضرب و شتم و بی تدبیری منجر به این جنایت شدند، مورد محاکمه قرار گرفتند و امیدواریم از این سطح فراتر برود و تا رده‏های آمر که مسبب اصلی فاجعه کهریزک بودند، پای میز محاکمه بیایند. چون این‏ها با وجود آن که از فضای آنجا اطلاع داشتند و می‏دانستند چه اتفاقاتی در آنجا رخ داده است، دستور انتقال جوانان را به کهریزک صادر کردند.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



متاسفانه سطح دروغ گویی بسیار گسترده است. اخیرا متن سخنرانی یکی از مقامات امنیتی به طور گسترده در سطح جامعه توزیع شده است که پر از دروغ های شاخ دار و افسانه سازی های مبتذل است. تهیه کنندگان این نوار روی جهل و نادانی که ممکن است افراد به دلایلی داشته باشند، طمع کرده اند و جالب است که این نوار با حمله به معدود احزاب قانونی کشور آغاز می شود و ما وقتی این نوار را در کنار این اظهار نظر می گذاریم که در کشور فقط یک حزب داریم و آن هم حزب ولایت است می بینیم که عده ای کشور را دانسته و ندانسته به بن بست می کشانند. این اظهار نظر شبیه اعلام حزب رستاخیز از سوی شاه است که مخالف صریح قانون اساسی است .من بعید نمی دانم که در آینده خود قانون اساسی هم با همین وضع مورد حمله قرار گیرد.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



محمود احمدی‌نژاد که در نوزدهمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه سخن می‌گفت با تاکید براینکه قدرت دفاعی سپاه پاسداران و ارتش، دست‌های مستکبران و زورگویان را از بازو قطع خواهد کرد، اظهارداشت: دنیای استکبار بسیار کوچک‌تر از این است که به ملت ایران آسیب برساند و ملت ایران با اراده خود مستکبران عالم را زیرپای خود قرار خواهدداد.

به گزارش ایلنا،  احمدی‌نژاد، گفت: امروز سطح آگاهی سیاسی ملت ایران بسیار بالاتر از سطح اندیشه مستکبران عالم است و انقلاب اسلامی در داخل کشور از مرز توطئه‌های دشمنان عبور کرده است.

وی افزود: امروز استکبار از این عصبانی است که می‌بیند در نظام جمهوری اسلامی خواست رهبری و ملت یکی است و بالاترین سطح هماهنگی ملی در ایران جاری و ساری است.

محمود احمدی‌نژاد، با اشاره به پیشرفت‌های صنعتی و تولیدی در کشور گفت: امروز به فضل الهی و همت نیروهای انقلابی کشور در مسیری درست و سازنده و بالنده در حال حرکت است.

احمدی‌نژاد با اشاره به رشادت‌ها و فداکاری‌ها و تلاش‌های سپاه پاسداران، گفت: امروز سپاه سنگر مستحکم صیانت از همه ارزش‌های الهی و دستاوردها و مسیر نورانی انبیاء الهی و نقطه اطمینان و امنیت خاطر نه تنها ملت ایران بلکه همه یگانه‌پرستان و آزادی‌خواهان و عدالت‌طلبان جهان است.

محمود احمدی‌نژاد، سپاه پاسداران را نماد تعالی و شکوفایی انسان و خودباوری یک ملت و ایستادگی در برابر ستمگران و دفاع از مظلومان جهان دانست و گفت: به فضل الهی و با همت بلند سپاهیان و با اندیشه والای آنان بسیاری از غیرممکن‌ها در این کشور، ممکن و بسیاری از سنگرها فتح شد و بسیاری از عرصه‌های دور از دسترس ملت ایران در دسترس قرارگرفت.

احمدی‌نژاد افزود: به لطف خدا امروز نظام جمهوری اسلامی مستحکم‌ترین و پایدارترین نظام سیاسی دنیاست که گسترده‌ترین پشتیبانی‌های مردمی که در دنیا منحصر به‌فرد است، نقطه اتکای آن می‌باشد.

محمود احمدی‌نژاد، تاکید کرد: امروز سپاه پاسداران این نهال غرس شده توسط امام راحل (ره) و آبیاری شده توسط رهبر فرزانه (مدظله العالی) به درخت تنومندی تبدیل شده که توان مقابله با طوفان‌های مختلف را دارد.

وی با تاکید براین که امروز قدرت ایران اسلامی، یک قدرت فرهنگی است و دشمنان از این ویژگی انقلاب اسلامی ایران در هراس هستند گفت: عصبانیت غرب و استکبار جهانی به خاطر پیشرفت‌های علمی، فرهنگی ایران و سپاه است.

محمود احمدی‌نژاد، در پایان خاطرنشان کرد: آن چیزی که سپاه را شاخص قرار داده اخلاص و کار برای خدا، عشق به آرمان‌های الهی و کار مستمر و نظم و خلاقیت است.


منبع:کلمه


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



http://ehsangharib.fileave.com/Rahbar27.jpg

بنياد شهيد

فرض بنياد شهيد فرض حيات انقلاب است و با همين ايده هم بايد به بنياد شهيد نگاه كنند.

***

بنياد شهيد يكي از بركات و نشانه هاي حقانيت انقلاب و امام رضوان الله تعالي عليه است.

***

حقا“ بايد گفت كه بنياد شهيد جزو حسنات جاريه و صدقات جاريه امام بزرگوار است.

***

دستگاه بنياد شهيد بايد دستگاه عصمت و طهارت شناخته شود.

***

تلاش شما به عنوان بنياد شهيد، تلاشي است كه هرگز كهنه نخواهد شد.

***

بايد همه وسايل و عواملي كه شهادت را در چشمها شيرين مي سازد بكار گرفته شود و بنياد شهيد بنيادي براي حفظ شهادت طلبي باشد.

***

وظيفه بنياد شهيد يك حركت معنوي است حركتي كه به وسيله آن از خون شهيدان پاسداري گردد.

***



جايگاه خانواده شهدا
خانواده شهيد در اجتماع يك واژه افتخار انگيز است.

***

خانواده هاي شهدا به ملت ايران آبرو و حيثيت دادند.

***

امروز شما خانواده شهدا با دل سرشار از ايمان و خوشنودي از شهادت فرزندانتان ثابت كرده ايد كه درجامعه ما شهادت، خسارت نيست …

***

شما جوانان عزيز شاهد و فرزندان شهدا يك امتيازي به همه داريد و آن امتياز اين است كه يك پيوند خونين با اسلام، با قرآن، با انقلاب بين شما بوجود آمده است.




تكريم شهيدان
وظيفه قدرداني از ايثارگران بويژه شهيدان، فريضه اي عيني و تعيني و هميشگي است.

***

بزرگداشت شهيد يعني اصالت بخشيدن به آن هدفها و تشويق به آن عمل و تقديس آن ايثار.

***

تكريم شهيدان به آن است كه اين ملت هرگز در برابر سلطه گران مستكبر سرخم نكنند. ياد شهيدان بايد هميشه در فضاي جامعه زنده باشد.

***

زنده نگهداشتن ياد شهداي انقلاب باعث تداوم حركت انقلاب است





نقش شهيدان
شهيدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند.

***

ما در حقيقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروي و حيثيت را از بركت خون پاك شهداي عزيزمان داريم.

***

خون شهيدان تضمين كننده استقلال ملت و سربلندي اسلام است. نظام جمهوري اسلامي امروز امانت شهيدان است و همه بايد بدانند كه مبارزه با جمهوري اسلام تمام نشده است.

***

خون شهداي انقلاب اسلامي به هدر نرفته است و آنها بودند كه به قيمت خون خود، آبروي اسلام، قرآن پيامبر و استقلال مملكت را حفظ كردند و حركتي كه آنها در اين انقلاب از خود نشان دادند در طول تاريخ بي نظير بوده است.

***

چراغ راه آينده ما شعار آزادگي و فداكاري شهداي ماست.



شهيد

همه انسانها مي ميرند ولي شهيدان اين سرنوشت همگاني را به بهترين وجه سپري كردند ، وقتي قرار است اين جان براي انسان نماند چه بهتر در راه خدا اين رفتن انجام بگيرد.

***

مهمترين امتياز شهداي ما نسبت به كساني كه در ساير كشورها در راه آرمانهاي خود فداكاري مي كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است.

***

مظهر قدرت ايران شهدا هستند.

***

هر شهيد پرچمي براي استقلال و شرف اين ملت است





شهادت

از خدا مي خواهم مبادا بعد از يك عمر زحمت مرگ ما در بستر بيماري باشد و در ميدان شهادت نباشد، شهادت. مرگ در راه ارزشهاست …

شهادتها انقلاب ما را پابرجا و تضمين كرده است و به همين دليل ملت ما را آسيب ناپذير ساخت.


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



عدم برداشت صحیح از مفهوم زندگى، منجر به كردار غلط و جبران ناپذیر مى گردد، وقتى كه مفهوم دنیا در بعد حیوانى انسان خلاصه شود، دلبستگى و وابستگى به پدر، مادر، فرزند، برادر، زن، مال، تجارت، خانه و خانواده چنان دست و پاى او را مى بندد كه از فیض عظیمى چون، جهاد در راه خدا سرباز مى زند اینجاست كه نهیب قرآن بر او وارد مى شود حالا كه چنانى منتظر امر خدا باش. منتظر عذاب دو جهان باش در دنیا عذاب سلطه بیگانه و در آخرت عذاب الهى، آرى تو را لیاقت این امر نیست، باید كسان دیگر بیایند كه خدا را دوست داشته باشند و خدا آنها را، و در هر صورت ضرر متوجه توست.به این آیات شریفه توجه كنید:
قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ (آیه 24 سوره توبه)

«اى رسول به امّت) بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان خود را و اموالى كه جمع كرده اید و مال التجاره اى كه از كسادى آن بیمناك هستید، و منازلى كه به آن دل خوش داشته اید را، بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست مى دارید، پس منتظر باشید تا امر نافذ (و قضاى حتمى) خدا جارى گردد (و اسلام را بر كفر غالب و فاتح گرداند، شما دنیاطلبان بدكار از فعل خود پشیمان و زیانكار شوید) و خدا فاسقین و بدكاران را (به راه بهشت و سعادت) هدایت نخواهد كرد».


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِیلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِیتُم بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِیلٌ (38) إِلاَّ تَنفِرُواْ یُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِیماً وَیَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَیْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (آیه 38 و 39 سوره توبه)

«اى كسانى كه ایمان آورده اید، چرا وقتى به شما امر مى شود براى جهاد در راه دین، بیدرنگ آماده شود (چون بار گران) به خاك زمین دلبسته اید، آیا به زندگانى دنیا به جاى حیات ابدى راضى شده اید؟ در صورتى كه متاع دنیا در برابر عالم آخرت اندك و ناچیز است * بدانید كه اگر در راه دین خدا براى جهاد بیرون نشوید، خدا شما را به عذبى دردناك، عذاب خواهد داد، و قومى دیگر را براى جهاد به جاى شما مى گمارد و شما به خدا هیچ زیانى نمى رسانید (بلكه خود را زیانكار ابدى مى كنید) و خدا بر همه چیز تواناست».

براى ترك جهاد، وسوسه هاى شیطانى بسیار است، گاه انسان از گرماى تابستان مى نالد، و گاه از سرماى زمستان، و خلاصه مرتب عذر تراشى مى كند، درد دلهاى حضرت امیرالمؤمنین كه در قالب سخن به عنوان شكایت از مردم بى وفاى زمان ریخته شده است، حاكى از همین عذر تراشى هائى است كه آنها مرتب بر زبان مى آورند، و همین سمپاشى هاى تبلیغاتى در زمان پیامبر اكرم نیز وجود داشت، منافقین همین بهانه ها را مى آوردند و مى خواستند، مردم را از جنگ بازدارند، دور پیامبر را خالى كنند.

مرحوم علامه طباطبایى در تفسیر المیزان، نقل مى كند كه پیامبر اكرم در گرماى سوزانى به سوى تبوك (در جنگ تبوك) خارج شد، مردى از بنى سلمه خطاب به مردم گفت، در گرما نروید، (و هوا سوزناك است) خداوند این آیه شریفه را نازل كرد كه آتش جهنم سوزان تر است (المیزان، ج 9, ص 364 ) این آیات شریفه راجع به ترك كنندگان جهاد است، دقت كنید:


فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَكَرِهُواْ أَن یُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِی الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَّوْ كَانُوا یَفْقَهُونَ (81 ) فَلْیَضْحَكُواْ قَلِیلاً وَلْیَبْكُواْ كَثِیراً جَزَاء بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ(آیه 81 - 82 سوره توبه)

«آنهائى كه خوشحالند كه از حكم جهاد در ركاب رسول اللّه تخلف ورزیدند و جهاد به جان و مالشان در راه خدا بر آنان سخت ناگوار بود و مؤمنان را از جهاد منع كرده، به آنها مى گفتند، شما در این هواى سوزان از وطن خود بیرون نروید، به آنان بگو، آتش دورخ بسیار سوزان تر از این هواست، اگر بفهمید * اكنون آنها باید خنده كم و گریه بسیار كنند كه به مجازات سخت اعمال خود خواهند رسید».


وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَجَاهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُواْ ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَاعِدِینَ (86)‏ رَضُواْ بِأَن یَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَفْقَهُونَ (آیات 86و 87سوره توبه)

«وهرگاه سوره اى نازل مى شد كه امر به ایمان به خدا و جهاد در ركاب رسول، در راه دین خدا مى كرد، منافقان ثروتمند، از تو تقاضاى معافى از جهاد كرده، مى گفتند: ما را از معاف شدگان محسوب دار * بدان راضى بودند كه با زنان و كودكان در خانه بنشینند (و به جهاد حاضر نشوند)، دلهاى آنان نقش كفر و ظلمت گرفت و دیگر درك حقایق نكردند».

از نظر قرآن مجید عذر كسانى كه به واسطه پیرى، بیمارى و خلاصه ناتوانى قدرت بر جهاد ندارند، پذیرفته شده است، اما كسانى كه توانائى دارند و مى خواهند، جزء معاف شدگان (مانند پیران، كودكان، زنان و بیماران) باشند، و به جهاد نروند، فاسق هستند و عذر و سوگند آنها قابل پذیرش نیست.

این آیات دنبال آیات پیشین راجع به منافقین است. توجه كنید:


إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِیَاء رَضُواْ بِأَن یَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ (93 )‏ یَعْتَذِرُونَ إِلَیْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَیْهِمْ قُل لاَّ تَعْتَذِرُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (94 ) سَیَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَیْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ (95 ) یَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِن تَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ (آیات 93 تا 96 سوره توبه)

«منحصراً گناه و عقوبت براى كسانى است، كه با وجود تمكن و دارائى، از تو درخواست معافیت از جنگ مى كنند و دوست دارند با زنان و كودكانشان در خانه بنشینند (و به جهاد حاضر نشوند) خدا بر دل آنها نقش كفر و ظلمت زده، لذا حقایق را درك نمى كنند * وقتى كه شما (از جنگ سالم و فاتح) به سوى آنها برمى گردید، آنها به عذرهاى بى جا مى پردازند، به آنها پاسخ ده كه گفتار كوته كنید، ما هرگز با این عذر و بهانه ها شما را تصدیق نخواهیم كرد، خدا حقیقت حال شما را بر ما روشن گردانیده است و به زودى، خدا و رسولش، كردار و نفاق شما را آشكار مى سازند (تا نزد مؤمنان رسوا شوید) آنگاه به سوى خدائى كه داناى غیب و شهود است، باز مى گردید، تا شما را به كیفر كردارتان برساند * چون شما به سوى آنها بازگردید براى شما قسمهاى مؤكّد به خدا مى خورند، كه از تخلّف آنها چشم پوشى كنید (فریب آنها را نخورید) از آنها اعراض كنید كه مردمى پلیدند و به موجب كردار زشت خود، به آتش دوزخ مأوا خواهند یافت * براى اینكه از آن مردم منافق، راضى شوید قسمها یاد مى كنند، پس اگر شما (مؤمنان هم فریب قسمهاى دروغ آنها را بخورید، و (از آنها راضى شوید، خدا هرگز از آن گروه فاسق راضى نخواهد شد.»

شیوه مبارزه منفى با ترك كنندگان جهاد یكى از مطالبى است كه در قرآن شریف مورد توجه واقع شده است، بدین گونه كه تمامى مردم كوچه و بازار، حتى زن و بچه آنها، باید با مخالفین سخن نگویند، تا زندگى براى آنها بسیار دردآور و جهنّمى شود.

نقل شده، سه نفر به نامهاى: كعب بن مالك و مرارة بن الربیع و هلال بن امیه، همران پیامبر براى جنگ خارج نشدند، اما نه از روى نفاق، بلكه از روى سستى، بعد پشیمان شدند، وقتى كه پیامبر به مدینه بازگشت، آمدند و عذرخواهى كردند. اما پیامبر بها آنها سخن نگفت، به سراغ مسلمانان رفتند، هیچ كدام حتى كودكان با آنها سخن نگفتند، و خلاصه شهر مدینه بر آنها تنگ آمد و زندگى برایشان بسیار سخت شد، شهر را ترك كردند و به طرف كوهها روان شدند، حتى خانواده هایشان كه براى آنان غذا مى بردند با آنها سخن نمى گفتند! خودشان هم تصمیم گرفتند كه از یكدیگر جدا شوند، پنجاه روز به درگاه خداوند ضجه و ناله كردند، اظهار توبه كردند تا خداوند رحیم، توبه آنها را پذیرفت و این آیه شریفه در حق آنان نازل شد (تفسیر المیزان، ج 9, ص 407 ):


وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِینَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَیْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَیْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (آیه 118 سوره توبه)

«و بر آن سه تن (مرار، هلال و كعب) كه (از تو در جنگ تبوك) تخلّف ورزیدند، تا آنكه زمین با همه پهناورى بر آنها تنگ شد و از خود دلتنگ شدند و دانستند كه از غضب خدا جز به لطف او ملجأ و پناهى نیست، پس خدا بر آنها باز لطف فرمود تا توبه كنند كه خدا بسیار توبه پذیر و در حق خلق مشفق و مهربان است».


1- قال ابو عبداللّه(ع): «فَإِنَّ مُجاهَدَةَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلَى جَمیعِ الاُمَّةِ، وَلَوْ تَرَكُوا الْجِهادَ لأتاهُمُ الْعَذابُ» (وسائل الشیعة، ج 11, ص 16 - فروع، ج 5, ص 9- تهذیب، ج 6, ص 124 - خصال، چاپ نجف، ص 218).

امام صادق(ع) فرمود: «پس به درستى كه جهاد كردن با دشمن بر همه امّت واجب است، و اگر جهاد را ترك كنند، هر آینه عذاب به سراغشان خواهد آمد».


2- قال امیرالمؤمنین(ع): «... فَمَنْ تَرَكَهُ (اَىْ الجِهادَ) رَغْبَةً عَنْهُ ألْبَسَهُ اللّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ، وَ شَمَلَةَ الْبَلاءِ وَ دُیِّثَ بِالصِّغارِ وَ الْقَماءَةِ وَ ضُرِبَ عَلى قَلْبِهِ بِالأسْهابِ وَ أُدیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْییعِ الْجِهادِ، وَسِیمَ الْخَسْفُ وَمُنِعَ النِّصْفُ». (نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 27, ص 94 - همین معنى با مختصر فرقى در وافى، ج 2, جزء 9, ص 8 نقل شده است).

حضرت على (ع) فرمود: «هر كس كه آن را (جهاد را) ترك كند، خداوند بر او جامه ذلّت و خوارى، و رداى بلاء و گرفتارى مى پوشاند، و بر اثر این حقارت و پستى زبون و بیچاره مى شو و چون خداوند رحمت خود را از دل او برداشته به بى خردى مبتلاگردد (در كار خویش حیران و سرگردان ماند) و به سبب نرفتن به جهاد و اهمیّت ندادن به این امر مهم، از راه حق دور شده، در راه باطل قدم مى گذارد، و به نكبت و بیچارگى گرفتار گردیده، از عدل و انصاف محروم مى شود، (یا ستمكار بر او تسلّط مى یابد یا خود با بى انصافى رفتار خواهد كرد».


3- و من كتاب لامیرالمؤمنین الى اهل مصر: «... اِنْفِرُوا - رَحِمَكُمُ اللّهُ - إلَى قِتالِ عَدُوِّكُم وَ لا تَثّاقَلُوا إلى الأرضِ فَتُقِرُّوا بِالْخَسْفِ، وَتَبُؤوا بِالذُّلِّ، وَ یَكوُنَ نَصیبُكُمُ الاْخَسَّ».

از نامه هاى حضرت على(ع) به مردم مصر: «به چنگ با دشمن خود بروید - خدا شما را بیامرزد - و خود را بر زمین گران مسازید (در خانه نمانده، سستى مورزید) كه به خوارى تن دهید، و به بیچارگى گرفتار شوید، و بهره شما بى ارزشترین چیزها شود».


4-قال رسول اللّه(ص): «فَمَنْ تَرَكَ الْجِهادَ أَلْبَسَهُ اللّهُ ذُلاًّ فى نَفْسِهِ وَ فَقْراً فى مَعیشَتِهِ وَ مَحْقاً فى دینِهِ» (بحارالانوار، ج 100, ص 9.)

پیامبر اكرم(ص) فرمود: «هر كس كه جهاد را ترك كند، خداوند لباس ذلت در نفس و فقر و تنگدستى در زندگى و تباهى در دین بر او خواهد پوشاند».


5- عن ابى عبداللّه(ع) قال: قال رسول اللّه(ص): «... فَمَنْ تَرَكَ الْجِهادَ أَلْبَسَهُ اللّهُ ذُلاًّ فى نَفْسِهِ وَ فَقْراً فى مَعیشَتِهِ وَ مَحْقاً فى دینِهِ» (وافى: ج 2, جزء 9, ص 7).

امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: «هر كس كه جهاد را ترك كند، خداوند لباس ذلت در نفس و فقر و تنگدستى در زندگى و تباهى در دین بر او خواهد پوشاند».
 
منبع : تبيان

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



بى شك یكى از گناهان بسیار بزرگ فرار از میدان جنگ در وقت نبرد و رویاروئى با دشمن اسلام و مسلمانان است.و در این مورد روایات بسیار زیادى از شیعه و سنّى نقل گردیده است، ریشه فرار از جهاد، عدم برخوردارى آدمى از ایمان و اعتقادى كامل، و پندارى غلط است كه گاه در او پدید مى آید، بنابراین یك زمنده باید قبل از هر چیز موضع خود را ارزیابى كند، كه در كدامین صف است؟
با یك ملاحظه اجمالى، به خوبى مى تواند، جبهه حق را از باطل تمیز دهد، با ارزیابى بافت نیروها و یا مقایسه سخن فرماندهانشان و با در نظرگیرى هدفها و آمالهاى طرفین مى تواند به نتیجه مطلوب برسد.

نیروهاى صف حق، با ایمان مى جنگند، در گفتار فرماندهانشان سخن از انجام وظیفه الهى است و هدف كسب عزت و نابودى متجاوز و نجات مستضعفین و رفع فتنه است، اما نیروهاى باطل، با زور مى جنگند ایمان ندارند، در گفتار فرماندهانشان صحبت از مقاصد شیطانى و رسیدن به هواهاى نفسانى است و هدف آنان ذلّت مردم و در بند كشیدن ایشان و سپردن آنان به بیگانه است.

و پس از این، باید انتخاب صف كرد، كه در تاریخ همیشه این دو صف در برابر هم ایستاده اند و خواهند ایستاد:

صف هابیل در برابر قابیل

صف ابراهیم در برابر نمرود

صف موسى در برابر فرعون

صف محمد(ص) در برابر مشركین

وسرانجام امروز انقلاب اسلامى ایران در برابر استكبار جهانى.

و فردا...

و پس از آن دیگر معنایى براى فرار وجود نخواهد داشت.

راستى فرار براى چى؟

راستى فرار براى كى؟

راستى فرار به كجا؟

مگر مى توان با فرار از صحنه نبرد قضاى الهى را تغییر داد؟ و آیا مى توان با چنین عملى، مشیّت او را عوض نمود؟ و آیا مى توان از سلطه خداوند گریخت؟ كجاست كه او نباشد؟! و آن كدامین مكان است كه تحت حاكمیّت او نباشد؟!!

بلى جابجائى تاكتیكى و ملحق شدن به نیروهاى خودى براى مقابله با دشمن، غیر از فرار اصطلاحى است.

در این آیات شریفه دقت كنید:


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَار(آیه 15 سوره انفال)

«اى اهل ایمان، هرگاه با تهاجم و تعرض كافران در میدان كارزار روبرو شدید، مبادا از بیم آنها پشت كرده و از جنگ بگریزید».


وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ (سوره انفال آیه 16)

«وهركه در روز جنگ، پشت به آنها كرده، بگریزد به طرف خشم خدا روى آورده، جایگاهش در دوزخ خواهد بود كه بدترین منزل است، مگر آنكه هدفش كناره گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد».

به طور اجمال، اثرات فرار از صحنه نبرد چنین است:

غضب خدا

عار و ننگ همیشگى

ذلّت همیشگى

جسور شدن دشمن

وسرانجام، مستحقّ آتش جهنّم شدن


1- عن امیرالمؤمنین(ع): «الفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ مِنَ الْكَبائِرِ» (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 255.)

حضرت على(ع) فرمود: «فرار از جهاد، از گناهان كبیره است».


2- قال امیرالمؤمنین(ع): «... و فیهِ استیجابُ النّارِ بِالْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ عِنْدَ حَضْرَةِ القِتالِ...» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 71 - فروع، ج 5, ص 38.)

حضرت على(ع) فرمود: «... و در آن سزاوارى و استحقاق آتش (جهنّم) است به خاطر فرار از جهاد در وقت نبرد...».


3- حضرت امیر(ع) در جنگ صفین خطاب به لشكریانش فرمود: «... واستَحیُوا الْفَرَّ فَاِنَّهُ عارٌ باقِ فِى الأعْقابِ وَ نارْ یَوُمَ الْحِسابِ» (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 259 ).

«... و شرم كنید از اینكه از میدان جنگ فرار كنید، پس به درستى كه فرار موجب ننگى باقى در فرزندان آینده و آتش روز قیامت خواهد شد».


4- ... و قال امیرالمؤمنین(ع): «... و أیْمُ اللّهِ لاِنْ فَرَرْتُمْ مِن سَیْفِ العاجِلَةِ لا تَسْلَمُونَ مِن سَیْفِ الاخِرَةِ». (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 259 - نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 124, ص 382 .)

... و حضرت على(ع) فرمود: «قسم به خدا، اگر شما از شمشیر دنیا فرار كنید (و از جبهه نبرد بگریزید) از شمشیر آخرت (و عذاب الهى) سالم نمى مانید».


5- قال على (ع): «... و أیْمُ اللّهِ لاِنْ فَرَرْتُمْ مِن سُیوُفِ العاجِلَةِ لا تَسْلَمُونَ مِن سُیُوفِ الاجِلَةِ» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 72 ).

حضرت على(ع) فرمود: «قسم به خدا اگر از شمشیرهاى دنیا فرار كنید از شمشیرهاى آینده (قیامت) سالم نمى مانید».


6- عن عمران بن حصین قال: «لَمّا تَفَرَّقَ النّاسُ عَن رسولِ اللّه(ص) فى یَوُمِ الاُْحُدِ جاءَ عَلى(ع) مُتَقَلِّداً سَیْفَهُ حتّى قامَ بَینَ یَدیْهِ، فَرَفَعَ رَسولُ اللّه(ص) رأسَهُ فَقالَ لَهُ: ما بَالُكَ لَمْ تَفَرَّ مَعَ النّاسِ؟! فَقالَ: یا رَسُولِ اللّه أرجِعُ كافِراً بَعْدَ إسلامِى». (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 256).

عمران بن حصین مى گوید: «وقتى كه مردم در روز جنگ احد (بر اثر شكست ابتدایى مسلمین از مشركین) از اطراف پیامبر اكرم(ص) متفرق شدند، على(ع) درحالى كه شمشیرش را حمائل كرده بود، آمد تا در مقابل پیامبر ایستاد (و به دفاع از پیامبر(ص) پرداخت)، پس پیامبر خدا سرش را بلند كرد و فرمود: چگونه است كه تو با مردم فرار نمى كنى؟ حضرت على(ع) عرض كرد: اى رسول خدا آیا من به حالت كفر بازگردم، پس از آنكه اسلام آوردم...».


7- قال امیرالمؤمنین(ع): «ولیعلم المنهزم بأنّه مُسخِطٌ ربّه: وموبق نفسه، و أنّ فى الفرار موجدة اللّه، و الذّلّ اللازم و العار الباقى و أن الفارّ لغیر مزید فى عمره، ولا محجوز بینه و بین قومه و لا یرضى ربه ولموت الرجل محقا قبل اتیان هذه الخصال خیر من الرضا بالتلبّس بها و الإقرار علیها...» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 65 - فروع، ج 5, ص 41 با اندكى فرق).

حضرت على(ع) فرمود: «و كسى كه (از میدان رزم و جنگ) فرار مى كند باید بداند كه خدا را به غضب آورده است، و خود را هلاك گردانیده است و همانا در فرار، خشم خدا و ذلت همیشگى و ننگ باقى خواهد بود و به درستى كه بر عمر او چیزى افزوده نمى شود و نمى تواند بین خود و مرگش فاصله اندازد، و خدایش را خشنود نمى گرداند و همانا مرگ و نیستى قبل از یافتن این خصلت (فرار از جنگ) بهتر است از راضى شدن به فرار، و اقرار بر آن...».


8- كتاب صفین (كتاب وقعة صفین، ص 256, چاپ مصر) للنصر بن مزاحم... عن زید بن وهب أن علیّاً... قال: ««ولیعلم المنهزم أنّه مُسخِطٌ لربّه: وموبق نفسه، و فى الفرار موجدة اللّه علیه، و الذّلّ اللازم و فساد العیش علیه، و أن الفارّ منه لایزید فى عمره، ولا یرضى ربه فموت الرجل محقا قبل اتیان هذه الخصال خیر من الرضا بالتلبّس بها و الإقرار علیها...» (بحارالانوار، ج 100, ص 28 .)

در كتاب صفین نصر بن مزاحم... از زید بن وهب نقل مى كند، كه حضرت على(ع) (به یاران خود در جنگ صفین) فرمود: «و باید فرار كننده (از جبهه جنگ) بداند كه او خدایش را به غضب آورده است و خود را به هلاك انداخته است و در فرار خشم خدا و ذلت همیشگى و فساد زندگى بر او خواهد بود. و به درستى كه فرار كننده (از جنگ) چیزى بر عمرش افزوده نمى گردد، و خدایش را راضى نمى كند، پس اگر مرد در حالت باطل بمیرد قبل از آنكه این خصلت (ننگ فرار) را بیابد (براى او) از رضایت به فرار كردن و اقرار بر آن بهتر است.»


9- قال امیرالمؤمنین(ع): «وَ إنَّ الفَارَّ لَغَیْرُ مَزِید فى عُمرِهِ وَ لا مَحْجُوز بَیْنَهُ وَ بَیْنَ یَوُمِهِ» (نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 124, ص 383).

حضرت على(ع) فرمود: و به درستى كه به عمر و زندگانى فرار كننده افزوده نمى شود و فرار مانع از مرگش نمى گردد».


10- قال امیرالمؤمنین(ع): «... واعلموا أنكم بعین اللّه، و مع ابن عم رسول اللّه(ص) فعاودوا الكَر، و استَحیوا من الفَرّ، فإنّه عار فِى الأعقاب، و نارٌ یَومُ الحِساب». (نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 65, ص 158).

حضرت على(ع) (به اصحاب خود در صفین) فرمود: «و بدانید كه شما مدّ نظر خدا هستید و همراه با پسرعموى رسول خدا(ص) پس پى در پى (به دشمن حمله كنید) و از گریختن شرم نمائید، زیرا فرار ننگى براى اعقاب است (بعد از شما فرزندانتان را سرزنش خواهند كرد) و موجب آتش روز حساب و رستاخیز است (در قیامت به عذاب الهى گرفتار خواهید شد)».


منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



http://www.sabokbalan.com/4images/data/media/49/tashee-5-larg.jpg
من یك صحنه را در شلمچه شاهد بودم كه نزدیك به چهل تا از بچه‌ها غلط زدند توی میدان مین و معبر زدند. جلوی چشم خود من بود. از هیچ كسی نشنیدم. دكتر «جاشوا» آلمانی الاصل استاد دانشگاه‌های آمریکا که برای تحقیق روی فرهنگ جبهه به ایران آمده بود و بیشتر درباره‌تفاوت شهادت و خودكشی بحث می‌كرد، دربارة همین مسئله سوال کرد که گفتم: «ما پشت خاكریز كه رسیدیم، بچه‌ها دنبال جان‌پناه می‌گشتند، خندیدم و گفتم شما كه عقب بودید، در نمازهایتان اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلك می‌خواندید، چی شده اینجا دنبال جان‌پناه می‌گردید؟! یكی‌شان گفت: «هیس! حفظ جان در اسلام واجب است، اگر الكی تیر و تركش بخوری، شهید نیستی.»
اما وقتی كه گفتند چهل تا نیرو می‌خواهند برای باز كردن معبر میدان مین، همین آدم‌ها پریدند روی مین. دكتر جاشوا بغض كرده بود. در عرض دو ساعتی كه مصاحبه می‌كردیم، چهار بار این را از من پرسید. هی حرف من را قطع می‌كرد و می‌گفت قصه آن پسر بچه را تعریف كن؛ برایش گفتم. یك پسر بچه آرپی‌جی‌زن بود،‌خودش را انداخت توی میدان مین. سه گلوله آرپی‌جی هم توی كوله‌پشتی‌اش بود. من رفتم بالای سرش. با شكم رفته بود روی مین، شكم او سوراخ شده بود، خرج آرپی‌جی داشت می‌سوخت و فش فش می‌كرد. دیدم لب‌هایش تكان می‌خورد. هنوز محاسنش درنیامده بود. فكر كردم آبی، چیزی می‌خواهد. رفتم گوشم را گذاشتم كنار دهانش، آرام و راحت می‌گفت: «الحمدلله رب العالمین»، سوره حمد را می‌خواند. وقتی برای دكتر جاشوا این را تعریف می‌كردم، کپ کرده بود. او تفاوت شهادت و خودكشی را با همین خاطره خوب فهمیده بود.

من تأسف می‌خورم كه هنوز دانشگاه‌های ما از این سؤالات نپرسیده‌اند. به خیلی از دانشگاه‌ها برای سخنرانی رفته‌ام. یك نفر از این سؤال‌ها نپرسیده است. اما دكتر جاشوا با اینكه آلمانی بود، چنین سؤالی از من پرسید. بعد از كلی عذرخواهی و عرض ادب، می‌گفت: ببخشید بعضی از سؤال‌ها را می‌پرسم، مجبورم بپرسم.‌گفتم: بفرما.

گفت: شما حملات موج انسانی می‌كردید، گروهی و جمعی حمله می‌كردید و بنابراین تلفات بالایی می‌دادید.

گفتم: آقای دكتر جاشوا، فیلم «نجات سرباز رایان» را دیده‌اید؟ گفت بله. گفتم: «رمزگویان» را دیده‌اید؟ گفت بله. گفتم همه اینها حملات موج انسانی‌است. در فیلم «نجات سرباز رایان» آمریكایی‌ها گله‌ای حمله می‌كنند به آلمانی‌ها و قتل‌عام هم می‌شوند. خندید و گفت بله. پرسیدم با توجه به تحقیقات وسیعی که درباره جنگ ما انجام داده‌اید، یكی از رموز موفقیت عملیات‌های ما چه بود؟‌گفت: غافلگیری. گفتم خوب ما 99 درصد از عملیات‌هایمان در شب بود، جز یكی دو تا عملیات كه مجبور بودیم روز عمل كنیم. گفت: بله، این را تحقیق كردم و خوب می‌دانم.

گفتم: شما وقتی شب عملیات می‌كنید، چطور می‌توانید موج انسانی حمله كنی؟ مگر نمی‌گویی ما پیش‌مرگ می‌شدیم و غلت می‌زدیم توی میدان مین؟ برای چه این كارها را می‌كردیم؟ خب می‌خواستیم معبر باز كنیم. وقتی شما فقط یک معبر با عرض خیلی کم می‌خواهید باز كنید، می‌توانید ده هزار نفر را بریزید داخلش؟

خودش خنده‌اش گرفت. گفت: نه، اصلاً این غیرمنطقی است. بعد گفت: در غرب به این كار شما می‌گویند «حشاشین». به كسانی كه توی میدان مین غلط می‌زدند، می‌گفتند پیروان حشاشین‌. مثل پیروان حسن صباح كه می‌گفتند حشیش می‌كشیدند و می‌زدند به قلب دشمن. اصلاً هیچی حالی‌شان نمی‌شده. حتی به استشهادیون لبنان و فلسطین هم حشاشین می‌گویند. گفت: به شما حشیش می‌دادند می‌كشیدید و...

گفتم: ببین دكتر جاشوا، من قیافه‌ام اصلا به حشیشی‌ها می‌خورد؟ خیلی معذرت‌خواهی كرد. گفت: نه. گفتم: من مدت زیادی جبهه بودم، باید حداقل چندباری حشیش كشیده باشم. حشیش چه كار می‌كند؟ گفت: ذهن آدم را تخدیر می‌كند. آدم نمی‌داند اصلا چه‌كار می‌كند. گفتم: خب شما تصور كن پنجاه هزار نیرو بیاوری و به‌شان حشیش بدهی بكشند. همه‌شان هم قبول كنند. بعد آنها را بیاوری خط مقدم ولشان كنی و بگویی حالا چند نفر از شما روی میدان مین بروید و بقیه‌تان هم حمله كنید به دشمن و بروید جلو. خنده‌اش گرفت و گفت: اصلا این مسخره‌است. گفتم: یا اینكه بیاوری‌شان توی خط مقدم زیر آتش و بعد بگویی خوب حالا حشیش بكشید و حمله كنید به عراقی‌ها.‌گفت: اصلاً نیازی به حشیش نیست، تا اینجا را آمده.

از اینكه مسئله برایش روشن شده بود، خیلی لذت می‌برد. می‌گفت: دستت درد نكند برای من روشن كردی. ولی همین چیزها را هرگز در دانشگاه‌های ما نمی پرسند. اصلاً احساس نیاز نمی‌کنند که دنبال پاسخ بروند.

تحقیقی كه آنها دارند دربارة فرهنگ جبهه ما انجام می‌دهند، دانشگاه‌های ما اصلا عین خیالشان نیست. سؤال‌هایی كه این دكتر جاشوا می‌كرد، سر بحث تفاوت خودكشی و شهادت بود! تا حالا از یك دانشجو نشنید‌ه‌ام این سؤال را بكند. اما اینها سؤال می‌كردند، می‌پیچاندند.

یك خانم فنلاندی، پایان‌نامه‌اش درباره نقاشی‌های دیواری خرمشهر بود! نقاشی دیواری خرمشهر چه ربطی به دختر فنلاندی دارد. آمده بود ایران. كتابخانه جنگ رفته بود و كلی آلبوم‌ها را كپی رنگی گرفته بود. كار تحقیقی می‌كرد، جلسه می‌گذاشت و صحبت می‌كرد. دنبال ناصر پلنگی، نقاش آن تابلوها هم بود.

و باز هم همان سؤال: آیا شهادت همان خودكشی است؟

شیعیان لبنان خیلی خالص هستند و عجیب ولایتی‌ا‌ند. می‌توانم قسم بخورم توی كشورمان هیچ كس به اندازه سید حسن نصرالله نداریم كه ولایتی باشد. من مطلبی را از سید حسن در حالی که بغض کرده بود، ضبط كردم. اشك توی چشم‌هایش جمع شده بود و درباره فرزندش، سیدهادی، تعریف می‌كرد.

بر حسب اتفاق، من سید هادی را از دو سالگی می‌شناختم. سال 1362 در بعلبک دیده بودمش. آخرین بار هم دو ماه قبل از شهادتش در بیروت دیدمش.

سیدحسن می‌گفت: سید هادی وقتی می‌خواست برود برای عملیات، به‌او گفتم به سه شرط می‌گذارم تو بروی جبهه: اول اینکه هیچ كس نباید بداند تو پسر من هستی؛ دوم هم اینکه حق نداری هیچ مسئولیتی قبول كنی؛ شرط آخر هم اینکه فقط باید در خط مقدم نبرد باشی نه در قرارگاه و عقبه.

سیدهادی می‌رود و روی ارتفاع «جبل صافی» در عملیات شهید می‌شود و جنازه‌اش هم به دست اسرائیلی‌ها می‌افتد. همان زمان قرار بود یك تبادل با لبنان انجام بشود و اسرائیل علاوه بر تحویل اجساد تعدادی از شهدای مقاومت اسلامی، تعدادی از اسرای لبنانی را آزاد كند. این ماجرا همزمان شد با شهادت سیدهادی نصرالله. اسرائیل اعلام كرد كه نه اسیر آزاد می‌كنیم و نه جنازه‌ها را می‌دهیم، فقط جنازه سیدهادی را تحویل می‌دهیم.

مادر سید هادی، در صحبت بسیار بزرگوارانه ای اعلام کرد: «ما چیزی را كه برای خدا دادیم، پس نمی‌گیریم. آخرین تبادل بین ما و اسرائیل، جنازه پسر من خواهد بود.»

فردای آن روز، اسرائیل همان تعداد اسیر را آزاد كرد و جنازه شهدا را هم پس داد كه جنازه سیدهادی هم جزو آنها بود.‌

شكست از این بزرگ‌تر می‌خواهید؟ یك زن، پوزه اسرائیل را به خاك مالید. خیلی راحت گفت: چیزی را كه برای خدا دادم، دیگر پس نمی‌گیرم. الان همه مسئولیتی كه همسر سیدحسن دارد، مسئولیت «هیئت مادران شهدا» است. یك هیئت هفتگی كه مادران شهدا جمع می‌شوند و مجلس می‌گیرند.

یکی از محافظان سیدحسن چند سال پیش تعریف می‌كرد: حدود سال 1366 آمده بودیم تهران. آن موقع لبنان درگیر جنگ‌های داخلی بود. سیدحسن آمده بود گزارشی خدمت امام بدهد. امام به سیدحسن فرمود: بیا نزدیك‌تر بنشین. سیدحسن رفت جلوتر. امام خندید و فرمود: بیا نزدیك‌تر. دوباره آمد نزدیك‌تر. امام باز فرمود: بیا نزدیك‌تر. تا جایی كه زانویش به زانوی امام چسبیده بود. امام فرمود: از سید عباس موسوی (دبیر کل حزب الله که بعدها توسط اسرائیل همراه با خانواده اش به شهادت رسید) چه خبر؟ چرا ایشان نیامدند؟ سید گفت: درگیر بودند،‌نمی‌شد الآن بیایند. من آمدم كه گزارش‌ها را خدمت شما بدهم. امام در حالی كه به پای سیدحسن نصرالله می‌زد، به ما محافظ‌ها گفت: هوای این سید ما رو خیلی داشته باشید. مواظب این سید ما باشید.

حمید داوودآبادی

 

منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



شهید سید مرتضی آوینی
1)الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی. 2)شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد.

3)شهادت قلبی است که خون حیات را در شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را زنده نگه می‌دارد.

4)شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید است.
شهید سید مرتضی آوینی

5)شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او وانمی‌گذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آمیزد.

6)شهادت مزد خوبان است.
شهید احمدرضا احدی

دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم، من محتاج نیست شدنم، من محتاج تو هستم، خدایا! بگو ببارد باران، که کویر شوره‌زار قلبم سالهاست، که سترون مانده است، من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم، خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم ، دوست دارم گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی، خدایا! اگر بگوئی لیاقت نداری، خواهم گفت:«لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته‌ام، خدایا دوست دارم سوختن را، فنا شدن را ، از همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان شدن را...
شهید حمیدرضا نظام

شهادت شمع است و شهید پروانه‌ای خود از جنس آتش، شهید ذبیح عشق است، شهید علمدار کاروان نجات است، شهید روح تاریخ حیات است و شهید نبض آفرینش است.


حاج محمد ابراهیم همت


شهید حاج ابراهیم همت

شهادت، زیباترین، بالنده‌ترین و نغزترین کلام در تاریخ بشریت است، شهادت بهترین و روشن‌ترین معنی حقیقت توحید است و تاریخ تشیع خونین‌ترین و گویاترین تابلو نمایانگر شکوه و عظمت شهید است.


شهید سید مجتبی علمدار

شهادت در یک کلمه به زیارت خدارفتن و به حق پیوستن است.


شهید علیرضا مردانی

ای عزیزان! شهید کسی است که در میدان جنگ و در خدمت امام یا نائب او کشته شود و هرکس در زمان امام زمان (عج) در حفظ اسلام کشته شود، یقیناً به او ملحق خواهد شد، شهادت عبارت است از نبوغ درخشان حیات در کمال هشیاری و آزادی.
شهید خداوردی قنبری

شهادت پایان مرگ و مردگی‌هاست. ما با خون خود به این مردگی‌ها پایان خواهیم داد و ضامن ضربان مداوم رگ‌های امت اسلامی خواهیم شد، اسلام نیازمند به شهداست و انسانیت نیازمند به تزریق خون، ما با شهادت خود همه این نیازها را برآورده خواهیم ساخت.
شهید بهشتی
شهید بهشتی

1)شهادت در راه آرمان الهی «معشوق» ماست، آیا شنیده‌ای عاشقی را از معشوق بترسانند.

2)انقلاب اسلامی ما در تداوم پیروزیش حالا حالاها خون و شهادت می‌طلبد.
شهید سید کاظم ربطی

شهادت سرآغاز هر زندگیست نترسم ز مرگی كه خود زندگیست
حاج عباس کریمی
شهید عباس کریمی

شهادت در اسلام،‌ مرگی نیست که دشمن بر مجاهد تحمیل کند، بلکه انتخابی است که وی با تمام آگاهی و شعور و شناختنش به آن می‌رسد.
شهید جلال عباسی

شهادت حد نهایی تکامل انسان و قله رفیع انسانیت است، شهادت، مرگ سعادت‌آمیزی است که آغاز دیدن و زندگی پر ثمر نوین را بشارت می‌دهد، شهادت یک تولدی است برای زندگی جاوید.
شهید غلامعلی فتحی

شهادت بهترین معراج عشق است.
شهید سید محمد سیامی

شهادت آیت است، شهادت نعمت است، شهادت مقدمه فتح در این دنیا و خود فتحی بزرگتر در آخرت است، شهادت خشنودکننده خداست.
شهید عباس قدوسیان

شهادت فانی شدن نیست بلکه به خدا رسیدن است، و زندگی جاوید است، شهادت موت نیست بلکه حیات است.
شهید عبدالله زارعکار

شهادت نعمتی بزرگ و دری است از درهای بهشت، شهادت نعمتی است، که مردان الهی به آن دست می‌یابند. شهادت به خدا رسیدن است و فانی شدن نیست، بلکه زندگانی جاوید است.
شهید ناصر شاه‌محمدی

کمال انسان شهادت است.
شهید علی اکبر محمود زاده

شهادت یک انتخاب است، انتخابی آگاهانه و مشتاقانه حرکت عاشق به سوی معشوق که نصیب هرکسی نمی‌شود.
شهید علی احمد زاده

احساس می‌کنم انشاالله شاهد زیبایی شهادت باشم و آن را تنگ در آغوش بکشم، و این بزرگترین آرزوی من است این راه انتخابی آگاهانه است و انسان را به سوی معشوق ازلی راهنمایی می‌کند.
منبع:سایت شهید آوینی


برگرفته از سایت ساجد


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



http://yas-alghame.persiangig.com/image/emamali4.jpg

شهادت در نظر حضرت علی (ع) محبوبی گمشده است كه طلبش تا به آن نرسد، آرام نمی گیرد و آب حیاتی است كه تشنگان بی رمق و از نفس افتاده را سیراب می كند.

از این رو، بزرگ انسان تاریخ بشری، وقتی در محراب مسجد زخم شهادت بر می دارد، عاشقانه ندا سر می دهد: فزتُ و ربَّ الكعبة. آن حضرت در این باره می فرماید:

سوگند به خدا هیچ باكی ندارم از داخل شدن در مرگ یا این كه مرگ ناگاه مرا دریابد.

او خود، بی آن كه ذرّه ای هراس به خود راه دهد، پیشتاز صحنه های جنگ بود: به خدا سوگند اگر من تنها با ایشان رو به رو شوم و آن ها همه روی زمین را پر كرده باشند، باك نداشته و نمی هراسم... و من به ملاقات خدا مشتاق بوده و انتظار نیكویی پاداش او را امیدوارانه دارم.

حضرت درباره جهاد فی سبیل الله و ترغیب یارانش به این امر فرمود:

جهاد دری است از درهای بهشت كه خداوند آن را به روی خواصّ دوستان خود گشوده و لباس تقوا و پرهیزگاری است و زره محكم حق تعالی و سپر قوی او است. پس هر گاه از آن دوری شود، خداوند جامه ذلّت و ردای بلا بر او می پوشاند.

چه شیرین است سخن مولا آن گاه كه در میدان كارزا، اشتیاق عاشقان الله به ملاقات معبودشان را چنین توصیف می كند و عطش تشنگان دیدار حق را فزونی می بخشد:

مجاهدان شهادت طلب چنان به سوی خدا پر می كشیدند كه تشنگان به جانب آب. بهشت در پرتو آذرخش نیزه ها است. امروز خیرها در بوته ی آزمون ارزیابی می شوند و به خدا سوگند كه اشتیاق من به صحنه نبرد و رویا رو شدن با دشمن، بیش از شوقی است كه آنان به خانمان خود دارند.

منبع:ساجد

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



چرا بايد خدمت كنيم؟ چرا بايد آسايش و دلخوشى را براى ديگران فراهم كنيم؟ چرا بايد مسير شادى و سعادت سايرين را هموار نماييم؟ چرا بايد در راه خدمت به خلق زحمات را متقبل شويم و حتى در نهايت چرا خود را فداى ديگران كنيم؟
يكى از علل صدور هر عمل متقن و محكمى، انگيزه است و انگيزه حاصل ايمان است. صرف داشتن علم ايمان نمى آورد چه بسا عالمانى كه مومن نبودند و همين امر موجب خسران خود و يا بشريت شده است.
فاصله اى بين علم و ايمان هست كه جاى تامل فراوان دارد. اگر ما راهى را كه مى دانيم درست است، چرا به دنبال كسب معلومات در آن زمينه نيستيم، چرا دانسته هايمان را باور نداريم، چرا در عمل به كار نمى گيرم، چرا مصر به انجام آن نيستيم، چرا حريص در متقاعد كردن بقيه نيستيم و چرا از غم منحرفان محزون نيستيم.
اگر اعمال بالا را رتبه بندى كنيم دقيقا مراحل تبليغ اسلام را به ياد مى آوريم و به خاطر همين است كه پيامبر اكرم (ص) با آن همه دلسوزى در خدمت اسلام بود و با آن همه اصرار، ديگران را به سعادت دعوت مى كرد.
خدمت از نظر اسلام
مولانا يكى از اساسى ترين سوالات بشر را به اين صورت بيان مى كند كه:
از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به كجا مى روم آخر ننمايى وطنم
و ابوعلى سينا عليه الرحمه مى گويد:
اى كاش مى دانستمى كه من كيستمى سرگشته به عالم در پى چيستمى
از نظر مكاتب الهى و به خصوص اسلام اين سوال بسيار بنيادى بوده و ارزشمند است و براى همين هم به آن خوب پاسخ داده شده است.خدمت، آنچنان از درجه اعلايى برخوردار است كه خداوند علت خلقت را خدمت به خلق مى شمرد و تربيت شده همين مربى، تمام عمر پربركت خود را خدمت به خلق قرار داد از طرفى ديگر شان و مزد يك خدمت گزار از نظر مردم جهان قابل پاسخگويى نيست چه برسد به مقام و اجرى كه يك خدمت گزار صديق در نزد رب العالمين دارد.
بنابراين خدمت كردن دومين وظيفه ما در اين جهان است و وظيفه اى عالى است كه در راس آن حضرت حق است قرار دارد كه رب العالمين است و خدمت به كل عالم از عرش به فرش از سوى او در جريان است.
تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند از او تقاضا مى كنند و او هر روز در شان و كار است.و مولاى متقيان على (ع) درخواست هاى خود را از پروردگار چنين آغاز مى كند:
و بنور وجهك الذى اضاء له كل شىء (دعاى كميل) (به نور تجلى ذاتت كه همه عالم را روشن ساخته است)
يا رازق الطفل الصغير يا راحم الشيخ الكبير يا جابر العظم الكسير( دعاى جوشن كبير)
روزى دهنده كودكان، ترحم كننده به پيران، جبران كننده شكسته استخوانان.
از طرفى اراده الهى بر آن قرار گرفته كه كارها با واسطه انجام شود پس در حقيقت يك خادم همان واسطه فيض الهى است كه از عرش مى ستاند و بر فرش مى فشاند.خدمت به خلق مثل همه فضايل مراتبى دارد، يك خادم ممكن است:
از روى اجبار عمل كند، بعد از آسايش خود به فكر كار براى ديگران بيافتد، در كنار آسايش خود راضى به خدمت شود، قبل از خود به ديگران بينديشد، فقط از لحاظ مالى خدمت رسانى كند، فقط از لحاظ جسمى خادم باشد، خود و خانواده اش را در راه يارى مردم بسيج كند و نيت كه مهمترين ارزش گذارى محسوب مى شود مى تواند در درجات شهرت طلبى، مقام پرستى، فرزند خواهى، عشق دوست و وطن، براى دين، طمع بهشت، خوف از عذاب، لقاءالله، بقاءفى الله و فناء فى الله، رضاى الهى متغير باشد.
شهيد و سالك الى الله در منظر خدمت رسانى
اگر ما عوالم را در نظر بگيريم كه به ترتيب عالم ماده ناسوت بعد عالم ملكوت سپس عالم جبروت و عالم لاهوت مى باشند، يك خدمت گزار نهايت مقامى كه برايش متصور است مقام فناء فى الله است همان مقام لاهوت كه مرتبه اى بس بزرگ است و ذكر لااله الاالله مظهر آن است و سالك الى الله با تهذيب نفس و خدمت به خلق به زحمت مى تواند به آن برسد ولى شهيد به مقام لاهوت مى رسد كه ذكر هولااله الا هو مظهر آن است يعنى از مرز اناالحقى نيز گذشته و به مقام عنديت رسيده است.
پس مقام شهيد تنها فناء فى الله نيست بلكه مقام فنا در فنا است يعنى انيت خود را نيز در خدا گم كرده است و اين همان، صفت تواضع و فروتنى در يك خدمتگزار است كه در شهيد به اوج خود مى رسد و انيتى از او باقى نمى ماند و به خودش هيچ رنگى از خود ندارد.
از مردمك ديده ببايد آموخت ديدن همه كس را و نديدن خود را
آن چه كه به عنوان سكرات مرگ به ما رسيده و حتى اوليا الهى را نيز به خوف انداخته عذاب شديد در لحظات جان دادن است حتى نقل شده مانند اين است كه انسان زنده را با اره تكه تكه مى كنند ولى شهيد سكرات مرگ ندارد به خاطر همين است كه شهيد تنها مرده اى است كه آرزو مى كند زنده شود و دوباره شهيد گردد ولى قهقرايى و بازگشت غيرممكن است ولى چون شهدا درخواست برگشت كردند در جواب شهدا اين آيه ۱۷۰ آل عمران نازل شد:
فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الاخوف عليهم و لا هم يحزنون
(آنها به خاطر نعمت فراوانى كه خداوند از فضل خود به آنها بخشيده است خوشحالند و به خاطر كسانى كه هنوز به آنها ملحق نشده اند خوش وقتند كه نه ترسى بر آنها است و نه غمى خواهند داشت).
اين همه مقام شهيد به خاطر گذشتن او از اولين و مهمترين غريزه يعنى حب الذات است دقيقا همان صفتى كه يك خدمت گزار واقعى دارد ولى در شهادت به كمال خود مى رسد. گذشتن از حب ذات كار يك عابد هم نيست او به خاطر بهشت تلاش مى كند البته اشكالى هم ندارد ولى به فرمايش على (ع) نوعى سوداگرى است.
من كه امروزم بهشت نقد حاصل مى شود
وعده فرداى زاهد را چرا باور كنم
عارف هم نمى تواند به مقام شهيد برسد عارف افتخار مى كند كه توانسته اناالحق بگويد ولى به هر حال طبل استقلال مى زند، ولى شهيد مى گويد:
رخت خود را من ز ره برداشتم غيرحق را من عدم انگاشتم
چون كه گل رفت و گلستان شد خراب بوى گل را زكه جوييم از گلاب
شهيد، پيشمرگ نهضت خدمت رسانى است و شهدا عصاره خادمين خلق الله اند. خط بطلان كشيدند به راس الغرايز يعنى حب الذات، راز عظمت شهيد است تا در سايه سوختن او ديگران درس بخوانند.
بلبل آزموده آگاه است كه چه خواهند كرد در پاييز.
مراتب شهيد و شهيدان سرآمد
در هر زمانى و مكانى شهدايى بوده و هستند كه حيات به سبب خون هاى آنان متبرك است و اين خدمت عظمايى است كه در دفتر الهى ثبت است، اما بزرگ ترين خادمين بشريت از آدم (ع) تا قيامت كبرى شهداى كربلايند كه مقامى لايدرك دارند. به قول استاد شهيد مطهرى شهدا شمع محفل بشريتند.بنابراين در عالم هيچ شهيدى قابل قياس با شهدا كربلا نيست ولى شهدا در هر زمان و مكانى جاى ارزشمند خود را دارند و نبايد از روى افراط آنان را با شهداى كربلا يكى كرد يا از روى تفريط و فراخور شرايط سياسى و اجتماعى خون آنها را به راحتى به حراج گذاشت. نگذاريم كه اسم عزيزان را و زيبايى روحشان را به مزايده و سادگى شان را به حراج بگذارند و انديشه هايشان را ترور كنند.
خدايا نگذار تا شيطان هاى كوچك با خون اين ها خان شوند، خدايا نكند كه ميوه درخت فداكارى اين ها به دست صاحبان ريا كار چيده شود و ثمره جنگ ياران به چنگ پلنگ اين بى خبران بيفتد. آمين يا رب العالمين.
خدمت وظيفه خلقتى ما است با اين نيت زندگى روزمره را آغاز كنيم و باور كنيم جان ما در مقابل اين وظيفه فدايى خلق شده است. اى دريغ از اين عمر كه بى خدمت خلق گذشت.خدمت رسانى حيات و جاودانگى مى آورد حتى بعد از مرگ و شهيد نمود اين شعور است اين ناظرين را براى تقويت روحيه خدمتى مان بر خود حاضر بدانيم.
پروردگارا به اعضا و جوارحم در راه خدمتت قوت بخش و دلم را عزم ثابت ده.
شهيد تلاءلو نورش تا افق دورى مى رسد بياييد دامنه خدمت را توسعه دهيم.
شهيدان گمنام وجودشان را منكر شدند و شهيدان مفقود الاثر نيز جسم شان را.
خدايا ما را در راه خدمت به دين و خلقت ذوب فرما.
خدمت شهيد مقدس است خدمت رسانى را در جهت صبغه الله عمق و محتواى ابدى ببخشيم.
شهيدى به شهيد ديگر رشك مى برد. چون به خودش هيچ رنگى از خود ندارد ما نيز به خادمين راستين غبطه بخوريم.
شهيد راه منت را تا قيامت بر خود بسته است (وجودش را به خالق سپرده تا امكان منت گذارى نداشته باشد)
نور شهيد بر همه بى دريغ است در خدمت رسانى گزينش نكنيم.
شهيد نظر مى كند به وجه الله مسايل فرعى زمينى ما را از خدمت به اصول آسمانى باز ندارد.
آيا نديدى چگونه خداوند كلمه طيبه را به درخت پاكيزه اى تشبيه كرده كه ريشه آن ثابت و شاخه آن در آسمان است؟!
گوشه هاى نهفته عرصه خدمت رسانى در فرا روى مسوولين
آنچه از مسوولين انتظار مى رود،تبليغات نيكوكارى هاى شهدا را متنوع نموده و از پرداختن به شخص و يا موضوع ثابت بپرهيزيم.
در زمان و مكان هاى خاص و با برنامه ريزى به گراميداشت شهدا بپردازيم و ضرر فقدان آنها را متذكر شويم تا رهپويان جوان به ادامه خدمات آنها قيام نمايند.مبلغين مقام شهدا از خادمين خوب مردم باشند و اول عمل كنند بعدا به تبليغ بپردازند.
قطعه فيلم هاى كوچك ولى جذاب از خاطرات موثر و شيرين شهيدان را توليد و پخش كرده تا خدمات آنها در زمان حيات ماديشان نيز آشكار گردد.
تا حد امكان نتيجه گيرى از نقل قول ها، فيلم ها و مراسمات شهدا را به مخاطب واگذاريم واز ارايه نتيجه اخلاقى به طور مستقيم به شنونده اجتناب نماييم.
از هنر رزمى و تاكتيك هاى شهدا نيز گفته شود كه آنها كشتگان كت بسته دشمن نبودند و چگونه تا آخرين نفس به دشمن ضربه زدند و از دين و ملت و كشور دفاع نمودند.
خادمين نمونه آزاده و جانباز را از لابه لاى زندگى روزمره پيدا كرده و راه را براى خدمات متقابل هموار نماييم.
تسهيلات رفاهى به خانواده هاى شهدا را بى منت و در منزل ارايه نموده و از ايجاد يك فضاى مسابقه براى به دست آوردن امكانات فراهم شده اكيدا دورى نماييم.
چند سمبل افتخار به صورت مدال يا جايزه از شهدايى كه در خدمت رسانى معروف و سرآمد بودند تهيه شده و مثل جايزه نمادين به خادمين گمنام به عنوان مدال خدمت اهدا شود.
وقتى يك پروژه يا كارى كاملا تمام شد و به نتيجه رسيد به تبليغ آن بپردازند و از غوغاسالارى در حيطه مقدس خدمت رسانى به شدت بپرهيزند و اين پهنه را براى خادمين گمنام الهى مخدوش نكنند و به زور قلم يا زبان، حقى را به ناحق تبديل نكنند.
از موسسات تحقيقاتى و پژوهشى درخواست شود تا اولويت هاى خدماتى را كه در مراكز دولتى، خصوصى و حتى شخصى مثلا براى خادمينى كه براى خدمت هميشه در حالت آماده باش هستند (مردان ضرورت)، مشخص نموده تا كل جريان خدمت رسانى به سوى اهداف والاى الهى سمت و سو پيدا كند.
اميد مظفردخت- احمد معمارى

سروقامتان
روزنامه جوان
منبع:ساجد

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



http://abosharif.persiangig.com/image/shahid/229431.jpg
يك روز قرار بود تعدادى از نيروهاى لشگر امام حسين (ع) با قايق به آن سوى اروند بروند. حاج حسين به قصد بازديد از وضع نيروهاى آن سوى آب، تنهايى و به طور ناشناس در ميان يكى از قايق ها نشست و منتظر ديگران بود.
چند نفر بسيجى جوان كه او را نمى شناختند سوار شده، به او گفتند: «برادر خدا خيرت بدهد ممكن است خواهش كنيم ما را زودتر به آن طرف آب برسانى كه خيلى كار داريم. » حاج حسين بدون اين كه چيزى بگويد پشت سكان نشست، موتور را حركت داد. كمى جلوتر بدون اين كه صورتش را برگرداند سر صحبت را باز كرد و گفت: «الان كه من و شما توى اين قايق نشسته ايم و عرق مى ريزيم، فكر نمى كنيد فرمانده لشگر كجاست و چه كار مى كند » با آنكه جوابى نشنيد، ادامه داد: «من مطمئنم او با يك زيرپوش، راحت داخل دفترش جلوى كولر نشسته و مشغول نوشيدن يك نوشابه تگرى است! فكر مى كنيد غير از اين است » قيافه بسيجى بغل دستى او تغيير كرد و با نگاه اعتراض آميزى گفت: «اخوى حرف خودت را بزن». حاج حسين به اين زودى ها حاضر به عقب نشينى نبود و ادامه داد. بسيجى هم حرفش را تكرار كرد تا اين كه عصبانى شد و گفت: «اخوى به تو گفتم كه حرف خودت را بزن، حواست جمع باشه كه بيش از اين پشت سر فرمانده لشگر ما صحبت نكنى اگر يك كلمه ديگر غيبت كنى، دست و پايت را مى گيرم و از همين جا وسط آب پرتت مى كنم. » و حاج حسين چيزى نگفت. او مى خواست در ميان بسيجى ها باشد و از درد دلشان با خبر شود و اينچنين خود را به دست قضاوت سپرد. او علاوه بر داشتن تدبير نظامى، شجاعت كم نظيرى داشت. با همه مشكلات و سختى ها، در طول ساليان جنگ و جهاد از خود ضعفى نشان نداد. قاطعيت و صلابتش براى همه فرماندهان گردان ها و محورها، نمونه بود و از ابهت فرماندهى خاصى برخوردار بود.
حساسيت فوق العاده اى نسبت به مصرف بيت المال داشت، هميشه نيرو ها را به پرهيز از اسراف سفارش مى كرد و مى گفت: وسايل و امكاناتى را كه مردم مستضعف دراين دوران سخت زندگى جنگى تهيه مى كنند و به جبهه مى فرستند بيهوده هدر ندهيد، به آنچه مى گفت عامل بود، به همين جهت گفتارش به دل مى نشست.
حاج حسين معتقد به نظم و ترتيب در امور و رعايت انضباط نظامى بود و از اهتمام به آموزش نظامى برادران و تربيت كادرهاى كارآمد غافل نبود. نيمه هاى شب اغلب از آسايشگاه ها و محل هاى استقرار نيروى لشكر سركشى نموده و حتى نحوه خوابيدن آنها را كنترل مى كرد. گاه، اگر پتوى كسى كنار رفته بود با آرامش تمام آن را بر روى او مى كشيد. او به وضع تداركات رزمندگان به صورت جدى رسيدگى مى كرد.
بنيانگذارى لشگر امام حسين (ع)
با شروع جنگ تحميلى به تقاضاى خودش راهى خطه جنوب شد و در نخستين خط دفاعى مقابل عراقى ها در منطقه دارخوين مدت ۹ ماه، با تجهيزات جنگى و امكانات تداركاتى بسيار كم استقامت كرد و دلاورانى قدرتمند تربيت نمود. در سال ۱۳۶۰ پس از آزادسازى بستان تيپ امام حسين (ع) را رسميت داد كه بعد ها با درخشش او و نيروهايش در رشادت ها و جانفشانى ها، به لشگر امام حسين (ع) ارتقا يافت. حسين شخصاً به شناسايى مى رفت و تدبير فرماندهى اش مبنى بر اصل غافلگيرى و محاصره بود حتى در عمليات والفجر ۳ و ۴ خود او شب تا صبح در عمليات خاكريزش شركت داشت و در تمامى عمليات ها پيشقدم بود. از سال ۱۳۵۸ تا لحظه آخر حضورش در صحنه مبارزه تنها ايام مرخصى كاملش هنگام زيارت خانه خدا بود. (شهريور ماه سال ۱۳۶۵) در ساير موارد هر سال يكبار به مرخصى مى آمد و پس از ديدار با خانواده شهدا و معلولين، با ياران باوفايش در گلستان شهدا به خلوت مى نشست و در اسرع وقت به جبهه باز مى گشت. در طول مدت حضورش در جبهه ۳۰ تركش ميهمان پيكر او شد و در عمليات خيبر دست راستش را به خدا هديه كرد. اما او با آنكه يك دست نداشت براى تأمين و تداركات رزمندگان در خط مقدم تلاش فراوان مى نمود.
به لقاء الله پيوست
حسين دو روز قبل از شهادتش گفت: «خودم را براى شهيد شدن كاملاً آماده كرده ام. » در عمليات كربلاى ۵ وقتى متوجه شد ماشين غذاى رزمندگان خط مقدم در بين راه مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته است به شدت ناراحت شد و با بيسيم از مسئولين تداركات خواست تا هر چه زودتر، ماشين ديگرى بفرستند و نتيجه را به او اطلاع دهند. پس از گذشت چند ساعتى ماشين جلوى سنگر ايستاد و حاج حسين در حالى كه دشمن، منطقه را گلوله باران مى كرد براى بررسى وضعيت ماشين از سنگر خارج شد. يكى از تخريبچى ها در حال مصاحفه با او مى خواست پيشانى اش را ببوسد كه ناگهان قامت چون سرو حسين بر زمين افتاد. اصلاً باورم نمى شد حتى متوجه خمپاره اى كه آنجا در كنارمان به زمين خورد، نشدم. بلافاصله سر را بلند كردم. تركشهاى مؤثر و درشتى به سر و گردن او اصابت كرده بود. هشتم اسفند سال ۱۳۶۵ بود و حاج حسين از زمين به سوى آسمان پركشيد و پيشانى او جايگاه بوسه عرشيان گشت.

سهيلا طائى
روزنامه ایران

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



http://salambarkhorshid.persiangig.com/pictures/jebhe01.jpg

تاثير شگرف فرهنگ پربار شهادت در گستره جهان‌بيني اسلام ناب محمدي(ص) از جلوه‌هاي ممتاز برخوردار است. فرايند اين تاثير در حوزه‌هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي، نظامي و اقتصادي قابل مشاهده است. يافته‌ها و دستاوردهاي تاريخي از صدر اسلام تاكنون، بيانگر اين واقعيت شگرف است كه فرهنگ شهادت‌طلبي به عنوان كارآمدترين و مؤثرترين عنصر در پيشبرد اهداف و حفظ ارزش‌ها و مقابله با دشمنان داخلي و خارجي مطرح بوده است.

فرهنگ شهادت‌طلبي يعني باور به خدا و معاد، اعتقاد راسخ بر درستي و بر حق بودن راه اسلام ناب محمدي(ص)،‌ايستادگي در مقابل دشمن، ايثار و فداكاري جهت حفظ ارزش‌هاي انقلاب و اسلام ناب،‌خستگي‌ناپذيري و اعتقاد به احدي‌الحسنيين (پيروزي يا شهادت راه خدا).
خداوند در آيات مبارك خويش مي‌فرمايد:
قل لن يصيبنا الا ما كتب الله لنا هو مولينا و علي الله فليتوكل المؤمنون. قل هل تربصون بنا الا احدي الحسنيين.
بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا براي ما مقرر داشته نمي‌رسد، او مولاي ماست و مومنان بايد بر خدا توكل كنند. بگو: آ‌يا براي ما جز يكي از اين دو نيكي (پيروزي يا شهادت) را انتظار مي‌بريد؟ امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي بر اين عقيده بود:
ما بندگان خدا هستيم و در راه او، سبيل او حركت مي‌كنيم و پيشروي مي‌كنيم. اگر شهادت نصيب شد، سعادت است و اگر پيروزي نصيب شد، سعادت است و ملتي كه با فرهنگ شهادت‌طلبي آراسته شده، شكست‌ناپذير است.


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



http://www.cloob.com/public//public/user_data/album_photo/457/1370489-b.jpg

سلام بربچه هاي بي پلاك و با پلاك! سلام برپلاكهاي برگشته از فكه! سلام بربچه هاي بي ادعايي كه ديروز گفتند: روي مين ها سياه كه ما را نطلبيدند. سلام برآناني كه درميان شعله هايي از جنس آه سوختند ونه اهل «نان» بودند ونه اهل «نام».
سلام برپاهاي تاول خورده بچه هاي صخره هاي «ماووت»، سلام برمظلوميت بچه هايي كه در ارتفاعات «شاخ شميران » پاره هاي پيكرشان آسماني شد، سلام برلحظه هاي سرخ برگ ريزان. سلام برشور شبهاي قلاويزان. سلام برروزهاي آتش وباروت وگلوله. سلام برشهيدان غريب چنگوله. چه مردان بزرگي بودند؛ آنان كه شبانه از سيم هاي خاردار گذشتند؛ چه مردان سبزي بودند آنان كه لحظه هايي پراز عصمت واخلاص آفريدند ونگاهشان آبروي روزهاي روشن فردا بود. چه مردان بزرگي بودند آنان كه جاده هاي عرفان را درنورديدند ويك شبه ره صدساله پيمودند. آنان چه زيبا عطش و سنگلاخ را تجربه كردند. چه روزهاي سرشار از صميميت وچه شبهاي پراز نيايشي!
«كاش آن شبهاي بي برگشت برگردند
تا شهيدان غريب دشت برگردند
كاشكي يك بار ديگر از خم كانال
ضربتي هاي گروه گشت برگردند».
شما هرگز فراموش نمي شويد بچه هاي رفته تا «شلمچه» و «مجنون» ، بچه هاي گردان ۵۰۵ محرم، بچه هاي «گريه در جشن حنابندان» دوستتان دارم. هنوز لحظه هايمان را به نامتان متبرك مي كنيم. هنوز دراين كوچه ها، طنين گامهايتان جاري است و رهگذران عاشق، سرمست از جرعه زلال كلام آسماني تان عشق وايمان ومهرباني را زمزمه مي كنند. شما در روزگار قحطي عشق واخلاص،ساده وبي ادعا، شهره روزگار شديد وگامهايتان سجده گاه فرشتگان خدا شد.
صبح با نسيم نگاهتان آغاز مي شد و«ني»ها با غريب نوازي شما، دلتنگي هايشان را به شانه هاي زخمي باد مي سپردند. شما بزرگ بوديد و «از اهالي امروز» و «لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميديد». ما چقدر غبطه مي خوريم كه شما را نشناختيم ودركوچه هاي رسيدن تا شما مانديم:
هنگامه رفتن ما خوان اول را حتي نپيموديم
مانديم در غربت، آنها گذر كردند از هفت خوان آتش

منبع: روزنامه ايران

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



در اين نامه تهديد‌آميز صدام نهايت ذلت، خفت و خواري خود را در مقابل آن شهيد بزرگوار و استوار اظهار مي‌دارد و در عين حال آن شهيد را از نپذيرفتن شروط درج شده در اين نامه برحذر مي‌دارد.
شهيد صدر نيز در پاسخ اين نامه كه صدام او را از دخالت در سياست منع مي‌كند آنچنان موضع‌گيري شجاعانه‌اي اتخاذ مي‌كند كه بناچار اقدام به شهادت رساندن او مي‌كند.
شهيد صدر در پاسخ به نامه جنون آميز صدام مي‌گويد: تصور مي‌كردم گفتار مرا خواهيد فهميد و به آن خواهيد انديشيد و به موعظه اينجانب كه شفاف و صادقانه بود به آنچه كه صلاح تو بود، بكار خواهي گرفت.
من تو را از خشم خدا برحذر داشتم تا به روز قيامت كه روزي است بسيار سخت بيانديشي تا شايد اگر تشنه حقايق باشي از آن سيراب شوي و در گمراهي خود فرو نروي اما آنچه كه مشاهده مي‌شود اصرار بر ظلم و ستم است و دل تو همچون سنگ سخت شده و بدتر از حيوان درنده هرگز حاضر به شنيدن پند و اندرز نيستي.
تو مثل يهوديان و دنباله روان شيطان و دشمنان خداي رحمان، جنگ بيرحمانه‌اي را به راه انداختي.
شهيد صدر در پاسخ به نامه تهديد‌آميز صدام تاكيد كرد، گمان كردي با مرگ مرا ميترساني مگر نه اين است كه مرگ يكي از سنتهاي خدا است كه آيه شريفه مي‌فرمايد " كلا علي حياضه واردون " همه بايد به سراي او وارد شوند. مگر نه اين است كه مرگ بدست ظالمها وستمكاران افتخاري است.
شهيد صدر در پاسخ به نامه صدام خطاب وي به وي مي‌گويد: پس نظر جمعي خود را يكي كن و هرگونه حيله كه داري بكار بگير و هر تلاش كه داري انجام بده و بدان كه سرنوشتي بس دردناك در انتظار توست و هرگز نور خدا را فراموش نخواهي كرد.
گمان مي‌كني با سخن بظاهر دلسوزانه فريب نيت پليد تو مي‌شوم و به زندگي خوب مرا وعده مي‌دهي خيال مي‌كني آن را بر رضاي خدا ترجيح ميدهم و دنيا را بر آخرت برتر مي‌دانم از من مي‌خواهي طاعت تو را بر فرمان خالق يكتا بالاتر بدانم واي بر تو و به آنچه مي‌خواهي هرگز درخواست تو را بر ديدار محبوبم ترجيح نميدهم.
مگر خيال ميكني كه اسلام را به اين آساني از دست مي‌دهم و يا مي‌فروشم مگر دين كالا است كه به چيز ديگري آن را مبادله نمايم به خدا سوگند هرگز دست خود را به تو نمي‌دهم و فرمان تو را همچون بندگان نمي‌پذيرم كه مرگ براي رضاي خدا نزد من بهتر از آنچيزي است كه تو مي‌خواهي.

وي ادامه مي دهد: اين را بدان با كشتن من سودي نخواهي كرد چون همچون كوه ايستاده‌ام و هرگز سر تسليم فرود نخواهم آورد و به كساني كه تو را فرستادند بگو صدر مرگ را ترجيح مي‌دهد بر پذيرفتن آنچه تو مي‌خواهي و بدان پس از كشتن من، مرگ، ترس، ذلت، خفت و خواري به سراغ تو خواهد آمد بطوريكه اصلا فكر آن را نكرده‌اي آن روز نزديك است و دير نيست گوئي مي‌بينم از هر سو عذاب خدا بر تو نازل مي‌شود و همچون كسي كه در بيابان بدنبال جاي امني مي‌گردد سرگردان خواهي شد و تخت و سلطنت تو برباد خواهد رفت و چيزي جز لعنت و نفرين مردم بدرقه راه تو نخواهد بود و فرمان خدا كه مستضعفين بر مستكبرين را پيروز مي‌گرداند عملي خواهد شد و صفحه ننگين و سياهي در تاريخ بجاي خواهي گذارد.


منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



هنگامی که خیلی بچه بودم همه فکر و خاطر مرا فرا گرفته بود که معنی و مفهوم كلمات محرم و شهادت چيست؟ شب های محرم می دیدم مردم برای امام حسین عزاداری می کردند و همه صحبت ها پیرامون شهادت، دین مبین اسلام و شهید شدن در راه خدا بود. همه این ها برایم مثل یک معما شده بود! به مرور زمان که بزرگتر شدم، خود را در موقعیتی دیدم که کم کم معنی این صحبت های آشنا را فهمیدم.
کودکی بیش نبودم و لیکن خود را مسئول می دیدم. با خود می گفتم: چقدر کودکانی بی گناه شهید شده بودند! آنان با خون خود، رودخانه ای که  کم کم رو به خشک شدن نهاده بود را دوباره خروشان کردند . درخت تنومند آزادی و سر افرازی اسلام را با خون پاکشان سیراب و آبیاری کردند . وقتی از فداکاری های امام حسین (ع) و یارانش می شنیدم که هر گز خم به ابروهای مبارکشان نیاوردند ، دیگر روز و شب های من با رویای شهادت پر شده بود و شهید شدن در راه محبوب خود را آرزو می کردم. وقتی نگاهم به نگاه های پر شوق پدر و مادرم مي‌افتاد، دلم به حالشان می سوخت ، ولی بلافاصله فکر می کردم . اگر روزی خدا چنین لطفی را به من عطا فرماید ، پدر ومادر و خواهرم خوشحال می شوند و بر خود خواهند بالید  که چنین فرزندی را تربیت کردند که بی باک، جان خویش را در راه خدا و امام حسین (ع) فدا نمود.
هر چند جان من در برابر خدا و امام حسین (ع) خیلی بی ارزش است ولی روز و شب در این رویا بودم . برای اینکه به آرزوی چندین ساله خویشتن برسم ، قصد کردم به جبهه های حق علیه باطل بروم و یک بسیجی باشم . با خوشحالی و سرمستی از پدر و مادرم خداحافظی نمودم. در عملیات شکوهمند خیبر شرکت کردم . سراپای وجودم را عشق به شهادت در راه محبوب گرفته بود، ولی لطف شامل حال من نگردید!

برگرفته از وصيت نامه شهید حسین رضا عباسی از شهداي استان همدان


منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



اقسام مرگ                                                  
انسان و تمام موجودات هستي ناگزير هستند تن به مرگ و نيستي بدهند و جز ذات لايزال الهي همه مخلوقات جام مرگ را سر مي کشند و نيز مشخص گرديد مرگ شيوه های گوناگوني دارد اين شيوه ها به اختصار مطرح مي شود :       
1- مرگ سرخ :يعني کشته شدن در خون غلتيدن وجان سپردن خونين که به چهار شلکل ممکن است بوقوع بپيوندد :                             
الف : مرگ با شهادت                                    
ب : مرگ با شهامت (به غير از شهادت) يعني کشته شدن در راه آزادی، برابری، نوعدوستي و... بدون انگيزه الهي .                               
ج : مرگ سرخ به دنائت و حماقت يعني تن به ذلت دادن و برابر ظلم دفاع نکردن و بي حرکت بودن و نابود شدن و کشته شدن بوسيله ی ظلم .                 
د : مرگ سرخ به رزالت يعني خودکشي .                       

2- مرگ سبز : مرگ شهيدی است که در برابر سرسبزی درخت دين و شکوهمندی و برتری اسلام و تحقق آن در جهان تلاش کند و توسط دشمن مسموم شود .ماند امام حسن مجتبي (ع) و بسياری ديگر از امامان و پيشوايان و رهبران الهي .                                        
3- مرگ سفيد : مرگ انسان با ايماني است که در حال اطاعت از اوامر الهي و رسول گرامي او برای رسيدن به حق و حرکت در صراط مستقيم تلاش کرده و از لغزش و خطا دوری جسته است .                             
4- مرگ زرد : مرگ کساني که ايمان دارند و عمل مي کنند و در مواجه با گناه نيز از آن چشم نمي پوشند ،يا مراقبت بر طاعت و عبادت ندارند .               
5- مرگ سياه : مرک کساني است که در راه فرمانبرداری از غير خدا گام نهاده و در سايه کفر ،ستم ،نفاق ،جهل و . . . جان داده اند .                     
6- مرگ بي رنگ : مرگ کساني است که يا از داشتن عقل ،درک ،فهم و شعور بي بهره اند و چون حيوانات متولد شده و چونان حيوان مي ميرند و يا در جنگل ها و مناطق وحشي بدنيا آمده و در همان دنيای بسته مي ميردند و زندگي و مرگشان رنگ حق يا باطل ندارد .                                
علامه شهيد استاد مرتضي مطهری در يک تقسيم بندي کلي تر اقسام مرگ و ميرها را چنين بيان کرده است :                       
1- مرگ طبيعي : شخصي که به طور طبيعی عمرش را به پايان مي رساند و درمي گذرد .اين مرگ عادی تلقي شده و نه افتخار آميز است و نه ملامت خيز ،و حتي تأسف زيادی نيز به دنبال ندارد ،و قهراً نفله شدن هم تلقي نمي شود .
2- مرگ اخترامي (زودرس) : که در اثر بيماری ها مثل حصبه ،و يا سرطان و . . .  يا در اثر حواث يا سوانحي از قبيل زلزله ،سيل ،تصادف ،و . . . اتفاق مي افتد . اينگونه مرگ ها هرچند ملامت يا افتخاری ندارد .اما نوعي نفله شدن است و قهراً موجب تأسف مي گردد .
3- مرگ جنايي : که پای يک جنايت در کار است .مرگ هايي که به خاطر هوا و هوس قاتل صورت مي گيرد و اين مرگ از ناحيه قاتل جنايت و خباثس است و از ناحيه ی مقتول ،مظلوميت و نفله شدن و هدر رفتن و عکس العمل انسانهای ديگر تأسف و ترحم است .
4- خودکشي : اين نوع مرگ ها نيز نفله شدن و هدر دادن خود و بدترين نوع مرگهاست .
5- شهادت : مرگي است که انسان با توجه به خطرات احتمالي يا ظنّي يا يقيني فقط به خاطر هدفي مقدس و انساني و به تعبيرر قرآن «في سبيل اللّه» از آن استقبال مي کند .
شهادت دو رکن دارد : يکي اينکه در راه خدا ، فط سبيل اللّه با هدفي مقدس باشد  وانسان جان خود را فدای هدف نمايد .ديگر اين که آگاهانه صورت بگيرد .
معمولاً در مورد شهادت جنايت هم هست،شهادت از نظر انتساب به شهيد مقدس است ،ولي از جهت انتساب به قاتل جنايت و پليدی است .
شهادت به جهت اينکه عملي آگاهانه و اختياری است و در راه هدفي مقدس است و از هر گونه انگيزه خودگرايانه منزه و مبّراست ،تحسين برانگيز و افتخارآميز است و عملي قهرمانانه تلقي مي شود .در ميان انواع مرگ و ميرها نتها اين نوع از مرگ است که از حيات و زندگي مادی ،برتر و مقدس تر و عظيم تر و فخيم تر است .

قداست واژه شهيد
در عرف عام يعني عرف عموم مردم جهان اعم از مسلمان و غير مسلمان و در عرف خاص مسلمانان برخي از کلمات و واژه ها از نوعي عظمت و احترام و احياناًقداست برخوردارند .کلمات عالم ،فيلسوف ،مخترع ،قهرمان ،مصلح ،مجتهد ،استاد ،دانشجو ،عابد ،زاهد ،مؤمن ،مجاهد ،مهاجر ،صديق ،اَمر به معروف و نهي ازمنکر ،ولي ،امام ،نبي و . . . از اين قبيل کلمات اند که بعضي در عرف عام (همه مردم جهان) و برخي در عرف خاص مسلمانان و در زبان فرهنگ اسلام توأم  با نوعي عظمت و احترام و احياناً قداست مي باشد .                    
بديهي است که کلمه از آن جهت که لفظ است قداستي ندارد ،قداست را از معني خود کسب مي کند .در اسلام واژه ای است که قداست خاصي دارد .اگر کسي با مفاهيم اسلامي اشنا باشد و در عرف خاص اسلامي اين کلمه را برسي کند احساس مي کند هاله ای از نور اين کلمه را فراگرفته است اين کلمه «شهيد» است . اين کلمه در همه ی عرفها توأم با قداست و عظمت است چيزی که هست معيارها و ملاکها متفاوت است .                                     
از نظر اسلام هر کس به مقام و درجه ی شهادت نايل آيد ،به يکي از عالي ترين درجات و مراتب انساني در سير صعودی خويش نايل مي گردد .از نوع تعبير و برداشت قرآن درباره شهيدان و از تعبيراتي که در احاديث و روايات اسلامي در اين زمينه وارد شده است مي توان منطق  اسلام را شناخت و علت قداست يافتن اين کلمه را
در عرف مسلمانان دريافت کرد .شهيد قداست خود را از فدا کردن آگاهانه تمام هستي خود در راه هدفي مقدس کسب مي کند .   

لغت شهيد و شهادت
لغت شهيد (Sahid=به فتح و کسرش) به معنای کشته شده در راه خدا ،آن که در راه خدا به شهادت دست يافته ،کشته شده ی بي قصاص و ديه .کشته شده در راه خدای بدان جهت که ملائک رحمت بر او حاضر شوند يا آنکه اللّه تعالي و فرشتگان او شاهدند از برای او به بهشت يا آن که او از جمله کساني است که از آن ها شاهدی در روز قيامت بر امتهای گذشته طلب کرده خواهد شد .يا آن که بر شاهده يعني زمين افتاده است ،يا آنکه زنده و حاضر است در نزد پروردگار خود ،يا آنکه مشاهده مي کند ملکوت خدای را .کسي که در راه خدا و در راه خدمت به مدينه کشته شده باشد .کشته در راه شده بي گناه يا در راه خدا ،امين در شهادت ،حاضر ،از نامهای خداوند .                               
و نيز به معنای آگاهي و حضور ،مشهور ،معروف ،نامدار و نامور و حاضر ،ناظر،  گوا ه و گواهي دهنده و خبردهنده ی راستين و امين در شهادت ،مراقب ،دريافت کننده آب حيات ،آگاه محسوس ،مشهود ،کسي که همه ی چشم ها به اوست و معنای نمونه ،الگو و سرمشق است .                              
و کلمه ی شهادت به معنای گواهي دادن ،اقرار کردن ،شهيد شدن مرگ در راه خدا،   گواهي گفتار شاهدان در برابر هيأت قضات ،سوگند ،گواهي نامه تحصيلي ،کارنامه،دانشنامه ،شهادت نامه و کواهي نامه و نيز به معنای حضور در صحنه ، آگاهط و ادراک با حواس ظاهری يا باطني ،ظهور عيني وملموس ، گواهي وقضاوت بر مبنای يقين و اعتقاد است که در مجموع شهادت يعني گواهي همه جانبه که از طريق حضور کامل در صحنه و برمبنای آگاهي حاصل مي گردد ، و «در اصطلاح شهادت مرگ سرخ و مقدسي است که انسان آزاده ،با شناخت آن را در راه عقيده و ايده ای انتخاب مي کند و در اعتقاد و باور ملل مختلف جهان ( غير از موحدين مومنين ) شهادت عبارت است از مرگ سرخ قهرمانان و سربازان فداکاری که در نبردهای خونين بدست دشمن کشته و قرباني عقيده و مرام خود يا فدايي ايده و سرزمين خويش مي گردند اين مرگ را شهادت کشتگان را شهيد مينامند و برای عموم ملتها اينگونه مرگ ها شکوه ،عظمت و قداست خاصي دارد .»

واژه شهيد و شهامت در قرآن کريم                                     
در قرآن کريم کلمه شهيد و ديگر واژه های هم ريشه ی آن چون شاهد مشهود و استشهاد به معني شاهد و گواه آمده نه به معنای کشته شدن در راه خدا ،شهادت به معنای واقع و کامل کلمه ی ابتداءً و ذاتاً متعلق به پروردگار متعال مي باشد : «اِنّ اللّه کان علي کلّ شيءٍ شهيداً»                              
«حضور پروردگار جهان در کنار همه موجودات جهان .نظارت مستمر و گسترده و بي حد و مرز بر آن هاست .او بر احوال موجودات آگاه و قضات او در جهان هستي ساری و جاری است .» و در مرتبه بعد شهادت ار ويژگيهای پيامبر (ص) و ملائکه است .و در مرتبه سوم مسلمانان مؤمنان دارای مقام و خصوصيت هستند .و در مرتبه چهارم اعضاء و جوارح انسان دارای اين مقام مرتبت هستند .         
از برسي آيات کريمه قرآن مشخص مي گردد که واژه ی شهيد و شهامت در قرآن مجيد به معنای کشته شدن در راه خدا ذکر نشده است ولي در آيات و کلمات قرآني واژه «قتيل في سبيل اللّه» درباره کشته شدگان در راه خدا بکار رفته است .  
از تعمّق در اين واژه و امتيازات و ويژگيهاي که حقتعالي برای آنان برشمرده است بخوبي روشن مي گردد که چرا اهل بيت عليهم السلام واژه شهادت را از انحصار لغوی خارج نموده و به جای واژه «قتيل في سبيل اللّه» از واژه ی «شهيد» بهره گرفته اند .   

واژه شهيد در احاديث و تاريخ و سير تحول آن :                           
واژه شهيد در اصطلاح حديث و همچنين در تاريخ و ادب اسلامي ،برکسي اطلاق شده است که در ضمن جهاد در راه خدا و به دست مخالفان دين کشته شده است .با آن که لفظ شهيد در قرآن همان طور که قبلاً عنوان گرديده به معنای شاهد و از سماءالحسني به شمار رفته است ؛ولي در لسان احاديث و روايات به معني کسي است که در راه خدا کشته مي شود ؛و بدين وسيله ،گويي با ريختن خون خود بر ايمان و اسلام خويش شهادت مي دهد .در اسلام برای شهيد اجر و منزلت فوق العاده ای بيان شده است ؛و حتي به موجب اخبار عديده ،شهدا هم از عذاب عالم برزخ و هم از سوال نکير و منکر معاف خواهند بود ؛و در بهشت هم تمام آن ها در دارالشهداء ،نزديک عرش خداوند قرار دارند .از اين ها گذشته (ثواب شهادت کشته شدن در راه خدا آن ها را چنان از هر گناهي که کرده باشند پاک مي کند ،که حتي بدون شفاعت به بهشت مي روند ) و چون به سبب شهادت ،از هر گونه آلايش پاک مي شوند ،لازم نيست که قبل از تدفين آن ها را غسل ميت دهند ،اگر چه فقيهان در باب کيفيت اجرای غسل و نماز ميت و طرز تدفين شهيد (که با لباس جنگ يا با کفن باشد) ،بر حسب آن که نيت شهيد و غايت مقصود او از شهادت چه بوده است ،بحث و اختلاف دارند ،ليکن فضل شهدا و فضيلت شهادت به هر حال ،نزد فقها مورد اتفاق است .و از اين رو طلب شهادت و اظهار شوق به آن مشربها و فرقه های مختلف اسلامي را به هيجان آورده است .

واژه مشهد :                                      
تکريم و تجليل از شهدا بعدها سبب جلب توجه عامه مردم به قبور آنها ـ که مشهد(Mashad ) خوانده مي شود ـ     گرديده و غالباً محل زيارت و توسل و دعا به شمار آمده است .معهذا ،لفظ مشهد از اختصاص به مزار شهدا خارج و به معني مطلق مزار و محل شهادت هم استعمال شده است .                         
لفظ شهيد تدريجاً توسعه يافته و در مورد بسياری از افرادی که که در غير جنگ ـ اما به هر حال غالباً در اموری که مربوط به سنت و شريعت بوده است ـ کشته شدند بکار رفته است .به موجب احاديث افراد زير کساني هستند که مرگ آن ها در رديف شهادت به حساب آمده است .                            
کسي که در حال کسب علم بميرد ،آن که زير آوار بماند ،کسي که غرق شود ،    و زني که در موقع زايمان فوت کند ،کسي که از روی صدق و راستي آرزوی شهادت کند ،کسي که روز و شب دائماً در حال طهارت و وضو باشد . . .                 
خوارج نيز کساني را از بين خودشان بر ضد خلفا و حکّام وقت شوريده و به قتل رسانده اند غالباً به عنوان شهيد خوانده اند ؛چنان که در نزد اماميه و شيعيان اثني عشری نيز قيام کنندگان شيعه بر ضد خلفای جائر و ستمگر ،و همچنين کساني که در راه دفاع يا حمايت از تشيّع به دست متعصّبان اهل سنت کشته شده اند ،شهيد خوانده شده شده اند .در غزوی اُحد ،حمزه عموي پيغمبر اکرم صلي اللّه عليه و آله که به دست مشرکان کشته شد ؛به عنوان سيدالشهداء لقب گرفت ،اما بعد ها پس از حادثه عظيم عاشورا و شهادت امام حسين عليه السلام و هفتادو تن از ياران با وفای حضرت در سرزمين کربلا ـ که همه شهادت ها را تحت الشعاع خود قرار دادـ لقب سيدالشهداء به ايشان انتقال يافت .البته به جناب حمزه هم سيدالشهداء گفته و مي گوييم ولي سيدالشهداء مطلق ،امام حسين عليه السلام است .يعني جناب حمزه سيد الشهدای زمان خودش است و امام حسين عليه السلام سيدالشهدای تمام زمانهاست .آن چنان که مريم عذرا سيده النساء در زمان خودش بوده و صديقه ی کبری فاطمه زهرا سيده النساء همه زمانها .               
گذشته ازامام حسين عليه السلام و يارانش (شهدای کربلا) که در کتاب های مقاتل ذکر آن ها و ساير شهدا آمده است ،اغلب امامان شيعه ،وبعضي از امام زاده ها نيز به شهيد خوانده شده اند .حتي چند تن از فقهای شيعه مانند شهيد اول ،شهيد ثاني ،شهيد ثالث و شهيد رابع و بعضي از صوفيه هم (لااقل در نزر خود آن ها)   به عنوان شهيد مشهور شده اند .

توصيفي چند از شهيد :                                  
فضيلت و قرب و منزلت و شأن و جايگاه شهيد آنقدر والا و بالاست که جانها و روح های زيادی را به هيجان آورده و قلم های زيادی را بر روی کاغذ رقصانده  و توصيف هايي از شهيد و شهامت در لابلای کتاب ها و نوشته ها به يادگار گذارده که مطالعه و مرورآن ها هاله ای از نور و قدس و صفا و پاکي را در عالم ذهن و انديشه و روح انسان پديدار مي سازد که در اين بخش پاره ای از آن توصيف ها را بازگو مي کنيم .

مقدس ترين واژه :                                      
کامه ی شهادت از مقدس ترين واژه های اسلامي و افتخار آميزترين مفاهيم است . شهادت برنده ترين سلاح برای احياء شرف و کيان امت اسلامي بوده و در اِعلای کلمه ی توحيد و در پيشبرد مکتب سرافراز اسلام در دوره ها و عصرهای مختلف اثر قطعي و فوری و مستمر داشته است .شهادت روشنگر عشق سوزان بندگان صالح و شايسته نسب به معبود بزرگ جهانيان است .شهادت شکستن قفس ماديّات و آزاد شدن و رهيدن از منزل فاني ماده و زندگي  پست و پوشالي دنيا و رو آوردن به سرای جاودانه و هميشگي است.                     
شهيد آن عاشق بي تاب و سراز پانشناخته ای است که در عشق معبود ،پروانه وار  ميسوزد و فناء في اللّه و در نتيجه بقاء هميشگي پيدا مي کند و به معشوق حقيقي خود مي پيوندد.                                     
شهيد انسان وارسته و آرمانگرايي است که ارزش عقيده و آرمانش فوق همه ارزشهاست .آسايش و خدمت به انسانها از آسايش خودش با اهميت تر است . اگر خاری در پای ديگران فرورود مثل اين است که در پا بلکه در چشم او فرو رفته باشد .او با ديگران هم درد مي شود ،از شادی ديگرا نشاد و از اندوه آنان اندوهگين مي گردد .او به عقيده و آرمان مقدس خود آن چنان دلبستگي دارد که منافع خود ،بلکه حيات وهستي خود را به سهولت فدای آن مي کند .            
شهيد آن مشعل تابنده ای است که فرا راه انسانهای متحّير و از راه مانده مي تابد و آنان را از سرگرداني نجات داده و به مقصد نهايي زندگي که خداست هدايت مي کند.                                           
شهيد آن شمع فروزاني است که خود مي سوزد و تحليل مي رود و ديگران را از نور روشنايي خود بهره مند و برخودار مي سازد .                         
شهيد با شهادت خود ،هراس مرگ را در هم مي شکند و جامعه را زنده ساخته و نام خود را با ابديّت پيوند مي دهد و حيات دائمي را برای خويشتن خريداری کرده.                
شهيد آن طائر بلند پروازی است که فضا و عرصه ی گيتي را برای پرواز خود ناچيز و کوچک مي بيند و ار اين رو پر مي گشايد و به سوی باغهای بهشت و منازل عاليه جهان ابدی پرواز مي کند .                              
شهيد با قطرات خون سرخ و زيبايش به راه اصلي انسانها و خط اصيل سعادت ابدی دست يابد .                                                    
شهيد انسان آزاده ،درون نگر و قهرماني است که دنيا و آنچه در آن است برای او ارج و مقامي ندارد و بي چون و چرا از آن مي گذرد و به حق و حقيقت خود را  متصل مي گرداند .                                       
«شهيد شاهد است بر همه آنچه سالها و قرنها مورد تنازع و تناقض بوده و گواه است بر حقانيت ايمان و مظلوميت مؤمنان .شهيد از فنا رسته و به ابديت و بقاء پيوسته ،او از صحنه بيرون نرفته ،نه از صحنه نبرد و نه از صحنه اثر و نه از صحنه جامعه و نه از صحنه روند دين ،که همچنان شاهد است و خبير ،و حاضر است و ناظر ؛شهودی دقيق و حضوری عميق و خبری صادق برای اوست .»              
شهيدان ناظر و آگاه و هميشه حاضرند و نمونه ی عمل و الگويند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انسانند .شهيد به منزله يک روح قوی است که در پيکر اجتماع وارد مي شود و همه را زنده و فعال مي سازد و شخصيت انساني اش توسعه پيدا کرده و روح بشری ـ نه حيواني او ـ بزرگ شده است ،او توسعه وجدان و ايمان يافته است.                                      
«شهيد انساني است نمونه که در هر زماني و در هر مکاني با حضور خود الگويي برای همه انسانهاست .و شاهد کسي است که همه چشم ها به اوست ،و شهيد شاهدی است هميشه حیّ و حاضر و ميزان حق و باطل ،نمونه عمل و خود سنجي و الگوی برترين انسان و شهيد به معنای شاهد ،کسي است که همه چشم ها به اوست و معشوق يا زيبا روی را نيز که در فارسي شاهد مي گويند از همين رو است که مشهود هم است و در ميانه جمع وجمع همه در پيرامونش تماشاگرش .»      «مثل شهيد ،مثل شمع است که خدمتش از نوع سوختن ،و فاني شدن و پرتو افکندن است تا ديگران در اين پرتو که به بهای نيستي او تمام شده بنشينند و آسايش بيابند و کار خويش را انجام دهند .شهدا شمع محفل بشريتند ،سوختند و محفل بشريت را روشن کردند .اگر اين محفل تاريک مي ماند هيچ دستگاهي کار خود را آغاز نمي توانست کند يا ادامه بدهد .»                                 
داستان شهيد و غير شهيد داستان همان شمع و شاهد است که پروين به نظم در آورده است :                                                   
شاهدی گفت به شمعي کامشب                        
در و ديوار مزيّن کردم            
ديشب از شوق نخفتم يکدم                
دوختم جامه و برتن کردم         
دو سه گوهر زگلوبندم ريخت                
 بستم و باز به گردن کردم 
کس ندانست چه سحر آميزی                     
به پرند،از نخ و سوزن کردم
صفحه کارگه از سوسن و گل                     
به خوشي چون صف گلشن کردم     
تو به گرد هنر من نرسي                               
ز آن که من بذل سرو تن کردم      
شمع خنديد که بس تيره شدم                           
تا ز تاريکي ات ايمَن کردم      
پي پيوند گهرهای تو بس                               
گهر اشک به ، دامن کردم          
گريه ها ردم وچون ابر بهار                           
خدمت آن گل و سوسن کردم
خوشم از سوختن خويش از آنکه                    
سوختم ،بزم تو روشن کردم
گرچه يک روزنِ ِاميد نماند                             
جلو ه ها بر در و روزن کردم               
تا تو اسوده روی در ره خويش                          
خوی با گيتي رهزن کردم
تا فروزنده شود زيب وزرت                           
جان زروی و دل از آهن کردم
خرمن عمر من ار سوخته شد                        
حاصل شوق تو ،خرمن کردم
کارهايي که شمردن بر من                               
تو نکردی همه را من کردم                          

انساني که در روز در پر تو خورشيد تلاش مي کند و يا شب در پرتو چراغ يا شمع و مهتاب کاری انجام مي دهد ،به همه چيز توجه دارد جز به آنچه پرتو افشاني مي کند که اگر پرتو افشاني او نبود همه حرکتها متوقف و همه جنب جوشها راکد مي شد .شهدا پرتو افشانان و شمعهای فروزنده اجتماع اند که اگر پرتو افشاني آنها در ظلمات استبدادها نبود بشر ره به جايي نمي برد .                 
هر جا که برای فردی ،سودی مطرح باشد و بخاطر چيزی از سود بگذرد و به خويش طرد کند ،معلوم مي شود که در برابر ارزشي قرار گرفته است .زنده بودن و زندگي کردن برای انسان يک سود است اما وقتي جان خويش را ـ که محک سنجشي است برای همه منافع و عالي ترين نفع ـ مي دهد ،معلوم مي شود در برابر ارزشي مافوق منافع و سود ،مافوق زنده بودن و ماندن و وبدن قرار گرفته است .و ارزش را انتخاب کرده است .چنين کسي شهيد است .پس شهيد کسي است که ارزش را بر مي گزيند نه سود و منافع خود را .                                       
شهيد زيباترين زخم بر پيکر هستي است ،شهيد چشمه آتشي است که خرمن ظلم را مي سوزاد و آب زلالي است که بر کوير تشنه عدالت جاری مي شود .هر شهيد سپيده ای است که در افق آسمان ها طلوع مي کند و پيام آور صبح مي شود .هر شهيد مشعلي است که در بلندای عزت و سرافرازی يک ملت جاودانه مي درخشد.   شهادت نمودار شايستگي انسان برای ورود و شرکت در بزم ملکوت و وصول به جواراللّه و هم نشيني با انبياءاللّه و ملائکه اللّه و اولياءاللّه و نظر افکندن به وجه اللّه است .شهادت شکوفايي ملکات فاضله و سجايای برجسته انساني و آزادگي آدمي است شهادت زيارت خالق رفتن و به حق پيوستن است .                    
شهادت عالي ترين مقام و بالاترين کرامتي است که نصيب بندگان خاص و خالص پروردگار و دوستان زبده خداوند مي شد آدمي از رهگذر شهادت ،رتبه ای والا و مقامي بسيار شايسته مي ابد و مورد نوازش و رحمت بي انتها الهي قرار مي گيرد شهادت سرمايه گذاری از جان برای حفظ حيثيات اسلام و پيشبرد اهداف قرآن کريم است .                                                          
شهادت نشانه کرامت و بزرگواری و مج و شرف آدمي و مشاء سرافرازي انسان، در دنيا و آخرت است .شهادت ،دريچه وصال محبوب و نزديک ترين راه برای ملاقات با خداوند بزرگ است .                                  
«شهادت به قدری احساس و به قدری هيجان آميز و عاشقانه است که روح را به آتش مي کشد و منطق را فلج مي کند و قدرت ناطقه را ضعيف و انديشيدن را دشوار مي کند .چه شهادت ،آميزه ای است از يک عشق گدازان و يک حکمت عميق و پيچيده .»                                                   
شهادت ،ايثار همه هستي و بذل کليه امکانات مالي و جاني در پيشگاه جانان ،در پايگاه ايمان ،به فرمان يزدان ،در مکتب قرآن ،در سايه پرچم پيامبر اسلام (ص) ، در راه آفريننده زمين و آسمان در دايره ولايت خدا و رسول و ائمه معصومين ، به منظور اِعلاء کلمه حق و پيروزی اهل ايمان و ريشه کن نمودن مظاهر کفر و شرک و شيطان ،در معيت حق و برای خشنودی خداوند مهربان ،در نبردگاه جنگ با همه مظاهر شيطان و طاغوتيان و فرعونيان و قارونيان و در پايان تسليم جان به جانان و جسم به دشمنان است و اين است حقيقت شهادت در منظر پيروان قرآن و مکتب نبوی و علوی دارای رکن است :                                   
1.ايمان به خدا و پيامبر و ائمه اطهار عليهم السلام                          
2. گزينش آگاهانه                                         
3. بفرمان خدا و رسول او و با برنامه های خدا و پيامبر حرکت و رزم کردن .      
4. در راه خدا رزم و جهاد کردن (انگيزه الهي داشتن ) .                  
5. برای خوشنودی خدا و رسيدن به رضوان و قرب او ايثار مال و جان نمودن.    
6. برای اِعلاء کلمه حق و ريشه کن نمودن باطل پيکار کردن .                     
7. در معيت خدا و اولياء خدا بودن و در رکاب آنان پيکار کردن.                    

شهادت در فلسفه انسان شناسي ،مفهوم ويژه ای دارد .شهادت عبارت است از عملي که يک مرد ناگهان بشکل انقلابي ،بودن پستِ خويش را در آتش يک عشق و يک ايمان مي افکند و يک پارچه خدايي و يک پارچه نور مي شد .و اين است که شهيد غسل و کفن و حساب و کتاب قيامت را ندارد زيرا آن انساني که گناه و خطا مي کرد ،بودن پيش از شهادت بود که خودِ شهيد پيش از مرگ آن را قرباني کرده است ،و اکنون حضور يافته و اين است که عصر عاشورا امام حسين عليه السلام با آن دقت نظافت و آرايش مي کند ؛استحمام کرده و بهترين لباسهايش را پوشيده و بهترين عطرها را مي زند و هر چه به مرگ نزديکتر مي شود چهره اش گلگون تر و برافروخته تر و قلبش از شوق بيشتر به طپش مي افتد .که فاصله حضور نزديک و اندک است ،چه شهادت حضور نيز هست .                  
شهادت ،يک مکتب سازنده است که شگرف ترين اشراف و خلل ناپذيرترين واکنشهای نسلهای به هم پيچيده تاريخ را داراست .شهادت رسايي فريادهای هابيلان و در بند شدگان تاريخ و صلابت و استواری گامهای پيام آوران الهي را در فضا و زمان و زمين و در همه تاريخ بارمتجلّي مي سازد .                        
شهادت ،خون دوباره ای است که به کالبد نيمه جان جامعه وارد مي گردد و خون اين عنصر لطف حياتي ،در نظام اجتماعي به عنوان گوياترين و موثرترين عامل تبليغ و آگاهي و سازندگي است.                               
در آن جا که سلاح عوام فريبانه ستمگران که در چهره های مختلف قلم و بيان، سيمای روشن حق را در پشت ابر فريب مخفي مي سازد ،به پيکر پولادين و استوار خون شهادت هرگز کارگر نخواهد افتاد .بلکه شهيد با فرياد خون رنگش بر همه فريب و رياها خط خون خواهد کشيد.                  شهادت فريادی است پر صلابت ،اعتراضي است پر خروش و انتخابي است سرخ در برابر حاکميت طاغوت ،حاکميت تباهي و سياهي و حاکميت ستم و دژخيمي ،و فرياد خشمي است برسر سکوت ذلت آور .از آن جا که ستمگر مي خواهد خوبژها را در ميان هاله های زر و زيور و تزوير بپوشاند و غيبش کند ،شهيد پرده ها را ميدرد و با شهادت خويش غيبها و نهان ها را به شهود مي کشد و بر آن گواهي مي دهد .                       
درخشان ترين و فروزانترين ستاره آسمان فرهنگ رهايي ،مشعل پر فروغ فرهنگ شهادت است شهادت مرگ در راه ارزش هاست .زيباترين غزلي است که از لبهای سرخ حقيقت مي تراود .                                      
شهادت مشعلي است که خداوند در جان برگزيدگانش بر مي افروزد تا تاريکي از فضای زندگي بگريزد .شهادت بيداری را معنا مي کند و بينايي را شفا مي سازد. شهادت در يک کلمه بر خلاف تاريخهای ديگر که حادثه و درگيری و مرگ تحميل شده بر قهرمان و تراژدی است ،در فرهنگ ما يک درجه است، وسيله نيست خود ، هدف است .خود يک تکامل و يک علّو است .يک مسؤوليت بزرگ است .يک راه نيم بر به سوی صعود به قله معراج بشريت است و يک فرهنگ است در همه قرن ها و عصرها هنگامي که پيروان يک ايمان و اعتقادی قدرت دارند با جهاد ،عزّتشان و حياتشان را تضمين مي کنند و وقتي که به ضعف دچار شدند و همه امکانات مبارزه را از آن گرفتند ،با شهادت حيات و حرکت و زندگي و ايمان و عزّت و آينده و تاريخ خودشان تضمين مي کنند که :                              
«شهادت دعوتي است به همه عصرها ،و به همه نسل ها که : اگر مي تواني بميران و اگر مي تواني بمير .»                                      
شهادت پايان بخشطدن به حيات طبيعي و مادی برای دفاع از ارزشهای والای انساني و شکافتن قفس کالبد مادی و حرکت به مقام بلند شهود الهي و دست شستن از بودن در حال هوشياری و آزادی و دست يافتن به شدن است و خلاصه شهادت نوعي مرگ نيست بلکه شهادت صفتي است از حيات معقول .               
شهادت بر ترين درجه کمال و شکوهمند ترين مرگي است که هر مجاهد را حقي آنرا آگاهانه و با افتخار بر مي گزيند و به زندگي و مرگ بهترين معني و زيبايي و جلال مي بخشايد .                                        
شهادت درفرهنگ و مذهب ما ،حادثه ای خونين و ناگوار نيست ،در مذاهب و تاريخ های اقوام ،شهادت عبارت است از قرباني شدن قهرمانان که در جنگها بدست دشمن کشته شده اند و اين يک حادثه غم انگيز و مصيبت باری است و نام اين کشته شدگان شهيد و مرگ شان شهادت است .اما در فرهنگ ما شهادت مرگي نيست که دشمن بر مجاهد تحميل کند شهادت مرگ دلخواهي است که مجاهد ،با همه ی آگاهي و همه منطق و شعور و بيداری و بينايي خويش انتخاب مي کند .            
(شهادت از بهترين و حيات بخش ترين سرمايه هایي است که در تاريخ تشيع وجود دارد .از وقتي که به گفته جلال آل احمد سنت شهادت از جوامع اسلامي رخت بربست و پيروی از شهيدان منسوخ گرديد انحطاط و سقوط اين جوامع را فرا گرفت .و چون اين روحيه در انقلاب اسلامي هويدا گشت سقوط رژيم سلطنتي و آزادی و استقلال و استقرار نظام اسلامي ميسّر گرديد .)   

دفاع از ارزشهای انساني  :                                 
برای واژه شهادت بزرگان و دانشمندان تعريفهای زيادی دارند برخي از آن ها چنين است :                                            
1. شهادت عبارت است از پايان دادن به زندگي طبيعي برای دفاع از ارزشهای حيات انساني و معمولي جامعه است .                                     
2. شهادت عبارت است از مشخص نمودن ملاک و ميزان الگو برای زندگي ديگران و بيان اينکه ديگران که مي خواهند زندگي کنند بدون آن ملاک و ميزان نخواهند توانست دارای حيات و زندگي شرافتمندانه باشد .                             
 3. شهادت عبارت است از پايان دادن به فروغ دررخشان زندگي در کمال هوشيای و آزادی برای رسيدن به هدفي که آم هدف والاتر و بهتر از زندگي طبيعي در دنياست .                                                    
4. شهادت عبارت است از سوختن و شعله ور شدن در آتش عشق الهي برای ايجاد حکومت عدل اسلامي در جهان تا سعادت و خوشبختي جامعه و راه وصول به آن فراهم گردد .                                                
شهادت مقام و منزلتي است مولي الموحدين امير المؤمنين علي عليه السلام آن را برای خود و فرمانده لکرش مالک اشتر آرزو مي کند .   

چرا به شهيد ،شهيد گفته اند ؟                                       
کلمه شهيد در قرآن به معنای صطلح نيامده و بعدها در احاديث و روايات به کشته شدن در راه خدا (قتيل في سبيل اللّه) لفظ شهيد اطلاق شده است در علت و سبب اين نامگذاری موارد متعددی ذکر شده است که به برخي از آن ها اشاراتي خواهد گرديد :                                              
1. شهيد را از آن جهت شهيد مي گويند که ملائکه خداوند برای قبض روح پاک شهيد و انتقال آن به بهشت و ملکوت اعلي در کنار جسم او حضور مي يابند و او را مشاهده مي کنند و گرد و غبار از سر و روی او مي زدايند .او را غسل مي دهند و بهشت و کرامت و رحمت الهي را به او بشارت مي دهند.                                                            
2. خداوند تبارک و تعالي برای او به بهشت شهادت داده و مي دهد .             
3. شهيد برای اقامه حق ،قيام کرده و در اين راه کشته شده است .             
4. شهيد در روز قيامت به همراه انبياء فراخوانده مي شود تا بر امتهای گذشته شهادت دهد .                                           
5. چون شهيد زنده و حاضر است و نموده است و اين تاکيد قرآن کريم است که او همواره زنده و جاويد است و شاهد و ناظر خواهد بود .            
6. شهيد ،شاهد و ناظر نعمتها و کرامتها و رحمتهايي است که خداوند ،برای او آماده کرده و تا روز قيامت در آن متنهم خواهد بود .                     
7. شهيد شاهد و ناظر ملکوت الهي و مُلک پروردگار و حقايق و عجايب و شگفتيهای جهان بالاست .                                    
8. او در روز قيامت شاهدی بزرگ همراه دارد و گواهي مي دهد که او شهيد است و در را هخدا به شهادت رسيده و آن گواه بزرگ ،خون پاک اوست چه آن که او  محشور مي شود در حالي که خون از رگهای بريده اش جاري است .

فضايل شهيد :                                           
در مورد ارزش و فضيلت شهيد و شهادت سخنهای فراواني گفته و نوشته شده و در کتابها ثبت و ضبط شده است که در اين جا فقط نکاتي که استاد و مفسّر گرانقدر قرآن کريم حضرت حجه الاسلام و المسلمين قرائتي ذکر کرده است يادآور مي شويم :                                    
1. در روايات آمده است شهيد هفت ويژگي اعطايي از جانب خداوند دارد .اول قطره خونش موجب آمرزش گناهانش مي گردد .معطّر به خوشبوترين عطرها ميشود .سر دردامن حورالعين مي نهد .به لباسهای بهشتي آراسته مي گردد جايگاه خود را در بهشت مشاهده مي کند .پردها کنار رفته و به وجه خدا نظاره مي کند.                                                 
2. پيامبر صلي اللّه عليه و آله از شخصي شنيد که در دعا مي گويد :اسئلک خيّر ما تُسئل فرمود اگر اين دعا مستجاب شود ،در راه خدا شهيد مي شود .                        
3. در روايت آمده است :بالاتر از هر نيکي کار نيکوتری است مگر شهادت که هر گاه کسي شهيد شود ،ديگر بالاتر از آن خيّری متصوّر نيست .     
4. در روز قيامت شهيد مقام شفاعت دارد .                             
5. از امام صادق عليه السلام روايت شده است که فرمود :در قيامت لغزشهای شهيد حتي به خودش نيز نشان داده نمي شود .                        
6. شهدای صف اول حمله و خط شکن ،مقامشان برتر است .                   
7. مجاهدان از در مخصوص وارد بهشت مي شوند و قبل از همه به بهشت ميروند و در بهشت جايگاه مخصوص دارند .                              
8. تنها شهيد است که طعم شهادت را چشيده و آرزو مي کند دوباره به دنيا برگردد و شهيد بشود .                                          
9. بهترين و برترين مرگها شهادت است .                             
10. هيچ قطره ای محبوبتر از قطره خوني که در راه خدا ريخته مي شود ،در نزد خداوند نيست .                                                     
11. در قيامت شهيد سلاح به دست ،با لباس رزم و بوی خوش به صحنه مي آيد و فرشتگان به او درود مي فرستند .                                        
12. در دعا ها مي خوانيم همه امامان آرزوی شهادت مي کردند .                 
13.همه امامان ما شهيد شدند ،رهروان و پيروان انبياء نيز شهيد شدند ،خود انبياء هم به شهادت رسيده اند .                                         
14. حضرت علي عليه السلام با داشتن دهها فضيلت انحصاری قتي در آستانه شادت قرار گرفت فرمود :«فزت و رب الکعبه» توضيح اينکه حضرت امير المؤمنين عليه السلام اولين کسي بود که ايمان آورد ،جای پيغمبر صلي اللّه عليه و آله خوابيده ،برادر پيامبر (ص) در داشت ،پدر امامان و همسر زهرا عليهاالسلام بود ، بت شکن بود صربت روز خندق او از عبارت ثقلين افضل است .آن حضرت در هيچ يک از موارد مذکور نفرموده است :«فُزتُ . . . »                       
15. حضرت علي عليه السلام مي فرمود :قسم به خدايي که جان فرزند ابوطالب در دست اوست تحمل هزار ضربه شمشير در راه خدا آسانتر است از مرگ در رختخواب .                                             
16. حضرت علي عليه السلام در جنگ احد ناراحت بود که چرا به شهادت نرسيده است تا اينکه مژده شهادت را از پيامبر اکرم صلي اللّه عليه و آله دريافت نمود ، پس بشاش و شاداب گرديد .                                       
17. امام حسين عليه السلام شهادت را به گردنبندی زيبا بر دور گردن نوعروسان تشبيه مي نمود .                                         
18. گوسفند مرده بي ارزش است اما گوسفندی که به سوی قبيله با نام خدا ذبح شود ارزش دارد .                                        
19. همنگونه که کور دنيا را درک نمي کند و جاهل بوعلي سينا را ،زنده حيات شهيد را درک نمي کند .                                      
20. وقتي انفاق در راه خدا قابليت رشد تا 700 برابر و بيشتر را دارد ،دادن خون و جان چگونه است !   



منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



حيات ابدی                                   
مرگ برای انسانهای مؤمن ،راهي است بسوی يک حيات و زندگي برتر .از مجموع آيات و روايات بدست مي آيد که حيات پس از مرگ کامل تر و بالاتر است .در حديث است که مردم خواب اند ،همين که مي ميرند بيدار مي شوند ،همان طور که آدمي در خواب از درک و احساس ضعيفي برخوردار است و حالتي نيمه زنده و نيمه مرده دارد ولي چون بيدار شد ،حيات کامل تری دارد ،حيات انسان در دنيا هم نسبت به حيات برزخي درجه ای ضعيف تر است و حيات آخرت از هر دو مرحله قبلي ،قوی تر و کامل تر است .اين برای همه افراد است لکن برای مؤمنان حيات پس از مرگ همراه با تنعم و رحمت است و برای کفار حياتي توأم با عذاب و درد خواهد بود.
حيات طبيعی که افلاطون نيز آن را توصيه مي کند همان حيات ابدی و جاودانه است و آنچه که ما را به خود مشغول و سر گرم نموده جز يک زندگي تصنعي و به تعبير قرآن کريم متاعي فريبنده و بازيچه اي سرگرم کننده بيش نيست و زندگي طبيعي و جاودانه و متکامل همان زندگي ابدی است که در چارچوب زمان ،مکان ،حرکت ،سکون ،شيريني ،تلخي ،مصيبت ،مسرّت ،زشتي و زيبايي محصور گرديده است .زندگي طبيعی رستن (فلاح) و رها شدن از اين قيد و بند ها و آزاد گرديدن از اين قفس تنگ خاکي و بال و پرگشودن به سوی اوج قله کمال انساني و مقام قرب ربوبي است.

رسول خدا صلي اللّه عليه و آله ،در جنگ بدر پس از پيروزی مسلمانان و کشته شدن گروهي از سرداران متکبران قريش و انداختن بدنهای آنها در يک چاه در حوالي بدر ،سر به درون چاه برد و به آنها خطاب کرده فرمود :ما آنچه را خداوند به ما وعده داده بود محقق يافتيم ،آيا شما نيز وعده های راست خدا را به درستي دريافتيد ؟بعضي از اصحاب گفتند يا رسول اللّه شما با کشته شدگان و مردگان سخن مي گوييد ؟ مگر اينها سخن شما را درک مي کنند ؟فرمود آنها اکنون از شما شنواترند. از اين حديث و امثال آن استفاده مي شود که با آنکه با مرگ ميان جسم و جان جدايي واقع مي شود ،روح علاقه خود را با بدن که سال ها با او متحد بوده و زيست کرده به کلي قطع نمي کند .

اقسام حيات و مرگ در قرآن                                          
حيات در قرآن کريم به حيات نباتي ،حيواني ،وجودی ،عقلاني ،اعتقادی ،اجتماعي، برزخي ،آخرتي ،ططبه ،مادی ،معنوی و حيات مطلقه پروردگار تقسيم شده است .مرگ نيز به نباتي ،وجودی ،مادی ،اجتماعي ،فکری و اعتقادی تقسيم شده است .
از عموم آيات و روايات استفاده مي شود که انسان پس از مرگ حيات جاوداني و ابدی دارد و شهيدان نيز از اين قاعده کلي مستثني نيستند و زندگي جاويد خواهند داشت ولي امتياز شهيدان بر ديگران برتري حيات آنان بر ساير مؤمنان مي باشد وگرنه دليلي وجود ندارد که بطور جداگانه به زنده و جاويد بودن آن ها اشاره شود.البته برخي گفته اند چون مردم کشته شدگان در جنگها را فاني مي دانستند آيات قرآن زنده بودن آن ها را متذکر شده است ولي اگر آيات کريمه قرآن درباره ی حيات جاويدان در رفع اين ابهام نازل شده باشد ،اين ابهام بر ساير اموات نيز صدق مي کند پس چه ضرورتي داشته است به طور جداگانه بحث جاويد بودن شهيد را عنوان نمايد و درک آن را از فهم های معمولي خارج بداند ! اين مساله حاکي از آن است که شهيدان راه خدا حيات ويژه و مخصوصي دارند. در صفحات آينده اين موضوع مورد بحث قرار مي گيرد .

ابديت شهيد                                                       
اصولاً يکي از مطالبي که بايد به عنوان بزرگترين افتخار شهيد از آم ياد کرد ،موضوع حيات جاودنه اوست .شهيد هر چند مه به خاک و خون مي غلتد و پيکر بي جانش نقش بر زمين مي شود و در ميان انبوه خاک ها دفن مي گردد لکن از نظر اسلام شهيد نمي ميرد و از بين نمي رود ،بلکه او عنصری ابدی جاويد و هميشه زنده است و از يک زندگاني وسيع تر و ارزنده تری تحت شرايط بهتر و مناسب تری برخوردار مي شود :زندگي با خدا و اولياء بزرگ وگرامي او ،زندگي با ملکوتيان و نيروهای معنوي زندگي دور از هرگونه دغدغه و گرفتاری ،سراسر نور و توأم با انواع خوشي و سرور ،زندگي همواره با رحمت الهي و سلام و سلامتي و زندگي غرق در شرف و قداست و کرامت .               با اينکه زندگي پس از مرگ اختصاص به شهيدان ندارد و شهيد و مومن غير شهيد و کفار همه اين زندگي را دارند .قرآن کريم در دو مورد به حيات جاودانه شهيدان تصريح کرده و انواع تعبيرهای عالي را دربازه آنان بکار برده و شأن و شوکت آنان را در حدّ اعلا ستايش کرده است .

حيات شهيد غير قابل درک است                                      
قرآن مي فرمايد :«ولاتقولوا لمن يقتل في سبيل اللّه اموات بل احياء ولکن لاتشعرون» (به آنان که در راه خدا کشته مي شوند مرده نگوييد بلکه آنان زنده هستند ليکن شما نمي فهميد و درک نمي کنيد .) در اين آيه خداوند ابتدا از اينکه شهيدان را مرده بخوانند نهي کرده سپس تصريح به حيات شهيدان کرده و آنان را زنده و پاينده خوانده است و با جمله «ولکن لاتشعرون» مرده خواندهن شهيد را ناشي از عدم شعور و درک انسان و نقص بينش آدمي دانسته است .هر چند ممکن است مقصود اين باشد که چگونگي حيات آنان را شما نمي فهميد و برای شما قابل درک نيست .                                               
در آيه ديگری مي فرمايد :«و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل اللّه امواتاً بل احياءٌ عندربهم يرزوقون» (و البته گمان نبريد آنان که در راه خدا کشته شده اند مردگانند بلکه زندگانند و در نزد پروردگارشان روزی داده مي شوند .)                   
در آيه قبلي از مرده خواندن شهيد نهي کرده و دراين آيه نيز آن نهي را تکرار کرده و از جهت اثباتي به حيات و زندگي شهيد تصريح مي کند و زيباتر آنکه چون از خصوصيات و امتيازات زنده بودن و زيستن ،بهره مندی از مواهب الهي و آثار زندگي است ،مي فرمايد : در نزد پروردگارشان روزی مي خورند .                       
مفسّر خوش ذوق قرآن کريم استاد محسن قرائتي مي نويسد :«تصور نابودی و يا خسارت برای شهيد تفکّری انحرافي است .ايمان به زنده بودن شهيد ،قوی ترين عامل عشق به شهادت است .محدوديتهای علمي و نگرشهای محدود و يا خطا را بايد با ايمان به خدا و گفته های او تکميل و تصحيح کرده ما بر مبنای قرآن که شهيدان را زنده مي داند به آن ها سلام کرده و با آنان حرف مي زنيم و توسل      مي جوييم .»                                             
شيعه بر پايه اعتقاد ژرف و بينش عميق آگاهانه ،شهيد را شاهد و حاضر در جامعهخود مي بيند و به زندگي واقعي پس از مرگ او ايمان کامل دارد و به همين لحاظ در برابر وی به گونه يک انسان زنده و حاضر سلام مي کند يعني به صورت مخاطب وحاضر سلام مي کند نه به صيغه ی غايب .زيرا شهيد زنده است و صدا را مي شنود .(السلامُ عليک . . . )                                    
نکته جالب توجه علاوه بر حاضر و ناظر دانستن شهيد اين است که بُعد مسافت نيز برای حضور او مطرح نيست و در هر نقطه ای که هستيم او را مورد خطاب قرار مي دهيم و معتقديم او در آنجا حاضر است از جمله در نمازهای روزانه خطاب به رسول اکرم (ص) مي گوييم «السلام عليک ايها النبي و رحمه اللّه و برکاته» (سلام بر تو ای رسول گرامي و رحمت و برکات خداوند بر او باد) هر چه جسم آن در مدينه (يثرب) دفن شده است ولي ما با صيغه حاضر به او سلام مي گوييم .                                         
در دعای توسل به معصومان بزرگوار شيعه خطاب کرده و مي گوييم :«ما به وسيله تو به سوی خدا رو مي آوريم و تقاضای شفاعت تو را داريم» در سلام به امير المؤمنين و امام حسين عليه السلام و ساير امامان مي گوييم :«سلام بر تو »   گويا در مقابل ما ايستاده اند و به آنان سلام مي گوييم .درزيارت امامان و نيز زيارت قبور شهدا به صورت حاضر به آنان سلام مي گوييم .سلام بر شهيد ،يادآوری اعلام وفاداری به اوست ،چه او مي کوشد تا ريشه تباهي و نامردمي ها را بخشکاند و سلامتي واقعي را به وجود خود و جامعه اش بازگرداند .               
مطلب ديگری که بر ادامه حيات شهيد بطور ويژه حکايت مي کند اين است که شهيد پس ازشهادت نيز تا روز قيامت از نتايج عملش منتفع مي گردد پيغمبر اکرم  (ص) فرموده است :هر کس بميرد کارنامه عملش درهم پيچيده مي شود مگر کسي که از مرزهای اسلامي و شرف و کيان اسلام و نواميس مسلمانان پاسداری و حراست کند يعني جهاد کند و در اين راه به فيض شهادت نايل گردد .عمل اين مجاهد تا روز قيامت به صورت روز افزون رشد يافته و به حساب او سرازير       مي شود .اين استمرار پاداش و رشد و نمو عمل انجام شده شهيد حکايت از آن دارد که شهيد از يک حيات برتر و والاتری نسبت به ساير مومنان برخوردار       است ولي آيا اين حيات چگونه حياتي است ؟                              
بايد اذعان کرد که کنه حيات مذکور شايد از درک و فهم بشری خارج باشد ولي اين امر دليل بر عدم نعمق و تفکر نمي باشد که از قديم گفته اند :                           
آب دريا را اگر نتوان کشيد                               
هم به قدر تشنگي بايد چشيد     

منبع:ساجد

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



فرمانده گردان امام حسین(ع)تیپ21امام رضا(ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

وصیت نامه
بسمه تعالی
آنقدربه جبهه میروم ومیجنگم تا شهید شوم.(محمد ولی پاکدل 13/9/63)
به نام الله.
اللهم احفظ الامام الخمینی حتی ظهورالمهدی (عج)
هرکس به زیارت امام حسین (ع)برود وعارف به حق اوباشد,همه گناهانش آمرزیده می شود. امام صادق(ع)
وصیت یکی ازواجبات خداوند بزرگ متعال است. ای جوانان نکند دررخت خواب ذلت بمیریدکه حسین(ع)درمیدان نبرد شهید شد. ای جوانان مبادا درغفلت بمیرید که علی (ع)در محراب عبادت شهید شد ومبادا درحال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبرحسین درراه حسین وبا هدف شهید شد.
ای مادران ازرفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری نکنید که فردا درمحضرخدا نمیتوانید جواب زینب را بدهید .تحمل 72شهید را نمود. همه مثل خاندان وهب جوانان را به جبهه های حق علیه باطل بفرستید و حتی اجسادشان را هم تحویل نگیرید زیرا مادروهب فرمود کسی را که درراه خدا داده ام پس نمی گیرم. ای مادران وای خواهران همیشه در دعا هایتان بخوانید وازخدا بخواهید تا امام امت را تاظهور حضرت مهدی(عج)برای این ملت شهید پرور ایران نگهدارد. این دعاها را از یاد نبرید که همین دعاهای شماها هستند که پیروزی می آورند ودرراه خدا قدم بردارید وهرگز دشمنان بین شما تفرقه نیاندازند وشما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان است وروز جشن ابرقدرتها است پس حضورتان را درجبهه های حق علیه باطل ثابت نگه دارید وپیرو خط امام خمینی باشید و سعی کنیدعظمت اورا بیابید وخود را تسلیم اوسازید وصداقت واخلاص خود را همچنان حفظ کنید. اگر بنده به فیض شهادت رسیدم آنانکه پیرو خط امام خمینی نیستند وبه ولایت اواعتقاد ندارند برمن نگریند وبرجنازه من حاضر نشوند اما باشد دماء شهیدان آنان را نیز متحول سازد وبه رحمت الهی نزدیکشان کند .
سلام مرا به رهبرعزیزم امام خمینی برسانید وبگویید تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد .باخداوند متعال پیمان می بندم که در تمام عاشوراها ودر تمام کربلاها باحسین(ع)همراه باشم وسنگر اورا خالی نکنم تا هنگامیکه همه احکام اسلام درزیرسایه پرچم اسلامی امام زمان(عج)به اجرا در آیند. انشاءالله.
واما مادرجان وپدرجان شماها برای من خیلی زحمت کشیده اید. مرا به ثمررساندید که یک روزی من به شما خدمت بکنم ولی من کاری برای شما نکردم, امیدوارم که مرا ببخشید.
مادرجان بنده به شما خیلی بدی کردم من نادان بودم اگرهم به شما چیزی گفتم امیدوارم که مرا حلال کنید. مادرجان وپدرجان گناه مرا ببخش اگر مرا نبخشید درآن دنیا درپیش امام زمان و امام حسین روسیاه هستم .مادرجان شیر خود را برمن حلال کن تااگر به شهادت رسیدم امام زمان بالای سرم بیاید انشاءالله
اما همسرم: چند کلمه هم به شما بگویم. همسرم من می دانم با رفتن من به جبهه شما به زحمت می افتید اما چه کنم جنگ است ,جنگ حق علیه باطل .همسرم ننگ است برای مرد که درخانه نشیند واین ازخدا بی خبران به مملکت ایران وبه قرآن وبه زنان وبچه های مردم ایران ظلم کنند .به گفته امام حسین (ع)برای مرد ننگ است دررخت خواب بمیرد.همسرم اگر من به شهادت رسیدم صبرزینب وار داشته باشید, نکندخدای نکرده ناراحتی بکنید.
این دشمنان اسلام وقران خوشحال باشند که درقیامت درپیش زهرا روسیاه هستند.
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته ،خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
شب جمعه مادرا بنشین به سرمزار من حمد وسوره بخوان کنارمزار من
وقتی که پیکر من روی خاک خون تپید نبودی مادر من دم آخر بر من
وصیت نامه امضاء محمد ولی پاکدل 13/9/1361
درضمن وصی بنده پدرم نورمحمد پاکدل می باشند وقیوم بچه هایم همسرم زهرا می باشد. اگرچنانچه درجبهه هستم شهید شوم ویا درهرکجا بمیرم همسرم زهرا قیوم بچه هایم هست. هیچگونه دخالتی به سپاه وبنیاد شهید ندارد. دراین باره که همسرم قیوم بچه هایم است همسرم زهرا نیز درمال اموال هم نیز مثل بچه هایم هیچ فرقی ندارند هرچه یک فرزند ارث میبرد همسرم نیزازاموالم ارث میبرد.
ودرضمن اگر بنده به فیض شهادت رسیدم این وصیتم را به صورت دفترچه ای دربیاورند وتا یادگار ازبنده بماند .
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار


خاطرات
مادر شهید:
آخرين باري که محمد ولي از جبهه آمده بود چند روزي بيشتر پيش ما نماند و قصد رفتن داشت. به او گفتم: پسر جان ميخواهي کجا بروي؟ گفت: مي خواهم به جبهه بروم. گفتم هنوز 3 روز ديگر از مرخصي تو باقي مانده. گفت: در منطقه در گيري شديدي ايجاد شده و به نيرو احتياج دارند و من بايد بروم.

پایبند به قانون واطاعت از فرماندهان بالاتر بود.یکی از همرزمانش تعریف می کرد:
در منطقه ايلام مستقر بوديم. روز جمعه بود که محمد ولي پاکدل را ملاقات کردم. بعد از احوالپرسي گفتم: آقاي پاکدل بيا چند نفري شب به کربلا برويم .گفت: نه نمي شود که بدون اجازه اينجا را ترک کنيم و برويم. صورتم را بوسيد و مرا در آغوش گرفت.

داماد شهید:
خواب ديدم در مراسمي حضور دارم و محمد ولي جلوي درب ايستاده و مردم را راهنمايي ميکرد. چهره نوراني و لباس زيبايي به تن داشت. من مات ومبهوت به او مي نگريستم که به من اشاره کردو گفت: بيا پيش من. نزد او رفتم وبا هم چند کلامي صحبت کرديم و به اصطلاح از دخترش خواستگاري کردم. بعد محمد ولي گفت: ام البنين دخترش چه کار مي کند گفتم: در خانه است. گفت: کدام خانه گفتم: خانه شما گفت: برو او را بياور مي خواهم ببينمش. من هم رفتم تا دخترش را که الان همسر من است بياورم که از خواب بيدار شدم.

مادر شهید:
يکشب خواب ديدم محمد ولي به خانه آمد, لباس سبز سپاه تنش بود .گفت: مادر جان آماده شو تا به مشهد برويم !!گفتم: نه پسرم تو تازه از جبهه آمده اي و خسته هستي ,چطور مي خواهي مرا به زيارت امام رضا(ع)ببري. گفت: برو وسايل سفرت را جمع کن تا من بيايم و با هم برويم. من وسايل را آماده کردم و همين که به راه افتاديم از خواب بيدار شدم.

فرزند شهید:
يک روز پدرم مشغول خواندن نماز بود که من جلو رفتم . مهرش را بر داشتم. پدرم به نمازش ادمه داد. بعد از اينکه نمازش تمام شد هيچ برخوردي نکرد که چرا مهرش را بر داشتيم.

مادر شهید:
دوستش می گفت:
مدتي را در سنگر نيروهاي بيرجند و قائن به سر مي برد. آنها متوجه نبودند که او پاسدار است. محمد ولي بدون اينکه کسي بفهمد جورابهاي آنها را مي شست. صبح که موضوع شستن جورابها را مطرح مي کنند ,همه مي فهمند که کار محمد است . او هميشه در کارهاي خیر پيشتاز بود.

فرزندشهید:
يکي از همرزمان پدرم نقل ميکرد: در يک عمليات در قسمتي از مسير با ميادين سيم خار دار مواجه شديم. محمد ولي که فرماندهي نيروها را بر عهده داشت اورکتش را در آورد و روي سيم خارارها انداخت و سپس خودش روي آنها دراز کشيد تا نيروها بتوانند به را حتي عبور کنند و بر دشمن حمله نمايند.


آثارباقی مانده از شهید
کلمة الله هی العلیا
اگر دریا برای نوشتن سخنان پروردگارم مرکب شود پیش ازآنکه سخنان الهی به آخر رسد دریا خشک خواهد شد هرچند دریایی دیگربازضمیمه آن کنند.
کهف،آیه 108
به نام خداوند یکتا سخنم را آغاز میکنم .ای خدا این دنیا مگر بیش ازیک امتحان است. ای خدا ی من, بنده یقین کردم که این دنیا بیش ازیک امتحان نیست. ای خدا شما یک صد وبیست وچهار هزارپیغمبربه این دنیای بی وفا فرستادی و همه را امتحان کردی وآنها را به درجه پیغمبری نائل کردی. ای خدا شما امام حسین (ع)را امتحان کردی ,بله می دانم بربنده یقین است امام حسین خوب امتحان دادند. اهل بیت امام حسین امتحان خوبی دادند .پس ازسالهای سال باز می خواهی بنده ات را امتحان بکنی .زمان امام حسین (ع)بنده ات را امتحان کردی وحال هم امام امت را فرستادی که این ابراهیم زمان ,بنده ات را امتحان کنی. بنده به یقین می دانم امام خمینی فرستاده شماست .بنده از روزاول این امام امت را به رهبریت قبول کردم ,بله امام خمینی هم امتحانش را داد .زمان شاه ملعون بچه اش را به شهادت رساندند به زندان رفت, شکنجه دید, تبعیدش کردند. همه مردم ایران میدانند امام هم امتحانش را داد تا درزمان این امام, دست ازامام برندارم تا کشته شوم.
خدایا شما زمان امام حسین هم با جنگ ,بنده ات را امتحان کردی وحال هم می خواهی بنده ات را درجنگ امتحان کنی .بله الان بنده خوبت شناخته شده است.ازروزی که پیامبرخدا, امام خمینی قیام کردند برعلیه دشمنان شما ,بنده هم ازروز اول لبیک گفتم به ندای امام امت ,امام امت هرپیامی دادند لبیک گفتم. روزی که جنگ تحمیلی برایران وارد شد, امام امت گفتند برهمه واجب است بروند جبهه .بنده هم وظیفه دانستم که باید به جبهه بروم.
این جنگ انسان را امتحان می کند. خدایا خودت مرا نگهدار تا من بنده گناهکارهم برای رضایت دراین جنگ حق علیه باطل شرکت کنم.
خدایا ؛هرکسی تورا شناخت جان را چه کند, فرزند عیال خانمان را چه کند, دیوانه کنی درهردوجهانش بخشی,دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند.

...مطالب این کتاب آیات برگزیده ای وانتخاب شده ای است که امواج دستگاه ادراک مردانی برجسته وبرگزیده فرا گرفته وطنین این آیات روح بخش گوشهای آنان را نوازش داده است واینان مردانی وارسته ودارای موقعیت ومقامی بس رفیع وبلند ازلحاظ معنوی بودند که خداوند خلعت پیامبری وانوار نبوت برپیکر پاک آنها را ازهرگونه پلیدی وآلودگی و گناهی که بشر بر روی زمین مرتکب می شود پاک وبرکنارگردانید .
پیامبران گرچه ازحیث خلقت وبشربودن همانندانسانهای دیگرند ولیکن از سجایای اخلاقی وتمایلات روحی غیرازانسانهای عادی هستند . آنها وابسته به عالم بالایند. آیاتی که در این کتاب آمده است هرگز با گذشت زمان وآمدن نسلی بعد از نسلی کهنه نشد چون کلام خداوند است ومی تواند برای هر عصرونسلی چراغ امید بخشی برای روند این راه باشد.
به فرموده امام (ع): هرکه دینش را ازکتاب خدا وسنت پیامبر(ص)برگیرد کوهها کنده می شوند ولی اوازجا نمی جنبد وآنکه دینش را از طریق نوشته ها وگفته های افراد ودهان مردم برگیرد عاقبت همان مردم اورا ازدین برگردانند. مطالب این مجموعه کتاب خدا وسنت پیامبراست ازآن نقطه نظروحی آسمانی است که عده ای ازپیامبران الهی فرود آمده است پس کتاب خدا هم هست وازنظری که از پیامبراسلام وخاندان پاک آن حضرت روایت ونقل شده سنت است که پیامبراکرم درحدیث ثقلین سفارش آنرا فرموده است،إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی.

حدیث قدسی چیست؟
اعتقاد شیعه این است که سه نوع بیان ازپیامبربه ما رسیده است .یکی آیات قران که وحی وانشاء جمله نبوی وحقایق آن ازخداست وپیامبرتنها عامل انتشارومبلغ آن است. دوم حدیث قدسی که انشاء وجمله بندی مطالب آن را ازخداست ولی پیامبراجازه ندارد آن را میان آیات قران بگنجاند. سوم حدیث نبوی که حقایق آن ازخداست چنانچه قرآن می فرماید:وما ینطق عن الهوی إن هوالا وحی یوحی.یعنی پیامبرازروی خواهشهای نفسانی حرف نمیزند وهمه بیانات اوازعالم بالا سرچشمه می گیرد ولی جمله نبوی وحدیث نبوی ازخود پیامبر است. بنابراین هرسه نوع بیان پیامبربرای ماحجت است چنانچه خداوند می فرمایند:ما اتاکم الرسول فخذوا.یعنی هرچه پیامبرآورد وازهرنوع بیان آنرا بپذیرید وبگیرید واحادیث این کتاب ازنوع بیان دوم است.

همانطور که گفته شده حدیث قدسی عبارت از حدیثی است که پیغمبرازخداوند اخبارکند,بدین گونه که معنی ومضمون آن بر قلب پیامبرالقاء می شود با لفظ خود او مینماید.
پیامبردرصبحگاه 27رجب 610میلادی درسن 40سالگی به رسالت رسید. تاریخ مسلمان سال هجرت پیامبرازمکه به مدینه است واولین کسی که اززنهاایمان به پیامبرآورد خدیجه همسرپیامبربود واولین کسی که ازمردها به اوایمان آورد حضرت علی پسر عموی اوبود. پیامبر3سال مردم را مخفیانه به رسالت دعوت می کرد وبعد از 3سال روزی درکنارکوه صفا یا مروه به او الهام شد که علناً ادعای رسالت کند.پیامبر40نفرازنزدیکانش را دعوت کرد وبه آنها روز اول اطعام داد وروز دیگر نیزآنها رادعوت کرد وطعام داد ورسالتش رابه آنها اعلام کرد.
خدا دستورداده بودکه:ای رسول مابرسان آنچه نازل شده به سوی تو از طرف پروردگارت ...
یا صباحا این کلمه در عرب به معنای خطر است و پیغمبر درمیان سران قریش دراولین روز علنی کردند و رسالتش این جمله را گفت.

...قدرچنین اسلام رابدانید این اسلامی را که الان داریم این قرآن را که الان داریم این انسانیت را که الان داریم, این آزادی را که الان داریم همش اول خدا واهل بیت رسول الله دوم به داشتن چنین رهبری است.
ای مردم الان که ما سربلند راه می رویم ودرتمام دنیا قد علم کرده ایم وقرآن را آزادانه می خوانیم وبه شیطان بزرگ آمریکا مرگ میگوییم. مرگ برشوروی میگویید این همش ازسایه چنین رهبری است. ای مردم آن زمان شاه لعنتی یادتان رفته است همه اش ارباب ارباب می گفتید. همه اش آقاجان آقاجان می گفتید. آخرمقداری فکر کنید, مقداری به خودآیید. ای مردم کفرنعمت نکنید شکرنعمت بکنید.
قدرنعمت نعمتت افزون کند
کفرنعمت ازکفت بیرون کند
مگرشما مردم ایران نبودید که کسی جرات نداشت درخانه هم اسم شاه ملعون راببرید.


آماده حمله
حیدر صفد ر ساقی کوثر
می رویم تا کربلا با حمله دیگر
یاعلی یاری نما ما را دراین میدان
درخط سرخ تومابرکف نهادیم جان
بسته ایم با رهبر خود از وفا پیمان
کاردشمن راکنیم درجبهه ها یکسر
حیدر صفدر ساقی کوثر
کعبه عشق مردان خد ا اینجاست
بهتر از قربانگه کوی منا اینجاست
عاشقان کربلا کرببلا اینجاست
کربلای عاشقان حق بود سنگر
ای دلیران وطن ای یاوران دین
حق دراین گل خانه می خواهدگل پرپر
یا امام العصر ای فرمانده اعظم
ریشه دشمن بزن یکباره در عالم
دیگر نبود غیرتوکس همدم این امت
مادرجان
مادر از جبهه برات پیام دارم
پیام از سربازان امام دارم
اینجا جای استقامت و رشادت است
میدان جانبازی وشهادت است
اینجا تکبیر وحماسه ودعا است
اینجاعاشوراواینجاکربلاست
مادر از جبهه برات پیا م دارم
پیام ازسربازان امام دارم
اینجا پرازعاشقای بی دست وسره
اینجاپرازلاله های سرخ پرپره
اینجا روییده شده چو لاله ها
لاله ازخون دوازده ساله ها
یکی بر پدر نامه می نویسه
یکی هم وصیت نامه می نویسه
آن یکی غسل و وضویش از خونه
کفاره گناهشو نمازشب میخونه
یکی میگه دعا کن شهید بشم
درپیش فاطمه روسفید بشم
یکی وقت شهادت شعارمیده
میگه خدایاخمینی رانگه دار
مادرم کاش بودی واینجا می دیدی
صدای یابن الحسن ومی شنیدی
اینجا هر کس مهدی را می خواد
می گه مهدی جون بیامهدی بیا
توی این جبهه همه جوان دارن
مادراشون همه چشم انتظارن
مادرم شبها خدا خدا کنی
می توانی امامو تو دعا کنی
شبهای جمعه دعای کمیل داریم
صورت هامون را روی خاک می گذاریم
صدای حسین حسین توسنگرهاست
صدای یابن الحسن رو زبونهاست
دیگه راهی نمونده تا به نجف
مادرم گریه وزاری نکنی
آه و ناله در عزایم نکنی
خدا می خواست که توبی پسربشی
مثل لیلا بی علی اکبر بشی
همراه مابه خدا,دست خداست
مهدی فرمانده کل این قواست
تاصدای زهرازهرامیشنویم
میان آتش و خونها می دویم
توشدی ازخون سرخم روسفید
به تو میگن دیگه مادر شهید
اگه من تواین بیابان بمیرم
پیش رجایی و باهنر میرم
مادرم دیگه نمی گم بیش ازاین
سلامم بر امام و امت برسان
دیگه مادرنمی بینی تومرا
وعده من وتوباشدکربلا


نوحه ویرانه نشین
گفت آن کودک غمدیده که خون شدجگرم
عمه جان کوپدرم
تاکه ازمهرکشددست نوازش به سرم
عمه جان کوپدرم
چه شده عمه نیامدپدرمن زسفر
به کجارفته مگر
کزغمش رفته توان ازدل وخون شدجگرم
عمه جان کوپدرم
کی مرابوددراین گوشه ی ویرانه مکان
اینک ازجور خسان
برسرم بوداگرسایه ی لطف پدرم
عمه جان کوپدرم
بلبل گلشن طاهایم وویرانه نشین
شده ام ازره کین
سوخت ازآتش بیدادهمه بال وپرم
عمه جان کوپدرم
دل من گاه به من می کنداعلام خطر
که زکف رفته پدر
ورنه کی خصم توان کردچنین دربه درم
عمه جان کوپدرم
گویی یاباب من ازجورخسان کشته شده
به خون آغشته شده
که فتاده است دراین کنج خرابه گذرم
عمه جان کوپدرم
ای ازافشان به فغان اشک فشان صبح ومسا
که به صدآه نوا
گفت آن کودک غمدیده که خون شدجگرم
عمه جان کوپدرم


سرو مهدی نیامد
دیده ها شد سفید جان به لبهارسید مهدی چرا نیامد
گوش ودلها شنید این پیام شهید مهدی چرا نیامد
خدایا دراین کشتی نصیب ما همه طوفان نوشتی
به خونهای رجایی وبهشتی زمان نصرت به پا شد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
خداوندا به جان پاسداران به یارب یارب شب زنده داران
به سوز سینه پیر جماران دلم خون درهوای کربلاشد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
اگر دردم دوا می شد چه می شد
اگر این عقده وا می شد چه می شد
به خاک کربلا دارالشفا شد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
هزاران جمعه و آدینه آمد
هزاران داغ دل برسینه آمد
چرا مولای ما مهدی نیامد
که به خون دل روان ازدیده ها شد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
به آن مادر که آهش بی اثر ماند
به آن کودک که چشم او به درماند
چو لاله بردلش داغ پدرماند
زبان حال امت ای خدا شد
چرا مولای ما مهدی نیامد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
گوش و دلها شنید این پیام شهید, مهدی چرا نیامد


نمازم به جبهه ها
روانه ایم مابه سوی میدان
یاری مان کن ای حی سبحان
مغلوب سازیم سپاه عدوان
شد کل ارض کربلا الله اکبر
وکل یوم عاشورا الله اکبر
یاران ببینید جوروجفا را
بهر که گویم این ماجرا را
یکسربگیریم برکف لوارا
شد کل ارض کربلا الله اکبر
وکل یوم عاشورا الله اکبر
بشنوپیام جمع حزین را
یارب مدد کن دین مبین را
وکل یوم عاشورا الله اکبر
چون بهردین است ای حی سبحان
درخون طپیدن سهل است وآسان
ببین مادران را با آه وافغان
شد کل ارض کربلا الله اکبر
وکل یوم عاشورا الله اکبر
درراه امام جان می فشانیم
یا رب رضاییم دیگرنمانیم
اسلامیان را یاری رسانم
شد کل ارض کربلا الله اکبر
و کل یوم عاشورا الله اکبر
حسین زمان امام امت
هل من ناصر آورده برلب
لبیک گوییم بهر شهادت
شد کل ارض کربلا الله اکبر
و کل یوم عاشورا الله اکبر
برادرپاکدل با آه وفغان
درکربلا روباچشم گریان
باشد نصیبت قبرشهیدان
شد کل ارض کربلا الله اکبر
شد کل یوم عاشورا الله اکبر
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

حسین
کرببلا ای حرم وتربت خونبار حسین
این همه لشکرآمده عاشق دیدارحسین
جان به کفان کربلا فدائیان نینوا
زکربلای ما روان به سوی دربارحسین
صبا برو به خیمه ها به دختران فاطمه
بگو زسوزوناله واشک وآه وزمزمه
که میرسد ز خاوران بدون ترس واهمه
لشکرسردارخمین از پی دیدار حسین
کرببلا ای حرم وتربت خونبارحسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدارحسین
کرده بسیج عزم درخط سرخ انبیاء
سراسر وجودشان خلوص وحدت وصفاء
آمده اند تاکه شوند ازدل وجان یار حسین
ارتشیان قهرمان سپاهیان پرتوان
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکرآمده عاشق دیدارحسین
جان به کفان کربلا فدائیان نینوا
زکربلای ما روان به سوی دربار حسین
صبا بروبه خیمه ها به دختران فاطمه
بگو زسوز وناله واشک وآه و زمزمه
که میرسد زخاوران بدون ترس و واهمه
لشکرسردارخمین از پی دیدارحسین
لشکریان حق ببین چه پرتلاش وپرخروش
هوای عشق کربلا ازسرشان ربود هوش
خون معطرحسین دررگشان بود به جوش
آمده اند که مغرق خون شوند چو انصارحسین
کرببلا ای حرم وتربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدارحسین
چو زائران دردل شب به دیگران دعا کنیم
به عهد با امام خود زشوق جان وفا کنیم
چون شهدای کربلا شوم فداکارحسین
فتح کنم به کربلا روبه سوی نجف کنم
حاجت خود طلب ازآن عارف کشف کنم
سپس نجات قدس رازشوق جان هدف کنم
گهی روند ودرنجف برسرقبرمرتضی
زدل کشم علی علی گهی روم به کربلا
زنم به سینه وا حسین زنم به سر هچو مجتبی
لشکرازعرض ادب کنم به دربارحسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکرآمده عاشق دیدارحسین
گوش بدم زیاعلی کنم زشورشوق جان
درشب ماتم علی زنم به سینه با فغان
عزا کنم چو جبرئیل بر همه ی فرشتگان
ناله کنم ازاین عزا همچوعلمدارحسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدارحسین

مادر
مادرحلالم کن حقی که من دارم
بهرم چراغان کن شوقی دیگرم دارم
باید بپا خیزیم دررزم نادانان
امرخدا باشد بربخت بیدارم
اکنون شده مادرنوبت به روح الله
همچون حسین جوشد درگیربا اعدا
باید شویم قربان چون اکبررعنا
درراه ایمانم شوری به سردارم
باید فدا سازیم چون اکبرولیلا
این جان شیرینم ازبهرروح الله

نامه شهید به مادرش
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
کسی نگرید به ناکامی من
من به کام دل خود رسیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
من به پیش خدا میهمانم
ارجعی ارجعی را شنیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
جان نثارحسین زمانم
دشمن جان ستان یزیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
مادرپاک من کن حلالم
چون که درجبهه برخون طپیدم
جای توبود خالی به سنگر
من امام زمانم بدیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
حجله شادیم سنگرم شد
گرگل باغ عشرت نچیدم
درشهادت شدم قلب تاریخ
بهرمستضعفان من امیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم



روز عاشورا
کرده طلوع از خیمه امامت
فرزند زهرا شافع قیامت
میرود به میدان خسرو شهیدان
ازصدق ایمان
عازم به میدان شاه انس جان شد
چون مه میان قتلگه عیان شد
تا که برمشرکین
می دهد درس دین
از صدق ایمان
گفتا که ای قوم دغا حسینم
سلطان عالم ماه مشرقینم
سبط مصطفایم وشاکربلایم
از صدق ایمان
چون سوی میدان ابن مرتضی شد
اندرجنان خم پشت مصطفی شد
زینب پریشان گوید ای حسین جان
ای جان جانانم
آهسته روخواهرفدایت شود
تا ازوفا محوجمالت شود
آید ازقفایت جان کند فدایت
ای جان جانانم
صبری نما ای یادگارمادر
دیگرمزن برپیکرم توآذر
گفته زهرا چنین ای شهنشاه دین
ای جان جانانم
هرگه حسین من به سوی میدان
عازم شدی ای زینبم زاحسان
بوسه زن گلویش هم رخ نکویش
ای جان جانانم
می جنگیم ومیرزمم
با دشمنان اسلام
منافقین و صدام
الله الله رهبرنهضت روح اله



خون میاد همش
چه بهارسرخی که بوی خون میاد همش
عوض گل برامون نعش جوون میادهمش
هی به هم نگید چرا شهیدامون شدند زیاد
اینقدرشهید میدیم تا آقامون مهدی بیاد
چه شهیدانی همه ذکرخدا برلبشان
قربان زمزمه ونمازودعای شب شون
چه شهیدانی هنوز خاک نشده پیکراشون
الهی من بمیرم برا دل مادراشون
غرق به خون گردید پیکرم ای مادر
نشسته مهدی در سنگرم ای مادر
یک شهید میاد که انگارداره لبخند میزنه
زیر لب خاموشش صدای یابن الحسنه
یک شهید میاد که بدنش برافروخته شده
یک شهید میاد که سرتاسربدنش سوخته شده


8/8/1361
لشکرامام زمان هرجا که باشد
خدای یکتا نگهدارش باشد
پیروزی اسلام ازخون حسین است
کتاب آزادی قانون حسین است
جنگیده با منافقین منافقین ضد دین
الله الله نصرمن الله ,الله الله نصرمن الله
پیام خونین سالارشهیدان
سرمشق جانبازی است برآزاده مردان
با خون هفتادودوتن حسین نوشته این سخن
الله الله نصرمن الله, الله الله نصرمن الله
حسین گذشت ازجان درراه عدالت
مبارزه کرده با کفروضلالت
برای حفظ این هدف گرفته جان خود به کف
الله الله نصرمن الله, الله الله نصرمن الله
گفتا نخواهم کرد بایزید سازش
به خاک وخون افتاد خیل نوجوانان
بهشت زهرا شد کربلای ایران
الله الله نصرمن الله, الله الله نصرمن الله
پیروزی اسلام ازخون قیام است
رژیم شرق وغرب سوی انهدام است
الله الله نصرمن الله, الله الله نصرمن الله

این جبهه اسلام است دل شوردگردارد(2)
حقا که براین محفل الله نظردارد(2)
شوعازم این سامان تاعشق وصفابیند
دربزم فداکاران خوش روح وصفا بیند
روشن دل هرعاشق از نورخدابیند
آن کس که زمادوراست زین جاچه خبردارد
ازناله جان کاهش دل شورزند امشب
جان رابه سوی جانان مجذوب کند امشب
رزمنده حق جویی روسوی سفردارد
آوای دعا خیزد ازسنگرخونبارش
جایی که می بارد خون ازدرودیوارش
ازسربه برد هوشم صوت خوش وگفتارش
خوش عازم میدان است با اشک بصردارد
گوئی که تویی یارب آگاهی توزاحوالم
درراه خدا بگذشت ازهستی واموالم
این صحنه روح افزا گلزار شهیدان است
صحرا همه خون آلود ازخون شهیدان است
ازخون شهیدانش اسلام ظفر دارد
هرصحنه این میدان یادآوری ازبدراست
روزها همه عاشورا شبها همه چون قدراست
این منظره زیبا دردل چه اثردارد
این لیله معراج است یاخودشب عاشوراست
آوای مناجات است هرگوشه این صحرا
برگوشم رسد هردم یا سیدی یا مولا
خوش حالت عرفانی هنگام سحردارد
آن زمزمه قرآن آیدازدل سنگر
انوار خداوندی تابیده براین لشکر
یکسرهمه جان برکف بگذشته زجان وسر
روسوی خداهرکس با دیده ی تردارد
آهنگ جگرسوزی برگوش رسد امشب

امام
ای امام ومرجع ,ای هادی وای سرورم
دست مولایم ببوس ازمن رسان عرض وسلام
گوندارم آرزویی جزشهادت ای امام
کاش بودی موقع قتلم به بالین سرم
اسلحه بردستم واندردلم یادخداست
راه خونین حسین این راه واین جا کربلاست
تواولی الامری ومن گوش به فرمان شما
استقامت می کنم گرسر فتد از پیکرم
ای برادرازبسیجم جان نثاری می کنم
مرد میدان نبردم پای بند مذهبم
با توگویم رازدل گوش آخرمطلبم
بعد قتل من رسان زود این خبربرمادرم
گوبه مادر کشته شدفرزند توبا افتخار


منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید همچنین گفت: ان‌شاءالله با این نیتی که شما دارید، جرایم نه تنها به حداقل می‌رسد بلکه به صفر خواهد رسید، شما توفیق پیدا کرده‌اید که متصدی کاری باشید که بسیار مهم است و آن، امنیت است؛ در حالی که از نظر انسان گرسنگی بالاترین درد است، ولی خداوند در قرآن خوف را بر این امر مقدم شمرده است، یعنی اول امنیت بعدی سیری.

وی ادامه داد: خدمت در راه امنیت در نزد خداوند اجرا دارد، امنیت شعبی دارد و رسیدن به همه‌ آنها مهم است، امنیت شامل امنیت مادی، اخلاقی و افکاری است که امنیت افکاری بر همه مقدم است؛ امنیت افکاری این است که ان‌شاءالله شما باید کاری کنید که در این مملکت مجالسی که موجب انحراف اعتقادی مردم است برچیده شود.

این مرجع تقلید افزود: باید به همت نیروی انتظامی، اصول عقائد مردم حفظ شود، محافل تبلیغ مسیحیت، بهائیت، وهابیت، صوفی‌گری و … ان‌شاءالله باید به همت نیروی انتظامی برچیده شود، آفت مهم فکری از این مجالس و مخافل پیدا می‌شود، آنها مفسد و بزرگ‌ترین مخل امنیت کشور هستند.

وحید خراسانی با اشاره به امنیت اخلاقی، خاطرنشان کرد: فقر در مردم غوغا می‌کند، غالب مردم گرفتار فقر هستند؛ آن وقت دخترها و پسرها به ثمر می‌رسند. اینها زندگی می‌خواهند لذا روز به روز مفاسد اجتماعی بیشتر می‌شود، آنچه وظیفه‌ی شماست این است که از گسترش مفاسد اجتماعی و اخلاقی جلوگیری کنید و ان‌شاءالله به همت شما این معضل از قم ریشه‌کن شود.

این استاد حوزه توصیه کرد: شما عزیزان دو نکته را از دست ندهید اول اتکاء به خداوند که مبدا وجود است و دوم امام زمان (عج) که واسطه فیض است. نیروها را طوری تربیت کنید که به نماز و توسل به امام زمان (عج) بیشتر اهمیت دهند و ان‌شاءالله به کمک این دو به مقصد اعلاء خواهید رسید.


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



سعید جان بزرگی در روز دوازدهم اسفندماه سال 1344 در شهرري ديده به جهان گشود و در آغوش پر مهر مادر آرام گرفت.
درس و مدرسه را همانند کودکان همسال خود در سن 7 سالگي آغاز نمود.
15 سال بشتر نداشت که شوق حضور در ميدان دفاع از کشور، او را به جبهه کشاند. سعید در سال 1362 به عضويت سپاه پاسداران درآمد و در واحد – تبليغات جنگ- مشغول به خدمت شد.

او در سال 1362 در عمليات «بدر» بر اثر استنشاق گازهاي شيميايي مجروح شد و چند ماه بعد و پس از كسب بهبودی نسبی،به جبهه باز گشت.

در عمليات کربلاي 5 گلوله‌اي از کنار سرش عبور کرد و او به طور معجزه آسايي زنده ماند.

سعید جان بزرگی در عملیات والفجر10 در منطقه حلبچه شرکت نمود و در روز بيست و هفتم اسفند ماه 1366 در حالی که در زیر بمباران شیمیایی در شهر مشغول عکس برداری از وقابع و فجایع روی داده بود، خود نیز تحت تاثیر همان گازهای شیمیایی قرار گرفت.

عكس هاي سعيد جان بزرگي از حلبچه، يكي از تلخ ترين تصويرهاي جنايات جنگي است. جان بزرگي از لحظات اوليه بمباران شيميايي حلبچه عكس هاي بديعي گرفت و خودش هم شيميايي شد.

او در خاطراتش مي نويسد: با خودم مي گفتم، لحظات ثبت شده توسط دوربين من باعث خواهد شد تا مردم دور دست در مورد مرداني كه سال هاي جواني شان را دستخوش شعله هاي نبرد سنگين زرهي كرده اند، بينديشند و به اين باور رسيدم كه آدم هاي درون قاب تصوير من هرگز نخواهند مرد و من به آنان عمر جاودان خواهم بخشيد.

بعد از اتمام جنگ، تحصيلات خود را ادامه داد و در سال 1375 ضمن کسب عنوان - دانشجوي نمونه سال- در رشته عکاسي فارغ التحصیل شد.

در اين دوران سه مرتبه به زيارت بيت‌الله الحرام و يک مرتبه به کربلای معلی ‌مشرف گرديد.

او در سال 1371 با دوشيزه‌اي پارسا ازدواج نمود و صاحب 2 فرزند شد.

سعید روز به روز ضعیف تر و رنجور تر می شد و اثرات مخرب گازهای شیمیایی، آشکار شده بود.

سرانجام بعد از چهار مرتبه عمل جراحي در روز بيست و دوم تيرماه سال 1381

- در حالي که معاونت فرهنگي لشگر 27 محمدرسول (ص) - را بر عهده داشت در بيمارستان شهيد مصطفي خميني، دار فاني را وداع گفت و با ذکر يا ابوالفضل العباس (ع) به ديدار معشوق خويش شتافت.

پيکر پاکش در قطعه 29 بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.


نامه شهيد فلاحت پور به شهيد سعيد جانبزرگى:
بايد اول بسيجى بود بعد هنرمند
«مهدى فلاحت پور» فيلمبردار روايت فتح، پيش از شهادت مصاحبه اى مكتوب با سعيد جانبزرگى (شهادت ۱۳۸۱) عكاس جبهه و جنگ انجام داده است كه متن كامل آن را به يادگار از دو شهيد مى خوانيم.

آقاى جانبزرگى، اين ورق را خوب بخوان و خوب فكر كن.
بسم رب الشهدا
به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
سلام عليكم
پس از عرض سلام اميدوارم حالت خوب باشد و در خدمت به اسلام و مسلمين به خدمت مشغول باشيد.

سعيد آقا، من هر چه فكر كردم دلم راضى نشد كه آن طور كه گفته بوديد مطالب خواسته شده را جواب بدهم و بنا به اصرار شما و اين كه نكند مثل قديمى ترها نصيحت هاى شما را گوش نمى كردم و پشيمان مى شدم باز اشتباه از من سر بزند، لذا جواب سوالات شما را در قالب جواب يك نامه برايت مى نويسم و اين را هم به عنوان يادگارى و جهت احترام به شما نوشتم و خواهشى كه دارم از كارى كه مى خواستى بكنى بگذر و اين را هم جزو نامه هاى يادگارى پيش خودت نگه دار.
سعيد آقا، اين موضوع را جدى مى گويم و يك بار هم شده حرف مرا گوش كنيد، ان شاءالله پشيمان نمى شوى.
سعيد آقا، اين چندمين بار است كه مى گويم خوب فكر كن و شرايط من را هم درك كن و اين نامه را پيش خودت محفوظ كن.
به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
باز هم متذكر مى شوم همانطور كه در نامه قبل گفتم فقط جهت يادگارى برايت نوشتم و پيش خودت محفوظ باشد. راستش براى اين راضى به مصاحبه نيستم كه اگر اين حقير را هم جزو بسيجيان هنرمند مى دانى از خصوصيات بسيجيان مظلوميت آن ها است. بسيجى هنرمند هم مثل ديگر بسيجيان، شهيد جبهه و مظلوم شهر بوده و هست و انگار اين مظلوميت از خصوصيات بارز يك بسيجى است، بدترين چيز براى آن ها اسم و رسم است كه به مزاجشان سازگار نيست و ضررش بيش از نفعش مى باشد.
راستش با آن كه بيش از سه سالى كه توفيق حضور بين بهترين بندگان خدا را داشتم ولى از خودم خجالت مى كشم كه نتوانستم آن جور بايد و شايد به وظيفه ام عمل كنم. شايد من هم جزو كسانى باشم كه با سستى و ندانم كارى ها، باعث شديم كه امام زهر تلخ صلح را آنگونه بنوشد.
در جواب اين سوال كه پرسيده بودى، اكنون بچه هايى كه از آن ها به عنوان هنرمند بسيجى ياد مى كنيم چه خصوصياتى دارند، بايد بگويم: فرق بسيجى هاى هنرمند با ديگر هنرمندان در اين است كه آن ها هنرشان را در بطن جنگ و سختى ها آموختند همانگونه كه در احاديث داريم كه مسووليت ها و سختى ها ميدان آزمايش مردان است و استادان اين هنرمندان شهيدان هستند چرا كه هنرمندان واقعى شهيدانند كه حيات واقعى را به ظواهر فريبنده دنيا نفروختند، امام در حق آن ها فرمود: هنر مردان خدا شهادت است.
جزو اولين استادان فيلمبردارى من فيلمبردار شهيد سيدجمال حسينى بود كه در فاو به شهادت رسيد و اين درس را با رفتنش به من آموخت كه بايد چون بسيجى ها بود تا توانست آن ها را به تصوير كشيد.
بايد اول بسيجى بود، بعد هنرمند. اول تزكيه بعد تعليم و تعلم. اين جمله امام هميشه آويزه گوش دلم بوده كه: هنر تجلى روح هنرمند است.
بنياد هنرى بسيجى هنرمند براساس تجربه استوار بوده است نه بر اساس كلاس هاى مدرن و مجهز در تهران، كلاس درس و آزمونش در ميدان خون و نبرد برقرار مى شد. به طور نمونه در عمليات كربلاى هشت در منطقه شلمچه بود كه در عمليات هايى كه حضور داشتم هرگز آتش دشمن به آن شدت بر روى يك جاده را نديده بودم، به قول بچه ها زمين را شخم مى زد (البته خودت بودى) وقتى از صدها جنازه عراقى كه در كانال تنگى ريخته بود مى خواستم فيلمبردارى كنم، نمى دانستم كه دوربين را بايد روى دست بگيرم و با تمام سختى همانطور ايستاده فيلمبردارى مى كردم تا اين كه سرم به تير آهن يكى از سنگرها خورد و با درد شديد تازه به پيشنهاد فاضل دوربين را روى دست گرفتم و اينگونه زير آتش سنگين تجربه كسب مى كرديم و نظاير آن بسيار است كه بماند.
يادم هست اول بارى كه فيلمبردارى را شروع كردم در عمليات والفجر هشت در فاو بود كه با يك دوربين كهنه و قديمى سوپر هشت بود با فيلم هاى تاريخ گذشته و خراب كه گير مى كرد، الان كه يادم مى آيد افسوس مى خورم كه چه صحنه هايى و چه رشادت هايى را به خاطر نبود امكانات اوليه نتوانستيم ثبت كنيم در حالى كه در تهران بهترين امكانات خاك مى خورد و بلااستفاده مانده بود.
يكى از مشكلات عمده ما در طول جنگ اين بود كه يك تبليغات منسجم و حساب شده نداشته و نداريم.
ده ها سازمان و گروه با عناوين مختلف در امر تبليغات مشغولند و خرج هاى كلان مى كنند كه اگر دقيق و با آمار بررسى كنيم تاثير چندانى ندارند و علت اصلى آن اين است كه امر تبليغات در جامعه جايگاه اصلى خود را پيدا نكرده است و بيش از آن كه در جهت ترويج شعائر اسلامى گام بردارند در فكر تبليغ سازمان و گروه خود مى باشند و بيش از كيفيت كار به كميت ها اهميت مى دهند، هر كدام آمار مى دهند كه اين قدر كار كرديم ولى يكبار بررسى نمى كنند كه اين كارها چه تاثير مثبتى در فرهنگ جامعه داشته است. متأسفانه تبليغات در هشت سال دفاع مقدس از همه غريب تر و مظلوم تر و محروم تر بوده است در حالى كه شاهديم دشمنان اسلام از همه طرف و با تمام قوا به فرهنگ اسلامى ما حمله مى كنند، هيچ حركت تبليغى مثبتى در جهت خنثى كردن حربه آن ها برداشته نمى شود و هر كسى سنگ خود را به سينه مى زند.

در هر جامعه اى بعد از علما و سياستمداران، هنرمندان هستند كه جامعه را در راستاى اهداف خود هدايت مى كنند، ولى در جامعه ما به خاطر حركت جهش دار انقلاب، هنرمندان از قافله عقب ماندند. مثلاً در مورد سينماى در خدمت جنگ، در حالى كه جنگ تحميلى با همه چيز مردم ما گره خورده بود، آقايان از كنار آن بى اهميت رد مى شدند و اگر كارى هم مى شد، فرسنگ ها راه با حقايق و معنويت و ابعاد ديگر جنگ فاصله داشت و بهتر بگويم بيشتر فكر گيشه بودند تا خدمت به جامعه.
علت اصلى آن اين بود كه اين كارگردان ها حتى يك بار هم پايشان به جبهه نرسيده بود تا جنگ را آن گونه كه هست ببينند نه آن گونه كه مى خواهند. حتى از دور هم دست بر روى آتش نگرفته بودند، در اتاقى دربسته به روى حقايق با تقليد كامل از فيلم هاى خارجى، به دور از محتوى و هدفى با يك لعاب اسلامى، هر چه ضد ارزش بود به نام ارزش به فكر مردم مى خوراندند. به طور مثال فيلم هايى چون فيلم پلاك كه به نظر من به تمسخر گرفتن رزمندگان بود. بماند آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند.
اما در مورد تجليل از اين هنرمندان سوال فرموده بودى، بايد بگويم تجليل واقعى از بسيجيان هنرمند در شعار و سمينار و جايزه و غيره نمى گنجد، بلكه اگر واقعاً مى خواهيم قدم مثبتى برداريم راهش اين است كه تسهيلاتى جهت ارتقاى هنرى و علمى و طى تحصيلات دانشگاهى و با كيفيت، آن ها را در اين زمينه رشد دهيم تا بتوانند با تخصص همراه تعهد، حماسه هاى به ياد ماندنى جبهه ها را بازسازى كنند و آن ناديدنى ها را كه اينان توفيق ديدار داشتند به مردم نمايش دهند.
آن نورى كه در فيلم خام دوربين ثبت وقايع مى كند در واقع نورى است كه انعكاس دل فيلمبردار مى تابد. اگر ديده ظرف دل پاك و خدايى نشود چگونه مى تواند پاكان را پشت ويزور دوربين واضح ببيند.
حيف است بچه هايى كه به خاطر نياز جبهه و جنگ، سلاح هنر به دست گرفتند و به سمت وقايع جنگ پرداختند و زمانى جزو پيشكسوتان جهاد و شهادت با هنر خود بودند در پيچ و خم زندگى به فراموشى سپرده شوند و اين سلاح هنر را زمين بگذارند.
آقا سعيد در مورد بهترين كارم سوال كرده بودى، بايد بگويم زيباترين كارى كه با همكارى برادر ابراهيمى و قدمى تهيه كرديم فيلم مستند داستانى دسته ايمان از گردان حبيب لشكر ۲۷ حضرت رسول بود. كه جا دارد از همكارى صميمانه مسوولان گردان حبيب و تبليغات لشگر و عزيزان روايت فتح به خصوص استاد بزرگوارمان حاج آقا آوينى كه با تدوين زيبايشان به فيلم جذابيت خاصى بخشيده بودند كمال تشكر را بكنم در واقع كار از آن ها بود و ما مجرى بيش نبوديم. اين فيلم دو بار پى در پى در سه برنامه در برنامه روايت فتح پخش شد و به خاطر مستند داستانى بودن فيلم جذابيت خاصى نسبت به ديگر فيلم هاى مستند جنگى اخير پيدا كرده بود.
جهت تهيه اين فيلم بيش از دو ماه در سخت ترين شرايط جوى و در برف و باران شديد غرب كشور مشغول كار شديم و (البته خاطره اين سفر به يادماندنى را برادر قدمى نويسنده و عكاس گروه با قلم زيباى خود در هفته نامه بشير چاپ مى كنند) ما به خاطر اين كه بچه ها با دوربين مانوس شوند و در مقابل آن حركات مصنوعى انجام ندهند و با ما صميمى شوند مجبور بوديم در تمام راهپيمايى ها و رزم شبانه و صبحگاه ها شركت كنيم و البته به نتيجه مطلوب هم رسيديم. هر چند اولش بچه ها فكر مى كردند از تلويزيون آمديم و با ما احساس غريبى مى كردند ولى به مرور زمان كه جا افتاديم فهميدن كه ما نيز مثل خودشان هستيم فقط به جاى اسلحه دوربين دستمان است و به شوخى به آن ها مى گفتم تيربار چه كسى به اندازه تيربار ما ۲۵ فريم در ثانيه شليك مى كند؟
آنقدر صميمى شده بوديم كه عضوى از دسته به حساب مى آمديم و اگر براى صبحانه دير حاضر مى شديم جريمه مى شديم و پا مرغى مى رفتيم. جا دارد كه از شهيدان هنرمند دسته ايمان كه مدت كوتاهى توفيق حضور در جوار آن ها را يافتيم يادى كنيم كه از بهترين دوران زندگيمان به حساب مى آمد، واقعاً هنرمندان حقيقى آن ها بودند و تنها اثر هنرى كه از آن ها مانده يك راه ناتمام است كه اميدوارم رهرو پاك آن شهيدان باشيم. به ياد يادآوران شهيد على اكبرى، حجت عراقى، محسن مجيدى، نقاد، سيدصاعديان، شهيد اماميان و مفقودالاثر روح الله رمضانى و ديگر عزيزان.
در روزهاى عمليات و در سخت ترين شرايط ياد سخن حضرت زينب(س) مى افتادم كه بعد از واقعه كربلا با آن مصيبت عظيم فرموده بود: من جز زيبايى چيزى نديدم، ما هم جا دارد بگوييم در سال هايى كه حماسه نگار تبليغات لشكر ۲۷ محمدرسول الله و روايت فتح بودم جز زيبايى چيزى نديدم حتى بدترين صحنه ها و شهيد شدن بهترين دوستانمان نيز خود نوعى زيبا بود.
حالا مى فهمم كه زندگى همان روزهايى بود كه زود گذشتنش را آرزو مى كرديم و از آن همه تنها خاطراتى بس تلخ و شيرين باقى مانده كه خيلى از آن ها هم قابل ذكر نيست چرا كه نامحرمانى كه حتى لحظه اى در آنجا نبودند و حتى دل هاى مرده شان هم سفرى به آنجا نكرده بود تحمل شنيدن آن عنايات الهى را ندارند. چه بسا كه به خاطر بى معرفتى آن ها را به تمسخر بگيرند.
هيهات مصيبتى است تنها ماندن
هنگام رحيل همرهان جا ماندن
سخت است زبان ز هجرت هم قفسان
مبهوت قفس شدن زره واماندن
خوب اميدوارم از ما راضى شده باشى آقا سعيد و اين مطالب را هم به عنوان يادگارى و درد دل به عنوان شايد آخرين نامه برايت نوشتم و اميدوارم در مورد حرف هايى كه زدم خوب فكر كرده و دست از سر ما يكى برداشته باشى.
آقا سعيد، ما شما را خيلى دوست داريم و اميدواريم هميشه در كارهايت موفق و مويد باشيد.
در آخر تقاضايى كه دارم ما را هيچوقت از دعاى خير خود محروم نكرده و هميشه در دعاها ياد ما بيچاره ها هم باشى.
از جنگ فقط همين دوستى ها برايمان ماند و با ديدن شما و ديگر عزيزان رزمنده ياد آن خاطرات فراموش نشدنى مى افتم ان شاءالله كه در راستاى حركت اسلام ناب محمدى حركت كرده و همچون شهدا تا پاى جان مطيع امر امام عزيز كه اسلام مجسم هست باشيم.

برادر كوچك شما مهدى فلاحت پور ۳/۸/۱۳۶۷


منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



در سال 1337 در خانواده ای مذهبی، معتقد و اصیل در شهرستان «نجف آباد»در استان« اصفهان» تولد یافت. از همان کودکی از هوش، ذکاوت و استعداد بالایی برخوردار بود. با توجه به وضعیت اقتصادی خانواده و تنگنای معیشتی آنان، دوران تحصیل ایشان با سختی و مشقات زیادی قرین بود. او از زمانی که خود را شناخت مجبور بود همزمان با خواندن درس، در دوره شبانه، به شغل بنایی در کنار پدر اشتغال داشته باشد. سخت کوشی او در کار و جدیت و پشتکارش در کسب علم موجب گردید تا در بین همکلاسیها، شاگردی موفق و ممتاز معرفی شود.

بیشتر از مدرسه، کلاسهای قرآن توجه و اشتیاق او را برانگیخته بود. فعالانه در جلسات قرائت قرآن حضور می یافت و بعدها در بین جوانان به عنوان یکی از چهره های درخشان محافل قرآنی شناخته شد. با همین زمینه، پس از اخذ مدرک سیکل به دروس حوزوی روی آورد. ابتدا چند سالی در حوزیه علمیه شهرستان نجف آباد در محضر علما – از جمله آیت الله ایزدی(ره) – تلمذ کرد و همزمان در کلاسهای شبانه دوره دبیرستان نیز شرکت می نمود.
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، از عناصر اصلی و فعال حزب الله نجف آباد بود. در مبارزه با ضدانقلاب از جمله کسانی بود که هرجا تجمع و حرکتی از جانب گروهکها به چشم می خورد، در صحنه حاضر بود و با آنها مقابله می کرد.
مدتی در معیت شهدا محمد منتظری به کشورهای سوریه، لبنان و لیبی سفر نمود و حدود دو ماه در کنای جوانان لیبی به فراگیری آموزشهای نظامی و چریکی مشغول بود.
پس از بازگشت به تهران در کنار این شهید بزرگوار در ارتباط با سازمانهای آزادیبخش فعالیت می کرد. تا اینکه در سال 1358 به عضویت افتخاری سپاه نجف آباد در آمد و در قسمت تبلیغات، مخلصانه و بدون کوچکترین چشمداشتی شروع به فعالیت کرد.
با شروع جنگ تحمیلی همراه با یک گروه صد نفری (که خود سرپرستی آنها را به عهده داشت) عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و پس از سه ماه نبرد پیاپی در جبهه سرپل ذهاب، پیروزمندانه به شهر نجف آباد برگشت. علاقه وافر به حضور در جنگ به حدی بود که هرگاه عملیاتی در غرب یا جنوب کشور در شرف انجام بود سراسیمه خود را به آنجا می رساند.
در عملیات فتح المبین که به عنوان فرمانده گردان عمل می کرد از ناحیه پا به شدت زخمی شد و حدود دو ماه در بیمارستان تهران بستری و سپس به اصفهان منتقل گردید. بارها رزمندگان، او را با عصا در جبهه های نبرد مشاهده کرده بودند. وقتی از او خواسته می شد که در استراحت به سر ببرد تا بهبهودی کامل یابد، در جواب دوستان خود می گفت: زمانی استراحت برای ما مناسب است که در بهشت برین در کنار دوستان قرار گیریم و ما تا زمانی که در روی زمین هستیم باید این انقلاب و اسلام را حفظ و نگهداری نماییم. در حالی که تا پایان عمر شریفش در راه رفتن مشکل داشت، با این وجود در همه صحنه ها حاضر بود و با آن وضع جانبازی، قریب یک ماه به کار شناسایی در کوهستانهای صعب العبور و پربرف منطقه شمال عراق مشغول بود.
در سال 1362 در قرارگاه حمزه سیدالشهداء(ع) مشغول به کار شد و با توجه به روحیه رزمی بالایی که داشت مسئولیت هماهنگی واحدهای عملیاتی قرارگاه را به عهده ایشان گذاشتند.
شهید صالحی در عملیات قادر نماینده رسمی سپاه در قرارگاه ارتش بود و با تلاش همه جانبه و شبانه روزی، در هماهنگی های بین این دو نیرو نقش مهمی را ایفا می نمود.
از اویل سال 1365 تا اواسط 1366 در معاونت عملیات قرارگاه نجف انجام وظیفه کرد و در این مدت در عملیات والفجر9، تدافعی حاج عمران، کربلای1، کربلای2، کربلای4 و کربلای5 حضور موثر و فعال داشت.
در سال 1366 به لشکر محمدرسول الله(ص) مامور گردید و در عملیات کربلای8 به عنوان قائم مقام فرماندهی لشکر انجام وظیفه کرد.
در عملیات بیت المقدس 4 که در تاریخ 15 فروردین ماه 1367 در منطقه عمومی دربندیخان عراق انجام گرفت نقش به سزایی داشت. در این عملیات، لشکر 27 در کنار سایر یگانها، ضمن تصرف ارتفاعات شاخ شمیران، که به سد دربندیخان مشرف بود، پاتکهای شدید دشمن را با ایثار و از خودگذشتگی رزمندگان اسلام دفاع کردند.
اواخر جنگ که یگانهای سپاه عمدتاً در غرب در حال پیشروی بودند، مزدوران بعثی مجدداً به بخشهایی از جبهه جنوب از جمله شلمچه وارد شدند. ایشان در این زمان (23 خردادماه 1367) با تیپهایی از لشکر 27 که برای بیرون راندن عراقیها به منطقه اعزام شده بودند، در عملیات انهدامی بیت المقدس 7 شرکت داشت و در کنار سایر یگانها، مردانه با دشمن جنگید و با جانفشانی امثال این شهید بزرگوار در جبهه شلمچه، دشمن زبون فرار را بر قرار ترجیح داد.
در آستانه پذیرش قطعنامه از سوی جمهوری اسلامی ایران، آن زمان که عراق مضمحل و شکست خورده، آخرین تحرکات مذبوحانه را با دور دیگری از تهاجم ددمنشانه و کور خود آغاز کرد، لشکر 27 حضرت محمدرسول الله(ص) در سه جبهه میانی، غرب و جنوب با دشمن درگیر بود و وی می بایستی در امر هماهنگی و هدایت نیروها اقدام نماید، لذا در جبهه میانی (منطقه فکه) باقی ماند و جلو نیروهای دشمن را سد کرد.

او فردی بسیار مطیع و تابع ولایت فقیه بود و با بینش عمیقی که داشت، ارادت و اخلاص عجیبی به مقام ولایت نشان می داد و همواره برادران را نیز به تبعیت مخلصانه توصیه می نمود.
ایشان روحیه رزمندگی و سلحشوری را در عالیترین سطح داشت و در تمام دوران مسئولیت خود ضمن حضور در خطوط مقدم، رزمندگان را در صحنه های حساس و مخاطره آمیز هدایت می کرد. روحیه شهادت طلبی او در حدی بود که همرزمانش می گفتند: مرگ از او فرار می کند.
خودسازی و عبادت به صورت یک برنامه مستمر در زندگی او در آمده بود و با وجود اشتغالات متعدد کاری، نسبت به نماز شب و تلاوت مستمر قرآن مجید اهتمام خاصی داشت.


شهادت
نحوه شهادت ایشان نیز حاکی از روح بزرگ این شهید گرانقدر است. چند روز قبل از پذیرش قطعنامه توسط ایران در آخرین دست و پا زدنهای رژیم بعثی صهیونیستی عراق و تجاوز مجدد به خاک جمهوری اسلامی در منطقه دشت عباس، ایشان در حالی که نیروهای لشکر را برای مقابله با دشمن هدایت می کرد – در 23 تیر ماه 1367 حوالی چاههای ابوغریب – بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ به سختی مجروح گردید.
آخرین کلام او در واپسین لحظات زندگی سعادتمندانه اش، که در مجاهدت فی سبیل الله سپری شد، ذکر مقدس یاحسین(ع) بود، تا اینکه به محضر دوست پذیریفته شد و به لقای الهی نائل گردید.
طنین صدای جاودانه او همواره جان و دل شیفتگان و سالکان راه حق را آرامش می دهد و به ادامه طریق نور و هدایت رهنمون می سازد.
منبع:پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثارگران اصفهان ومصاحبه با خانواده ودوستان شهید

خاطرات

یکی از همرزمان:
ایشان با شجاعت و شهامت وصف ناپذیری از همان روز اول عملیات زیر آتش سنگین دشمن پا به پای رزمندگان در خط مقدم حضور داشت و با صلابت و استواری و آرامش خاطر، نیروهای لشکر را در مقابله با مزدوران بعثی هدایت و فرماندهی می‌کرد. هر چه فشار دشمن بیشتر می‌شد او خم به ابرو نمی‌آورد. وجودش در جمع رزمندگان اسلام مایة برکت و باعث تقویت روحیة آنان بود.

در عملیات کربلای 8 در جبهه شلمچه او را دیدم. طبق معمول کتاب دعا و سجاده اش را با سلاح به همراه داشت. ترکش خمپاره به مهر و کتابش اصابت کرده بود، اما به خود او آسیبی وارد نشده بود.
سعه صدر، گشاده رویی در برخوردها، تحمل و بردباری در مقابل مشکلات و مسئولیت پذیری از مشخصه های بارز ایشان و زبانزد یکایک رزمندگان اسلام بود.
پس از ارائه گزارش عملیات قادر که ایشان از سر صدق و با تسلط کامل به محضر آیت الله خامنه ای (در زمان ریاست جمهوری معظم له) ارائه دادند، حضرت ایشان به عنوان تشویق یک جلد قرآن مجید نفیس شخصی شان را به شهید صالحی هدیه نمودند، که با علاقه ای خاص آن را تلاوت می کرد و همیشه به همراه داشت.
از نکات قابل توجه دیگر در حیات با برکت شهید صالحی این بود که هیچگاه دست از مطالعه و کسب دانش بر نداشت. او مطاعلات زیادی در زیمنه مسائل نظامی خصوصاً جنگهای صدر اسلام و جنگهای جهانی اول و دوم داشت. از کمترین فرصتها برای مطالعه و ارتقای بینش عقیدتی سیاسی خود بهره می گرفت و مکتوبات و دست نوشته های روزانه ایشان در طول دفاع مقدس، سرمایه گرانبهایی برای نسلهای آینده سپاه است.


منبع:ساجد

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



موضوع:

سيد موسي صدر

اشاره: اين نوشتار بر اين باور است كه نخستين اقداماتي كه باعث در خطر قرار گرفتن حیا می شود، نخست از سوي زن صورت مي گيرد و سپس توسط مرد تقویت می شود. آنچه نهایتا اثبات می شود اين مسئله است كه حجب و حیا نقش اصلي در حفظ فضاي عفت عمومي دارد و بايد به موازات سرمايه گذاري در ترويج حجاب به زمينه سازي براي تقويت حيا پرداخت.


زنان در بسياري از جوامع وفرهنگ ها مورد طعن و كنايه بوده اند و تعابير، ضرب المثلها و نكته هاي انتقادي مختلفي دربارة آنان گفته شده است. اين پديده به گونه هاي مختلفي قابل تحليل است. از نگاه زنان، اين تعابير آزار دهنده، نمودي از مواضع سلطه جويانه و خود خواهانة مردان در طول تاريخ است. و از نگاه مردان، تعبيرهاي انتقادي از زنان ريشه در عملكرد خود آنان و مكرها و ترفند هايي دارد كه به كار مي گيرند تا آراء، ديدگاهها و تمايلات خود را تحقق بخشند!

اما اگر نگاه و تحليل را فراتر از نگاه هر يك از دو جنس به ديگري، قرار دهيم و در جستجوي دليلي ريشه دار تر براي رفتار طبيعي انسان ها باشيم، مي توانيم به اين واقعيت برسيم كه در لايه هاي زيرين اين انتقادها و عيب جويي ها چند نكته مهم نهفته است.

1- زن در همة جوامع و همة فرهنگ ها از توانمندي ويژه اي برخوردار بوده است كه مردان فاقد آن بوده اند.

2- مردان با همة برتري قواي جسمي و صلابت روحي در هماوردي با زنان در زمينة برتري هاي ويژة آنان، احساس ضعف و ناتواني مي كرده اند.

3- وابستگي مردان به زنان چنان جدي بوده است كه معمولاً قادر به چشم پوشي از زندگي مشترك و يا كنار نهادن زن از صحنه زندگي نبوده اند.

اگر اين سه عامل را كنار هم گذاشته و با هم ملاحظه كنيم؛ 1- نياز 2- ناگزيري 3- نابرابري سليقه ها و تمايلات و نگاه ها، متوجه مي شويم كه نياز و ناگزيري مردان از زندگي با زنان و دلبستگي به آنان از يك سو و تنوع نگاهي و سليقه ها و انتخاب هاي آنان از سوي ديگر دو حالت متضاد را در مردان شكل مي داده است، حالتي كه ميان دو قطب دلباختگي و بدبيني در نوسان بوده و هست، از يك سو شاعران همواره در لطيف ترين استعارات شعري، ابرو و گيسو و قامت و نگاه زن را ستوده اند و به عاريت گرفته اند، و از سوي ديگر در مكر وسلطه جويي و ناسازگاري و فزون خواهي او زبان به طعن و تمثيل گشوده اند. گاه او را مظهر محبت و فداكاري و شكيبايي دانسته اند و زماني وي را به بي وفايي و حسادت و خودخواهي و سبك سري متهم كرده اند. گاه او را فرشته خوانده اند و زماني وي را شيطان ناميده اند!

چنان كه گفته آمد، سرّ اين تناقض گويي و تناقض پنداري مردان دربارة زنان، اين است كه مرد از يك سو به زن نياز دارد و مجذوب و مفتون او است پس او را مي ستايد، از سوي ديگر احساس مي كند كه اين جذب شدن و شيفته شدن هزينة فراواني را بر دوش او نهاده است و در واقع آزادي او را سلب كرده و گاه تا سر حد اسارت و جنون وي را پيش برده است، اينجا است كه احساس نگراني و خطر مي كند و لب به انتقاد و عيب جويي مي گشايد.

اگر سؤال شود كه به هر حال، اين مشكل، مشكل مردان است يا زنان؟ بايد گفت، مشكل ياد شده متوجه خود مردان است، اما مردان به رغم تواناييهاي مختلفي كه دارند و به طور طبيعي بارهاي سنگين زندگي چون جنگ با دشمن، دفاع از خانواده، تأمين معاش و... بر عهدة آنان است اما معمولاً خود قادر به حل اين مشكل نيستند بلكه كليد حل اين مشكل در دست زنان است. آنچه مسأله را پيچيده تركرده، همين است كه اسير نگاه و جمال و محبت زن، كليد زندان خويش را در اختيار ندارد و در چنين شرايطي است كه وقتي عرصه بر او تنگ مي شود، زبان به تندي و اتهام و گلايه مي گشايد، ولي آيا همين نياز و ناگزيري كه مردان به زنان دارند، به صورت متقابل وجود ندارد، آيا زنان به همان اندازه نياز به وجود و حضور مردان و همزيستي با آنان ندارند؟

از نگاه قرآن، طرح وجود زن و مرد، طرحي متقابل است و همچنان كه زنان لباس و پوشش دهندة نياز هاي روحي و جسمي مردان هستند، مردان نيز همين نقش متقابل را براي زنان ايفا مي كنند اما وجود اين طرح متقابل به معناي همساني كاركرد آن دو، در نظام طبيعت نيست بلكه بر عكس اين تفاوت جاذبه ها، روشها و كاركرد است كه به مسأله زوجيت معنا بخشيده و مكمل بودن را رقم زده است.

قرآن كه در بيان تساوي نهايي زن و مرد در طرح آفرينش مي گويد: «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ» (بقره/ 187)

در بيان كاركرد هر يك از آن دو و نقشي طبيعي كه ايفا مي كنند، بيان متفاوت دارد.

قرآن، نقش زنان در زندگي روزمرّه انسانها را، آرامش بخشي و فارغ شدن از فشارهاي جسمي و روحي زندگي مي داند:

«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا» (روم/ 21)

“و از نشانه هاي الهي اين است كه براي شما همسراني قرار داد تا در كنار آنان آرامش يابيد.”

ولي وقتي مي خواهد نقش و كاركرد مرد را در زندگي براي زنان ترسيم كند مي گويد:

“الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ» (نساء/ 34)

“مردان مايه قوام و پايداري – مادي و معنوي – زنانند.”

دو تعبير «لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا» و “قَوَّامُونَ عَلَى» كه در يكي «الي» و در ديگري «علي» به كار رفته است و همچنين دقت در متن معناي “لِتَسْكُنُوا” و “قَوَّامُونَ» مي نماياند كه در كاركرد عيني، نقش پناهگاه، آرامش، تكيه گاه بودن، قوام بخشيدن و حمايت مقتدرانه از زندگي، به مردان واگذار شده است.

زن سايبان است و مرد تكيه گاه، اگر اين سايبان به استوانه اي مستحكم و معتمد تكيه داشته باشد، آرامش، آسايش و امنيت پايدار به زندگي انسان مي بخشد ولي هريك بدون ديگري، زندگي را دشوار، غير قابل آسايش و امنيت مي كند.


جذّابيت و دلبري از لوازم كاركرد طبيعي زنان

بر اساس آنچه ياد شد، اگر زن مي بايست در صحنة زندگي، نقش سايبان بودن، آرامش بخشي و التيام دهندگي را ايفا كند، ناگزير بايد لوازم و امكانات و ابزار آن نيز مجهز باشد و خداوند اين تجهيز را در دو ساحت انجام داده است 1- در بعد فيزيكي و اندام ظاهري زن. 2- در بعد روحي، عاطفي و لطافت شخصيت او.

زن با جمال و تجمّل خويش، عنصري فعّال، تأثيرگذار، فراخواننده و قاهر است و شگفت اين كه با انعطاف و انفعال ذاتي خويش، اين تأثير گذاري را افزايش مي دهد ، پايدار مي سازد و ژرفا مي بخشد.

زن در نظام طبيعي انسان، صيّادي است كه صيد مي كند تا محبت بورزد و بپروراند و ابزار اين صيد و امكانات آن كه محبت ورزي و نوازشگري است به او داده شده است.

چنان كه مرد در نظام طبيعت، سلطاني است كه اقتدار مي ورزد تا حمايت كند و امنيت دهد و ابزار اين اقتدار جويي در دو ساحت جسمي و روحي به او داده شده است.

اما تاريخ از صيّادان و سلاطين خاطره هاي سختي را به ياد دارد صيّاداني كه براي تفريح و لذت خود صيد كرده اند و صيد زخمي را به خود وا مي نهاده يا مي كشته اند.

سلاطيني كه اقتدار خود را با جباريت و خود خواهي و بي رحمي قرين كرده اند و خود بزرگترين نا امني را براي ديگران فراهم آورده اند.

نقش «صيّادي» و «سلطنت» اگر در هم آميزد، فاجعه اي سخت رخ مي دهد. صيّادي كه صيد كند تا بر صيد خويش سلطه يابد و آن را اسير و بردة خود كند و زني كه دلبري و جلوه گري كند، با زيبايي و جمال خويش فرمانروايي كند، از ابزار خدا دادي خويش عليه اهداف هستي سود برده است.

و سلطاني كه عاشق صيد و صيّادي شود و از قدرت و امكانات خويش براي صيد ديگران بهره جويد، كشتار گاهي به بزرگي حرمسراي پادشاهان خواهد داشت! و از «مردي» حيوان نر را به نمايش خواهد گذاشت كه به چيزي جز نياز جنسي پاسخ نخواهد داد و قبل از آن و پس از آن هيچ تعهدي را نخواهد پذيرفت.


حُجب، جمالِ جذّابيت

تدبيري كه خداوند به كار برده است تا زنان از جمال و جذّابيت خود در جهت ساختن و آرامش بخشي و اعتدال جامعه انساني سود ببرند و ابزار كار آمد دلبري را در جهت سلطه و فريب به كار نگيرند، قرار دادن عنصر حجب و حيا در روح زن است.

حيا و عفاف هم براي زنان لازم است و هم بر مردان تا گام از حريم اخلاق و اصول پذيرفته شدة انساني و الهي بيرون ننهند، اما به دليل توانمنديها و جاذبه هاي خاصي كه خداوند در زن قرار داده، عنصر حيا و عفاف، ضرورت بيشتري يافته است.

اگر در برخي روايات آمده است كه تمايلات طبيعي زنان افزون از مردان است، مي تواند اشاره به جنبه هاي روحي و بدني جاذبه آفرين زن باشد و نيز اگر آمده است كه حياي زنان بيش از مردان است و بايد باشد، بدان جهت است كه همپاي آن جاذبه و جلوه، اگر عفاف و حجبي هم وزن و هم سطح و نيرومند وجود نداشته باشد، از زن، عنصري فريبكار، سلطه جو، خود خواه و هوس پيشه پديد خواهد آمد، همان كه در طول تاريخ مورد انتقاد قرار گرفته است و قرآن نيز به عنوان يك نمونه منفي، از آن در سورة يوسف ياد كرده است تا يكبار و براي هميشه هشدار دهد كه اگر جمال و جلال، فارغ از حجب و عفاف باشد، نه مردان فاسد و هوس ران كه مردان نيك انديش و پاك را اسير مي كند و اگر نتواند روح آنان را بيالايد، جسمش را بي هيچ گناه زنداني مي كند.


نخستين گام، عليه فطرت

“وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» (يوسف /23)

“و آن زن كه يوسف در خانه اش بود بارها خواست از او كام بگيرد و [ روزي ] درها را محكم بست و [ در حالي كه خود را آماده كرده بود به يوسف ] گفت: بيا، بشتاب! يوسف گفت: پناه بر خدا.”

بر طبق گزارش قرآن تنها زن عزيز مصر اسير عشق يوسف نبوده است كه بگوييم شايد استثنا است بلكه تمام زنان مرفه كه يوسف را ديده بودند و معمولاً از نظر فرهنگ زندگي و معيارهاي اخلاق و ميزان عفاف اجتماعي شبيه هم بودند، همين حالت را داشتند از اين رو قرآن تعبير “جمع” به كار مي برد: «فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (يوسف/34)

«‌يوسف گفت: پروردگارا زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اينان مرا به آن دعوت مي كنند و اگر نيرنگ شان را از من نگرداني به آنان ميل پيدا ميكنم و از جاهلان مي گردم»

“قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ» (يوسف/51)

“فرمانروا گفت: داستان شما بانوان آنگاه كه براي كام گرفتن از يوسف با او مراوده كرديد چيست؟ گفتند: حاشا كه ما هيچ گونه بدي در او سراغ نداريم»

از اين بخش آيه استفاده مي شود زن كه داراي جاذبه ها و انعطاف طبيعي است اگر به دليل رفاهمندي فراوان يا شرايط خاص زندگي و روابط اجتماعي از نظر روحي گرفتار كمبود عفاف شود، تعادل زندگي و امنيت فردي و اجتماعي را بر هم مي زند و تبديل به عنصري بد خواه مي شود اما اين به معناي بد ذاتي و بد سرشتي او نيست، چرا كه همو آنگاه كه به نوعي تعادل روحي باز گردد، به حقيقت پاكي اقرار مي كند هر چند بر ضرر او باشد.

اگر در قرآن از عشق و شيفتگي مرد به زن – به رغم جاذبه زيبايي زن براي مرد – به صورت مشخص كه او را وادار به اقداماتي كند سخن نگفته است به آن خاطر است كه در مسأله عشق جذابيت زن پيش زمينه، مجذوب شدن مرد است و از اين جهت زن پيشگام تر از مرد است گر چه در ادامه اين مرد است كه تداوم بخش و تقويت كننده به شمار مي آيد.

«زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ» (آل عمران/ 14)

“دوست داشتن خواستني ها از قبيل: زنان، پسران (فرزندان پسر)، كيسه هاي پر از طلا و نقره، اسب هاي نشان دار، دامها و كشتزارها براي مردم زينت داده شده است. اين ها متاع زندگي دنياست و خداست كه نيك فرجامي فقط نزد اوست.”

بر اساس اين آيه مردان نسبت به زنان محبت و علاقه دارند اما اين محبت و علاقه در چارچوب محبت به جاذبه هاي دنيا است و نه عشق جنسي ابتدايي و بنيادين، از اين رو در رديف علاقه به فرزند و مال و سرمايه قرار گرفته است.

به تعبير ديگر، محبت مرد به زن، در آغاز يك نياز و گرايش طبيعي و آرام و رام است، آنچه آتش اين محبت را مي گدازد، نيرويي است كه در اختيار زن است. گرايش زن به مرد هم در آغاز يك گرايش طبيعي و معتدل است و آنچه اين گرايش را تند و بي كنترل مي كند، تضعيف نيروي حجب و حجاب خود زن است و گرنه تمنا و نياز مرد به تنهايي، شعله عشق را در وجود زن مشتعل نمي سازد. بلكه در نهايت به تقويت تكبّر يا ترّحم زن مي انجامد. بنابراين از مجموعه داستان مي توان نتيجه گرفت كه جاذبه ها زن را بيشتر از مرد گرفتار آشوب و هيجان روحي مي كند و به رفتارهاي مخاطره آميز وا مي دارد.


حجاب زنان، طرحي براي پايداري عفاف آنان

چنان كه گفته آمد، نيروي حيا و حجب كه عنصري دروني و روحي است، تدبيري از سوي خداوند براي كنترل آنان بر استفاده درست از جمال و جذابيّت خود در عرصه زندگي و جامعه است.

علاوه بر اين خداوند تدبيري ديگر نيز به كار گرفته است تا زنان در تحكيم عفاف و حياي دروني خود موفق تر باشند و رعايت عفاف، آسانتر صورت گيرد و آن عبارت است از طرح «حجاب». از اين رو خداوند احكام مربوط حجاب را چنين ياد كرده است: «وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا... وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ... وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ» (نور/31)

“و زينت هاي شان را – جز آنچه كه خود نمايان است – آشكار نكنند و بايد روسري خود را بر گريبان خويش فرو افكنند و زينت خود را... آشكار نكنند و پاهاي خود را به گونه اي بر زمين نكوبند كه زينت هاي مخفي آنان معلوم شود”

“وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِي لا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (نور/60)

«و بر زنان وا نشسته اي كه اميد ازدواجي ندارند گناهي نيست كه لباس هاي خود را كنار بگذارند بي آنكه زينتي را آشكار سازند»

«وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرً» (احزاب/33)

«و در خانه هاي تان قرار گيريد و جلوه گري جاهليت پيشين را در پيش مگيرد”

“يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا» (احزاب/32)

«اي زنان پيامبر اگر شما تقوا پيشه كنيد مانند هيچ يك از زنان ديگر نيستند پس در سخن گفتن نرمي نكنيد تا آن كسي كه در دل مرضي دارد طمع كند و سخني پسنديده بگوييد»

اين نهي و باز داشتن بدون ترديد از آن جهت صورت گرفته است كه تمايل به جلوه نمايي به صورت طبيعي در زنان وجود دارد و اگر مديريت و كنترل نشود منجر به لغزشهاي جدّي مي شود اما در مورد مردان نسبت به زنان چنين خطابها و نواهي وجود ندارد اين نشان مي دهد كه از نظر قرآن در مردان اين زمينه و مقوله هاي مشابه به صورت طبيعي و بنيادي وجود ندارد كه آنان را به آرايش و جلوه گيري اندامي وا دارد و به جلب توجه زنان بكشاند، هر چند پديده خود آرايي در حد ضعيف تر و عارضي تري در مردان نيز مشهود مي باشد، اما گويي خود آرايي مرد، در ميدان روابط آنان با زنان، حرف اول را نمي زند و اهرمي بنيادي به حساب نمي آيد. از جمله آياتي كه نشان مي دهد، سهم زنان در پاكي جامعه بيشتر و مهمتر است و اگر خطا و ناپاكي مشتركي صورت گيرد، اين زن است كه بگونه اي از توانمندي جنسي خود پاس نداشته و از عنصر حيا چشم پوشيده و درب حريم بر روي بيگانه گشوده است! اين آيه مي باشد كه در خطاي واحد، نام زن بدكار را بر مرد بدكار مقدم آورده است:

“الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا»

«زن زنا كار و مرد زنا كار را هر كدام صد ضربه شلاق بزنيد»

اين در حالي است كه وقتي به خطاي سرقت و مجازات آن مي پردازد از آنجا كه ارتكاب اين خطا در مردان رواج بيشتري دارد و يا به صورت كلان تري از سوي مردان صورت مي گيرد نام «سارق» بر «سارقه» مقدّم آمده است.

“وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (مائده/38)

«و مرد و زن دزد را به كيفر آنچه مرتكب شده اند دست شان را به عنوان عقوبتي از جانب خدا قطع كنيد و خدا عزتمند و حكيم است»

با توجه به حكيمانه بودن گزينش و به كار گيري واژه ها در قرآن اين تفاوت تعبير در دو آيه با اين كه هر دو بيانگر كيفر هستند و هر دو از كيفر مرد و زن سخن مي گويند، نشان از وجود خصوصيت و ويژگي روحي و باطني دو جنس دارد كه سبب تفاوت تعبير شده است اين ويژگي را مفسران به نقش آفريني ويژه زنان در رابطة جنسي مربوط دانسته اند، طبرسي مي گويد:

«قيل انّما قدّم ذكر الزانيه علي الزاني لأن الزني منهن اشنع واعير و هو لاجل الحبل اضرّ لان الشهوه فيهنّ اكثر و عليهن اغلب» (طبرسي، 7-8/197)

«گفته شده است كه نام زن زنا كار بر مرد زنا كار مقدم بيان شده است چون بي عفتي زنان زشت تر و باعث عار و ننگ بيشتر و براي بارداري نيز زيان بار تر است و نيز براي اين كه شهوت در زنان بيشتر و بر آنان مسلط تر مي باشد»

علامه طباطبايي نيز همين نظريه را به عنوان «قيل» - مطلبي كه گفته شده است- ياد كرده است (طباطبايي، 15/79)- تعبير «قيل» نشان مي دهد كه تحليل ياد شده از نظر علامه قطعي نبوده است.

بيضاوي نيز گفته است:

“و انما قدّم الزانيه لأنّ الزنا في الاغلب يكون بتعرّضها للرجل و عرض نفسها عليه و لانّ مفسدته تتحقق بالاضافه اليها» (البيضاوي، 3/184)

“زن زنا كار بر مرد زنا كار مقدم شده است چون غالباً زنا با عرضه كردن زن خودش را بر مرد تحقق مي يابد و همچنين مفاسد و پيامدهاي بد زنا براي زن بيشتر است.”

طبرسي در مورد آيه حد السرقه مي گويد:

«و بدأ بالسارق هنا لانّ الغالب وجود السرقه في الرجال و بدأ في آيه الزنا بالنساء فقال «الزانيه و الزاني» لأنّ الغالب وجود ذلك في النساء» (طبرسي، 3-4/296)

«در اين آيه سخن با مرد سارق شروع شده است چون سرقت از سوي مردان بيشتر است و در آيه زنا سخن با زنان شروع شده است و فرموده است: “الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي» چون زنا در زنان بيشتر است»

يكي ديگر از آياتي كه در اين زمينه شايان توجه مي باشد اين است كه در مورد زنان مشركي كه متمايل به ايمان شده و مي خواهند اظهار ايمان كنند و بيعت نمايند، از شرايطي كه قرآن مي آورد ترك زنا است:

“يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلا يَسْرِقْنَ وَلا يَزْنِينَ وَلا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (ممتحنه/12)

«اي پيامبر هر گاه زنان مؤمن – متمايل به ايمان و مصمم براي پذيرش آن – نزد تو آيند تا با تو بيعت كنند بر اين اساس كه به هيچ وجه به خدا شرك نورزند و دزدي نكنند و مرتكب زنا نشوند و فرزندان خود را نكشند و بهتاني را كه ميان دست و پاي خود ساخته باشند به ميان نياورند (فرزندي را كه از شوهرشان نيست به او نسبت ندهند) و در هيچ كار پسنديده اي مخالفت تو نكنند با آنان بيعت كن و از خدا براي آنان آمرزش بخواه قطعاً خدا بسيار آمرزنده و مهربان است»

اما مشابه اين شرط در مورد مردان مطرح نشده است با اينكه زنا يك عمل دو نفره است و از نظر حرمت و كيفر براي هر دو يكسان است ولي در مرحلة ياد آوري و تذكر و هشدار و پيشگيري، زنان بيشتر مورد هشدار قرار گرفته اند، زيرا بخش زيادي از مديريت و كنترل عفاف يا بي عفتي تحت ارادة آنان است.

در برخي روايات تمايل و نيز قدرت جذب كنندگي و فريبندگي زن نسبت به مرد مطرح شده است:

«النساء همهن الرجال» (كليني، 5/337)

«زنان توجه و اهتمام شان به مردان است»

«قال رسول الله (ص): ما رأيت من ضعيفات الدين و ناقصات العقول اسلب لذي لب منكنّ» (كليني، 5/322)

“هرگز نديدم يك عنصري سست ايمان و كم خرد بتواند يك انسان با شعور را بفريبد آن گونه كه برخي از زنان سست ايمان و كم خرد آنان را تحت تأثير قرار داده و به رفتاري بي خردانه وا مي دارند.”

از اين روايت استفاده مي شود كه اگر نيروي ايمان و انديشه در زنان ضعيف باشد، مي توانند نقشي منفي بزرگي در جامعه ايفا كنند، نه تنها مرداني شبيه خود را جذب كنند، بلكه مرداني كه به صورت معمول و به طور طبيعي گام از حريم ارزشها و اخلاق بيرون نمي نهند گرفتار وسوسه شوند و تصميم را از دست بدهند! اين كه يوسف صديق در مناجات خود با خدا از كيد زنان مرفه درباري به خدا پناه برده و از او استمداد كرده و مي گويد اگر مرا ياري نكني و نجات نبخشي، نگران آن هستم كه من نيز به زنان تمايل پيدا كنم و خواستة وارادة آنان در من تأثير گذار شود با اين كه مي دانم درخواست و روش آنان جاهلانه است (اصب اليهن و اكن، من الجاهلين) اشاره به همين معنا دارد.


آفات حجب و عفاف، در زنان

الف- مراودات و رفت و آمدهاي نا صحيح: «امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا” (يوسف/30)

«زن عزيز با رفت و آمدهاي پيوسته خود، تلاش مي كند تا خدمتكارش را به خود فرا خواند، محبت او لبريز شده و وجودش را پر كرده است.” (مصطفوي، 4/271)

از اين آيه استفاده مي شود كه رفت و آمد هاي نادرست از يك محبت و علقه طبيعي مي تواند يك انحراف و بيماري بيافريند.

ب- به نمايش گذاشتن زينتها، آرايه ها و زيبايي هاي طبيعي: «وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ” (نور/31)

«و زينت هاي شان را آشكار نكنند»

«غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ» (نور/60)

«بي آنكه زينتي را آشكار سازند»

«وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأولَى» (احزاب/33)

«و در خانه هايتان قرار گيريد و جلوه گري جاهليت پيشين را در پيش مگيريد.”

ج- نرمش در سخن گفتن: “فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا” (احزاب/32)

«پس در سخن گفتن نرمي نكنيد تا آن كسي كه در دل مرضي دارد طمع كند و سخني پسنديده بگوييد.”

د- انتخاب دوست از جنس مردان: “وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ”

«و نه آنكه محرمانه دوست بگيريد»

ه- خلوت با مرد بيگانه در محيط بسته: “وَغَلَّقَتِ الأبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ” (يوسف/23)

«درها را محكم بست و [در حالي كه خود را آماده كرده بود به يوسف] گفت، بيا، بشتاب»

و- ارتباط با محافل و جمع هاي ناسالم “قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ” (يوسف/32)

«بانو گفت: اين است آن كسي كه مرا در عشق او سرزنش كرديد آري من از او كام خواستم ولي او خويشتن داري كرد و اگر آنچه را به وي فرمان مي دهم انجام ندهد قطعاً زنداني خواهد شد و خوار و بي مقدار خواهد گشت»


زمينة اتهام زنان به شيطنت و فريبكاري

زن در نگاه نخست، عنصري فرشته خو و فرشته گون شناخته شده است و از اين رو همواره در تخيل هنرمندان و تنديس آفرينان و نقاشان، فرشتگان، در هيبت و شكل و قامت زنان تجلي يافته اند.

انسانها با اولين زني كه در زندگي خود مواجه مي شوند، فرشته اي است كه، مادر نام دارد، مظهر فداكاري و صميميت.

شاعران و عارفان هرگاه خواسته اند ذهن خود و مخاطبش را به فضايي فراتر از عالم مادي ببرند و در ترسيم حقايق و ظرايف مبالغه كنند از خال و لب و ابروي زنان وام گرفته اند.

با اين همه چه شده است كه زن در بسياري از فرهنگهاي اجتماعي با تعابير تندي مورد انتقاد و نكوهش قرار گرفته و به شيطنت و مكاري متهم شده است.

قرآن به اين پرسش پاسخ داده است و مي گويد، زن زماني كه از توانمندي ها و امكانات ارزشمند خود، بهره صحيح نگيرد و زيبايي و جمال و ظرافت و لطافت طبع و اندام را با پوشش حجب و عفاف نيارايد چونان ميوة با طراوتي است كه چون پوسته آن جدا شود، به سرعت مي پوسد و گنديده مي شود.

آن گونه كه زن عزيز مصر با همه شكوه و بي نيازي و رفاهمندي و برخورداري وقتي پردة عفاف را كنار نهاد، از يك سو خود به زانو در آمد و در برابر جواني خدمتكار به تمنا نشست، از سوي ديگر براي رسيدن به هوس خويش، معشوق خود را متهم و زنداني مي كند و در نهايت، مهر فريبكاري را بر پيشاني خود و ديگر زنان مي زند.

“فَلَمَّا رَأَى قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ” (يوسف/28)

«پس آنگاه كه عزيز مصر، مشاهده كرد پيراهن يوسف از پشت سر او پاره شده است- و فهميد كه يوسف در حال گريز از دام گناه بوده و اين زليخا است كه او را از پشت سر تعقيب كرده و پيراهن او را كشيده است – گفت: اين رخداد از نيرنگ شما زنان است، چه اين كه حيله و نيرنگ شما بس بزرگ مي باشد.”

تعبير “إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ” سخن خدا نيست، بلكه سخن عزيز مصر است كه فارغ از يك فرهنگ ديني است ولي به طور طبيعي متوجه مي شود كه آنچه رخداده است نتيجه يك توطئه زنانه مي باشد.

عزيز مصر، توطئه زنان دربار را به حساب همه زنان تاريخ مي آورد و چنين مي نمايد كه اساساً جنس زن با كيد و حيله همراه است.

خداوند بي آن كه كلام او را با اطلاق و شمولش تأييد كرده باشد، آن را صرفاً نقل كرده است تا نشان دهد كه چه زمينه ها و كاركردهايي در تاريخ، زمينه هاي طعنه ها و بدگوييها را عليه زنان فراهم آورده است.

البته در آيات بعد، قرآن نيز بر اين گونه رفتار عنوان حيله و نيرنگ و بر زناني كه چونان زنان مرفه درباري، قيد عفاف دريده و گام از پردة روابط سالم بدرون نهاده اند، عنوان حيله گر داده است.

«قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ (33)فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (يوسف 33-34)

“يوسف گفت: “پروردگارا! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اينها مرا به سوي آن مي خوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگرداني، به سوي آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود! پروردگارش دعاي او را اجابت كرد؛ و مكر آنان را از او بگردانيد؛ چرا كه او شنوا و داناست!»

قرآن با بيان سرگذشت يوسف نمي خواهد بگويد كه تودة زنان مانند زليخا هستند و تودة مردان مانند يوسف، بلكه به عكس مي خواهد، زشت ترين نماد سوء استفاده يك زن را از امكانات و تمايلات خود به نقد كشد تا زنان به هوش باشند و متاع ارزشمند و موهبت هاي الهي خويش را با مقدماتي نادرست در بازار رسوايي و محروميت به حراج ننهند.

و از سوي ديگر به مردان كه معمولاً مقاومت كمي در برابر وسوسه هاي جنسي دارند و معمولاً جذب جاذبه ها و زيباييها ظاهري و رفتاري زنان مي شوند، يوسف را به عنوان برترين و شكوهمند ترين نماد مقاومت و پاكي و صداقت و نيك انديشي معرفي كند و اين سرگذشت عيني را عبرتي و الگويي براي زنان و مردان قرار دهد و در لابه لاي آن، دهها و صدها نكته معرفتي و اخلاقي را مطرح سازد.


منابع و مآخذ

1. البيضاوي، عمربن محمد ؛ تفسير البيضاوي، موسسة الاعلمي للمطبوعات ، بيروت.

2. الطباطبائي، سيد محمد حسين؛ الميزان في تفسير القرآن ، موسسه مطبوعاتي اسماعيليان.

3. الطبرسي، ابي علي الفضل بن الحسن؛ مجمع البيان ، انتشارات ناصر خسرو، تهران.

4. كليني ، محمد بن يعقوب؛ الكافي؛ التحقيق علي اكبرغفاري،الطبعة الثالثة، دارالكتب الاسلامية ،1367ش..

5. مصطفوي، حسن؛ التحقيق في كلمات القرآن ، الطبعه الاولي ، جمهوريه ايران الاسلاميه وزاره الثقافه والارشاد الاسلامي ، 1368 ه

سایتها: رجا نیوز و حجاب نیوز


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



اين روزها موضوع حجاب به يکي از مسائل مناقشه برانگيز فرهنگي تبديل شده است که مقام معظم رهبري، مراجع عظام تقليد، نمايندگان مجلس و آحاد جامعه به ضرورت پايبندي به آن تأکيد کرده اند اما آنچه شاهد هستيم برخلاف مطالبات مطرح شده است.

راهکارهاي گسترش فرهنگ حجاب از جمله مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي است که به تصويب هيأت دولت نيز رسيده لذا اجراي برنامه با موضوع حجاب از جمله موضوعاتي است که در دستور کار نهادهاي فرهنگي مختلف قرار دارد و هم اکنون نيز بيش از 18 دستگاه در اين خصوص فعاليت مي کنند.

شرايط موجود در جامعه زمينه اي را فراهم کرده است که در ماه هاي اخير مقوله حجاب به مهم ترين موضوع فرهنگي کشور تبديل شده تا حدي که برخي اظهار نظرها در خصوص لزوم حجاب و مقابله با متخلفان آن کشمکش هايي را به وجود آورد

گزارش ذيل نيز به مناسبت روز عفاف و حجاب تهيه شده است تا با بهره مندي از نظرات کارشناسان به آسيب شناسي اين مقوله فرهنگي بپردازيم و راهکارهاي آن را در اختيار متوليان امر قرار دهيم.

مقوله‌ها‌ي «حجاب و عفاف» در عين اين‌که به‌عنوان پديده‌اي مذهبي و ارزشي محسوب مي‌شوند، به همان نسبت، توجه به زمينه‌هاي فرهنگي و اجتماعي مؤثر در اين مسئله ـ به‌عنوان بستر و زمينه‌هاي آن ـ بسيار شايسته و لازم است تا در اين رهگذر اين موضوع اخلاقي و اسلامي طي آموزش‌هاي بنيادين و مداوم در خانواده، مدرسه و ساير اجزاي جامعه نهادينه شود.

بديهي است که علاوه بر لزوم ايجاد شرايط اجتماعي مطلوب براي بحث و تبادل نظر درباره‌ي حجاب و عفاف، دروني کردن آن براي اقشار مختلف جامعه نيز مستلزم فعاليتي پيگير و اساسي است، نه برنامه‌ريزي‌هاي مقطعي و برخوردهاي بي‌نتيجه.
پر واضح است که اجرايي کردن رهنمودهاي قرآني حجاب، نيازمند تعريفي متقن از ساختار و شاکله‌ي الگوي مورد نياز جامعه‌ي اسلامي به اين مقوله است چرا که در غير اين صورت، تمام تلاش‌هايي که در اين زمينه انجام مي‌شود، به بار نخواهد نشست.

بيان مبناي اصلي حجاب و عفاف در قرآن، الگوهاي مورد نياز جامعه، بررسي محدوديت‌ها و موانع که در بسياري از موارد در حاشيه هستند، وظيفه‌ي مسئولان درباره‌ي فعاليت‌هاي انجام شده و ارزيابي کوتاهي‌ها، ميزان نقش و اشتياق مردم در پياده کردن الگوهاي قرآني حجاب و عفاف، نقش رسانه‌ها و ... از جمله سرفصل‌هايي است که در ابتدا بايد مورد توجه قرار بگيرد

گفت‌وگو با جوانان دانشگاهي و نوجوانان ـ به‌عنوان نسل‌هاي سوم و چهارم انقلاب ـ و بزرگترها و والدين در خصوص عفاف و حجاب و نحوه ترويج آن منتهي به اين نتيجه شد که ما در زمينه‌ي ارايه‌ي تعريف صحيح از «دين» و هم‌چنين برشمردن وظايف يک مسلمان در صحنه‌ي اجتماع، خانواده، فردي و ... ضعيف عمل کرده و خيلي اوقات ناموفق بوده‌ايم.

ارزيابي مقوله‌ي «حجاب کودکان» از جمله موضوعاتي است که در حال حاضر مغفول واقع شده است چرا که به اذعان کارشناسان برخورداري از آرامش رواني و آشنايي با دغدغه‌هاي دين درباره‌ي مسئله‌اي مانند «عفاف و حجاب» امري است که نمي‌توان پس از سپري کردن دوران شکل‌گيري شخصيت فرد (کودکي) در فرد نهادينه کرد.

در روش‌هاي تعليم و تربيت، مهم‌ترين و کليدي‌ترين عامل بحث «الگوسازي» است. هر سن و هر جنس الگوي خاص خود را مي‌طلبد و در اين ميان مهم‌ترين عامل سن دوران کودکي است.

تربيت دوران کودکي همراه با بهره‌گيري از الگوهاي خاص و ويژه‌ي اين دوران است و طبيعي است که الگوهاي دوران کودکي به‌طور عمده از مؤلفه‌هاي عاطفي به جاي گزاره‌هاي عقلاني بهره مي‌برند، لذا با جايگزيني گزاره‌هاي واقع‌گرايانه بزرگسالان رمز و رازهاي موجود در خيال‌پردازي‌هاي کودکانه تحت‌الشعاع قرار مي‌گيرد.

استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به کودکان همواره مدنظر بوده است به‌گونه‌اي که امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به کودکان در زمينه‌ي انيميشن، کتاب، داستان و اسباب‌بازي به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي‌شود.

در اين ميان دختربچه‌ها انحصاراً به عروسک علاقه‌مند هستند که اين علاقه نشأت گرفته از عاطفه ويژه دختربچه‌ها و هم‌چنين به دليل قدرت برتر عروسک در ايجاد حس همزاد‌پنداري و تفاهم خيالي با کودک است.

عروسک، بالاترين نقش تربيتي را به‌ويژه در شکل‌دهي و پايه‌ريزي شخصيت دختران دارد بنابراين از اين منظر، نقش عروسک در قالب تهاجم فرهنگي ظهور و بروز پيدا مي‌کند.

«نيره اسلاملو» دبير کانون تحقيقات خيبر ـ که مطالعات و پژوهش‌‌هاي زيادي را درباره حجاب و ضرورت رعايت آن در جامعه انجام داده است ـ مي‌گويد: مسوولان فرهنگي که در مدارس به‌ويژه مدارس ابتدايي مستقر هستند بايد از کودکي فلسفه حجاب، ضرورت و فوايد فردي و اجتماعي آن را آموزش دهند تا در سنين بالاتر که اخلاق و رفتار در وجود فرد نهادينه شده است با راه‌کارهاي جبري و قهري به تحميل آن نپردازند.

مشاهده مي‌کنيم که والدين جوان علاقه‌ي بسياري به شيک‌پوشي کودک خود دارند و چنانچه با نگاهي جامع‌ به اين امر توجه شود در مي‌يابيم که با همه‌گير شدن اين امر، مسئله‌ي بي‌حجابي و يا بي‌توجهي به مسئله‌ي عفاف و حجاب در کودکان کم کم به حاشيه مي‌رود.

اين امر از کجا نشأت مي‌گيرد؟ دروني نشدن تعاليم دين و قرآن در اخلاق و منش والدين، انتقال نامناسب آموزه‌ها به فرزند، بي‌توجهي به وسايل و ابزارهاي در اختيار کودک مانند عروسک‌هاي مختلف، آموزش‌هاي رسانه‌اي و القاي مفاهيم متناقض جامعه يا ...

حجت‌الاسلام ‌والمسلمين «هادي زين‌العابدين» استاد حوزه علميه‌ي قم در اين زمينه به آتي نيوز گفت: اسباب‌بازي کودکان از جمله مواردي است که خصوصاً در زمينه‌ي حجاب و عفاف مورد بي‌توجهي قرار گرفته و استفاده‌ي کودکان از عروسک‌هاي خارجي با عنوان «باربي» و از طرفي تبديل شدن اين عروسک‌ها به الگوهاي ظاهري رفتار و عمل کودکان خطر جدي را براي آينده‌ي آن‌ها به‌همراه خواهد داشت.

بنابراين مي‌توان اين‌گونه نتيجه‌گيري کرد؛ که علي‌رغم لزوم آزادي عمل کودک در انتخاب لباس و استفاده کردن از اسباب‌بازي‌هاي متنوع، بايد ذائقه‌ي او را در راستاي تعالي پرورش داد نه اين‌که از اوان کودکي، فرزند با نوعي از برخورد پدر و مادر روبرو شود که رعايت حجاب را در درجه‌هاي کم‌اهميت قرار دهد.

بي‌توجهي به وظايف مردان در بحث عفاف و حجاب از ديگر چالش هاي ترويج اين فرهنگ متعالي است "مريم حاج عبدالباقي "ضمن اشاره به اين مطلب تصريح مي کند: بي‌توجهي به نقش مردان در سلامت رفتاري جامعه از بعد عفاف و حجاب و فقدان فعاليت‌هاي فرهنگي مناسب براي آگاهي بيشتر آن‌ها، موجب پرورش اين انديشه شده که برخلاف فرموده‌ي قرآن، مردان مسئوليت کمتري درباره رعايت عفت و حجاب دارند در حالي‌که اين امر عامل فاصله گرفتن از حجاب فطري است.

حجت‌الاسلام «مصلحي»، رييس مرکز افکارسنجي نهاد نمايندگي ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها نيز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي، صدا و سيما و مؤسسات پژوهشي را از مهم ترين مراجع حمايت‌کننده‌ي حجاب مي‌داند و اظهار مي‌کند: عدم آگاهي جوانان از وظايفي که قرآن در باب حجاب مشخص کرده، بهره‌گيري مردم از الگوهاي تربيتي بي‌مفهوم و کاذب و هم‌چنين شيوع بيماري برهنگي در عصر جديد از عوامل سقوط اخلاقي و تشديد بي‌حجابي و بدحجابي در جامعه است که همت بيشتر سازمان‌ها و نهادهاي مذکور را مي‌طلبد.

«مريم ورزدار» مدير پژوهش سازمان بسيج بانوان کشور نيز در گفت و گو با آتي نيوز موازي کاري را از جمله مشکلات پيش روي ترويج حجاب دانسته و مي گويد: منتقل‌کنندگان پيام حجاب هنوز نتوانسته‌اند ارتباط مؤثر و خوبي را با مخاطبان خود برقرار کنند به همين دليل بيشتر نهادها در اين انديشه هستند که با ابزار و امکانات سازماني خويش به اين مهم بپردازند و همين موضوع دامنه تکرار مفاهيم مورد توجه در اين حوزه را افزايش داده است.

غفلت نهادهاي ذي‌ربط در توسعه حجاب از طرح مسائل نوين در اين عرصه از ديگر دلايل تکرار در ارائه مطالب اين حوزه است که کارشناسان در اين‌باره نيز مي‌گويند متصديان فرهنگي کشور اعم از رسانه‌ها، آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و ... بايد به امور ديگري غير از اجراي همايش‌ها بپردازند تا به اين ترتيب ضمن هشدار به مجريان از نقاط ضعف موجود نيز بکاهند.

توجه به وظايف سازماني در طرح مباحث حجاب، ورود کارشناسانه و خلاقانه به اين عرصه، جمع‌بندي و تهيه گزارش از دستاوردهاي برنامه‌هاي انجام‌شده در اين حوزه، تعامل سازمان‌هاي ذي‌صلاح و همپوشاني برنامه‌ها، جريان‌سازي در پرداختن به مقوله حجاب و نوآوري در الگوسازي از جمله پيشنهادات کارشناسان فعال در عرصه عفاف و حجاب است که مي‌تواند نقش قابل توجهي در زمينه امر گسترش عفاف و حجاب و کاهش برخوردهاي چکشي و غيرفرهنگي داشته باشد.


منبع:حفا نیوز


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



میرحسین موسوی در دیدار با جمعی از جوانان مجمع نیروهای خط امام (ره) گوناگونی اندیشه ها در جنبش سبز را مهم دانست و همچنین تاکید کرد که نقطه اتصال این گوناگونی گفتمان ها را ظهور و بروز یک رهبر نمی دانیم.

به گزارش کلمه، میرحسین موسوی در ابتدای این دیدار ضمن تسلیت شهادت حضرت موسی بن جعفر و تبریک مبعث پیامبر گفت: امام موسی بن جعفر (ع) در بین ائمه بیشترین مدت زندان را داشتند و رنج زندان را بر چشم پوشی و برگشت از حقیقت ترجیح دادند. امروز نیز پیروان این امام همام با تاسی به سیره این بزرگوار رنج زندان ها را برگزیدند.

وی سپس به مناسبتهای تاریخی در تیرماه اشاره کرد و گفت: ما در تیر ماه با حوادث بزرگی روبرو بودیم که به دلیل فضای سیاسی امروز تفسیر این حوادث و فهم آنها اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

میرحسین موسوی با یادآوری حادثه دلخراش هفتم تیر و شهادت آیت الله بهشتی ادامه داد:"جریان هفتم تیر یک مسئله دیروز نیست بلکه نگاه ما به آن رویداد بزرگ کلید فهم بسیاری از اتفاقات بعد از هفتم تیر است.

وی ترور شهید بهشتی و یاران ایشان و ترورهای بعد و انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر را مساله ای قابل اهمیت دانست و افزود:"با وجود گذشت زمان هنوز جا دارد که این ترورها در مقابل روی ما باشد."

میرحسین موسوی با ابراز تاسف از دست دادن چهره ها ادامه داد:"ما با از دست دادن آن چهره ها نگاه های انسانی و مهمی را در تاریخ خود از دست دادیم و عده ای عمدا می خواستند نظام را از نیروهای زبده و متعهد و آزادی خواه تهی کنند."

میرحسین موسوی به تمام جوانان توصیه کرد که به بازخوانی اندیشه های شهید بهشتی و دیگر صاحب نظران انقلاب بپردازند.

وی تاکید کرد:"متاسفانه آثار و اندیشه های شهید بهشتی آن طور که شایسته بود مورد توجه قرار نگرفته است. ایشان یک کتابی دارند که حاوی سخنرانی های ایشان پیرامون قانون اساسی است به نام "مبانی نظری قانون اساسی" که بنده مطالعه آن کتاب را به همه همراهان جنبش سبز توصیه می کنم."

وی در بخش دیگری از سخنان خود به ماجرای ۱۸تیر اشاره کرد و گفت:"یکی از وقایع دلخراش تاریخ ماست که همه نیروهای علاقمند به جمهوریت نظام در مورد آن به قضاوت فرا خوانده می شوند."

میر حسین موسوی تصریح کرد:"اگر با آن رویداد تلخ درست برخورد می شد و مسببان آن فاجعه شناخته می شدند و به دلیل آن جنایات به صورت آشکار محاکمه و کیفر می شدند، ما حوادث حمله به خوابگاه ای دانشجویی را بعد از انتخابات نمی داشتیم."

وی ادامه داد:" ما بایستی یاد گرفته باشیم که در مقابل کژی ها بایستیم. تسلیم شدن باعث انحراف و فاجعه های بیشتر می شود. ایستادن در برابر کژی ها جنبه حیاتی و اساسی برای اصلاح واقعی دارد."

موسوی در بخش دیگری از سخنانش بر استفاده کردن از تجربیات گذشته و جنبش های مخالف تاکید کرد و گفت:" قبل از ظهور دیکتاتوری رضاخانی و بعد از مشروطیت خرده گفتمان های مختلفی در سطح جامعه مطرح بود که در عین اختلاف در یک نقطه با هم مشترک بودند و ان ظهور یک شخص قدر قدرت برای ایجاد امنیت و سامان دادن به بی سامانی ها بود."

میر حسین موسوی گفت:"جنبش سبز از گوناگونی اندیشه ها استقبال می کند و همواره گفته است این تکثر یک فرصت برای آینده ملت ماست و ما نقطه اتصال این گوناگونی گفتمان ها را ظهور و بروز یک رهبر تعریف نکرده ایم."

وی افزود:" ما نقطه اتصال را پایبندی به یک متن و آن اجرای بی کم و کاست قانون اساسی گرفته ایم و راه تحول را از طریق یک انتخابات آزاد و رقابتی غیر گزینشی پیش بینی کرده ایم."

میرحسین در انتها گفت:" پایبندی یک متن با هدف بدست آوردن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود مارااز خطر استبداد آینده می تواند محافظت کند."

در ابتدای این دیدار صمیمانه سعید ا... بداشتی رئیس سازمان جوانان و دانشجویان مجمع نیروهای خط امام خمینی (ره) ضمن تشکر از حضور جناب آقای مهندس موسوی در جمع جوانان خط امامی تأکید کرد جمع حاضر با درک وجود معضلات و نارسایی های فکری و فرهنگی در بین اقشار مختلف جامعه معتقد است که حرکت صحیح موفق و موثر جریان اصلاحی و جنبش سبز در درک این حساسیت و لزوم نگاه جدی به بازسازی فکری و فرهنگی جامعه به ویژه نسل جوان و نوجوان از یک سو و از سوی دیگر ساماندهی و شکل گیری آنها در قالب های شناسنامه در جهت فعالیت های اجتماعی سیاسی و فرهنگی در بستر نو اندیشی و ایمان و صلاح صبر و استقامت می تواند مسیر آینده ما را امیدوارتر سازد و ما به عنوان جوانان اصلاح طلب خط امامی همچنان بر فعالیت در چارچوب قانون و حرکت در جهت تبیین اندیشه ای ناب و سبز امام معتقد به حول و قوه الهی ثابت قدم خواهیم بود.

در پایان وی ابراز امیدواری کرد در این ماه رجب و در آستانه ماه شعبان گرفتاری و مشکلات و حصر و بند از همه فعالان و دانشجویان و دلسوزان نظام انقلاب هر چه سریعتر ذایل و بر طرف گردد.


منبع:نوروز


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



پارلمان‌نیوز: دبیركل حزب مردم‌سالاری با بیان این‌كه « قطعا هر نوع نظام مردم‌سالاری بدون احزاب به دیكتاتوری منجر خواهد شد» گفت: به عنوان مدرس فقه سیاسی احمدی‌نژاد را به مناظره می‌طلبم تا ثابت شود آیا نظام ولایی ما تك حزبی است یا باید با احزاب مختلف تقویت شود؟

به گزارش ایسنا مصطفی كواكبیان در جمع اعضای شاخه دانشجویی حزب مردم‌سالاری با اشاره به شعار «حزب فقط حزب‌الله رهبر فقط روح‌الله» اظهار كرد: برخی از این شعار این‌گونه استنباط كرده‌اند كه گویی در كل نظام فقط یك حزب رسمی آن هم با تابلوی مثلا حزب‌الله باید باشد و سایر احزاب با نام‌های دیگر باید تعطیل شوند، در حالی‌كه مفهوم واقعی این شعار این است كه احزاب گوناگون همگی باید جهت خدایی و صبغه الهی داشته باشند و در خط امام خمینی(ره) حركت كنند هرچند كه می‌توانند نام‌های مختلفی داشته باشند و دیدگاه‌های انتقادی و سلایق گوناگونی را واتاب دهند.

وی با بیان این‌كه « امروزه هر نوع توسعه سیاسی مستلزم مردم‌سالاری، هر نوع مردم‌سالاری مستلزم انتخابات، هر نوع انتخاباتی مستلزم رقابت مطلوب، هر نوع رقابتی مستلزم وجود احزاب مختلف است» تاكید كرد: امروزه هسته اصلی هر نوع مردم‌سالاری را احزاب گوناگون با سلایق و راهبردها و تاكتیك‌های متفاوت تشكیل می‌دهند؛ لذا اولین و مهمترین دلیل بر رد سیستم‌های تك‌حزبی همان حكم عقل و تجربه بشریت در دستیابی به توسعه سیاسی است.

وی با اشاره به سیستم‌های پوپولیستی و نظام‌های عامه‌گرا نیز گفت: البته امروزه در علوم سیاسی اكثر دانشمندان علم سیاست این‌گونه نظام‌های سیاسی را در زمره نظام‌های دموكراتیك به شمار نمی‌آورند و خود این نظام‌ها هم همواره تضاد ذاتی خویش را با اساس حزب اعلام می‌كنند.

عضو فراكسیون خط امام(ره) مجلس با اشاره به اصل 26 قانون اساسی مبنی بر این‌كه احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده آزادند، مشروط بر این‌كه اصول استقلال- آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نكنند، یادآور شد: رییس‌جمهور بر اساس اصل یكصد و سیزدهم مسوولیت اجرای قانون اساسی را برعهده دارد و نباید خلاف قانون اساسی سخن بگوید.

وی سابقه سی ساله نظام جمهوری اسلامی را مورد توجه قرار داد و گفت: هر چند هنوز ما انتخابات حزبی نداریم و هم‌اكنون طرحی در مجلس شورای اسلامی برای استانی شدن انتخابات مجلس كه موجب تقویت احزاب خواهد شد مطرح است؛ اما با این حال احزاب دلسوز نظام در طول سی‌ ساله گذشته شادابی و طراوت سیاسی و انتخابات حداكثری را به ارمغان آورده‌اند و نباید تجربه سه دهه گذشته را به راحتی زیر سوال ببریم.

وی در ادامه سیره عملی امام خمینی (ره) در پذیرش احزاب مختلف را دلیلی برای مردود بودن نظریه تك حزبی دانست و گفت: مگر امام خمینی(ره) طرفدار نظام ولایی نبودند؟ چرا در طول ده سال رهبری ایشان یك‌بار نشنیدیم كه ایشان از تك‌حزبی بودن نظام جمهوری اسلامی ایران سخن بگویند، بلكه برعكس با پذیرش انشعاب مجمع روحانیون از جامعه روحانیت مبارز تهران نشان دادند كه آن راحل عظیم‌الشان به شدت از تكثرگرایی سیاسی در فضای سیاسی مردم‌سالاری دینی بر آمده از انقلاب اسلامی طرفداری می‌كردند و با تك‌صدایی مخالف بودند و انتقاد و تخطئه را هدیه الهی قلمداد می‌فرمودند.

این عضو كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم‌چنین لزوم وجود احزاب مختلف در نظام جمهوری اسلامی ایران را از مواضع مقام معظم رهبری در شرایط كنونی دانست و خاطرنشان كرد: اگر نظام ما یك حزب بیشتر ندارد؛ چرا تاكنون چنین سخنی را از زبان ایشان نشنیده‌ایم؟مگر پس از شهادت شهید مظلوم آیت‌الله دكتر بهشتی و شهید باهنر دبیركلی حزب جمهوری اسلامی برعهده رهبری فعلی نبود و در همان زمان هم احزاب گوناگون و مختلف فعالیت نمی‌كردند و در طول دو دهه اخیر نیز وضعیت بر همین منوال نبوده است؟

وی با بیان این‌كه « آمادگی دارم در هر جا و هر زمانی كه آقای احمدی‌نژاد صلاح بداند با ایشان به مناظره بنشینم تا ثابت شود كه برعكس دیدگاه مذكور‏، تنها راه دستیابی به توسعه سیاسی و مردم سالاری دینی واقعی همان تقویت احزاب گوناگون است» تاكید كرد: اینجانب به عنوان معلم علوم سیاسی و مدرس فقه سیاسی هشدار می‌دهم كه قطعا طرفداری از ساختار تك حزبی با مكتب سیاسی امام خمینی(ره) منافات دارد و باید به هر نحو ممكن از این‌گونه دیدگاه‌ها و برداشت‌های ناصواب جلوگیری كرد.

رییس فراكسیون دانشگاهیان مجلس در پایان‏، دانشجویان را به پیروی از مكتب سیاسی امام خمینی(ره) و التزام به اطاعت از مقام رهبری فرا خواند و گفت: ما آن‌چه دلسوزانه می‌فهمیم بیان می‌كنیم و برای ما هم تفاوتی ندارد كه آقایان از این سخنان پند گیرند یا ملال.

   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



فیلم سینمایی "طلاومس" که در جشنواره فیلم فجر سال 88 به سینمای کشور معرفی شد، مورد توجه رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته است.

به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، رهبر انقلاب درباره این فیلم سینمایی که روزهای پایانی اکران خود را می گذارند نظراتی را بیان کرده اند که جالب توجه است.

ایشان مضمون طلا و مس را "عالی" خطاب کرده اند و با بیان اینکه کارگردانی این فیلم سینمایی خوب بوده است از بازی دو بازیگر اصلی این فیلم که نقش یک روحانی و همسرش را بازی می کردند تمجید فرموده اند.

رهبر انقلاب بازی شعیبی و جواهریان در این نقش را برای مخاطب "خیلی خوب" و "باورپذیر" دانسته اند.

ایشان طلا و مس را نمایش کاملی از زندگی یک طلبه عنوان کرده اند.

قبل از این چند فیلم سینمایی به موضوع زندگی روحانی ها و طلبه ها پرداخته بود که این چنین به واقعیت زندگی روزمره آنها نزدیک نبوده است.

فیلم طلا و مس به کارگردانی همایون اسعدیان، با تهیه کنندگی منوچهر محمدی و بازی بهروز شعیبی – نگار جواهریان – سحر دولتشاهی – جواد عزتی در جشنواره فیلم فجر جایزه بهترین بازیگر زن شد و در جشنواره فیلم فجر علاوه بر کسب جایزه ویژه بخش «راه انبیاء» در بخش بین‌الملل «به خاطر آشکار ساختن باورهای عمیق دینی و تجلی آن در جامعه»، در 7 رشته چهره‌پردازی، موسیقی، تدوین، نقش اول زن، فیلمنامه، کارگردانی و بهترین فیلم، نامزد دریافت سیمرغ بلورین بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر شد.

"بهروز شعیبی" و "نگار جواهریان" دو بازیگر نقش "سیدرضا" و "زهرا سادات" هستند که در طلا و مس نقش های اصلی را برعهده دارند.

مسیر اصلی داستان طلاو مس داستان طلبه ای است به نام سید‌رضا که به تازگی با خانواده‌اش به تهران آمده و متوجه بیماری خاص همسرش زهرا می‌شود و به ناچار برای تهیه هزینه درمان او تغییراتی در شیوه زندگی‌اش می‌دهد.

وی ضمن درس خواندن به قالیبافی می پردازد تا از پس مخارج بیماری همسرش که به بیماری سختی دچار شده بربیاید.

بهروز شعیبی بازیگر نقش سید رضا در "آژانس شیشه ای" نقش پسر سید کاظم را بازی می کرد.


منبع:رجا نیوز


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



دبيركل شوراي همكاري خليج فارس برای چندمین بار ادعاهاي ضد ایرانی ‌اش درباره جزاير سه گانه را تكرار كرد و اين جزاير ايراني را "جزاير اماراتي اشغال شده از سوي ايران" ناميد.

به گزارش ايسنا، عبدالرحمن العطيه در گفت ‌و گو با روزنامه الحيات چاپ لندن، با وجود اطلاع از وجود مدارك معتبر مبني بر ايراني بودن جزاير سه‌گانه مدعي اماراتي بودن اين جزاير است، ادعا كرد: اين مساله ما را بسيار نگران مي‌كند به ويژه آنكه ما آنها (ايراني‌ها) را به انجام مذاكرات مستقيم و يا پذيرش راي دادگاه لاهه در اين خصوص‌ دعوت كرديم. از اين رو مشكل اشغال جزاير به عنوان مانعي در پيشرفت روابط با ايران به شمار مي‌رود كه اميدواريم كارها بدتر نشود.

وي همچنين گفت: معتقدم گفت‌وگو بهترين راه براي تحقق امنيت و صلح منطقه‌يي در منطقه مهم اقتصاد جهاني است. فكر نمي‌كنم تحريم‌هاي اقتصادي و تجاري بتواند بحران موجود ميان ايران و غرب را حل كند و چه بسا كه اين مساله مي‌تواند موجب پيچيدگي‌هاي بيشتر هم بشود.

العطيه افزود: تشديد تنش‌ها بين كشورهاي غربي و ايران بر جنبه‌هاي سياسي و انساني منطقه هم تاثير خواهد داشت. ما و ايراني‌ها با شيرين كردن آب هاي خليج (فارس) از يك منبع آبي مشترك استفاده مي‌كنيم، پس آيا اين مساله را تصور كرده‌ايد كه افزايش بحران‌ها چه تاثيراتي بر محيط زيست دارد؟ ما خواهان بروز هيچ درگيري نيستيم و با هرگونه اقدام نظامي هم مخالفيم و از ايران هم مي‌خواهيم كه به درخواست‌هاي بين‌المللي پاسخ گويد و با شفاف‌سازي كامل درخصوص برنامه هسته‌يي‌اش با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي براي حل مشكلات موجود همكاري كند كه در نهايت اين همكاري به نفع ايران و تمام منطقه تمام خواهد شد به همين دليل از ايران مي‌خواهيم كه با جامعه بين‌المللي در اين زمينه همكاري كند.

وي ادامه داد: ما به پيامدهاي بحران هسته‌يي ايران كه موجبات نگراني ما و جامعه جهاني را فراهم كرده، اهميت مي‌دهيم و همانطور كه گفتم تشديد تنش‌ها به نفع امنيت منطقه و ثبات آن نيست و قدرت‌نمايي هر يك از طرفين هم به تقويت امنيت و ثبات منطقه‌يي كمكي نمي‌كند.

هفته گذشته سفیر امارات در واشینگتن، راه حل مشکل هسته ای ایران را حمله امریکا به تاسیسات هسته ای و نظامی ایران دانسته بود.


منبع:فرارو


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




خبرگزاري فارس: زبان تهديد رسانه‌‌اي غرب و همراهان عربي آنها درباره تحريم‌هاي اخير يك جانبه آمريكا عليه كشتيراني و تجارت ايران در حالي دراز شده است كه گويا اقتصاد تمام وابسته آمريكا، اروپا و عربي به نفت و تجارت نسبت به اهميت تنگه هرمز غافل شده و فراموش كرده كه بسته شدن اين تنگه اقتصاد دنيا را فلج مي‌كند


ادامه ی مطلب


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



آناني كه در سراسر جهان توحيد ، بيدارگري ، عدالت و حاكميت بر سرنوشت را وجهه همت خود قرار داده و از مصائب آن پاي پس نكشيدند.

در اين گزارش نگاهي خواهيم داشت به سيره و زندگي آيت‌الله العظمي سيد علي خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي كه به حق، امام(ره) ايشان را «برادري چون خورشيد» ناميدند.

حضرت آيت‌الله العظمي سيد على خامنه‌اي فرزند مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اي در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. زندگى سيد جواد خامنه‌اي مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده‌زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.

آيت‌الله خامنه‌اي از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلامه طباطبايى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت‌الله خامنه‌اي به اين نتيجه رسيدند که به خاطر خدا از قم به مشهد هجرت کنند و از پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مورد مي‌گويند: «به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان برى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت‌الله خامنه‌اي بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند.

ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر استادان بزرگ حوزه مشهد به ويژه آيت‌الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

آيت‌الله خامنه‌اي در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درس‌هاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. البته پدر موافقت نکرد و پس از مدتى ايشان به مشهد باز گشتند.

ايشان از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلامه طباطبايى استفاده کردند.

آيت‌الله خامنه‌اي به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» اما نخستين جرقه‌هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نواب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگامي که نواب صفوى با عده‌اى از فداييان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده‌اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملت ايران، ايراد کردند. آيت‌الله خامنه‌اي آن روز از طلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدت تحت تأثير سخنان آتشين نواب واقع شدند. ايشان مى‌گويند: «همان وقت جرقه‌هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نواب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد».

آيت‌الله خامنه‌اى از سال 1341 که در قم حضور داشتند و حرکت انقلابى و اعتراض‌آميز امام خمينى (ره) عليه سياست‌هاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمدرضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب‌هاى فراوان و شکنجه‌ها و تعبيدها و زندان‌ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند.

کلاس‌هاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت‌ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مي‌کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليت‌هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى شوند.

در بين سال‌هاى 1350ـ1353 درس‌هاى تفسير و ايدئولوژى آيت‌الله خامنه‌اي در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن(ع)» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مي‌شد و هزاران نفر ازمردم مشتاق به ويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مي‌کشاند و با تفكرات اصيل اسلامى آشنا مى‌ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه‌هايي تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى‌گشت. طلاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مي‌آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديك ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مي‌ساختند. اين فعاليت‌ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى‌رحمانه به خانه آيت‌الله خامنه‌اي در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت‌ها و نوشته‌هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت‌ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت‌ترين شرايط نگه داشته شدند. سختي‌هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان که آن شرايط را ديده‌اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش‌هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاس‌هاى سابق را به ايشان ندادند.

در اواخر سال 1356، آيت‌الله خامنه‌اي از سوي رژيم پهلوي دستگير و براى مدت سه سال به ايرانشهر تبعيد شدند. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفت‌بار حکومت سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى(قدس سره) از پاريس به تهران و از سوي ايشان «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت‌هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... در ايران تشکيل شد، آيت‌الله خامنه‌اي نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ شد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

آيت‌الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديک‌تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بي‌نظير و بسيار مهم بودند. ايشان با وجود فعاليت‌هاي سياسي مهم از جمله: پايه‌گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357، معاونت وزارت دفاع در سال 1358، سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358، امام جمعه تهران، 1358، نماينده امام خميني در شوراى عالى دفاع ، 1359، نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358، حضور فعال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه‌هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ايران، ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران، رياست‌جمهورى به دنبال شهادت محمد على رجايى دومين رييس جمهور ايران با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى، دومين دوره رياست جمهوري از سال 1364 تا 1368، رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360، رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366، رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368، رهبرى و ولايت امت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى، هرگز از مجاهدت در عرصه علمي و پژوهشي دست برنداشتند و بيش از 18 تاليف و تحقيق را به ثمر رسانده‌اند.

از جمله آثار ايشان مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: طرح کلى انديشه اسلامى در قرآن، از ژرفاى نماز، گفتارى در باب صبر، چهار کتاب اصلى علم رجال، ولايت ، گزارش از سابقه تاريخى و اوضاع کنونى حوزه علميه مشهد، زندگينامه ائمه تشيع (چاپ نشده)، پيشواى صادق، وحدت و تحزب، هنر از ديدگاه آيت‌الله خامنه‌اي، درست فهميدن دين، عنصر مبارزه در زندگى ائمه «عليهم السلام»، روح توحيد، نفى عبوديت غير خدا، ضرورت بازگشت به قرآن، سيره امام سجاد «عليه السلام»، امام رضا «عليه السلام» و ولايتعهدى، تهاجم فرهنگى (تدوين شده از سخنان و پيام‌هاى معظم له)، حديث ولايت (مجموعه پيام‌ها و سخنان ايشان که تا کنون 9 جلد آن چاپ شده است) و ترجمه آثاري چون: صلح امام حسن (ع) ، تأليف راضى آل ياسين، آينده در قلمرو اسلام ، تأليف سيد قطب، مسلمانان در نهضت آزادى هندوستان، تأليف عبدالمنعم نمرى نصرى، ادعانامه عليه تمدن غرب، تأليف سيد قطب.

آيت‌الله خامنه‌اي در تمام طول زندگي، مشي ساده‌زيستي و مردمي بودن را حفظ كرده و تمام اطرافيان و مسوولان كشور را نيز به اين امر دعوت مي‌كنند. رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره‌هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده‌شان مي‌گويند: «پدرم روحانى معروفى بود اما خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مي‌افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مي‌کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»

اما خانه‌اى را که خانواده سيد جواد در آن زندگى مى‌کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مي‌کنند: «منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام ـ تا چهارـ پنج سالگى من ـ يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقيرنشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زيرزمين تاريک و خفه‌اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى‌آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زيرزمين مى‌رفتيم تا مهمان برود. بعد عده‌اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»

كودكي ايشان در شرايطي سپري مي‌شد كه اغلب مادر بزرگوارشان از لباس‌هاي كهنه پدر، برايشان لباس تهيه مي‌كردند كه غالبا داراي چند وصله بود.

رهبر انقلاب از دوران کودکى در خانواده‌اى فقير اما روحانى و روحانى‌پرور و پاک و صميمي، اين‌گونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر دوران تحصيل ابتدايى را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعليم ديانتى» گذراندند.

ايشان در پيامي به مناسبت آغاز فعاليت مجلس هفتم توصيه مي‌كنند: «پيوند حقيقي با مردم، مستلزم حضور در ميان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگي آنان است. ساده‌زيستي و پرهيز از اسراف و پرهيز از هزينه کردن بيت‌المال در امور شخصي و غير ضروري، شرط لازم براي حفظ اين پيوند است. ترويج فرهنگ اشرافي‌گري و تجمل و سفرهاي پرهزينه و بيهوده خرجي از کيسه‌ي مردم، دور از شأن نمايندگي و عامل گسيخته شدن پيوند نماينده با مردم است.»

آيت‌الله خامنه‌اي طي بيانات و سخنراني‌هاي خود همواره ديدگاه‌ها و نظراتشان را مطرح و نسبت به خطراتي كه جامعه و كشور را تهديد مي‌كند، هشدار مي‌دهند. ايشان بر لزوم وحدت حوزه و دانشگاه تاكيد دارند و معتقدند:«وحدت حوزه و دانشگاه يعني وحدت در هدف، و هدف اين است که همه به سمت ايجاد يک جامعه اسلامي پيشرفته مستقل، جامعه امام، جامعه پيشاهنگ، جامعه الگو حرکت نمايند».

ايشان همچنين درباره‌ي فلسطين نيز اظهار داشته‌اند: «تنها راه حل مسأله‏ى فلسطين اين است كه مردم واقعى فلسطين - نه مهاجران غاصب و اشغالگر - چه آنهايى كه در داخل فلسطين ماندند، چه آنهايى كه در بيرون فلسطين هستند، خود نظام حاكم بر كشورشان را تعيين كنند.»

رهبر انقلاب همچنين معتقدند: «اسلام، وحدت مسلمين و اتحاد نيروهاى مؤمن به خدا و موحد را يکى از فرايض قرار داده است. ما معتقديم که يکى از بزرگ‌ترين اهداف حج خانه‏ى خدا اين است که مسلمانان را به هم نزديک کند. اين‏که خدا فرموده است: «واذن فى الناس بالحج يأتوک رجالا و على کل ضامر يأتين من کل فج عميق» و همه‏ى مردم مسلمان عالم را در روزهاى معين و در عرصه‏هاى محدودى مانند عرفات و مشعر و منا و مسجدالحرام جمع مى‏کند؛ چرا اينها اين‏قدر از آشنايى مسلمين با هم مى‏ترسند؟! مسأله اين است که وحدت اسلامى و وحدت بينش و نظر و سخن مسلمين، براى استکبار و در رأس آن، آمريکاى غدار و ابزارهاى او در دستگاه حاکميت سلطه در عالم، خطرناک است. اين، حقيقتى است که امام بزرگوار ما بارها آن را بيان کرد».

رهبري انقلاب برخلاف بسياري از مقامات عالي‌رتبه كشورهاي مختلف، هميشه در شرايطي كاملا عادي و ساده زندگي كرده‌اند و به گفته‌ي كساني كه با ايشان ارتباط بيشتري دارند، زندگي او در پايين‌ترين سطح و با کم‌ترين امکانات است و مانند معمولي‌ترين افراد جامعه زندگي مي‌کند.

حجت‌الاسلام سيدعلي اكبري در بيان خاطراتي در وبلاگ شخصي خود مي‌گويد: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلم‌برداري کنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند که ايشان چگونه زندگي مي‌کنند. آقا فرمودند:«اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد مي‌ترسم خيلي‌ها باور نکنند.»

سردار سرلشکر سيدرحيم صفوي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد:‌روزي که در منزل مقام رهبري، در خدمت ايشان بودم، بحث قدري به طول انجاميد و نزديک مغرب شد. پس از نماز، معظم‌له با مهرباني به من فرمودند:«آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد». بنده در عين حال که اين را توفيقي مي‌دانستم، خدمتشان عرض کردم: «اسباب زحمت مي شود.» مقام معظم رهبري فرمودند:«نه، بمانيد؛ هرچه هست با هم مي‌خوريم.» وقتي‌که سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزي جز املت ساده نيست.

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني نيز مي‌گويد: با اين‌که مقام معظم رهبري مي‌توانند از همه‌ي امکانات مادي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان از سطح زندگي يک شهروند معمولي پايين‌تر است. معظم‌لَه علاوه بر اين که از يک زندگي معمولي سطح پايين بهره مي‌برند، دائماً به مسوولان سفارش مي کنند: «مواظب زندگي خود باشيد. اصراف نکنيد.»

آيت‌الله خامنه‌اي معتقدند که مردم را بايد عملاً به ساده زيستي دعوت نمود. خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند. ايشان در مناسبت‌هاي خاصي که برنامه خواندن صيغه‌ي عقد دارند، قبل از اجراي عقد، حدود يک ربع، عروس و داماد و خانواده‌هاي آن‌ها را به رعايت صرفه‌جويي دعوت مي‌نمايند و مي‌فرمايند: «خرج‌هاي گزاف نداشته باشيد؛ تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد.» خود آقا هم در زندگي خصوصي‌شان، دقيقاً همين طور عمل مي‌کنند. معظم‌له نه حقوق از جايي دريافت مي‌کنند و نه از وجوهاتي که از اطراف و اکناف خدمت ايشان مي‌آيد، براي زندگي شخصي خود استفاده مي‌کنند. زندگي ايشان از طريق هدايا و نذوراتي است که علاقه‌مندان و ارادتمندان معظم لَه تقديم مي‌کنند. فرزندان آقا هم همين طور زندگي مي‌کنند و همين سادگي و ساده زيستي را دارند.

دکتر غلامعلي حداد عادل در خاطراتش مي‌گويد: در اوايل رياست جمهوري آيت‌الله خامنه اي، يک شب ديداري با ايشان داشتم. صحبت به درازا کشيد، معظم لَه فرمودند: «شام پيش ما بمان.» من از اين دعوت خوشحال شدم؛ زيرا مي‌توانستم مدتي بيش‌تر در خدمت ايشان باشم. آقا فرمودند: «من نمي‌دانم شام چي داريم يا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست يا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم مي خوريم.» از همان دفتر کار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت کردند و گفتند: «خانم، شام چي داريم؟ فلاني پيش ماست و من گفته‌ام که هر چه باشد با هم مي‌خوريم.»

از جواب‌هاي آيت‌الله خامنه‌اي، احساس کردم که در منزل به اندازه يک نفر شام کنار گذاشته‌اند. آقا فرمودند: «عيبي نداره! هر چه هست براي ما بفرستيد، قدري هم پنير و ماست همراهش کنيد.» پس از گذشت حدود يک ربع، يک بشقاب برنج ساده با يک کاسه کوچک خورشت معمولي خيلي متوسط و مختصر آوردند .قدري هم شايد نان و پنير و ماست همراه آن بود. آن‌ها را نصف کرديم و با هم خورديم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامي شکر کردم که چنين تحولي در کشور ايجاد کرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اصراف و تبذيري وجود داشت و امروز رييس‌جمهور چه ساده زندگي مي‌کند.

زندگي آيت‌الله خامنه اي هنوز هم همين طور است. روش ايشان در زندگي عوض نشده است. اگر معظم لَه مردم را به صرفه جويي دعوت مي کنند، خودشان قبل از مردم به صرفه جويي عمل مي نمايند.

حجت الاسلام و المسلمين مسيح مهاجري نيز مي‌گويد: «در زمان رياست‌جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، ايشان ماجرايي را براي من تعريف کردند که بسيار شنيدني و جالب است.

معظم لَه فرمودند روزي در دفتر کارم نشسته بودم، تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشي را که برداشتم با صداي خنده ايشان روبه رو شدم. علت را پرسيدم؛ مادرم گفت: «چند روزي است در خانه هيچ نداريم، پدرت هم پولي ندارد». اين داستان براي من بسيار مهم بود. پدر و مادر رييس‌جمهور کشور، پول و غذا ندارند. ماجراي مذکور نشان از ساده زيستي در خانه مقام ولايت دارد. ايشان در خانه بسيار ساده زندگي مي‌کنند و هيچ فردي تا به حال نتوانسته از موقعيت معظم لَه سوءاستفاده کند. چه افتخاري براي ملت مهم‌تر از اين که چنين شخصيت ارزشمندي رهبري آنان را بر عهده دارد؟!

آيت‌الله سيدمحمودهاشمي شاهرودي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد: زندگي شخصي آقا از سادگي و سلامت خاصي برخوردار است. اين سادگي به زندگي نزديکان ايشان نيز سرايت کرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من در آن جا يک ميز ساده و قديمي ديدم. در کنار ميز نيز يک صندلي کهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبري در کتابخانه ي ساده ي خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده مي‌کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني«ره»نيز مي‌گويد: بر خود واجب مي‌دانم که شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين که رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلکه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان وانقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يک نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده‌ي معظم لَه روي موکت زندگي مي‌کنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يک فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موکت پناه بردم.

آيت‌الله مصباح يزدي نيز مي‌گويد: مصرف گوشت خانه‌ي آيت‌الله خامنه‌اي در زمان رياست‌جمهوري تنها از طريق کوپن بود.ايشان در آن زمان به من فرمودند: «من تاکنون غير از همان گوشت کوپني که به همه مردم داده مي‌شود گوشت ديگري از بازار نخريده‌ام.» امروز هم زندگي ايشان مثل زندگي مردم محروم و مستضعف است.

سيد علي اکبر طاهايي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد:« من در آن زمان نماينده‌ي مجلس شوراي اسلامي بودم. همسرم يکي از بچه‌ها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، همسر مقام معظم رهبري را ملاقات کرد. ايشان نيز يکي از فرزندان خود را براي مداوا به آنجا آورده بودند. کسي نمي‌دانست که ايشان کيست!

چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشک مراجه کردند. دکتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبري گفت: «براي مداواي فرزندتان روزي يک ليوان لعاب برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبري گفت: «ما چنين امکاناتي را نداريم» پزشک که ايشان را نمي شناخت عصباني شد و گفت: «مگر امکان دارد درخانه اي برنج نباشد؟» همسر مقام معظم رهبري فرمود: «آقاي ما اجازه نمي‌دهد که در خانه، غير از برنج کوپني استفاده کنيم و آن هم کفاف خوراک ما را بيش از يک بار در هفته نمي‌دهد.»

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي اصغر باقي‌زاده نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد: زماني که مقام معظم رهبري در ايرانشهر تبعيد بودند، در ساختماني که يک اتاق و يک آشپزخانه داشت زندگي مي‌کردند.

همين مکان کوچک هر روز پذيراي تعداد زيادي از مهماناني بود که از راه‌هاي دور و نزديک به آن جا مي‌آمدند. من هم توفيق داشتم که در آن روزها به ديدن ايشان بروم. چون به ايرانشهر رفتم وآقا را زيارت کردم، ديدم که تک و تنهايند و کسي کمک کار ايشان نيست.

تصميم گرفتم چند روز در آن‌جا بمانم و به معظم‌لَه کمک کنم. در تمام روزهايي که من در محضر آقا بودم، غذاي ايشان و مهمان‌ها سيب زميني، نيمرو وتخم مرغ آب پز بود.

زهرا رهنورد نيز تعريف مي‌كند: « در زمان رياست جمهوري آيت‌الله خامنه اي، روزي همسر ايشان به منزل ما آمدند و به من گفتند: «کوپن قند و شکر ما تمام شده است، اگر شما قند و شکر داريد مقداري به ما قرض بدهيد».

سردار سرتيپ پاسدار شوشتري نيز در با اشاره به توجه رهبري به ساده‌زيستي و پرهيز از تجمل‌گرايي مي‌گويد:« مقداري زيلو در خانه مقام معظم رهبري بود. آن‌ها را جمع کرديم و فروختيم و يک مقدار هم پول از مال شخصي خودم روي آن‌ها گذاشتم. تا به جاي آن زيلوها، براي منزل آقا فرشي تهيه کنيم. وقتي زيلوها را عوض کرديم و فرش‌ها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: «اين‌ها ديگر چيست؟» گفتم:«زيلوها را عوض کرديم».فرمودند: «اشتباه کرديد که عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد». اصرار را بي‌فايده ديدم و با هزار مکافات رفتم و زيلوها را پيدا کردم و توي خانه انداختم. زيلوهايي که واقعاً به آن‌ها نگاه مي‌کردي، مي‌ديدي که نخشان در آمده و ساييده شده‌اند.

برخي نشريات كشورمان با انتشار خاطره‌اي به بيان مشي ساده‌زيستي رهبر معظم انقلاب پرداخته‌اند كه عينا نقل مي‌شود: آقاي دكتر حداد عادل تعريف مي‌كردند در سال 77 يك خانمي زنگ زده بود منزل ما كه مي‌خواهيم براي خواستگاري بياييم منزل شما. خانم ما گفته بود كه بچه ما فعلا سال چهارم دبيرستانه و مي خواهد كنكور بده. اون خانم گفته بود كه حالا نمي‌شه ما بياييم دختر را ببينيم. خانم ما گفته بودند نمي‌شه. خانم ما گفته بود اصلا شما خودتان را معرفي كنيد من نمي‌دونم چه كسي مي‌خواهد بيايد. اون خانم گفته بود من خانم مقام رهبري هستم. خانم ما از هولش دوباره سلام و عليك كرده بود و گفته بود ما تا حالا هر كسي آمده بود رد كرديم، صبر كنيد با آقاي دكتر صحبت مي‌كنم بعد شما را خبر مي كنم. بعدا تماس گرفتند كه ما حرفي نداريم شايد اينها آمدند نپسنديدند و براي اينكه دختر هوايي نشود بهتر است هماهنگي كنيم بيايند در دبيرستان بچه را ببينند بچه هم متوجه نشود چه كسي آمده او را ببيند و قرار گذاشتيم در دفتر دبيرستان كه خانم من هم مدير دبيرستان هدايت(1) هم بود، ساعتي را خانم هماهنگ كرد و خانم آقا تشريف آوردند و در دفتر نشسته بود و گفته بود كه من با دخترم صحبت مي كنم وقتي كه صدايش كردند بعد شما او را ببينيد، او را ديدند دختر هم رفت سر كلاس، خانم آقا هم رفتند. چند روز گذشت كه من براي كاري خدمت آقا رفتم و گفتند خانم استخاره كردند خوب نيامده و بعدا گفتم كه خدا را شكر كه دختر ما نفهميد كه به روحيه‌اش لطمه بخورد.

يك سال از اين قضيه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند كه دوباره مي‌خواهيم بياييم. خانم ما گفته بود خانم چي شده دوباره مي‌خواهيد بياييد. آقا گفته بود كه خانم ما به استخاره خيلي اعتقاد دارد و خوب نيامده خانم آقا گفته بود چون دخترتان دختر خوبي است و نمي‌توانستيم بگذريم و دختر محجبه و فرهيخته و خوبي است دوباره استخاره كردم و خوب آمد، اگر اجازه بدهيد بياييم. در آن موقع دخترمان ديپلم گرفته بود و كنكور شركت كرده بود. آمدند و وقتي مقدمات كار فراهم شد، قرار گذاشتيم پسر آقا و مادرش بيايند منزل ما و با يك قواره پارچه به عنوان هديه كه عروس را ببينند و گفت‌وگو كنند، آمدند و نشستند صحبت كردند و وقتي آقا مجتبي رفتند از دخترم پرسيدم نظرتان چيست؟

ايشان موافق بودند به او گفتم خوب فكرهايت را بكن بعد از چند روز رفتم پيش آقا، آقا فرمودند داريم خويش و قوم مي‌شويم، گفتم چطور! گفتند اينها آمدند و پسنديدند و در گفت‌وگو به نتيجه رسيده‌اند، گفتند نظر شما چيست؟ گفتم آقا اختيار ما دست شماست آقا گفتند نه بالاخره شما دكتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همينطور وضع زندگي شما وضع مناسبي است ولي ما اينجور نيست.

و اگر بخواهم تمام زندگيم را بار كنم غير از كتابهايم، يك وانت بار مي‌شود، اينجا هم دو تا اتاق اندرون داريم و يك اتاق بيروني كه آقايان و مسوولين مي‌آيند و با من ديدار مي‌كنند من پول ندارم كه خانه بخرم يك خانه اجاره كرده‌ايم كه يك طبقه را مصطفي و يك طبقه را مجتبي زندگي مي‌كند، شما با دخترت صحبت كن كه خيال نكند مي‌خواهد عروس رهبر شود يك چيزهايي در ذهنش نباشد. ما يك زندگي اين جوري داريم شما اين جوري زندگي نكرده‌ايد، نسبتا زندگي خوبي داريد خونه داريد، زندگي داريد حالا بخواهد وارد يك زندگي اين جوري شود مشكله. مجتبي معمم هم نيست مي خواهد روحاني شود برود قم درس بخواند زندگي بكند همه را بگو تا بداند .من آمدم با دخترم صحبت كردم و ايشان هم قبول كرد. برگشتيم و وارد مراحل بعدي شديم آقا يك خانه‌اي قبل از رياست جمهوري‌شان داشتند توي جنوب تهران ايشان آن را اجاره داده‌اند و خرج زندگي‌شان را از آن در مي‌آورند. ايشان حقوق بابت رهبري نمي‌گيرند و از وجوهات هم استفاده نمي‌كنند.

خلاصه براي مراسم عقد، مهريه و اينها گفتيم كجا برگزار كنيم آقا فرمودند اولا سر مهريه و هر چي اختيار دختر شما باشد همان را مهريه دختر بذارين ولي من چون براي مردم خطبه عقد مي خوانم و اين سنت من بوده كه بيش از 14 سكه عقد نمي‌خوانم تا حالا هم نخواندم اگه بخواهيد مي توانيد بيشتر از 14 سكه هم بذارين ولي من عقد را نمي‌تونم بخونم چون تا حالا براي مردم نخوندم براي عروسم هم نمي‌خونم بريد يك آقاي ديگر عقد را بخواند اشكالي هم ندارد از نظر من اشكالي نداره . ما گفتيم نه آقا اين كه نمي‌شه ولي باشه حالا من صحبت مي‌كنم با مادرش فكر نمي‌كنم مخالفتي داشته باشد. گفتند مي‌تونيد مراسم عقد را در تالار بگيريد ولي من نمي‌تونم شركت كنم گفتم آقا هر جور شما صلاح مي دانيد. فرمودند مي‌خواهيد اين دو تا و يك اتاق بيروني را با هم حساب كنيد چند نفر زن و مرد مي‌شوند نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما دعوت مي كنيم ما نگاه كرديم كلا اينجا 150 الي 200 نفر بيشتر جا نمي‌گيرد ما حتي قوم و خويش‌هاي درجه اولمان را نمي‌توانستيم دعوت كنيم گفتيم باشد خلاصه تعدادي از اقوام نزديك را دعوت كرديم و آقا هم همين طور از غير فاميل نيز آقا، آقاي خاتمي رييس جمهور و آقاي هاشمي و آقاي ناطق نوري و روساي سه قوه و دكتر حبيبي را دعوت فرمودند يك رقم غذا نيز درست كرديم. قبل از اين قضيه صحبت بازار مطرح شد پسر آقا گفت كه نه من انگشتر مي خواهم نه ساعت مي خواهم نه چيز ديگري، من هم گفتم حداقل يك حلقه كه مي گيرد. آقا گفتند چه كار كنم مجتبي گفت كه نمي‌خواهم. بعد آقا يك انگشتر عقيق داشت گفتند اين انگشتر را يكي براي من هديه آورده اگر دخترتون قبول مي‌كند من اين رو هديه مي‌دهم به اون. اون به عنوان حلقه هديه بده به مجتبي گفتيم باشد خلاصه آقا رفت انگشتر را آورد و گرفتيم و رفتيم و به دست مجتبي هم گشاد بود داديم يك انگشترسازي و 600 تومان هم داديم تا انگشتر را كوچكش كند خلاصه خرج حلقه دامادمان شد 600 تومان اين شد حلقه داماد. به آقا گفتم تو همه اين مسائل احتياط كرديم ديگر لباس عروس را بسپار به دست ما آقا فرمودند ديگر آنرا طبق متعارف حساب كنيم ما داشتيم تو همان ايام عروسي مي گرفتيم و يك لباس عروس داشتيم كه براي عروسمان سفارش داده بوديم بدوزند خلاصه قبل از آنكه عروسمان استفاده كند همان شب دخترمان استفاده كرد آقا گفتند من يك فرش ماشيني مي دهم شما هم يك فرش و مراسم برگزار شد.

براي عروسي هم دو تا پيكان از ما بود و دو تا پيكان هم از اقوام آقا مراسم در خانه ما طول كشيد . تا آمدند عروس را ببرند خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانسته بودند بيايند. مراسم تا حدود ساعت يك طول كشيده بود تا اينكه ما عروس را آورديم خانه ديديم آقا همينطور بيدار نشسته‌اند منتظرند كه عروس را بياورند گفتند من اخلاقا وظيفه خود مي دانم براي اولين بار كه عروسمان قدم مي‌ذاره تو خونه ما تو فاميل ما من هم بدرقه‌اش كنم هم به اصطلاح خوش آمد بگم اون نگه كه براي من ارزشي قائل نبودند. ما تعجب كرده بوديم فكر نمي كرديم آقا تا اون موقع شب بيدار باشند به خاطر اينكه عروسش را مي خواهند بياورند. خانواده آقا چون اون شب سرشون شلوغ بود غذا هم به آقا نداده بودند. آقا گفتند كه آقاي دكتر امشب شام هم نداشتيم من يكي از اين پاسدارها را صدا كردم گفتم شما خوردني چيزي نداريد يكي از پاسدارها گفت غير از يك كمي نون چيز ديگه نداريم آقا فرموده بودند بياور حالا يك چيزي مي خوريم بعد هم كه دختر وارد شد آقا نشستند و چند دقيقه‌اي برايشان در مورد تفاهم در زندگي و شرايط و اهميت زندگي زناشويي صحبت كردند و تا پاي در خونه عروس را بدرقه كردند خوش آمد گفتند بعد برگشتيم حالا رعايت اداب حتي تا چنين جايگاهي، اينها از بركت انقلاب اسلامي از بركت خون شهدا است. ايشان دستور دادند حتي از ريزترين وسايل دفتر چون مال بيت‌المال است استفاده نشود. حتي وقتي مشكل وسيله نقليه هم پيش آمد اجازه ندادند از وسايل دفتر استفاده شود.

رهبر معظم انقلاب همچنين به نظم و انضباط توجهي ويژه دارند، و در بياناتي مي‌فرمايند: «آن شخص نظامى كه جلوى شما مى‏آيد، چنانچه ديديد يقه‏اش باز است، يا دكمه‏اش افتاده، بدانيد كه قطعاً در ميدان جنگ كم خواهد آورد! نه اينكه اگر يقه‏اش بسته بود و دكمه‏اش نيفتاده بود، كار را تمام خواهد كرد؛ نه، اين جزو موضوع است؛ تمام موضوع نيست. يعنى اگر همه چيزش تكميل باشد، اما مثلاً وقتى پيش شما مى‏آيد، ببينيد بند پوتينش باز يا شل است، يقين كنيد كه او در ميدان جنگ آن كارى كه شما مى‏خواهيد، نخواهد كرد. بايد كارش شسته رفته، مرتب، منظم و پُر و پيمان - در همان زماني كه از او متوقع است - باشد؛ شل و ول راه رفتن معنا ندارد. يك وقت يك افسر عالى‏رتبه حزب‏اللهىِ مشهور در ارتش نزد من آمد و از بس مقدس‏مآب بود، با دمپايى پيش من حاضر شد! به او گفتم اگر بعد از اين تو را اين‏طورى ديدم، راهت نمى‏دهم؛ برو! ردش كردم؛ بعد دفعه ديگر كه آمد، ديدم بله، پوتين مرتبى به پا كرده است! بعضي‌ها حزب‏اللهى‏گرى را با شل و ول بودن و بى‏نظم و بى‏ترتيبى اشتباه مى‏گيرند؛ حزب‏اللهى‏گرى كه اين نيست. رييس حزب‏اللهى‏هاى همه تاريخ - يعنى اميرالمؤمنين (عليه‏السلام) - مى‏فرمايد: «و نظم امركم»؛ بايد منظم باشيد. نظم چيست؟ همان آيينى است كه از هركسى خواسته‏اند. هرجا نظمى دارد؛ ميدان جنگ هم نظمى دارد؛ نظامى هم نظم خاصى دارد؛ بايد آن نظم را رعايت كند.

ايشان همچنين معتقدند كه بايد با اخلاق و «زبان خوش» به سراغ روح و دل جوانان رفت و مي‌گويند: «مسجدى كه بنده نماز مى‏خواندم، بين نماز مغرب و عشا هيچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ هميشه بيرون مسجد هم جمعيت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعيت هم از قشر جوان بودند؛ براى خاطر اينكه با جوان تماس مي گرفتيم. در همان سال‌ها پوستين‌هاى وارونه مد شده بود و جوانان خيلى اهل مد آن را مى‏پوشيدند. يك روز ديدم جوانى كه از اين پوستين‌هاى وارونه پوشيده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است؛ يك حاجى محترم بازارى هم كه مرد خيلى فهميده‌اى بود و من خيلى خوشم مى‏آمد كه او در صف اول مى‏نشست، در كنار اين جوان نشسته بود. ديدم رويش را به اين جوان كرد و چيزى در گوشش گفت و اين جوان يكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجى محترم گفتم چه گفتى؟ به جاي او جوان گفت چيزى نيست. فهميدم كه اين آقا به او گفته كه مناسب نيست شما با اين لباس در صف اول بنشينيد! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همين‏جا بنشينيد و تكان نخوريد! گفتم حاجى! چرا مى‏گويى اين جوان عقب برود؟ بگذار بدانند كه جوان با لباسي از جنس پوستين وارونه هم مى‏تواند بيايد به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند. برادران! اگر پول و امكانات هنرى نداريم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدى زمانه را نداريم، «اخلاق» كه مى‏توانيم داشته باشيم؛ «فى صفة المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه». با اخلاق، سراغ اين جوانان و دل‌ها و روح‌ها و وراى قالب‌هاشان برويد؛ آن وقت تبليغ انجام خواهد شد.»

-------------------------------------------

منابع:

*پايگاه اطلاع‌رساني مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي

*پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار آيت‌الله العظمي خامنه‌اي

*وبلاگ شخصي حجت‌الاسلام سيدعلي اكبري

*روزنامه جمهوري اسلامي ايران

*خبرگزاري دانشجويان ايران

*كتاب خاطرات و حكايت‌ها ويژه زندگي‌نامه مقام معظم رهبري

*پايگاه اطلاع‌رساني خانه ملت


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




ايلنا : مشاور امور روحانیت رئیس دولت اصلاحات گفت : امام همواره همه را بر تكثر احزاب و سليقه‌ها گوناگون تشويق مي‌كردند.
مصطفي درايتي در گفت‌و‌گو با خبرنگار ايلنا ، درمورد تصويب طرح تجميع انتخابات رياست جمهوري و شوراها گفت: بيشتر منظور از اين طرح اين بوده كه تعداد انتخابات‌ها كم شود تا هزينه‌هاي انتخابات‌ها نيز كاهش يابد و ‌اگر ما بتوانيم انتخابات‌هايي كه جنبه سياسي مشتركي را دارند تجميع كنيم هزينه‌ها را كاهش داده‌ايم.
وي افزود: البته فكر مي‌كنم كه اين طرح خيلي نمي‌تواند مفيد باشد، ولي اگر بتواند به كار سياسي كشور سود برساند كار مطلوبي خواهد بود.
وي درمورد اظهارات اخيررئيس‌جمهور درمورد اينكه نظام ما تك حزبي است، تصريح كرد: البته اين اظهارات خيلي با مشي امام راحل ما سازگاري ندارد. ايشان اگر خود را معتقد به قانون اساسي‏، دموكراسي و مردم‌سالاري مي داند نبايد چنين اظهاراتي را بيان كند.
درايتي معتقد است : البته اين شكل و نوع نگرش ايشان كه سابقه هم دارد به جهت اين است كه ايشان توجهي به مردم سالاري ندارند.
مشاور امور روحانیت رئیس دولت اصلاحات اضافه كرد: امام همواره همه را بر تكثر احزاب و سليقه‌ها گوناگون تشويق مي‌كردند.
درايتي تصريح كرد : ما اگر انتخابات‌هاي خوب و سالم را مي خواهيم طبيعتاَ نيازمند احزاب گوناگون در نظامي منضبط هستيم .
وي گفت: انتخابات اصولاََ بازي احزاب است نه اينكه مردم را به جان هم بياندازند ، بلكه بيشتر نقش رونق درانتخابات را بازي مي كنند .
مشاور امور روحانیت رئیس دولت اصلاحات تاكيد كرد: اگر اجراي تمام و كمال قانون اساسي به عنوان يك اصل مدنظر باشد، ما انتخابات‌هاي خوب و تحول‌هاي سياسي و اقتصادي مطلوبي را شاهد خواهيم بود.
درايتي ادامه داد: لذا امام راحل همواره در اين خصوص تشويق مي كردند لااقل بنده در ذهن خود مخالفتي از ايشان را به ياد ندارم چطور كه در خصوص شاخه روحانيون و روحانيت و غيره شاهد آن بوديم.
وي در پايان خاطر نشان كرد: اين اظهارات اخير آقاي احمدي‌نژاد با مشي چندين ساله نظام و انقلاب در تضاد است و اظهاراتي اينگونه در جايگاه رياست جمهوري اظهار نظرهاي فكورانه‌اي نيست.


منبع:ایلنا


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



تهران - کاتسويا اوکادا وزير امور خارجه ژاپن معتقد است که بايد حق جمهوري اسلامي ايران در زمينه بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي به رسميت شناخته شود و بر نقش آفريني تهران - توکيو در زمينه خلع سلاح هسته اي تاکيد کرد.

اوکادا درست چند روز پس از گفت و گوي رييس جمهوري اسلامي ايران با خبرگزاري کيودوي ژاپن و تاکيد آقاي احمدي نژاد بر اين نکته که "ايران و ژاپن نمي‌توانند از يکديگر فاصله بگيرند" در ساختمان وزارت خارجه ژاپن پذيراي خبرنگار اعزامي ايرنا به توکيو بود تا او نيز پيام دوستانه اش را به ايران بدهد: " مصمم به توسعه هر چه بيشتر روابط ژاپن با ايران هستم".

اين پيام هاي گرم دوستي بين دو کشور در حالي رد و بدل شد که دما سنج ها در تهران و توکيو ، درجه هاي نزديک به 40 را نشان مي داد و گرمي هوا با گرماي روابط دو کشور گره خورده بود.
البته گرماي مسابقات جام جهاني نيز بر گفت و گوي خبرنگار سياسي ايرنا با وزير خارجه ژاپن بي تاثير نبود و مصاحبه اينگونه آغاز شد:
" ژاپن از نام بسيار خوبي در ايران برخوردار است و ايراني ها هميشه به ژاپني ها اعتماد داشته اند؛ نمونه اي برايتان ذکر کنم . قبل از سفرم به توکيو و هنگام بازي ژاپن با پاراگوئه شاهد بودم که بسياري از ايراني ها دوست داشتند که "لباس آبي ها" برنده اين مسابقه باشند و زماني که ژاپن باخت، اندوهگين شدند؛ حال سوال اين است که توکيو از اين سرمايه و موقعيت منحصر به فرد در ايران و اعتماد ايرانيان چگونه مي خواهد استفاده کند؟"
وزير خارجه ژاپن به اين پرسش اينگونه پاسخ داد: "روابط ايران و ژاپن بر اساس اعتماد و تفاهم دو کشور بنا شده است و از روابط دوستانه اي برخورداريم؛ البته اين روابط ناشي از تلاش هاي مسوولان دو کشور در مدت طولاني است. من مصمم هستم که اين روابط را هرچه بيشتر توسعه دهم."
اوکادا با اين بيان صريح، در همان ابتداي مصاحبه، پاسخ پيام دوستانه احمدي نژاد را داد.
وزير خارجه ژاپن ادامه داد: " من در سال 2006 به ايران سفر کردم و تاريخ و تمدن بزرگ و فرهنگ غني ايران را از نزديک لمس کردم . براي کشور ژاپن، ايران بسيار مهم است و من مصمم هستم که روابط توکيو با تهران را به صورت "راسخ" و "عميق" درست کنم."
اوکادا با اشاره به شرايط دشوار بين المللي و صدور قطعنامه هاي شوراي امنيت عليه ايران، گفت: من به عنوان دوست ايران از مسوولان شما انتظار دارم که تصميم شجاعانه اي بگيرند.
خبرنگار ايرنا از وزير خارجه ژاپن پرسيد: " شما علاقمندي ژاپن را به همکاري با ايران اعلام کرديد،از سال گذشته نيز ژاپن نشان داده است که سياست "صبر و انتظار" را کنار گذاشته و سعي کرده در امور مربوط به موضوع هسته اي ايران مشارکت کند و در اين زمينه طرح بدهد و از تهران خواسته بود موضوع مبادله سوخت را بپذيرد تا راه مذاکرات هسته اي باز شود، آيا الان هم ژاپن حاضر به ادامه اين راه است؟"
اوکادا در پاسخ به اين سوال گفت:" همانطور که اشاره کرديد ، ژاپن در مورد تبادل سوخت تلاش کرد که نقش خودش را ايفا کند هرچند که ايران با ترکيه و برزيل به توافق رسيد. من خواهان آن هستم که اين توافق اجرايي شود؛ در اين مورد اخيرا نيز با وزير خارجه ترکيه بصورت تلفني صحبت کردم . اگر "بيانيه تهران" از طريق موافقت آژانس بين المللي انرژي اتمي با کشورهاي مربوطه اجرا شود، براي اعتماد سازي بين المللي خيلي خوب است. "
وزير خارجه ژاپن ادامه داد: " به آقاي متکي وزير خارجه ايران هم گفتم که اگر سوخت 20 درصد ايران توسط ديگران تامين شود ديگر نيازي به غني سازي 20درصد نيست."
به گفته او، " اگر فعاليت هاي غني سازي 20درصد تعليق شود يکي از نگراني هاي بين المللي رفع مي شود."
خبرنگار ايرنا در ادامه نظر اوکادا را درباره شعار استراتژيک هسته اي ايران مبني بر "انرژي هسته اي براي همه، سلاح هسته اي براي هيچکس" پرسيد، وزير خارجه ژاپن در پاسخ گفت: "من معتقدم بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي براي ايران بايد به رسميت شناخته شود و اين موضوع در بيانيه سران گروه هشت نيز به رسميت شناخته شده است. البته اعمال اين حق بايد همراه با وظيفه بين المللي باشد."
اوکادا در پاسخ به اين سوال که آيا ژاپن آماده همکاري با ايران در زمينه انرژي صلح آميز هسته اي هست، گفت: "اگر ايران تصميمات بزرگي بگيرد و شرايط بين المللي فراهم شود، ژاپن آماده همکاري با ايران در زمينه انرژي صلح آميز هسته اي است."
از وزير خارجه ژاپن سوال شد: "در چند سال اخير شرکت هاي ژاپني حضور کمرنگي در ايران دارند و جاي خالي آنها را ديگران پر کرده اند ، سوال اين است که آيا ژاپن همچنان مي خواهد در حوزه هايي مانند نفت و گاز ، جايش را به ديگران واگذار کند؟ آيا از اين امر متاسف نيستيد؟"
اوکادا در پاسخ به اين پرسش گفت: "من بسيار متاسف هستم. البته قطعنامه شوراي امنيت براي فعاليت اقتصادي در ايران محدوديت گذاشته و ما به عنوان عضو جامعه بين المللي موظف به رعايت قطعنامه هستيم. اگر ايران قطعنامه شوراي امنيت را رعايت کند فضايي ايجاد مي شود که با تمام قدرت روابط اقتصادي خود با ايران را گسترش دهيم؛ البته من اميدوارم اين فضا فراهم شود. "
گفتني است که آقاي احمدي نژاد در مصاحبه با خبرگزاري کيودو ژاپن با صراحت اعلام کرد "ايران دولت ژاپن را در مورد قطعنامه مقصر نمي داند بلکه تهران دولت آمريکا را براي وارد کردن فشارهاي مختلف بر دولت ها و کشورهاي ديگر مسوول صدور قطعنامه مي داند لذا اين مسئله مانعي براي توسعه روابط و همکاريهاي ايران با ژاپن نيست".

وزير خارجه ژاپن ادامه داد:" در سفري که به تهران داشتم متوجه شدم ايران داراي ظرفيت بالاي شکوفايي اقتصادي مي باشد و نه تنها در حوزه نفت و گاز بلکه در عرصه هاي مختلف داراي اين ظرفيت است. "
"چه تدابيري انديشيده ايد که نگذاريد جاي خالي شما را ديگران بگيرند؟" در پاسخ به اين سوال ايرنا، اوکادا گفت: "اين به تصميم ايران بستگي دارد. اگر شرايط بين المللي فراهم شود ما مي توانيم با ايران روابط گسترده اي داشته باشيم. اگر ايران به مسير همکاريش ادامه دهد ، ژاپن از فعاليت شرکت ها اقتصادي اش در ايران پشتيباني مي کند. "
خبرنگار ايرنا در ادامه اين گفت و گو خطاب به وزير خارجه ژاپن گفت: "من که به هيروشيما رفته بودم رييس موزه صلح هيروشيما از استاندردهاي دوگانه در برخورد با موضوع هسته اي گلايه داشت؛ شما اين استانداردهاي دوگانه را چگونه مي بينيد؟"
اوکادا پاسخ داد: " استانداردهاي دوگانه منصفانه نيست. اينکه برخي کشورها داراي سلاح هسته اي باشند و برخي سلاح هسته اي نداشته باشند قابل پذيرش نيست و منصفانه نمي باشد."
وي افزود: "من معتقدم که کشورهاي داراي سلاح هسته اي نبايد افزايش يابند چرا که افزايش سلاح هسته اي به نفع جامعه بين المللي نيست."
خبرنگار ايرنا پرسيد: "پس چرا در مقابل کلاهک هاي هسته اي اسراييل سکوت مي شود؟"
وزير خارجه ژاپن در پاسخ گفت: "ما هيچ مدرک درست و دقيقي نداريم که اسراييل داراي سلاح هسته اي باشد."
خبرنگار ايرنا در ادامه سوالش براي اوکادا توضيح داد که در سفرش به هيروشيما و بازيد از موزه صلح اين شهر ، در سند مربوط به کشورهاي داراي سلاح هسته اي نام اسراييل را ديده که جلو آن 80 بمب هسته اي ذکر شده و از آن عکس و فيلم گرفته است.
وزير خارجه ژاپن در پاسخ به دليل خبرنگار ايرنا گفت: "البته آن نظر موزه صلح هيروشيماست. نظر ما اين است که تعداد سلاح هاي هسته اي اسراييل مشخص نيست."
اوکادا با بيان اينکه اسراييل و هند خارج از "ان پي تي" هستند گفت: "بايد تلاش کنيم تا تعداد کلاهک هاي هسته اي را کاهش دهيم و ايران و ژاپن در زمينه خلع سلاح هسته اي مي توانند نقش آفريني کنند. "
وزير خارجه ژاپن در خصوص احتمال ميانجيگري توکيو ميان تهران و واشنگتن گفت که با کمال ميل آماده ايم که در اين زمينه نقش خود را ايفا کنيم.
اوکادا تصريح کرد: "ايران براي ما بسيار مهم است و ما هيچ بدبيني و يا نگاه منفي به ايران نداريم و معتقديم اين کشور عظيم داراي آينده روشني است."
گفت و گو از جواد خرمي مقدم


منبع:ایرنا


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



سردار سیدمحمد باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس گفت: اميدواريم نخستين مصوبه هيئت دولت در مورد استان البرز ساخت پارك ‌موزه دفاع مقدس باشد.

 

 

به گزارش سایت ساجد به نقل از روابط عمومي اداره حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس غرب استان تهران، سيدمحمد باقرزاده در بازديد سرزده از اداره كل حفظ آثار و ارزش‌هاي دفاع مقدس غرب استان تهران اظهار داشت: انجام كارهاي فرهنگي لزوم داشتن بصيرت است و توجه به عميق بودن و ماندگار شدن و اثربخشي امور فرهنگي مي‌تواند به مقابله با تهاجم فرهنگي در عرصه جنگ نرم منتهي شود.
وي در ادامه به استان البرز اشاره كرد و ادامه داد: غرب استان تهران كه به استان البرز تبديل شد، داراي ظرفيت‌هاي بسيار خوبي در عرصه فعاليت‌هاي دفاع مقدس است و همانطوري كه مردم غرب استان تهران در جريان جنگ تحميلي و دوران دفاع مقدس خوش درخشيدند و چه در حضور در جبهه‌ها و تقديم شهداي عزيز و گرانقدر و جانبازان سرفراز و چه در عرصه پشتيباني جبهه‌هاي نور عليه ظلمت بسيار پرتوان و پر فروغ ظاهر شدند.
رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس بيان داشت: هم‌اكنون نيز يكي از مأموريت‌هاي مهم شما ثبت و ضبط خاطرات و اسناد دوران دفاع مقدس در اين منطقه شهيد پرور است.
در ادامه مراسم سردار باقر‌زاده به همراه تعدادي از مسئولان شهري كرج ضمن بازيد از نقاط مختلف شهر كرج، نقاطي كه براي ساخت پارك موزه دفاع مقدس مشخص شده بود را از نزديك بازديد كردند و يكي از نقاط را براي ساخت پارك موزه مناسب تشخيص دادند كه مقرر شد اقدامات بعدي با جديت پيگيري شود.
‌باقر‌زاده در اين باره عنوان داشت: اميدواريم نخستين مصوبه هيئت دولت در مورد استان البرز ساخت پارك‌موزه دفاع مقدس باشد.
وي در ادامه بازيد خود از اداره‌كل حفظ آثار ونشر ارزش‌هاي دفاع مقدس غرب استان تهران ضمن تقدير و تشكر از مسئولان دستگاه‌هاي اجرايي غرب استان تهران و شهر كرج از همكاري‌هاي ايشان با متوليان فعاليت‌هاي عرصه دفاع مقدس به نيكي ياد كردند و خواستار استمرار اين همكاري شد.

همچنين سردار باقرزاده از پروژه ساخت حرم شهداي گمنام كوه نور الشهداي عظيميه كرج بازديد كرد.


منبع:ساجد


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 




 
-->
احمدي‌نژاد در همايش ستادهاي هماهنگي و پشتيباني بسيج دانش‌آموزي استان‌ها: استكبار پيچيده‌ترين ديكتاتوري‌ها را به‌نام آزادي و دموكراسي در دنيا ترويج مي‌كند

رئيس‌جمهور گفت: كشورهاي مستكبر پيچيده‌ترين ديكتاتوري‌ها و غير دموكرات‌ترين‌ها را به‌نام آزادي و دموكراسي در دنيا ترويج كرده‌اند.

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران بسیج، محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور طي سخناني در ششمين همايش اعضاي ستادهاي هماهنگي و پشتيباني بسيج دانش آموزي استان‌ها با بيان اينكه آموزش و پرورش و بسيج جزء مهمترين مأموريت‌ها هستند، گفت: از اول تاريخ تا امروز دعوا و درگيري‌هاي زيادي بوده اما موضوع اين درگيري‌ها در حول و حوش موضوع آفرينش انسان و مديريت بر جهان بوده است.

وي افزود: انسان موضوع آفرينش است و آفرينش نيز بدون انسان معنا و مفهومي ندارد و از اول همه دعواها سر نوع نگاه به انسان، تلقي از انسان و مأموريتي است كه انسان بايد انجام دهد.

رئيس‌جمهور با بيان اينكه دو نگاه مادي و الهي در مورد انسان و مديريت جهان از اول در برابر هم صف كشيده‌اند، تصريح كرد: جنس، خاستگاه و كمال انسان از نگاه انديشه مادي در همين عالم ماده محدود است در حالي كه از نگاه انديشه الهي انسان جاودانه بوده و هرچند از ماده برآمده اما سر به آسمان كشيده و ابدي مي‌ماند كه اين دو نوع نگاه در حقيقت دو نوع برنامه براي زندگي انسان تنظيم مي‌كند.

احمدي‌نژاد در همين خصوص افزود: در نگاه مادي يك فرد به دنيا آمده و هفتاد سال زندگي مي‌كند و بعد از آن هيچ است؛ بنابراين به طور طبيعي بايد از حداكثر لذات اين دنيا بهره ببرد و با اين وجود اگر كسي معتقد به انديشه مادي باشد احمق است كه به سمت لذت حداكثري نرود چرا كه بعد از اين دنيا ديگر تمام است و زندگي‌اي نيست.

وي گفت: امروز در دنيا مصرف بيشتر، نشان كرامت، احترام و سعادتمندي بيشتر است بنابراين طبقه بندي فرهنگي، سياسي و اجتماعي جامعه بر اين اساس تقسيم مي‌شود.

رئيس‌جمهور با بيان اينكه انسان الهي و جاويدان سعادت خود را در خدمت به ديگران، فداكاري در راه ديگران و عشق و محبت به ديگران مي‌بيند، خاطرنشان كرد:‌ در نگاه الهي انسان بايد هم در اين دنيا به حيات طيبه برسد و هم حيات ابدي كه اين هر دو در يك راستا است.

احمدي‌نژاد ادامه داد: در نگاه الهي كمال انسان از مسير خدمت به ديگران ‌و تلاش براي تعالي و كمال ديگران مي‌گذرد در حالي كه در نگاه مادي انحصار وجود دارد و اگر شخصي كار خيري هم انجام مي‌دهد براي نفع بيشتر خود است.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به وجود معادن بسيار غني و گرانقيمت در آفريقا خاطرنشان كرد: كشورهاي مستكبر همه ثروت‌ و معادن آفريقا را غارت مي‌كنند و بعد با كلي تبليغات يك مدرسه و يك درمانگاه درست مي‌كنند كه اين هم براي پوشاندن غارت‌هايشان است.

رئيس‌جمهور ادامه داد: اروپايي‌ها و آمريكايي‌ها از سي سال پيش تمام نقشه‌هاي معادن آفريقا را تبيين كرده و در برنامه برداشت گذاشته‌اند و اين در حاليست كه هيچ يك از دولت‌هاي آفريقايي اين اطلاعات را در اختيار ندارند.

رئيس‌جمهور در بخش ديگري از سخنان خود يادآور شد: در نگاه الهي خداوند همه اين جهان را براي انسان و انسان را براي خود خلق كرده و از انسان خواسته است كه خود را بالا كشيده و تجلي اسماء الهي در زمين باشد و اين در حاليست كه خداوند اين استعداد را در فطرت تمامي انسان‌ها قرار داده است.

احمدي‌نژاد همچنين بيان كرد: از نگاه الهي رسيدن به كمال از دل جامعه و تلاش براي تعالي و اصلاح جامعه مي‌گذرد نه اينكه كسي در بيابان‌ها و جنگل‌هاي دور افتاده هشتاد سال عبادت كند و بگويد مي‌خواهم متكامل شود كه اين نيز با نگاه مادي هيچ فرقي ندارد.

وي با تأكيد بر اينكه دو انديشه الهي و مادي در طول تاريخ در برابر هم بوده‌اند، اظهار داشت: امروز هم دعواي ما با قدرت‌هاي فاسد جهاني همين است آنها مي‌خواهند انسان را از قله كمال الهي پايين بكشند در حالي كه انديشه الهي اين چنين نيست.

رئيس‌جمهور افزود: انسان الهي بالاترين و عميق‌ترين لذت مادي را هم خواهد چشيد اما محدود و محصور به اين نيست.

احمدي‌نژاد يادآور شد: به فضل الهي جمهوري اسلامي ايران برپا شد تا يك بار ديگر اين انديشه الهي در دنيا و قدر و قيمت انسان زنده شود.

وي به جنايت مستكبران اشاره و خاطرنشان كرد: اينها به جايي رسيده‌اند كه شخصي مانند بوش يك ميليون نفر آدم را مي‌كشد كه قبلي‌‌ها هم اينگونه بودند و يا اينكه كار را به جايي رساندند در آزمايشگاه يك ميليون ميكروب توليد و منتشر مي‌كنند تا بتوانند با فروش داروي آن به سود برسند بنابراين معلوم شد اگر انسان در اين دنيا محدود شود ديگر اخلاق، ارزش‌ها، انسان و دين معنا و مفهومي ندارد.

رئيس‌جمهور با بيان اينكه لذت انسان بودن آيا غير از عشق و محبت به ديگران به دست مي‌آيد، گفت: اگر عشق را ازانسان بگيرند چه لذتي است كه بايد گفت دنيا ديگر هيچ است در حالي كه خيال مي‌كنند لذت مي‌برند ولي بايد بدانند كه خيال و وهم است.

احمدي‌نژاد افزود: همه لذت‌هاي حقيقي عالم بر بستر عشق شكل مي‌گيرد.

وي تأكيد كرد: اين كشورها شعار آزادي سر مي‌دهند و بعضي‌ها با نوشتن پنجاه كتاب به آنها جواب مي‌دهند هرچند خوب است اما مي‌شود با چهار كلمه جواب آنها را داد، بايد گفت؛ از چه و به كجا مي‌خواهيد انسان را آزاد كنيد.

رئيس‌جمهور با اشاره به اينكه در 200 سال اخير سنگين‌ترين ضربات بر حيثيت انساني از طرف اينها وارد شده است، ابراز داشت: هيچگاه در طول تاريخ موجوديت انسان اينقدر له نشده بود كه در دوره حاكميت انديشه مادي له شد.

احمدي‌نژاد همچنين در خصوص جايگاه پايين زن در جامعه غربي اظهار داشت: زن را كه تجلي جمال عشق الهي و محبت و انسان ساز است به پايين‌تر از كالا تنزل داده‌اند كه خرج فروش كالا شده كه اين در مورد مردها هم اتفاق افتاده است.

وي در ادامه سخنان خود با اشاره به بحث مديريت جهاني افزود: مديريت جهاني كمال انسان در زندگي اجتماعي و تلاش براي اعتلاي جامعه است چرا كه جامعه بدون مديريت از همان اول معنا نداشته و ندارد.

رئيس‌جمهور يادآور شد: حاكم عادل تمام فرصت‌ها را براي شكوفايي انسان‌ها فراهم مي‌كند و اين در حاليست كه حاكم ظالم تمام عالم را ساقط مي‌كند.

احمدي‌نژاد با بيان اينكه پيچيده‌ترين ديكتاتوري‌ها و غير دموكرات‌ترين حكومت‌ها را به نام آزادي و دموكراسي در دنيا غالب كرده‌اند، گفت: ‌هيچ‌وقت در طول تاريخ مديران عالم مثل مديران اين دوره جهان به جامعه انساني ضربه نزده بودند، در تاريخ غارت‌هاي فراواني اتفاق افتاده اما هيچكدام از آنها مثل دوره ما نيست.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به سياست‌هاي اقتصادي آمريكا تصريح كرد: در سي سال اخير دولت آمريكا ارتباط ارز با طلا را قطع كرد كه اين موضوع آگاهانه بود و سال گذشته نيز سي هزار ميليارد دلار دارايي كاغذي در دنيا منتشر كردند و به ازاي آن كالا، ثروت و معادن ملت‌ها را به يغما بردند كه هيچ دزدي در تاريخ به اين اندازه نيست.

رئيس‌جمهور با بيان اينكه در هر جاي دنيا هر فردي تلاشي كرده و حاصلي به دست مي‌آورد به طور خودكار بخشي از آن به جيب اين كشورها مي‌رود، خاطرنشان كرد: اعضاي اوپك حدود 21 الي 22 ميليون بشكه نفت صادر مي‌كنند كه بشكه‌اي 75 دلار است و زماني كه اين نفت وارد بازار اروپا مي‌شود 100 دلار ماليات از آن مي‌گيرند و بعد اين نفت را به كالا تبديل مي‌كنند كه درآمد آنها از انرژي ما دو برابر خود ما است.

احمدي‌نژاد تأكيد كرد: مديريت عادل و صالح راه را براي حركت جامعه به سمت تعالي باز مي‌كند، تمركز شيطان نيز روي انسان و مديريت است و تلاش مي‌كند انسان را از خود غافل و مراكز مديريتي را تصرف كند.

وي در ادامه سخنان خود در خصوص وظيفه آموزش و پرورش و بسيج نيز گفت: مهمترين مأموريت ما در آموزش و پروش شناساندن انسان به انسان است و بايد موانع برداشته شده و استعدادهاي الهي شكوفا شود.

رئيس‌جمهور در مورد وظيفه بسيج نيز عنوان كرد:‌ كار بسيج انتشار مفاهيم و ارزش‌ها در دل و روح جامعه است.

احمدي‌نژاد با اشاره به اينكه بسيجي يعني كسي كه خود را براي خدمت به انسان و برپايي مديريت انسان صالح و كامل در جامعه و جهان آماده مي‌كند، اظهار داشت: بسيج يعني خودش چهار قدم از ديگران جلوتر حركت مي‌كند و عاشق مفاهيم متعالي است و به واسطه اين عشق عاشق نوع انسان است.

وي با بيان اينكه دايره تفكر بسيج همه انسان‌ها است، خاطرنشان كرد: بزرگترين خدمت به انسان شناساندن انسان به انسان است كه همه پيامبران نيز براي اين كار آمده‌اند.

رئيس‌جمهور نظام جمهوري اسلامي ايران را فرصتي تاريخي براي كل جامعه بشري توصيف و بيان كرد:‌ با انقلاب اسلامي فرصتي پيدا شد كه انسان به خودش برگشته و مديريت صالح بر دنيا حاكم شود.

احمدي‌نژاد با طرح سؤالي مبني بر اينكه چه چيزي موجب اثرگذاري حرف ما مي‌شود، گفت:‌ شرط اينكه ما در مأموريتمان براي بيدار كردن، ساختن و پيش بردن موفق شويم اين است كه عاشق انسان‌ها باشيم.

وي ادامه داد: بستر انتقال مفاهيم و ارزش‌هاي الهي از يك انسان به ديگري عشق است چرا كه ارزش‌هاي الهي با زور منتقل نمي‌شود.

رئيس‌جمهور در ادامه سخنان خود با تشريح صفات پيامبر (ص) گفت: جنس پيامبر (ص) جنس عشق و رحمت است هرچند برخي مي‌گويند ايشان با محبت به ديگران در صدد جذب افراد و افزايش ياران خود بود در حالي كه اينگونه نيست بلكه پيامبر (ص) عاشق مردم است.

احمدي‌نژاد عشق به مردم را تجلي عشق به خدا دانست و تصريح كرد:‌ بايد ديد چگونه عشق به خدا و مردم به هم وصل مي‌شود؛ همه رحمت‌ها و بركات الهي از طريق واسطه فيض به انسان مي‌رسد و واسطه فيض نيز انسان كامل است و بدون شناخت انسان كامل و امام محال است خدا را شناخت.

وي با بيان اينكه تجلي و عينيت خداوند متعال در زندگي بشر انسان كامل است، تصريح كرد: موضوع امام به قدري مهم است كه تمام پيامبران براي آشنا كردن انسان با امام مجاهدت كرده‌اند. راهي به جز امام در دسترسي به حكمت علم خداوند وجود ندارد.

رئيس جمهور ادامه داد: مي‌گويند فلان كس عالم و سياستمدار است و لي زماني كه اتفاقي مي‌افتد او نمي‌داند كنار دشمنان ولايت و آمريكا ايستاده است و اين نشان مي‌دهد علم، حكمت و عرفان در ظاهر است. اما در يك نقطه حساس دست او را نمي‌گيرد و در اينجا خداوند مي‌فرمايد اگر تقواي الهي داشته باشيد به شما فرقان مي‌دهم.

احمدي‌نژاد گفت: كسي كه مي‌گويد عاشق خداست بايد عاشق امام باشد و كسي كه عاشق امام است بايد عاشق انسان‌ها باشد.

وي با اشاره به اينكه كاري كه از روي عشق انجام مي‌شود اثرش تا ابد باقي مي‌ماند مگر عده قليلي كه آنها از رده خارج شده‌اند، يادآور شد: بسيج كانون عشق به امام و انسان كامل است.

رئيس‌جمهور با اشاره به ورود سالانه يك ميليون دانش آموز به سيستم آموزشي كشورمان خاطرنشان كرد: سالانه بايد يك ميليون بسيجي واقعي به تعداد بسيج اضافه شود.

احمدي‌نژاد با بيان اينكه امام خميني مفهوم عشق را در ما زنده كرد، گفت: خيلي بد است برخي‌ها طوري عمل كنند و بگويند پس از 31 سال از انقلاب شكست خورديم در حالي كه هم‌اكنون ما در آغاز راه هستيم.

وي ادامه داد: پيام انقلاب به گونه‌اي است كه به گوش هر انساني برسد پاسخ مثبت مي‌دهد. بنابراين مأموريت ما رهايي كل جامعه بشري به حاكميت عدالت به دست انسان كامل در تمام گيتي است كه ما در اين راستا در ابتداي راه هستيم.


منبع:خبرگزاری بسیج


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



موضوع:
در فيلم هاي آويني

فيلم سازي مستند، از طبيعت كنار نيست. در اكثر آثار مستند دنيا ردپاي عناصر اربعه ديده مي شود و اصلا همين مي شود كه به آن نام مستند مي دهد.
فيلم مستند بايد توانايي انتقال حس، طعم، بو، رنگ و عناصري از اين قبيل را داشته باشد. حال با تمهيدات سينمايي يا گفتارها و نريشن ها و امثالهم.
روايت فتح، يك مجموعه مستند جنگي است كه همگي به تاثيرگذاري آن معترفند و مشهورترين يادگار بزرگمرد عرصه سينماي جنگ، مرحوم آويني به شمار مي رود. اين اثر وجوه مختلف زيادي دارد كه پرداختن به آنها، در اين مجال نمي گنجد. از آنجا كه خاك، نمادي از وطن پرستي است، به بررسي اين عنصر در آثار شهيد آويني پرداخته ايم.
شايد دليل توجه زياد انسان به خاك، به خاطر ساختار وجودي آدم است كه از خاك و آب به وجود آمده. شايد هم، فتح يك وجب از خاك هر كشور به منزله كوچك تر شدن آن سرزمين به اندازه حتي يك وجب باشد يا شايد... به هر حال انسان از بدو آفرينش به خاك توجه ويژه اي داشته و مسلم است كه خواهد داشت.
يكي از ويژگي هاي آثار جنگي شهيد آويني و به ويژه روايت فتح، نمايش همين خاك است.
در همه نماهاي دوربين كه به دليل ويژگي جنگي و ناامن بودن منطقه، مرتب تحرك دارد و نماهاي سردستي آن كه گاه با پناه گرفتن فيلمبردار، تنها زمين را نشان مي دهد، خاك به عنوان عنصري لاينفك ديده مي شود.
اين خاك بر چهره و لباس هاي افراد حاضر در خاكريز، سنگر، كوير، كوه و ساير فضاهايي كه در مجموعه مي بينيم، حضوري فعال و زنده دارد، به طوري كه به گونه اي غير مستقيم به سرزمين و دليل دفاع از آن اشاره مي كند.
خاك از سويي نماد زندگي و مرگ نيز هست. بدون خاك، هيچ چيز نخواهد روييد و رنگ سبز بي معنا خواهد شد. همين خاك اجساد را در خود جاي مي دهد. نيز بر همين خاك است كه خون سربازان جاري مي شود و خاك سرخي كه قاب لحظه هاي نبرد مي شود، ارزش پيدا مي كند.
در واقع، خاك؛ سبزي و سرخي مستتري در خود دارد كه مرتب تكرار مي شود و به ما تذكر مي دهد كه با خاك زندگي مي كنيم و در همين خاك جهان را وداع خواهيم كرد.
از سوي ديگر، حضور خاك، دفاع را برجسته و گوشزد مي كند كه براي از دست ندادن اين خاك و ادامه رويش سبزي كه در راه است، جاري شدن سرخي خون سربازاني بر خاك، دليلي موجه خواهد داشت.
اين مي شود كه خاك از خون گل مي شود و رنگي ديگر مي گيرد و هي سبز مي شود و هي سرخ. سبزهايي كه شكوفه هاي سرخ مي دهند و سرخ هايي كه از شكوفه به ميوه تبديل مي شوند و ثمره آن حفظ خاك و استقلال كشور است.


منبع:سازمان بسیج مستضعفین


   نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389  توسط بسیجی خاکی 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
 
موضوعات
 
 
نويسندگان
Basij Nasr